به سایت حکمت 20 خوش آمدید.

زندگی نامه مرداویج زیاری

بیوگرافی مرداویج

تحقیق درباره مرداویج | مرداویج در چه قرنی می زیست؟|عکس آرامگاه مرداویج |بیوگرافی کامل مرداویج |همسر و فرزندان مرداویج | مرداویج |نام اصلی مرداویج |دلیل مرگ مرداویج |مقاله درباره مرداویج   مرداویج زیاری پادشاه دوران از ۳۱۶ تا ۳۲۳ تاجگذاری...

تحقیق درباره مرداویج | مرداویج در چه قرنی می زیست؟|عکس آرامگاه مرداویج |بیوگرافی کامل مرداویج |همسر و فرزندان مرداویج | مرداویج |نام اصلی مرداویج |دلیل مرگ مرداویج |مقاله درباره مرداویج

بیوگرافی مرداویج

قلعه گبری در نزدیکی شهر ری که مرداویچ زیاری در درون محوطه‌ی آن دفن شده است.

 

مرداویج زیاری
پادشاه
دوران از ۳۱۶ تا ۳۲۳
تاجگذاری ۳۱۶ قمری
لقب(ها) ابوالحجاج مرداویج بن زیار
زادگاه فومن
مرگ ۳۲۳
محل مرگ اصفهان
آرامگاه قلعه گبری، ری
پیش از وشمگیر
پس از -اسفار بن شیرویه
دودمان زیاریان
پدر زیار
دین زرتشت (به ظاهر اسلام را پذیرفته بود)

 

مرداویج بن زیار بن وردان‌شاه گیلی (همچنین: مرداویج جیلی )، بنیادگذار سلسله زیاری در سده چهارم هجری / دهم میلادی است. وی پایه‌های حکومتی را پی نهاد که فرمان‌روایانش میان سال‌های ۳۱۶ تا ۴۳۵ هجری/ ۹۲۸ تا ۱۰۷۷ میلادی بر بخش‌هایی از سرزمین‌های گرگان، قومس، طبرستان، دیلم، گیلان، قزوین، ری، اصفهان و خوزستان فرمان راندند. زیاریان به همراه دیگر شاخه‌های دیلمی در غرب و شرق ایران به یاری گروهی از سلسله‌های محلی کوچک و بزرگ ایرانی، حدود دو سده بر ایران فرمان‌روایی کردند. دو سده‌ای که به سان پلی عصر چیره‌گی اعراب را به حکومت ترکان پیوند می‌داد، در تاریخ ایران جنبش‌های استقلال‌خواهی این حکومت‌های محلی ارزشی ویژه دارد. او که اهل جلگه گیلان بود عقاید شدیداً ضد اسلامی ابراز می‌کرد؛ تا ریشه‌های عمیق خاندان خود در سنت ایرانی را نشان دهد. مردآویج در پی گشودن اصفهان دستور داد، تاج و تخت زرین پادشاهی برای وی ساخته شود و خواستار شد که تاج پادشاهی وی همانند تاج خسرو انوشیروان، شاهنشاه ایران ساسانی باشد. مردآویج همچنین فرمان داد تا تختگاه تیسفون یا همان ساختمان معروف به طاق کسری برای برگزاری جشن پادشاهی وی به شکل نخست خود بازسازی شود. کار دیگر مردآویج تلاش وی برای برپایی پرشکوه جشن سده بود. وی حدود یکقرن پس از سرکوبی جنبشهای ایرانیان نظیر جنبش سرخ جامگان و جنبش سپیدجامگان، فرماندهی تیره‌های گیل و دیلم را بدست گرفت و با در هم شکستن قشون المقتدر، خلیفه عباسی، فرمانروایی دودمان ایرانی زیار را از طبرستان در شمال تا خوزستان در جنوب برپا ساخت.

سرانجام ظلم و ستم مردآویج بر مردم و خشونت وی موجب شد که اطرافیانش در قتل او همداستان شوند. وی در سال ۳۲۳ ه‌ق و در حمام کاخ خود به وسیله چند تن از غلامان ترکش کشته شد.

زندگی‌نامه

از اوائل زندگی مرداویج اطلاعات روشنی در دست نیست.او در فومن به دنیا آمد. تبار وی از سوی پدر به فرمان‌روایان قبل از اسلام گیلان و از جانب مادر به اسپهبدان رویان می‌رسد، گویا وردان‌شاه جد مرداویج در میان گیل‌ها از قدرت بسیاری برخوردار بوده‌است.  زیاریان یک خاندان سلطنتی گیلی بودند از ۹۳۲ تا ربع اخر قرن یازدهم بر گرگان و طبرستان حکومت می‌کردند. که همانند دیگر خاندان‌های ایرانی، تبار خود را به شاهنشاهان پیش از اسلام می‌رساندند و بر این ادعا بودند که نواده‌گان ارغش فرهادان، شاه گیلانند.

زیار پدر مرداویج دوران فرمان‌روایی او را درک کرده و سال‌ها پس از کشته شدن مرداویج در محرم ۳۳۷ هجری / ژوئیه ۹۴۸ میلادی درگذشته‌است. آغاز شهرت مرداویج در سال‌های نخست فرمان‌روایی نصربن احمد سامانی (۳۰۱-۳۳۰/۹۱۳-۹۴۲) بود. وی ابتدا در خدمت قراتکین، یکی از امیران احمدبن اسماعیل و نصربن احمد در خراسان به سر می‌برد. سپس به خدمت اسفاربن شیرویه سردار گیل درآمد و بعدها سپهسالار وی شد. اسفار، نخست در خدمت ماکان بن کاکی بود و پس از او به حکومت ری رسید. بنابه رای ابواسحاق صابی پس از آن‌که حسن بن قاسم داعی، هروسندان بن تیرداد، شاه گیلانیان را (که دایی مرداویج بود) به همراه شش تن دیگر از بزرگان گیل و دیلم به قتل رسانید، بزرگان دیلم بر داعی شوریدند و اسفاربن شیرویه را به ریاست خویش برگزیدند و به اطاعت فرمان‌روای خراسان درآمدند و از او برای غلبه بر حسن‌بن قاسم یاری خواستند. با کشته شدن سران دیلم کار داعی آشفته شد و از گرگان به طبرستان رفت، سپس به ماکان بن کاکی پیوست. اسفار پس از کسب قدرت همانند دیگر رهبران دیلمی از علویان روی گردانید و علیه حسن بن قاسم داعی و ماکان بن کاکی به نبرد پرداخت. سرانجام اسفار داعی را در دروازه آمل شکست دادو داعی در این نبرد به قتل رسید. با کشته شدن او، اسفار بر طبرستان و دیلم دست یافت و در سال ۳۱۵ هجری/۹۲۷ میلادی به یاری سپاهیان سامانی آهنگ گرگان کرد و بر آن نواحی چیره شد و مرداویج را به فرماندهی سپاه خویش برگزید، بدین سان کار مرداویج بالا گرفت.

اسفار، پس از چندی، مرداویج را به یاری مهدی‌بن خسرو فیروز که در نبردی از محمدبن‌مسافر شکست خورده بود، فرستاد. مرداویج در طارم، محمدبن‌مسافر را در محاصره گرفت و او را به اطاعت از اسفار فراخواند. محمد در حال محاصره به مرداویج پیام داد و او را از بیدادگری‌های اسفار آگاه ساخت و ستم‌های او را در شهر قزوین یاداور شد. بنابه رای مسعودی (۳۴۶/۹۵۷) اسفار نماز را مردود شمرد و مساجد را تخریب کرد و حتا به فرمان او مؤذنی را هنگام اذان از بالا به زیر انداختند. محمدبن‌مسافر هم‌چنین از مرداویج درخواست کرد که به یاری سپاهیان او، لشکریان اسفار را از دم تیغ بگذراند و بر سرزمین او چیره شود. مرداویج پذیرفت، آن‌گاه به سران سپاه اسفار نامه نوشت و مقصود خود را بر آنان آشکار ساخت و به یاری محمدبن‌مسافر به جانب اسفار برتاخت.

سرانجام اسفار در حدود ۳۱۹ هجری/ ۹۳۱ میلادی به قتل رسیدو مرداویج بر سرزمین‌های زیر فرمان وی یعنی ری، قزوین، ابهر، گرگان و طبرستان چیره شد. مرداویج پس از این پیروزی ماکان بن کاکی را شکست داد و سرزمین‌های زیر سلطه او را نیز ضمیمه متصرفات خود کرد. اگرچه ماکان با کمک متحدانش دوبار کوشید تا طبرستان را بازستاند، اما موفق نشد و شکست خورد و به خراسان پناهنده شد. بنابر نظر نویسنده لب‌التواریخ ماکان به دست قرمطیان کشته شد. در اتعاظ الحنفا آمده‌است که قرمطیان پس از کشته شدن اسفار به اوج قدرت و شکوفایی خود رسیدند، درحالی که بغدادی و خواجه نظام‌الملک می‌نویسند: هنگامی که که ابوحاتم رازی فرمان‌روای اسماعیلیان و قرمطیان شد، اسفاربن‌شیرویه و مرداویج زیر نفوذ او قرار گرفتند و مدتی بر آیین اسماعیلیان ماندند.

کشاکش مردآویج با خلیفه

مرداویج خواهرزاده خود ابوالکرادیس را با لشکر بسیار به فتح همدان گسیل داشت. حکومت همدان از طرف خلیفه به ابوعبدالله محمدبن خلف واگذار شده بود و او عده‌ای از لشکریان خلیفه را در اختیار داشت. در نبردی که میان این دو نیرو درگرفت مردم همدان به سبب ناخرسندی از سپاه گیل و دیلم به یاری عامل خلیفه شتافتند، در نتیجه سپاه مرداویج شکست خورد و خواهرزاده او همراه چهارهزار تن دیگر به قتل رسیدند. پس از کشته شدن ابوالکرادیس بازمانده سپاه مرداویج بازگشتند. وی برای انتقام از مردم ری با سپاهی عازم همدان شد و آن‌جا را به تصرف درآورد و گروه بی‌شماری را به سبب کمک به نماینده خلیفه کشت. بنابه روایت مسعودی، در نخستین روز نبرد در حدود چهل هزار مرد کشته شدند. کشتار سه روز به درازا کشید و شهر نیز تاراج گشت. مرداویج پس از گشوده شدن شهر، خون مردم را مباح کرد و به زنان‌شان دست یازید و هرکه را در شهر بود نابود کرد. تاجایی که گفته‌اند فرمان داد تا بند پاجامه هر یک از کشته‌های دیلمی را بردارند و سی‌هزار بند پاجامه گرد آمد. فریاد این بیداد به بغداد رسید و مقتدر، خلیفه عباسی در سال ۳۱۹ هجری/۹۳۱ میلادی سپاهی به فرماندهی هارون بن غریب به جنگ مرداویج فرستاد، ولی این سپاهیان در محلی میان قزوین و همدان شکست خوردند.

مرداویج سر آن داشت تا بغداد را بگیرد. خلافت را براندازد و دولت عرب را از میان ببرد و پادشاهی ایرانیان را دوباره برقرار سازد و خود را شاهنشاه بنامد. خلیفه که از پیشروی وی تا خوزستان بیمناک بود، تصمیم گرفت با میدان دادن به برادران بویه زمینه ضعف مرداویج را فراهم آورد غافل از اینکه روزی آل بویه یکی از دشمنانش خواهند شد.

سرانجام مردآویج

درباره انگیزه کشته شدن مرداویج آرای گوناگونی توسط مورخان معاصر او، از آن میان مسعودی و صولی بیان شده‌است. کامل‌ترین شرح ازآن نویسنده تجارب‌الامم است. ابوعلی مسکویه می‌گوید: او ترکان را خوار می‌شمرد و به آنان اعتماد نداشت و یاران دیلمی خویش را می‌نواخت و برعکس به غلامان ترک سخت می‌گرفت. ابوعلی مسکویه شرح ماجرا را آن‌سان که از استادش ابوالفضل‌بن عمید شنیده بود نقل می‌کند. در شمار لشکریان او گذشته از مزدوران، غلامان زرخرید ترک نیز یافت می‌شدند. یک بار تنی چند از این غلامان که تا پاسی از شب سرگرم تیمار اسبان بودند با همهمه‌ای مرداویج را از خفتن بازداشتند. مرداویج بر انان خشمناک شد و به فرمان وی انان را افسار زدند و همانند اسبان در طویله بستند. این توهین سبب تحریک غلامان ترک شد، پس برای کشتن او هم‌آواز شدند. هنگامی که مرداویج وارد گرمابه شد، از نگهبان ویژه او خواستند تا سلاح او را به درون نبرد (او بر این عادت بود که همیشه یک دشنه در دستمال به درون گرمابه می‌برد)، سپس خود به گرمابه رفته به مرداویج حمله‌ور شده و او را به قتل رسانیدند.

در الاوراق صولی انگیزه کشته شدن مرداویج به گونه دیگر آمده‌است. مرداویج سپاهیان خود را به دو گروه کرده بود. گیلیان و دیلمیان هم‌میهنان و ویژه‌گان او بودند که ری را به دست ایشان گشوده بود. دیگر ترکان خراسان بودند. پس گروهی از ترکان را برکشید و درنتیجه دیلمیان از او گله‌مند شدند، او در پاسخ می‌گفت من ترکان را برای پشتیبانی از شما آورده‌ام تا پیشاپیش شما بجنگند. شما ویژه‌گان من هستید. من از شما و برای شما هستم. چون این سخنان به ترکان رسید، برای کشتن او هم‌داستان شدند و او را در گرمابه کشتند.

داستان خاک‌سپاری مرداویج را ابومخلد عبدالله بن یحیی که از خدمت‌گزاران و دولت‌مردان مرداویج بود چنین یاد کرده‌است: هنگامی که تابوت مرداویج را به ری بردند من روزی پرجوش‌تر از آن روز ندیدم، همه گیلیان و دیلمیان چهار فرسنگ راه را پای برهنه پیمودند. او می‌گفت برادر مرداویج نیز با ایشان پیاده آمد. می‌گفت: من هیچ سپاه ندیده بودم که پس از مرگ فرمان‌روا، بی هزینه درم و دینار مردان و سربازانش این‌چنین به او وفادار بمانند که ایشان بدین شکل به برادرش وُشمگیر پیوستند. کشته شدن مرداویج به دست ترکان نمونه کوچکی از شورش‌های محلی ترکان و پیش‌درآمد چیره‌گی ایشان بر آذربایجان بود. آنان مرداویج را با الهام گرفتن از بغداد به نام ملحد کشتند. بنابر نظر صولی می‌توان نتیجه گرفت که کشتن مرداویج یک مسأله اجتماعی بوده‌است، مسعودی نیز تایید می‌کند که هنگامی که مرداویج می‌خواست به بغداد رود و خلیفه را دستگیر کند به قتل رسید. ابوعلی مسکویه و مسعودی هردو، خلیفه را در کشتن مرداویج سهیم می‌دانند. اینان و دو تن از غلامان او بجکم و توزون را نام می‌برند. این دو بودند که از کینه ترکان نسبت به مرداویج بهره جستند و پس از کشته شدن مرداویج به عراق گریختند و در شمار سپاهیان خلیفه درامدند و اندک زمانی به مقام امیرالامرایی رسیدند.

 

بیوگرافی سلطان ابوسعید سکه ابوسعید     ابوسعید بهادرخان نهمین ایلخان مغول دوران ۷۱۶-۷۳۶ ه. ق. ۱۳۱۶-۱۳۳۵ م. زادروز ۱۳۰۵ م. مرگ ...
بیوگرافی انوشیروان پسر منوچهر انوشه روان شرف المعالی یکی از حکمرانان زیاریان بود. وی فرزندِ منوچهر پسر قابوس بود. وی پس از مرگ پدرش، حکمران زیاریان شد و حکمرانیِ وی بوسیله سلطان مح...
بیوگرافی مهرمردان باوندی   مهرمردان باوندی فرمانروای سلسله باوندیان دوران ۷۲۸-۷۵۲ (میلادی) پیش از سهراب دوم باوندی پس از سهراب یکم باوندی ...
بیوگرافی عضدالدوله دیلمی درهم نقره مشترک عضدالدوله ابوشجاع و رکن الدوله ابوعلی   ابو شجاع عضدالدوله یا فناخسرو (پناه خسرو) (زاده ۲۴ سپتامبر ۹۳۶ میلادی و درگذشته ۲۶...
بیوگرافی آذرمیدخت   آذرمیدخت شاهنشاه ساسانی دوران سی و دومین (؟ - ۶۳۱ میلادی) پیش از هرمز ششم(هرمز پنجم) پس از پیروز دوم پدر خس...
بیوگرافی شهریار پنجم   نصرالدوله شهریار پنجم پور تاج‌الدوله یزدگرد از پادشاهان سلسله‌باوندیان طبرستان بود که در هزارجریب ۲۵ سال حکومت کرد. حکومت پس از مرگ یزدگرد...
بیوگرافی حسن بن زید ( داعی کبیر ) نام اصلی داعی کبیر |  لقب و القاب داعی کبیر |  دلیل مرگ داعی کبیر |  دین و مذهب داعی کبیر | داعی کبیر کیست؟ |  دلیل مرگ حسن بن زید |  بیوگرافی کامل حسن بن زید |  ت...
بیوگرافی بهرام یکم ساسانی تاج‌ ستانی بهرام اول از اهورامزدا   بهرام یکم شاهنشاه ساسانی دوران ۲۷۳ میلادی - ۲۷۶ میلادی مرگ ۲۷۶ میلادی پیش از...
بیوگرافی سلوکوس چهارم   سلوکوس چهارم فیلوپاتر (به یونانی: Σέλευκος Δ' Φιλοπάτωρ) پادشاه سلوکی میان سال‌های ۱۸۷-۱۷۵ (پیش از میلاد) بود. سرزمین پادشاهی او سوریه، میان...
بیوگرافی عزالدوله بختیار آفتابه زرین با نام عزالدوله، نگارخانه آرتور سکلر   عزالدوله بختیار دوران ۳۵۶ هجری قمری/ ۹۶۷ میلادی تا ۳۶۷ ه. ق / ۹۷۸ میلادی ...
بیوگرافی منوچهر پسر قابوس ابومنصور منوچهر بن قابوس وشمگیر پنجمین فرمانروای زیاری بود(۴۰۳ تا ۴۲۰ ه.ق.). او پسر قابوس بود. او در سال ۴۰۳ هجری پس از اینکه پدرش قابوس به دست سرد...
بیوگرافی سلطان مودود غزنوی سکه متعلق به مودود غزنوی   سلطان مودود غزنوی یکی از پادشاهان سلسلهٔ غزنوی بود که در سال ۴۳۲ هجری قمری بر تخت نشست. در سال ۴۳۲ سلطان مسعود ...
بیوگرافی سورنا   مقاله درباره سورنا |دلیل مرگ سورنا |نام اصلی سورنا | سورنا |مقاله در مورد سورنا |زندگی نامه کامل سورنا | سورنا در چه قرنی می زیست؟|تحقیق...
بیوگرافی دارا باوندی   دارا یکی از شاهان سلسلهٔ باوندیان طبرستان بوده‌است. اقوام دارا پس از مرگ شهریار، چون پسرش قبل از وی درگذشته بود، برادر زاده‌اش دارا به حکو...
بیوگرافی وشمگیر حدود قلمروهایی که وشمگیر بر آن‌ها حکومت کرد   زندگی نامه وشمگیر | وشمگیر |تحقیق درباره وشمگیر |زندگی نامه کامل وشمگیر |تحقیق در مورد وشمگی...