به سایت عکس و بیوگرافی خوش آمدید.

دلیل مرگ هیتلر

راز و رمزهای مرگ آدولف هیتلر

باید تاریخ مرگ او را از نو نوشت از همان لحظه اشغال برلین توسط ارتش سرخ شوروی، گمانه زنی ها در مورد سرنوشت «آدولف هیتلر»، رهبر شکست خورده آلمان نازی و همراهان نزدیک او آغاز شد. در ساعات پایانی جنگ،...

باید تاریخ مرگ او را از نو نوشت

از همان لحظه اشغال برلین توسط ارتش سرخ شوروی، گمانه زنی ها در مورد سرنوشت «آدولف هیتلر»، رهبر شکست خورده آلمان نازی و همراهان نزدیک او آغاز شد. در ساعات پایانی جنگ، هیتلر در محفظه امنی که در زیرزمین کاخ صدراعظمی ساخته شده بود، اقامت داشت؛ محفظه ای ضدبمب با سیستم تهویه مخصوص که شبکه ارتباطی چندان پیشرفته ای نداشت.

تنها راه برقراری ارتباط با بیرون این بود که کارمندان به صورت تصادفی با اهالی شهر تماس تلفنی برقرار کنند و در صورت دریافت پاسخ، از وضعیت منطقه باخبر شوند. وزیر تبلیغات آلمان، «جوزف گوبلز» به همراه همسر و شش فرزند خود به محفظه امن آمده بود. در ۲۸ آوریل ۱۹۴۵ هیتلر باخبر شد که «هیملر»، رئیس «اس اس» (گارد مخصوص پیشوا) با نیروهای متفقین برای تسلیم شدن مذاکره کرده و با صلیب سرخ سوئد برای حفظ جان خود به توافق رسیده است. هیتلر همواره او را وفادارترین شخص نسبت به خود می دانست.

راز و رمزهای مرگ آدولف هیتلر

موسولینی در میدان میلان آویزان شد

شب ۲۹ آوریل یکی از ژنرال های هیتلر به او گزارش داد که برلین در حال سقوط است، زیرا مهمات ارتش آلمان در حال اتمام بود. به ازای هر یک سرباز آلمانی، ۹ سرباز روس وجود داشت. در آثار اکثر مورخین، این گزارش عامل مصمم شدن هیتلر به «خودکشی» عنوان شده است. هیتلر همچنین شنید که موسولینی در ایتالیا دستگیر و اعدام شده و جنازه او و همسرش از پا در میدان میلان آویزان گردیده است. هیتلر نمی خواست به چنین سرنوشتی دچار شود. آیا او تصمیم گرفته بود که خودکشی کند؟

براساس روایت برخی مورخان، در ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ هیتلر به کاردار خود «اتو گانشه» دستور داد تا پس از خودکشی، جنازه او و «اوا براون» سوزانده شود. او دستور داد تمام افراد حاضر، محفظه امن را ترک کنند. اسناد موجود حاکی از آن است هیچ کدام از کسانی که در بیرون محفظه حضور داشتند صدای شلیک گلوله را نشنیدند. در ساعت ۱۵:۱۵ دقیقه روز ۳۰ آوریل ۱۹۴۵، اتو گانشه و هاینزلینج (مستخدم مخصوص هیتلر) وارد محفظه شدند. جنازه هیتلر و اوا براون روی مبل گوشه محفظه افتاده بود. براون در جهت مخالف هیتلر روی دسته مبل افتاده بود. در طرف دیگر مبل، از قسمت راست بدن هیتلر خون می چکید. به گفته برخی راویان، او با تفنگ به سر خود شلیک کرده بود و تفنگ روی پای او افتاده بود.

راز و رمزهای مرگ آدولف هیتلر

لینج و گانشه جنازه هیتلر و اوا براون را در پتویی پیچیدند و به باغ کاخ صدراعظمی رایش منتقل کردند. روی جنازه ها بنزین ریختند و آن ها را آتش زدند. این روایت رسمی بارها و بارها بدون آنکه به درستی مورد سوال قرار بگیرد، تکرار شده است، اما آیا هیتلر واقعا خودکشی کرده بود؟ پس چرا کسی صدای شلیک گلوله را نشنیده بود؟ آیا داستانی که نزدیکان هیتلر، که تعدادشان از انگشتان یک دست بیشتر نبود، نقل کرده بودند، نقشه ای برای پنهان کردن یک حقیقت دلهره آور بود؟ ژنرال «وادیز»، فرمانده نیروهای امنیتی ارتش سرخ (اسمرش) مسئول یافتن پاسخ این سوالات شده بود.

روز ۲ می ۱۹۴۵ نیروهای امنیتی ارتش سرخ شوروی وارد ساختمان شدند و نیروهای عادی ارتش سرخ را از ساختمان بیرون کردند. نیروهای (اسمرش) می دانستند که استالین تاکید زیادی بر کشف جنازه هیتلر دارد و اگر جنازه او پیدا نشود، خشمگین خواهدشد. فرماندهی نیروهای جست و جو برای کشف جنازه هیتلر بر عهده ژنرال «وادیز» بود. گزارش او از جست و جو برای یافتن جنازه هیتلر، منبع اصلی مورخین برای تحقیق در مورد وقایع پس از ناپدیدشدن هیتلر است.

رادیو هامبورگ: هیتلر مرده است

ساعت ۹:۳۰ دقیقه روز یک می ۱۹۴۵ رادیو هامبورگ به شهروندان آلمان هشدار داد که به زودی اطلاعیه مهمی را منتشر خواهدکرد. ساعت ۱۰:۲۰ دقیقه آن روز، صدای ارتشبد «کارل دونیتز» فرمانده قسمت شمالی آلمان از رادیو شنیده شد که با صدای لرزان اعلام کرد: «هیتلر مرده است و بنا به درخواست او، اکنون من پیشوای آلمان هستم. امروز بعدازظهر، هیتلر در حالی که نیروهای خود را در میدان جنگ رهبری می نمود، سقوط کرد.» بسیاری از افراد و رسانه ها این اطلاعیه را باور کردند. «لندن تایمز» روز بعد متن این اعلامیه را منتشر کرد.

مسکو اعلام کرده بود که ادعای مرگ هیتلر در میدان جنگ یک دروغ است و هیتلر خودکشی کرده است، اما تا زمانی که جسد هیتلر پیدا نشده بود، این ادعا و داستانی که ساخته بودند، اثبات نمی شد. با این تفاسیر، پیداکردن جسد او به یک موضوع چالش برانگیز سیاسی تبدیل شد. ژنرال وادیز از تمام کسانی که در کاخ صدراعظمی و محفظه امن حضور داشتند و زنده مانده بودند، بازجویی کرد و از همگی یک داستان نقل شد: هیتلر خودکشی کرده است. تمام محفظه امن مورد بازرسی قرار گرفت. نبودن برق و تاریکی محفظه این کار را دشوار کرده بود. هیچ مدرک یا جنازه ای آنجا نبود. استالین دستور داد تا فرمانده پلیس مخفی شوروی برای تحقیقات به برلین برود.

راز و رمزهای مرگ آدولف هیتلر

یک پتوی سالم، دو جسد سوخته

روز ۴ می ۱۹۴۵، یکی از افسران اسمرش پتویی خاکستری پیدا کرد که در آن دو جنازه سوخته وجود داشت. براساس داستانی که بازماندگان محفظه امن تعریف کرده بودند، این جنازه ها متعلق به هیتلر و «اوا براون» (همسر او) بودند. بلافاصله در پنج می ۱۹۴۵ جنازه ها به منطقه «باچ» در شمال شرقی برلین منتقل شدند تا متخصصین اسمرش در مورد آن ها تحقیق کنند.

تحقیقات به قدری سری بود که هیچ کس به درستی نمی داند که واقعا چه نتیجه ای داشت و آنچه اعلام شد چقدر به واقعیت نزدیک بود. حتی خود ژنرال «ژکو»، فرمانده نیروی ارتش سرخ در اشغال برلین نیز اجازه حضور در تحقیقات و آگاهی از نتایج آن را پیدا نکرد. فقط یک روز از تحقیقات گذشته بود که اعلام شد براساس اطلاعاتی که از دندان جنازه به دست آمده است، این جنازه به آدولف هیتلر تعلق دارد. هیچ جزئیات یا اسناد دیگری در مورد این تحقیقات منتشر نشد.

راز و رمزهای مرگ آدولف هیتلر

روز هفت می ۱۹۴۵ به مسکو اطلاع داده شد که جنازه هیتلر پیدا شده است. سپس جعبه ای که ادعا می شد خاکسترهای جنازه هیتلر در آن قرار دارد، تحت تدابیر شدید امنیتی به مسکو منتقل گردید. در سال ۱۹۷۰ شوروی اعلام کرد که قصد دارد جنازه هیتلر را نابود کند. ادعا شد که جنازه او در زمین رژه یک پایگاه نظامی دفن شده است. در اواسط دهه ۱۹۹۰ میلادی مقامات روسیه اعلام کردند که جنازه هیتلر را از قبر بیرون آورده، سوزانده و خاکستر آن را در فاضلاب شهر مسکو ریخته اند و فقط جمجمه او را نگه داشته اند که توسط «کمیساریای خلق در امور داخلی»، در سازمان امنیت ملی داخلی شوروی نگهداری می شود.

این داستان، پایانی است که در آرشیو اسناد شوروی سابق برای زندگی هیتلر ثبت شده است، اما وجود نقاطی تیره در این روایت سبب شد تا بسیاری از مورخین، صحت آن را به پرسش بکشند. داستانی که شوروی از مرگ هیتلر تعریف کرده بود، سناریویی که اطرافیان هیتلر در مورد خودکشی او تعریف می کردند، سکوت مطلق شوروی در مورد چیزهایی که واقعا در کاخ صدراعظمی رایش پیدا کرده بود و مسکوت ماندن حقایق تحقیقاتی که شوروی ادعا می کرد روی جنازه هیتلر انجام داده است، باعث شد تا داستان مرگ هیتلر استنادپذیر نباشد و رازهای آن همچنان پنهان بماند. به همین دلیل، بلافاصله پس از اعلام خودکشی هیتلر و مخصوصا در تابستان سال ۱۹۴۵، شایعاتی در سطح جهانی منتشر شد که ادعا می کرد هیتلر هنوز زنده است.

هیتلر هنوز زنده است؟

اولین شایعه می گفت که هیتلر زنده دیده شده است و مانند یک راهب در غاری نزدیک به «لیک گرانادا» در شمال ایتالیا زندگی می کند. براساس روایتی دیگر، هیتلر در کوه های آلپ دیده شده بود. عده ای ادعا می کردند که او را در سواحل ایرلند دیده اند. این شایعات اگرچه در زمان خود مورد استقبال گسترده قرار گرفتند، اما بیشتر به خیال پردازی شباهت داشتند. اگرچه اخبار مهمی نیز منتشر شد که نه تنها خیال پردازی نبود، بلکه بسیاری از سیاستمداران و مخاطبان را مجبور به واکنش کرد.

در جولای ۱۹۴۵، «اداره سانسور» آمریکا نامه ای پیدا کرد که توسط شخصی ناشناس در واشنگتن برای یک روزنامه در شیکاگو فرستاده شده بود. نامه ادعا می کرد که هیتلر زنده است و در یک منطقه آلمانی نشین در ۴۵۰ مایلی شهر «بوینس آیرس» زندگی می کند. اطلاعات موجود در این نامه به حدی واقعی بود که دولت آمریکا مجبور به اقدام در این زمینه شد. یک تلگراف محترمانه به سفارت آمریکا در آرژانتین ارسال و ماموریت تحقیق در این زمینه به سفارت واگذار شد.

راز و رمزهای مرگ آدولف هیتلر

در کنار اطلاعات اولیه، تلگرام اظهار می کرد که بنا بر شواهد موجود، هیتلر در یک پایگاه مخصوص زیرزمینی زندگی می کند. «منابع اطلاعاتی نشان می دهد که در قسمت غربی این پایگاه یک راه برای ورود وجود دارد که از سنگ ساخته شده و با سلول های فتو- الکترونیک پوشانده شده است. این ورودی با سیگنال های رمزی که با پالس های چراغ ارسال می شوند، کنترل می گردد.»

پیش از این، OSS (آژانس امنیتی آمریکا در جنگ دوم جهانی) نسبت به برخی تحرکات هیتلر حساس شده بود و اعقتاد داشت که او قصد دارد با تغییر چهره از آلمان بگریزد. حتی عکس تغییر چهره احتمالی او نیز طراحی شده بود. آژانس امنیتی آمریکا توانست با نویسنده نامه، به عنوان منبع خبر، رابطه برقرار کند. اسناد محرمانه تحقیقات OSS برای اولین بار در سال ۲۰۱۴ توسط FBI منتشر شد و همگان را در شوک فرو برد.

اسناد نشان می داد که آژانس امنیتی آمریکا از حرکت یک زیردریایی مرموز باخبر شده بود که چند افسر ارشد آلمانی را به سمت آرژانتین می برد. منبع خبری گزارش، نه تنها از حضور هیتلر در آرژانتین آگاه بود، بلکه یکی از چهار نفری بود که هیتلر را در زیردریایی آلمانی دیده بود. در اسناد FBI نام این منبع خبری سانسور شده است، اما تحلیلگران معتقدند که او «آلن دالس»، رئیس وقت OSS بود که نقش مهمی در فرار هیتلر بازی کرده است.

روزنامه روسی «ایوستیوا» سال ۱۹۴۵ گزارشی مبنی بر زنده بودن هیتلر و اوا براون منتشر کرد. گزارش ادعا می نمود که آن ها در یک قلعه در «وستفالیا» مشغول به زندگی هستند. در آگوست همان سال گزارش دیگری منتشر شد که در آن یک وکیل آمریکایی خطاب به رئیس اف بی آی گفته بود هیتلر زنده است و در «اینسبورگ» زندگی می کند. مدتی بعد یک دکتر آلمانی به نام «کارل هاینز اسپاث» ادعا کرد که در ۱ می ۱۹۴۵، یعنی یک روز پس از زمان مرگ فرضی هیتلر، او را مداوا کرده است.

راز و رمزهای مرگ آدولف هیتلر

اسپاث گفت که هیتلر در منطقه «کاسترین» شهرو در حال نبرد مجروح شده بود. او پس از سوگند یادکردن در مورد صحت داستانش گفت: «هیتلر روی زمین افتاده بود. یک ترکش یونیفورم او را سوراخ کرده بود و پس از ورود به قفسه سینه، در ریه او نفوذ کرده بود. تلاش برای نجات او سودی نداشت. کمی محل زخم را باندپیچی کردم. او هشیاری کامل نداشت.

برای تسکین درد او اندکی مورفین به او تزریق کردم. ضربان قلب او را کنترل کردم و پس از حدود سه دقیقه، تنفس او متوقف شد. وقتی که افسران ارشد اس اس را از این جریان مطلع کردم، پس از انجام تحقیقات من را آزاد نمودند و به کار خودم بازگشتم.» اندکی بعد، اسپاث ادعا کرد که اس اس جنازه هیتلر را به آسمان برده و به همراه چهار کیلو مواد منفجره قوی منفجر نموده است.

آیزنهاور: شک دارم هیتلر مرده باشد!

داستان ها در مورد مردن یا زنده بودن هیتلر در حال گسترش بود و حتی این روند کم کم از کنترل رسانه ها خارج شد. هیتلر در حال تبدیل شدن به یک قهرمان بود و ژنرال «جرج مارشال» یکی از فرماندهان ارشد ارتش آمریکا تشخیص داد که باید اقدامی برای توقف اسطوره سازی از هیتلر انجام شود. «آیزنهاور» مخالف این کار بود. در ژوئن ۱۹۴۵ زمانی که آیزنهاور تقریبا محبوب ترین رهبر سیاسی غرب بود، در یک کنفرانس در «هتل رافائل» پاریس حاضر شد و اعلام کرد در مورد مرگ هیتلر تردید جدی دارد. او اولین رهبر سیاسی از میان متفقین بود که چنین ادعایی می کرد. زمانی که «هنری ترومن» در آگوست سال ۱۹۴۵ در کنفرانس «پست دام» از استالین پرسید که «آیا هیتلر مرده است؟» استالین پاسخ داد: «نه!»

این وضعیت سبب شد تا در سپتامبر آن سال، برای اولین بار تحقیقات رسمی دولتی توسط کشور انگلستان در مورد مرگ و زندگی هیتلر آغاز شود. «دیک وایت» یکی از افسران ارشد MI5 مامور انجام این تحقیقات شد. او از «هاگ تراور»، استاد تاریخ دانشگاه آکسفورد، درخواست کرد که در مورد معمای مرگ هیتلر تحقیقات رسمی انجام دهد. یک پرونده چهار جلدی در مورد هیتلر که توسط شاخه ضداطلاعات ارتش آمریکا جمع آوری شده بود در اختیار او قرار گرفت. تمام اطلاعات شخصی و غیرشخصی هیتلر در پرونده وجود داشت.

راز و رمزهای مرگ آدولف هیتلر

تراور تمام سپتامبر و اکتبر را در پی یافتن شاهدان یعنی آخرین ساعات زندگی هیتلر بود، اما هیچ کدام از آن ها در دسترس نبودند. گوبلز مرده بود، مارتین بورمان (منشی مخصوص پیشوا) مفقود شده بود؛ هاینز لینج، اتو گانشه، هانس باور (خلبان مخصوص هیتلر) و یوهان راتنهابر (رئیس محافظان هیتلر) نیز همینطور. فقط «فراگرادا کریستین» و «فراکروگر»، منشی های هیتلر و بورمان برای مصاحبه در دسترس بودند. آن ها نیز شاهدان عینی وقایع روزهای آخر در محفظه امن به شمار نمی رفتند و فقط از افرادی مانند لینج و گانشه چیزهایی شنیده بودند. تراور همچنین به اینسبورگ سفر کرد تا از چند و چون شایعه زندگی کردن هیتلر در این منطقه باخبر شود.

در ۱ نوامبر ۱۹۴۵، تراور در یک کنفرانس خبری در برلین حاضر شد و نتایج تحقیقات خود را اعلام کرد. تحقیقات او نشان می داد که هیتلر روز ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ در ساعت ۳:۳۰ دقیقه عصر خودشکی کرده است و اوا براون نیز با او مرده است. هیتلر با شلیک گلوله به دهان خود این کار را انجام داده و اوا براون با مصرف قرص سیانور خودکشی کرده است.

در این میان، یکی از گزارشگران از تراور پرسید که در مورد نسخه روسی مرگ هیتلر چه نظری دارد؟ او اظهار کرد که شوروی در این مورد بدبین است و امکان ندارد هیتلر زنده باشد. زمانی که این حرف را زد، یک نفر از مقامات رسمی روس که در کنفرانس حاضر بود به نشانه مخالفت سر خود را تکان داد. تراور همچنین این فرضیه را که جنازه متعلق به بدل هیتلر بوده است، رد کرد. اولا زمان کافی برای بردن جسد بدل به داخل محفظه و سپس بیرون آوردن آن برای سوزاندن وجود نداشته است. ثانیا، هیتلر با شرایط جسمانی ضعیف خود هرگز امکان فرار نداشته است.

ازدواج در وقت اضافه

اگرچه گزارش تراور نقایص زیادی داشت، اما به شدت مورد استقبال روزنامه های جهان قرار گرفت. تراور کماکان به تحقیقات خود ادامه داد. یک سال بعد، سرویس های جاسوسی متفقین گزارشی دریافت کردند که براساس آن، یک افسر ارشد سابق اس اس و دوست صمیمی مارتین بورمان یعنی «ویلهم زاندر» زنده دیده شده بود. این می توانست مسیر پرونده را تغییر دهد. زاندر توانست بگریزد، اما مدارکی که در محل اقامت او پیدا شد، تراور و ماموران امنیتی را به خانه ای هدایت کرد که در آن کیفی پنهان شده بود. بخش عمده ای از محتویات آن بی اهمیت بود؛ اما مدارکی در آن وجود داشت که فقط ۴۰ ساعت قبل از سقوط برلین از محفظه امن خارج شده بودند.

یکی از مهمترین سندهای موجود در کیف، سند ازدواج آدولف هیتلر و اوا براون بود. این سند می توانست خیلی از تردیدها را از میان بردارد، اما یک سوال مهم پیش روی تراور ایجاد کرد. هیتلر هرگز احساس نیاز به ازدواج با براون نکرده بود، پس چرا باید در آخرین هفته آوریل ۱۹۴۵ و تنها ۴۰ ساعت پیش از مرگ با او ازدواج کند و سند رسمی برای این ازدواج فراهم آورد؟ جواب ظاهرا آشکار بود: یک اقدام عاشقانه. اما شاید هیتلر قصد داشت به این اقدام عاشقانه تظاهر کند. شاید این اقدام تنها برای منحرف کردن ذهن ها یا تکمیل یک پازل بی عیب و نقص بوده باشد که قصد دارد مرگ هیتلر را حتمی و غیرقابل انکار جلوه دهد. هرگز به این فرضیه ها پاسخ درستی داده نشد.

راز و رمزهای مرگ آدولف هیتلر

اگرچه تحقیقات رسمی تراور و کند و کاوهای متعدد دیگر به این نتیجه رسیدند که هیتلر مرده است، اما نه در روزهای پس از سقوط برلین و نه تا سال ها پس از آن، بسیاری از پژوهشگران به این باور نرسیدند که هیتلر مرده است. وانگهی هر روز گزارش های زیادی از دیده شدن هیتلر در نقاط مختلف جهان به دست متفقین می رسد. این شرایط و جذابیت داستان سرنوشت هیتلر سبب شد مورخین زیادی به تحقیق و نگارش کتاب در این مورد علاقه مند شوند و آثار گسترده ای منتشر گردید.

در کنار کتاب هایی مانند «ظهور و سقوط رایش سوم» (۱۹۶۰) از «ویلیام شیرر» یا «زندگی نامه هیتلر» (۲۰۰۸) اثر «ایان کرشاو» که در کنار سایر جنبه های زندگی هیتلر به طور مفصل به داستان مرگ او پرداخته اند، کتاب های دیگری نیز منتشر شدند که بر سرنوشت او تمرکز داشتند. خاطرات «هاینزلینج» که با عنوان «تا آخر با هیتلر» در سال ۲۰۰۹ منتشر شد، نمونه ای از این آثار است.

هیتلر؛ ۷۵ ساله یا ۹۵ ساله؟

بحث پیرامون سرنوشت هیتلر طی سال های اخیر نیز ادامه داشته است، اما یک حادثه در سال ۲۰۰۰ سبب شد تا ایده خودکشی نکردن هیتلر بیش از گذشته تقویت شود. در این سال، جمجمه هیتلر که توسط کمیساریای خلق در امور داخلی شوروی سابق نگهداری می شد، در مسکو به نمایش عمومی گذاشته شد و برای اولین بار مورد بررسی سایر کارشناسان و مورخین قرار گرفت. روز ۲۶ سپتامبر ۲۰۰۹ «یوکی جیونی» در روزنامه «گاردین» نوشت: «با توجه به بررسی های صورت گرفته پیرامون جمجمه هیتلر، باید تاریخ مرگ او را از نو نوشت. محققات آمریکایی معتقدند که این جمجمه متعلق به یک زن ۴۰ ساله است که هویت او مشخص نیست. آزمایش های دی ان ای که توسط دانشمندان دانشگاه کنکتیکات آمریکا صورت گرفته است، سبب شگفتی همگان شد.»

پروفسور، «نیک بلانتونی»، باستان شناس و متخصص در زمینه شناخت استخوان ها از جانب دانشگاه کنکتیکات مامور تحقیق پیرامون جمجمه مذکور بود. او ابتدا مشخصات جمجمه را بررسی کرد و پس از مشاهده نتایج تکان دهنده مطالعاتش، تصمیم گرفت با مجوز دولت روسیه، مدارک و شواهد باقی مانده از محفظه امن هیتلر را بررسی نماید تا شاید نمونه ای برای آزمایش دی ان ای پیدا کند. بلانتونی پس از بررسی جمجمه گفت: «استخوان جمجمه بسیار نازک بود، در حالی که استخوان جمجمه جنس مذکر ضخامت بیشتری دارد. ساختار جمجمه نیز نشان می داد که به فردی با سن کمتر از ۴۰ سال تعلق دارد. هیتلر در آوریل ۱۹۴۵، ۵۶ سال داشت! نمونه دی ان ای جمجه نیز ثابت می کرد که متعلق به یک زن است.»

راز و رمزهای مرگ آدولف هیتلر

از بررسی مستندات و روایت ها می توان نتیجه گرفت که با توجه به نقص مدارک درباره چگونگی مرگ و سرنوشت هیتلر، مستند نبودن و تضاد فرضیات و این امکان که شاهدان عینی ماجرا برای حفظ جان هیتلر، داستان خودکشی او را ساخته اند، نمی توان با قاطعیت اظهار کرد که هیتلر خودکشی کرده است. علاوه بر این، انشتار اسناد محرمانه FBI به بسیاری مورخین اطمینان داد که نه تنها هیتلر خودکشی نکرد، بلکه تا سن ۷۵ یا ۹۵ سالگی در آرژانتین زندگی کرده است.

تردید نیست که پیدا کردن جنازه هیتلر، پس از سقوط برلین، مهمترین ماموریت ارتش سرخ بوده است، زیرا در غیر این صورت بحرانی سیاسی پدید می آمد. از طرفی، تنها اسناد موجود در مورد خودکشی هیتلر، توسط نیروهای اطلاعاتی ارتش سرخ شوروی در اختیار مورخین قرار گرفته است. این در حالی است که حتی افسران ارشد ارتش سرخ نیز اجازه حضور در مکان تحقیق روی جنازه کشف شده را نداشتند و تنها تعداد بسیار انگشت شماری از اعضای ارتش و برخی سیاست مداران شوروی از نتایج واقعی تحقیقات باخبر شدند.

نابودشدن ناگهانی و غیرقابل پیش بینی جسد هیتلر توسط دولت روسیه نیز می تواند ثابت کننده این ادعا باشد که دولت شوروی پس از جنگ، برای حفظ آبروی خود و ممانعت از تبدیل شدن هیتلر به یک اسطوره، خبر و اسناد خودکشی او را جعل کرده است. همه این روایت های پرتناقض و فرضیات پرتضاد سبب شد تا ماجرای مرگ هیتلر برای همیشه به یک معما تبدیل شود.

پیشگیری از دعوا به خاطر کارهای خانه   هر چند کارهای خانه بیشتر بر عهده ی خانم هاست اما خانه تکانی کاری است که نیاز دارد تا همه ی اعضای خانواده باهم همکاری کنند. در چنین مواقع...
مشهورترین زوج‌های ورزشکار در جهان عصرایران به نقل از دویچه وله: آندره آغاسی، تنیس‌باز حرفه‌ای آمریکایی که ۱۰۱ هفته مرد شماره یک جهان بود. او هشت عنوان جایزه بزرگ تنیس را تصاحب کرده است...
شرایط ستاره های معروف برای انتخاب معشوقه (عکس) نگاهی به شرایط جالب ستاره های معروف هالیوود برای انتخاب معشوقه.   رایان رینولدز این بازیگر هالیوودی به نظر می رسد علاقه به زنان مو ط...
اولین نقشه جهان اولین نقشه امپراطور رم آگوستین دستور تهیه اولین نقشه را داد که ساخت آن حدود ۲۰ سال به طول انجامید، رمی ها همچنین برای جاده های که ساخته اند معروف هست...
ایرج قادری کیست؟ ایرج قادری (زاده ۲۸ فروردین ۱۳۱۳ تهران - درگذشته ۱۷ اردیبهشت ۱۳۹۱ تهران)، کارگردان، فیلمنامه‌نویس و بازیگر سرشناس و قدیمی سینمای ایران بود. ایرج قادری...
سریال آذرستان آذرستان نام یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی «امیرهوشنگ دانایی» است که در سال ۱۳۶۹ تولید و در سال ۱۳۷۰ از شبکه ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش...
فیلم برداری پایتخت ۴ برای پخش در ماه رمضان سریال «پایتخت ۴» برای پخش در ماه رمضان سال ۹۴ تصویربرداری خود را آغاز کرد. ۲۳ اسفند ۹۳ بود که در گفتگویی با الهام غفوری تهیه‌کننده سه‌گانه «پایتخت»...
پنج تفاوت مهم زنان و مردان در رابطه جنسی   تفاوت با جنس مخالف در رابطه جنسی مثل سفر به یک جزیره ناشناخته، جذاب و اسرارآمیز است‎   همیشه هم برای زنان و هم برای مردان، تفاو...
خانم دکتری که با لخت شدن درمان میکند + تصاویر خانم دکتری که با لخت شدن درمان میکند   کار عجیب یک خانم دکتر که با  برهنه شدن بیمارانش را درمان میکند تیتر داغ رسانه های خبری شد ! به گزا...
متهم تجاوز جنسی به دو خواهر را به گردن جن ها انداخت!! متهم تجاوز جنسی به دو خواهر را به گردن جن ها انداخت   دختر 21 ساله که برای حل مشکل خانوادگی و درمانهای روحی به شوهر خاله اش اعتماد کرده ب...
سریال بهترین تابستان من بهترین تابستان من نام یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی «علی بهادر» است که در سال ۱۳۷۵ تولید و از شبکه ۱ سیمای جمهوری اسلامی ایران پخش گردید. ...
تعداد موزه های شیراز شهر شیراز تعداد ۱۱ موزه را در خود جای داده‌است که از میان آن‌ها می‌توان به موزه‌هایی همچون موزه هخامنشی که به نمایش اشیای متعلق به زمان هخامنشی می‌پرد...
آشنایی با انواع مشاغل خانگی وزارت کار و امور اجتماعي با همکاري وزارتخانه هاي اقتصاي و دستگاه‌هاي مرتبط با موضوع اشتغال و مشاغل خانگي ليست 214 شغل شناسايي شده را اعلام کرد. &nb...
شهر شیراز به شهر شعر در ایران معروف است شهر شیراز به شهر شعر در ایران معروف است. از میان شاعرهای بانویِ معروف ایران می‌توان از جهان‌ملک خاتون که در شیراز می‌زیسته نام برد. شیراز به شهر شعر، ...
سریال ازدواج پر ماجرا ازدواج پرماجرا نام یک مجموعهٔ تلویزیونی ایرانی به کارگردانی «منوچهر پوراحمد» است که در سال ۱۳۶۸ تهیه و در نوروز ۱۳۶۹ از شبکه ۱ سیمای جمهوری اسلامی ای...




بیوگرافی آدولف هیتلر

مقاله در مورد آدولف هیتلر |لقب و القاب آدولف هیتلر |عکس آدولف هیتلر |آیا آدولف هیتلر ازدواج کرده بود؟| آدولف هیتلر کیست؟|آرامگاه آدولف هیتلر | آدولف هیتلر در چه قرنی می زیست؟|بیوگرافی آدولف هیتلر   آدولف هیتلر پیشوای آلمان مشغول...

مقاله در مورد آدولف هیتلر |لقب و القاب آدولف هیتلر |عکس آدولف هیتلر |آیا آدولف هیتلر ازدواج کرده بود؟| آدولف هیتلر کیست؟|آرامگاه آدولف هیتلر | آدولف هیتلر در چه قرنی می زیست؟|بیوگرافی آدولف هیتلر

بیوگرافی آدولف هیتلر

 

آدولف هیتلر
پیشوای آلمان
مشغول به کار
۲ اوت ۱۹۳۴ – ۳۰ آوریل ۱۹۴۵
پس از پاول فون هیندنبورگ (رئیس‌جمهور)
پیش از کارل دونیتس (رئیس‌جمهور)
صدراعظم آلمان
مشغول به کار
۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ – ۳۰ آوریل ۱۹۴۵
رئیس‌جمهور پاول فون هیندنبورگ
پس از کورت فن شلایشر
پیش از یوزف گوبلس
مشغول به کار
۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ – ۳۰ آوریل ۱۹۴۵
نخست وزیر فرانتس فون پاپن
هرمان گورینگ
اطلاعات شخصی
تولد ۲۰ آوریل ۱۸۸۹
بران‌آئو ام این، امپراتوری اتریش – مجارستان
مرگ ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ میلادی (۵۶ سال) برلین، رایش آلمان بزرگ
ملیت آلمان نازی
حزب سیاسی حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (حزب نازی)
همسر اوا براون
محل اقامت شهروند اتریشی تا سال ۱۹۲۵، شهروند آلمانی پس از ۱۹۳۲
پیشه  سیاستمدار
تخصص هنرمند، سرباز، نویسنده، سیاست‌مدار، رهبر
دین کاتولیک

 

آدولف هیتلر (به آلمانی: Adolf Hitler)  (زادهٔ ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ – درگذشتهٔ ۳۰ آوریل ۱۹۴۵) رهبر کاریزماتیک حزب ملی سوسیالیست کارگران آلمان (حزب نازی) بود. او بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ صدر اعظم آلمان و از ۱۹۳۴ به بعد، هم‌زمان در مقام پیشوای رایش آلمان بزرگ نیز حکومت کرد.

هیتلر به عنوان یک کهنه‌سرباز نشان‌دار جنگ جهانی اول در سال ۱۹۲۰ میلادی به حزب نازی پیوست و در سال ۱۹۲۱ به ریاست آن رسید. او در سال ۱۹۲۳ به خاطر شرکت در کودتایی نافرجام معروف به «کودتای آبجوفروشی مونیخ» به تحمل ۵ سال زندان محکوم شد و در همین دوران کتاب نبرد من را نوشت. او پس از آزادی از زندان، با ترویج ایده‌های ملی‌گرایی، ضد کمونیستی، یهودستیزی و ایراد سخنرانی‌های پرشور بر ضد پیمان ورسای، حامیان بسیاری در کشور آلمان به‌دست‌آورد. هیتلر در سال ۱۹۳۳ به مقام صدراعظمی رسید. مجموعهٔ ارتشی-صنعتی آلمان در زمان صدارت وی توانست قوای تحلیل رفته این کشور را ترمیم و آن را تبدیل به یکی از قدرت‌های برتر اروپا در زمان خود نماید. هیتلر سیاست خارجی خود را با هدف سیاست لبنسراوم دنبال نمود و یکی از دلایل نخست و عمده وقوع جنگ جهانی دوم تهاجم به لهستان در ۱۹۳۹ بود که در نتیجه، بریتانیا و فرانسه به آلمان اعلام جنگ کردند. جنگی که بین دو قدرت نیروهای محور و نیروهای متفقین درگرفت و در طی این مدت اروپا و همچنین سایر نقاط دنیا شاهد ویرانی‌ها و تلفات بسیار بود. اگرچه در عرض سه سال، آلمان و نیروهای متحدش بیشتر مناطق اروپا، بخش‌های بزرگی از آفریقا، شرق آسیا و اقیانوسیه را اشغال کردند اما نیروهای متفقین از سال ۱۹۴۲ به بعد، از آنان پیشی گرفته و در سال ۱۹۴۵، رایش آلمان بزرگ را از هر سو احاطه نمودند.

هیتلر در ۲۹ آوریل ۱۹۴۵ در روزهای پایانی نبرد برلین با اوا براون که برای سال‌های طولانی معشوقهٔ او بود ازدواج کرد. در ۳۰ آوریل یعنی یک روز پس از ازدواجش، به همراه همسرش خودکشی کرد.

دوران کودکی

آدولف هیتلر حدود ساعت ۰۶:۳۰ بعد از ظهر ۲۰ آوریل ۱۸۸۹ در مسافرخانه‌ای در شهری مرزی و کوچک به نام بران‌آئو ام این در اتریش، بین مرز اتریش و امپراتوری آلمان زاده شد. پدر او آلویس هیتلر (۱۸۳۷ – ۱۹۰۳)، یک کارمند پائین رتبه گمرک بود. مادر هیتلر، کلارا هیتلر (زادهٔ پولزل)، دومین دختر عموی آلویس بود. او شش بچه به دنیا آورد. تنها آدولف، که دومین فرزندش بود، و خواهر کوچکش پاولا در کودکی زنده ماندند. هنگامی که هیتلر ۳ ساله بود خانواده او به ایالت باواریا در جنوب آلمان مهاجرت کردند. درسال ۱۸۹۴ خانواده هیتلر به نزدیکی شهر لینز مهاجرت کردند و تا زمان بازنشستگی پدر هیتلر در آنجا ماندند، در این دوره هیتلر به عنوان کودکی خستگی ناپذیر به بازی و درس در مدرسه‌ای نزدیک به خانه مشغول بود. برادر او ادموند بر اثر بیماری سرخک در ۲ فوریه ۱۹۰۰ درگذشت و این اتفاق تاثیری دائمی در هیتلر ایجاد کرد و اعتماد به نفس هیتلر را تا حدود بسیاری تضعیف کرد و باعث شد آدولف هیتلر کج‌خلق شود و همواره با پدر خود بحث‌های طولانی داشته باشد. روابط هیتلر با مادرش بسیار خوب و صمیمانه بود و این کاملاً برعکس روابط او با پدرش بود که معمولاً او را کتک می‌زد با اینکه هیتلر علاقه‌مند بود به رشته هنر بپردازد ولی پدر وی او را به مدرسه فنی فرستاد، هیتلر بعدها در کتاب نبرد من اعتراف کرد که «امیدوارم بتوانم چند سال عقب افتادگی که پدرم به من تحمیل کرد را جبران کنم». هیتلر حتی در زمینه سیاسی هم با پدر خود اختلاف داشت، پدر هیتلر فردی معتقد به امپراتوری اتریش بود اما هیتلر خود و اتریش را جزء آلمان و امپراطوری روم باستان می‌دانست. پس از مرگ پدر هیتلر در ۳ ژانویه ۱۹۰۳ وی مدرسه فنی را ترک کرد. آدولف هیتلر در کتابش نبرد من، لحنی مودبانه درباره پدرش دارد، به هر حال او اظهار می‌کرد تصمیم جدی که برای نقاش شدن داشت باعث اختلاف نظرات بسیاری در بین آن‌ها شده بود.

جوانی

از سال ۱۹۰۵ به بعد هیتلر در یک پرورش گاه بوهامایی زندگی می‌کرد و مادرش را تحت حمایت خود داشت. او دوبار از موسسهٔ هنرهای زیبای وین (۱۹۰۷-۱۹۰۸) به خاطر عدم صلاحیت در نقاشی مطرود شد. به او گفته شد که توانایی‌هایش بیشتر در زمینهٔ معماری کاربرد دارد. وی درخاطراتش که نمایانگر مجذوبیتش به همین موضوع است می‌گوید:

هدف من از این سفر بررسی گالری موزهٔ کرت بود. اما کمی بعد از اینکه به تابلویی دقت می‌کردم متوجه می‌شدم چیز دیگریست که توجه مرا به سوی خود جلب می‌کند، و آن خود موزه بود. از صبح تا نیمه شب، توجهم از موضوعی به موضوع دیگر عوض می‌شد اما این ساختمان موزه بود که بیشترین توجه من روی آن متمرکز شده بود.

 

بنا به سفارش رئیس آموزش گاه، وی متقاعد شد که مسیر تحصیلیش را تغییر دهد؛ ولی وی تحصیلات لازم برای معماری را نگذرانده بود:

بالاخره بعد از مدتی تلاش یک مهندس شدم، بقیه راه مشکلی که در مدرسه ریشویل از دست داده بودم در اثر کوشش‌ها و تمرین‌های ده ساله تا اندازه‌ای جبران شد و هنگامی که بعد از مرگ مادرم دو مرتبه به وین آمدم این بار اقامت من چندین سال طول کشید حالت آرامش و تصمیم جدی در خود احساس کردم و کم‌کم غرور اولیه‌ام بیدار شد و جدا مصمم شدم که خود را به جایی برسانم.

 

در ۲۱ دسامبر ۱۹۰۷ مادرش کلارا هیتلر با یک مرگ دردناک بر اثر سرطان سینه در سن ۴۷ سالگی فوت کرد. هیتلر از طریق دادگاهی در لینز تمامی سهمش از ارث پدری خود را به خواهرش پاولا هیتلر واگذار کرد، آدولف در ۲۱ سالگی وارث ثروت یکی از عمه (خاله)هایش شد. او به عنوان یک نقاش در وین مشغول کار شد. او از روی کارت پستالها طرح می‌کشید و به کاسب‌ها و توریست‌ها می‌فروخت. تا قبل از جنگ جهانی اول وی حدود ۲۰۰۰ تابلوی اینچنینی نقاشی کرد. بعد از دومین بار اخراج از موسسهٔ هنرهای زیبا هیتلر دچار فقر مالی شدیدی شد. در ۱۹۰۹ وی به دنبال سرپناهی می‌گشت و در ۱۹۱۰ در خانه‌ای که برای کارگران فقیر در نظر گرفته شده بود سکنی گزید. مخالفت با یهود ریشه‌ای عمیق در فرهنگ کاتولیک‌های اتریش داشت، وین دارای یک جامعه بزرگ یهودی، شامل بسیاری از یهودی‌های ارتدکس اروپای شرقی بود. هیتلر معتقد بود یهودیان دشمنان نژاد آریایی و باعث بدبختی و عقب ماندگی کشورش اتریش بودند. زمانی که هیتلر در وین زندگی می‌کرد به دقت اوضاع سیاسی و رفتار احزاب مختلف را زیر نظر می‌گرفت و رفتارهای احزاب را بررسی می‌کرد. وی پس از بررسی احزاب اتریش به این نتیجه رسید که تنها حزبی می‌تواند به قدرت کامل دست یابد که بتواند تظاهرات عظیم خیابانی به نفع خود سازمان دهی کند و احساسات و هیجانات مردم را در اختیار بگیرد و همچنین پشتیبانی دست کم یکی از سه نیروی اصلی کشور یعنی ارتش، کلیسا و یا شخص اول مملکت (رییس جمهور اتریش) را با خود داشته باشد. هیتلر این تجربیات را در راه به قدرت رساندن حزب نازی به خوبی به کار گرفت. وی در کتاب خود نبرد من می‌نویسد که استدلال‌های منطقی و جملات ادیبانه نیستند که تاریخ را می‌سازند بلکه خطابه‌های تحریک کننده هیجانات مردم هستند که مسیر تاریخ را تعیین می‌کنند. در سال ۱۹۱۳، هیتلر از اتریش – مجارستان به مونیخ نقل مکان کرد. اما چون برای کشورش خدمت سربازی انجام نداده بود توسط پلیس مونیخ دستگیر و سپس به کشورش برگردانده شد اما هیتلر از خدمت سربازی معاف شد و توانست بار دیگر به مونیخ برگردد.

جنگ جهانی اول

در اوت ۱۹۱۴ جنگ جهانی اول آغاز و هیتلر برای لشکر باواریا داوطلب شد. او یک سرباز وظیفه فعال بود که به عنوان پیغام آور در فرانسه و بلژیک در معرض دید آتش دشمن خدمت کرد. اگر چه خدمت هیتلر قابل تقدیر بود ولی به خاطر این که تابعت آلمانی او مفقود شده بود هرگز به بالاتر از سرجوخه ترفیع نیافت. او دوبار برای شجاعت در جنگ نشان صلیب آهنی، درجه دو، در دسامبر ۱۹۱۴، و صلیب آهنی، درجه یک که به ندرت به سرجوخه‌ها اعطا می‌شود، در اوت ۱۹۱۸ را دریافت کرد. در مدت جنگ هیتلر یک آلمانی میهن پرست شد، هرچند او تا سال ۱۹۳۲ تابعیت آلمانی نداشت. او در مدت خدمت سربازی اش نقاشی‌های روزنامه ارتش را نیز می‌کشید اما در سال ۱۹۱۶ از ناحیه پای چپ دچار زخمی شد و مدال جانبازان را نیز دریافت کرد و پس از بهبودی مجدداً به جبهه بازگشت. وقتی که مردم اعتقاد به شکست ناپذیری ارتش آلمان داشتند، آلمان در نوامبر سال ۱۹۱۸ تسلیم شد. هیتلر با شنیدن خبر تسلیم شدن آلمان دچار شوک شدیدی شد. او در آن زمان به خاطر حمله شیمیایی به وسیله گازخردل در بیمارستان صحرایی بود و به طور موقت دچار نابینایی شده بود. مانند بسیاری از میهن پرستان، او سیاست مداران غیرنظامی و یهودیان و کمونیست‌ها را در تسلیم شدن آلمان مقصر می‌دانست.

پس از جنگ جهانی اول

نتیجه جنگ جهانی اول برای آلمان شکستی فاجعه بار بود. کشورهای پیروزمند در عهدنامه ورسای شرایطی بسیار سخت و خفت بار را به این کشور تحمیل کردند. با شکست رایش دوم در جنگ جهانی اول، در آلمان جمهوری وایمار تشکیل شده بود. پس از جنگ جهانی اول آلمان در بحران غرق بود. در جامعه‌ای که لایه‌های گسترده مردم با بی‌کاری و فقر روبرو بودند هیتلر مانند بسیاری از هم نسلان خود، تسلیم آلمان را رد می‌کرد و شکست آلمان را نتیجه اتحاد یهودیان و کمونیست‌ها می‌دانست و خواهان جبران آن بود. هیتلر مرام سیاسی خود را به روشنی در کتاب نبرد من تشریح کرده‌است.

بیوگرافی آدولف هیتلر

 

فعالیت‌های سیاسی

این حزب از یک گروه کوچک با تمایلات ملی گرایی در آخرین سال‌های جنگ جهانی اول شکل گرفت. ابتدا در برمن گروهی در اوایل سال ۱۹۱۸ با نام کمیته رایگان برای صلح کارگران آلمان (به آلمانی: Freier Ausschuss einen für deutschen Arbeiterfrieden) اعلام موجودیت کرد. آنتون درکسلر در تاریخ ۷ مارس ۱۹۱۸ در مونیخ شعبه‌ای از این گروه را تشکیل داد. درکسلر قفل سازی ساده و از اعضای ارتش در جنگ اول جهانی بود. در تاریخ ۵ ژانویه ۱۹۱۹ درکسلر به همراه چند تن از دوستان نزدیکش و بیست کارگر دیگر از راه آهن مونیخ به بحث درباره ایجاد حزبی مستقل از کمیته رایگان برای صلح بر اساس اصول سیاسی که درکسلر بیان کرد بحث کنند. این گفتگو سرانجام به تاسیس حزب انجامید. حزب کارگران آلمان یک گروه کوچک با ۵۵ عضو بود. اما دولت وایمار که فعالیت‌های حزب را مشکوک به براندازی تلقی کرده بود جاسوسانی را به درون حزب فرستاد. آدولف هیتلر که اکنون مامور اطلاعاتی ارتش بود به حزب پیوست تا در نزدیک تحولات حزب را گزارش دهد.

او کم‌کم با دیدگاه‌های حزب آشنا شد. همچنین هیتلر قدرت سخنوری خوبی داشت و به یکی از سخنگوهای ماهر حزب تبدیل شده بود. در میان اعضای اولیه حزب می‌توان به رودلف هس، هانس فرانک و آلفرد روزنبرگ اشاره کرد که بعدها همگی در سمت‌های بالایی مشغول به فعالیت شدند. هیتلر اکنون جذب حزب شده بود و نه تنها مخالفتی با حزب نداشت بلکه به یکی از ستون‌های اصلی حزب تبدیل شده بود. هیتلر از سازمان اطلاعات ارتش خارج شد و به اعضای حزب پیوست او در اولین قدم تعداد افراد حزب را برای شماره گذاری از عدد ۵۰۰ شروع کرد بدین ترتیب اعضای حزب به جای آن که ۵۵ اعلام شود ۵۵۵ نفر اعلام شد. این اولین و بزرگترین تبلیغ برای حزب بود. حزب کارگران آلمان به وسیله یک کمیته هفت نفره اداره می‌شد. هیتلر توانست به کمیته هفت نفره راه پیدا کند. دومین اقدام هیتلر تغییر نام حزب در ۲۴ فوریه ۱۹۲۰ بود.

 

اکنون واژه سوسیالیست ملی هم به نام حزب افزوده شد و بدین صورت حزب با نام حزب ملی کارگران سوسیالیست آلمان (به اختصار: NSDP) معرفی شد. هیتلر در مراسم‌های مختلف سخن رانی می‌کرد و سخنان آتشین و ملی گرایانه او به جذب هر چه بیشتر افراد کمک بزرگی می‌کرد. هیتلر توانست درکسلر را متقاعد کند که هیئت هفت نفره مدیریت حزب لغو شود؛ بنابراین هیتلر به عنوان رئیس جدید حزب توانست برنامه‌های خود را به خوبی اجرا کند. نخستین اقدام هیتلر پس از ریاست تشکیل گروه شبه نظامی حزب به نام اس آ بود. هیتلر در قدم بعد اعلام کرد که دو هدف کلی در حزب دارد اولین هدف پیشرفت آلمان و دومین هدف مقابله با دشمنان درجه اول آلمان یعنی فرانسه – انگلیس و شوروی که در چنگال سرمایه یهودیان اسیر هستند. هیتلر صلیب شکسته به عنوان نمادی آریایی را به عنوان نماد حزب انتخاب کرد. در طی سال‌های ۱۹۲۱ و ۱۹۲۲ حزب رشد قابل توجهی داشت. حزب نازی دارای یک شاخه به نام گروه حمله اس آ بود. در راس این گروه ارنست روهم نزدیک‌ترین دوست هیتلر در حزب قرار داشت. در سال ۱۹۳۴ هیتلر به دلایلی از جمله خشونت طلبی، این گروه را منحل کرد و روسای آن از جمله ارنست روهم به دلیل توطئه کشته شدند. یکی از دلایل نارضایتی هیتلر و ارتش از نیروی اس آ این بود که روهم قصد داشت اس آ را جانشین ارتش نماید. پس از اعدام روسای اس آ، نیروی اس اس که زیر رهبری هیتلر قرار داشت و زیر مجموعه اس آ به شمار می‌آمد، به عنوان نیروی مستقل به فعالیت ادامه داد.

کودتای مونیخ

در ژانویه ۱۹۲۳، فرانسه منطقه روهر صنعتی را در پی پرداخت نشدن غرامت جنگ جهانی اول اشغال کرد. این اشغال موجب هرج و مرج شد. در همان موقع در بایرن حرکت نیرومندی برای جدا سازی آن ایالت و استقرار یک حکومت کاتولیک پیرو فرانسه در جریان بود. ژنرال فن لوسوو، رئیس بایرنی ارتش دیگر از برلین دستور نمی‌گرفت و پرچم آلمان به ندرت دیده می‌شد. در نهایت نخست وزیر بایرن تصمیم گرفت استقلال بایرن و انشعاب آن را از آلمان اعلام کند. در چنین شرایطی که غرور ملی آلمان بار دیگر زیر پا گذاشته شده بود تعداد اعضای حزب به شدت افزایش پیدا کرد و در همین مدت ۲۰،۰۰۰ نفر تا پایان ماه نوامبر به اعضای حزب افزوده شد. در چنین شرایطی نازی‌ها تصمیم گرفتند به کمک ژنرال لودندورف در سالن آبجو مونیخ گرد هم آیی بر پا کنند و سپس در اعتراض به وضع کنونی دست به اعتراض بزنند.

 

هیتلر یک ضد حمله سازمان دهی کرد. قرار بود که در شب ۸ نوامبر یک گردهمایی در برگربرو برگزار شود و نخست وزیر، دکتر فن کار شروع به خواندن اعلامیه رسمی خود که عملاً برابر بود با اعلام استقلال بایرن کند که توسط هیتلر و لوندروف بی نتیجه ماند. روز بعد، گردان‌های نازی خیابان را با هدف انجام یک تظاهرات گسترده به نفع اتحاد ملی اشغال کردند. انبوه جمعیت که توسط هیتلر و لوندروف هدایت می‌شدند در حال رژه رفتن بودند که ارتش به روی آن‌ها آتش گشود. این اعتراضات در نهایت ناکام ماند و ۱۶ نفر از راه پیمایان در دم کشته و دو نفر مصدوم شدند که بعداً به خاطر زخم هایشان در پادگان‌های محلی ارتش جان سپردند. هیتلر، لودندورف و تعدادی دیگر دستگیر شدند. هیتلر با استفاده از فرصت پیش آمده در دادگاه (حضور خبرنگاران داخلی و خارجی) توانست به شهرت خود بیفزاید. وی در دادگاه اما پس از ۶ ماه با قید و به خاطر آنچه خیانت به دولت و ملت خوانده شد در مارس ۱۹۲۴ محاکمه و به ۵ سال حبس محکوم شد. در این مدت بود که هیتلر کتاب نبرد من خویش را نوشت و حزب نازی در جریان این فعالیت‌ها ممنوع اعلام شد. آدولف هیتلر پس از آزادی دوباره اقدام به تجدید سازمان کرد. اما متعهد شد که گروه شبه نظامی حزب را منحل کند و اقدامی علیه دولت وقت انجام ندهد. البته هیتلر با کمک هاینریش هیملر اس اس را در آوریل ۱۹۲۵ تاسیس کردند و همچنین تمرکز بیشتری در جذب زنان در حزب گرفتند همچنین شعار معروف حزب به نام سلام هیتلر (Heil Hitler) نیز در همین سال تصویب شد.

انتصاب به عنوان صدراعظم آلمان

در تاریخ ۲۰ ژوئیه ۱۹۳۲ انتخابات رایشتاگ صورت گرفت و حزب نازی ۳۷،۴٪ کل آرا را به خویش اختصاص داد و به بزرگترین حزب رایشتاگ تبدیل شد. در سوی دیگر مجموع آرای حزب نازی و حزب کمونیست آلمان ۵۲٪ کل آرا را تشکیل می‌داد و این اکثریت هرگز موفق به همکاری مناسب با هم نشدند. پس از آن هیتلر در سال ۱۹۳۲ تصمیم گرفت در انتخابات ریاست جمهوری آلمان شرکت کند. رقیب اصلی و قدرتمند وی ژنرال هیندنبورگ بود که مورد احترام اکثر احزاب و مردم آلمان بود. در دور نخست هیتلر نزدیک به یک سوم آرا را از آن خود کرد و هیندنبورگ نیمی از آرا را بدست آورد. در دور دوم، هیتلر با بدست آوردن ۳۷ در صد آرا باز هم شکست خورد و هیندنبورگ به عنوان رییس جمهور انتخاب شد. کشمکش بر سر انتخاب صدراعظم در رایشتاگ سال ۱۹۳۲ ادامه داشت. رئیس جمهور هیندنبورگ به خوبی می‌دانست که دیگر احزاب وابسته به آمریکا هیچ قدرتی در رایشتاگ ندارند و تنها احزاب قدرتمند نازی‌ها و حزب کمونیست آلمان هستند که در مجموع بیش از ۵۰٪ از کل مجلس را به خود اختصاص داده‌اند. در ابتدا تمام محافل سیاسی گمان می‌کردند فرانتس فون پیپن عضو حزب کمونیسم آلمان از طرف رئیس جمهور به عنوان صدراعظم معرفی شود اما رئیس جمهور هیندنبرگ در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۳ آدولف هیتلر را به عنوان رهبر حزب اکثریت رایشتاگ به عنوان صدر اعظم و مسئول تشکیل کابینه معرفی کردند. هیتلر به دلیل مخالفت شدید با اتحادیه‌های کارگری و مارکسیستها مورد توجه و حمایت صاحبان صنایع بزرگ آلمان (مانند تیسن صاحب شرکت فولاد تیسن) قرار گرفت و سیل کمک‌های نقدی به صندوق حزب سرازیر شد.

رایش آلمان بزرگ (آلمان نازی)

رایش آلمان بزرگ یا آلمان نازی به حکومت آلمان در دوران بین سال‌های ۱۹۳۳ تا ۱۹۴۵ اطلاق می‌شود که دولت آدولف هیتلر تا سال ۱۹۴۵ میلادی در آن کشور در راس حکومت بود. در این دوران، کشور آلمان تحت حکومت حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان به رهبری آدولف هیتلر به عنوان صدراعظم بود. وی از سال ۱۹۳۴ رهبر حزب سوسیالیست ملی کارگران آلمان شد. تا سال ۱۹۲۸ حزب نازی تنها ۱۲ کرسی در مجلس ملی آلمان داشت که با عمیق شدن بحران‌های اقتصادی و سیاسی توانست تا سال ۱۹۳۲ بیش از ۲۳۰ کرسی در مجلس ملی آلمان به دست آورد و این تعداد کرسی حزب نازی را به بزرگترین حزب مجلس ملی تبدیل کرد. رئیس جمهور هیندنبورگ در تاریخ ۳۰ ژانویه ۱۹۳۰ آدولف هیتلر را به عنوان صدراعظم و مسئول تشکیل کابینه معرفی کرد. هیتلر توانست با همراه کردن برخی احزاب کابینه ائتلافی خود را تشکیل دهد. در جریان آتش گرفتن رایشستاگ (مجلس ملی) هیتلر توانست بزرگترین رقیب خود حزب کمونیست آلمان را از صحنه خارج کند و این اولین قدم برای تک حزبی کردن آلمان بود. در ماه مارس ۱۹۳۳ حزب نازی توانست قانونی را در مجلس تصویب کند که به موجب آن اختیارات بالایی به صدراعظم داده می‌شد تا در طول ۴ سال قانون اساسی آلمان اصلاح شود، این فرصت چهار ساله اجازه می‌داد برنامه‌های حزب نازی به خوبی و به صورت کامل اجرا شود احزاب دیگر در مجلس ملی آلمان مخالف این قانون بودند و پس از مخالفت یک به یک از صحنه سیاسی آلمان حذف می‌شدند تا اینکه در ۱۴ ژوئیه ۱۹۳۳ آلمان رسماً یک کشور تک حزبی اعلام شد. پس از آن، گام‌های بعدی در تشکیل رایش برداشته شد و در قدم بعدی پرچم با نشان صلیب شکسته در کنار پرچم جمهوری وایمار برافراشته شد و در ۳۰ ژانویه ۱۹۳۴ به دستور رئیس جمهور پاول فون هیندنبورگ، صدراعظم هیتلر موظف شد اختیارات ایالت‌های آلمان را تا حد ممکن کم و اختیارات برخی از ایالات‌ها نیز به طور کامل زیر نظر برلین قرار دهد، این کار مغایر سیستم فدرالی در جمهوری وایمار بود. هنگامی که در ژوئن ۱۹۳۴ خبرنگار انگلیسی در برلین از آدولف هیتلر در خصوص تغییرات بسیار در آلمان سوال کرد وی اینگونه پاسخ داد:

در ابتدا این حرف مرا به تمسخر گرفتند وقتی گفتم جنبش نازی‌ها هزار سال ادامه خوهد یافت، فراموش نکنید مردم چگونه به من می‌خندیدند هنگامی که ۱۵ سال پیش گفتم من روزی در آلمان حکومت می‌کنم. خنده آنها به همان مقدار ابلهانه‌است وقتی من می‌گویم در قدرت باقی خواهم ماند

بیوگرافی آدولف هیتلر

 

آنشلوس (الحاق اتریش)

علاقه به وحدت با آلمان پس از جنگ جهانی اول در مردم اتریش بسیار قوی بود. هیتلر عقیده داشت اتریش (میهن وی) جز جدایی نا پذیر آلمان است و با استفاده از رفراندم توانست اتریش رادر سال ۱۹۳۸ پیوست آلمان کند. موفقیت هیتلر در الحاق اتریش به رایش، بدون خونریزی و واکنش منفعلانه دولتهای پیروز جنگ اول در مقابل وی موجب افزایش محبوبیت و قدرت هیتلر در آلمان شد. به دلیل این که واژه آلمانی آنشلوس (به معنی پیوست) در هنگام وقوع این رخداد، بسیار در مطبوعات اروپا مورد استفاده قرار می‌گرفت این رخداد به نام آنشلوس معروف است.

اقتصاد

اقتصاد رایش آلمان بزرگ را نه می‌توان مانند شوروی یک اقتصاد کاملاً سوسیالیستی دانست و نه می‌توان آن را مانند آمریکا یک اقتصاد سرمایه داری دانست. اقتصاد آلمان در تئوری به دنبال یک سیستم سوسیالیستی بود اما از سرمایه‌گذاری خصوصی در چهاچوب خواسته‌های دولت نیز پشتیبانی می‌کرد. زمانی که نازی‌ها به قدرت رسیدند نرخ بی‌کاری حدود ۳۰٪ بود که از همان ابتدای تشکیل کابینه توسط هیتلر وی یالمار شاخت را ابتدا به عنوان رئیس رایش بانک و سپس به عنوان وزیر اقتصاد انتخاب کرد. در سال ۱۹۳۷ هرمان گورینگ به جای یالمار شاخت به عنوان وزیر اقتصاد معرفی شد. پس از آغاز جنگ هنوز یک سال تا پایان دوره چهار ساله نخست (۱۹۴۰) باقی‌مانده بود اما سیاست‌های اقتصادی آلمان به سیاست‌های اقتصاد جنگی تغییر پیدا کرد و آلبرت اشپیر جایگزین هرمان گورینگ شد در این مدت آلمان به شدت کمبود نیروی کار را احساس می‌کرد و در بسیاری از کارخانه‌ها مجبور شد از اسیران جنگی برای کار اجباری استفاده کند.

تجدید تسلیحات و اتحاد دوباره

در ماه مارس ۱۹۳۳ بیانیه‌ای مهم توسط دولت هیتلر منتشر شد که موضوع آن الحاق اتریش و بازگرداندن مستعمرات از دست رفته در آفریقا بود. پس از انتشار این بیانیه جنگ‌های لفظی میان کشورهای اروپایی شدت گرفت و پس از آن برای حل بن‌بست سیاسی حاکم در اروپا کنفرانس خلع سلاح جهانی در ژنو تشکیل شد، نخست وزیر انگلستان رمزی مک دونالد طرحی را مطرح کرد که تمامی طرف‌ها از جمله آلمان و فرانسه نیز آن را مثبت ارزیابی کردند، این طرح مشکل اشغال راینلند توسط ارتش فرانسه را به خوبی برطرف کرد. در ماه مه ۱۹۳۳ هیتلر دیداری با سفیر آلمان در شوروی داشت، وی به سفیر آلمان تاکید کرد که تمام تلاش خود را در جهت بهبود روابط آلمان و شوروی انجام دهد، هیتلر معتقد بود برای اجرای طرح نفوذ آلمان در شرق اروپا به شوروی نیاز دارد و حذف لهستان در واقع به معنی حذف همیشگی معاهده ورسای است. هیتلر در سخنرانی‌هایی در ۱۷ مه ۱۹۳۳ و ۲۱ مه ۱۹۳۵ و همچنین ۷ مارس ۱۹۳۶ بر صلح طلبی و تمایل بر کار در سیستم بین‌المللی تاکید کرد. پس از آن هیتلر در پی برقراری روابط با انگلستان بود و در همین چارچوب دیداری با سفیر بریتانیا در برلین صورت گرفت و سفیر انگلستان تمایل کشورش به گسترش ارتش آلمان تا ۳۰۰،۰۰۰ را اعلام کرد

از طرف دیگر آلمان مذاکرات محرمانه‌ای با لهستان ترتیب داد و هیتلر به آرامی معاهده ورسای را کنار زد و ارتش آلمان را به ۶۰۰،۰۰۰ نفر افزایش داد و نیروی هوایی و نیروی دریایی آلمان را مجدداً تشکیل داد، در واکنش به این تصمیم هیتلر انگلستان، فرانسه، ایتالیا و جامعه ملل این اقدامات را محکوم کردند. پس از موج محکومیت‌ها هیتلر اعلام کرد که آلمان در پی صلح و دفاع از خود است و توانست بار دیگر مذاکراتی با انگلستان ترتیب دهد. در تاریخ ۱۸ ژوئن ۱۹۳۵ قراردادی نظامی در حوزه نیروی دریایی بین آلمان و انگلستان منعقد شد این قرار داد بدون توجه به خواست جامعه ملل و حضور فرانسه و ایتالیا و در جهت تضعیف پیمان ورسای گام بزرگی تلقی می‌شد. راهبرد هیتلر برای غلبه بر مخالفتهای قدرتهای بزرگ اروپایی با تسلیح مجدد آلمان (که بر اساس معاهده ورسای به شدت محدود شده بود) نخست اجرای نمایشهای سیاسی نشان دهنده صلح طلبی (مانند پیشنهاد خلع سلاح کلی به اروپا) و سپس سعی در انجام مذاکرات دو جانبه با تک تک دولتهای اروپایی (به صورت جداگانه) بود. وی از طریق این مذاکرات قصد داشت از اتحاد بین مخالفینش جلوگیری کند. این راهبرد به ویژه در مورد لهستان بسیار موفق بود و مانع از عکس العمل موثر انگلیس و فرانسه در حمایت از لهستان شد.

پیمان ضد کمونیسم

ترس از ایجاد جنگی نوین در اروپا در روابط بین کشورها اثر کرده بود، پس از الحاق اتریش و قدرت گیری مجدد آلمان تحت حکومت آدولف هیتلر، ایتالیا به رهبری بنیتو موسولینی از هم پیمان قدیمی خود انگلستان جدا شده و به آلمان متمایل شد. در تاریخ ۲۵ نوامبر ۱۹۳۶ آلمان و ژاپن پیمان مبنی بر پیمان ضد کمونیسم منعقد کردند و ایتالیا نیز به این پیمان پیوست در همین زمان دعوت نامه‌های نیز برای انگلستان، چین و لهستان فرستاده شد که همگی پاسخ منفی به این دعوت نامه دادند. هیتلر در جهت جلب نظر چین به پیوستن به پیمان ضد کمونیسم درخواست ژاپن مبنی بر متوقف کردن ارسال محموله‌ها و کمک‌های نظامی به چین را رد کرد، هدف اصلی هیتلر احیای صنعت نظامی آلمان بود و فروش اسلحه و فناوری‌های نظامی به چین کمک شایانی بود، اما پس از پیوستن ژاپن به این پیمان رویکرد آلمان نسبت به روابط چین و ژاپن تغییر کرد و این بار سیل کمک‌های آلمان به ژاپن فرستاده شد. پس از آنکه انگلستان از پیوستن به پیمان ضد کمونیسم سر باز زد روابط آلمان و انگلستان تضعیف شد. هیتلر از طریق سوئیس بارها دخالت‌های انگلستان در روابط آلمان با همسایگانش به خصوص لهستان را دخالت در امور آلمان نامید و آن را محکوم کرد و به مسئولان انگلستان گوش زد کرد.

 

بدست آوردن موفقیتهای جالب توجه در سیاست خارجی، یکی از مهم ترین علایق هیتلر بود. وی در ابتدای به قدرت رسیدن، مهم ترین هدف خود را پس از تثبیت قدرت حزب نازی در دولت آلمان، خنثی کردن محدودیتهای پیمان ورسای می‌دانست. این پیمان آلمان را ملزم به محدود کردن نیروی نظامی و تسلیحات می‌کرد. هیتلر برای شروع مسلح کردن آلمان بدون درگیر شدن در جنگی جدید چند روش را به صورت هم‌زمان به کار گرفت. وی برای تسکین نگرانی شدید اعلام کرد آلمان به دنبال تسلیح مجدد نیست و دولت وی خواستار خلع سلاح جهانی است و در صورت خلع سلاح همسایگان آلمان وی نیز حاضر است سلاحهای تهاجمی کشورش را از میان ببرد. در مرحله بعدی برای تضعیف وضعیت جامعه ملل و کنفرانس خلع سلاح و نیز برای جدا کردن متحدین از یکدیگر کشورهای همسایه را دعوت به مذاکرات دو جانبه برای حل اختلافات می‌کرد. نخستین موفقیت وی در این زمینه توافق دو جانبه با لهستان بدون دخالت فرانسه بود که در نهایت موجب سستی فرانسه در حمایت نظامی از لهستان شد.

جنگ جهانی دوم

شهر آزاد دانزینگ قبل از جنگ جهانی اول شهری در ایالت پروس غربی و متعلق به کشور آلمان بود. پس از جنگ جهانی اول و تشکیل کشور لهستان این شهر بندری به عنوان شهر آزاد اعلام شده و مالکیت اداره آن توسط متفقین به لهستان واگذار شد. پس از این تحولات ایالت پروس شرقی از آلمان جدا شد و تنها راه ارتباطی با آن ایالت از طریق هوایی یا دریایی امکان داشت. از طرف دیگر انگلستان تضمین کننده امنیت لهستان بود. دولت هیتلر لغو پیمان ورسای و برگرداندن سرزمین‌های جدا شده از آلمان را به عنوان بزرگترین هدف خود به مردم اعلام کرده بود. در گام نخست دولت هیتلر از طریق مذاکرات، تصمیم به باز پس گیری مناطق جدا شده به خصوص شهر و منطقه دانزینگ گرفت که با مخالفت شدید لهستان مواجه شد و این تنش سیاسی باعث سردی روابط دو کشور شد. پس از آنکه رایش آلمان بزرگ موفق شد قرارداد عدم جنگ را با شوروی منعقد کند در تاریخ ۱ سپتامبر ۱۹۳۹ و پس از چند ماه تنش سیاسی به لهستان حمله کرد و شوروی نیز پس از آلمان در ۱۷ سپتامبر از شرق به لهستان حمله کرد و این آغاز جنگ در اروپا بود. پس از آنکه لهستان توسط رایش آلمان بزرگ و شوروی اشغال شد هیتلر در سخنرانی در شهر دانتزیگ در سپتامبر ۱۹۳۹ اعلام کرد:

لهستان هرگز در شکلی [نو] از معاهده ورسای ظهور نخواهد کرد، این نه تنها خواسته آلمان است بلکه توسط شوروی نیز تضمین شده‌است.

 

ارتش رایش آلمان بزرگ در سال ۱۹۴۳ در جبهه شوروی و در سال ۱۹۴۴ در جبهه فرانسه ضربات سنگینی متحمل شدند. از اوایل سال ۱۹۴۵ ارتش‌های متفقین راه خود را به درون سرزمین آلمان باز کردند. ارتش ایالات متحده از غرب و ارتش سرخ از شرق به سوی برلین، پایتخت رایش آلمان بزرگ پیشروی کردند. در ماه آوریل ارتش سرخ برلین را به محاصره گرفت و به طرف ستاد فرماندهی رایش پیش رفت. شاید حمایت آمریکا از انگلیس را بتوان بزرگترین برد سیاسی و نظامی چرچیل دانست که اگر صورت نمی‌گرفت اکنون این کشور یکی از ایالتهای آلمان نازی بود. هیتلر بزرگترین فرمانروای جهانگشای معاصر است  و اگر رفتار ناشایست وی با یهودیان نبود، یکی از محبوبترین شخصیت‌های تاریخ لقب می‌گرفت. دوران آلمان تحت فرمانروایی وی، شاهد نوآوری‌ها و اختراعات بسیاری بود که از عصر و دوره خود جلوتر بود.

رابطه با اعراب

محمد امین الحسینی مفتی اعظم بیت المقدس در سفر به برلین در سال ۱۹۴۱ در آغاز جنگ جهانی دوم با هیتلر دربارهٔ حل مسالهٔ یهودیان خاورمیانه و مقابله با صهیونیسم گفتگو کرد.

هولوکاست

فتح پاریس در ۱۹۴۰. هیتلر کنار آرنو برکر و آلبرت اشپر در دیدار از برج ایفل. فرانسه قرتمند ترین کشور آن زمان تسلیم آلمان شد که پیروزی عظیمی بود که فقط قابل قیاس با تسلیم دوباره به انگلیسی هاست. پیروزی آلمان بر فرانسه باعث وحشت همه کشورها شد.

کشتار سیستماتیک و با روش معین حدود شش میلیون نفر از مردان، زنان و کودکان یهودی و همینطور میلیون‌ها انسان دیگر از جمله کمونیستها، همجنس‌گرایان، عقب‌ماندگان ذهنی، اسیران جنگی شوروی، بیماران روانی، به دست نازیها، هولوکاست نامیده می‌شود. پس از جنگ جهانی کتابها و آثار هنری بسیاری در حوزه‌های مختلف هنر به این موضوع پرداخته و امروزه هولوکاست به عنوان نمادی از شر مطلق شناخته می‌شود و با وجود گذشت زمان، علاقه به یادآوری این واقعه افزون گشته‌است و مراسم روزهای یادآوری و محکومیت آن هر ساله در کشورهای بسیاری برگزار می‌شود. با آنکه یهودیان اروپا و علی‌الخصوص آلمان بدست هیتلر و ارتش تابع او که ارتش کشور آلمان بود کشته شدند.

در مسیر شکست

حمله آلمان به روسیه در آغاز برق‌آسا بود و پیروزی‌های چشم گیری را برای نازی‌ها به دست آورد ولی با آغاز سرما ورق برگشت. سازمان هواشناسی آلمان زمستان بسیار سردی را پیش‌بینی نکرده بود ولی در عمل چنین شد، زمستان پیش رو بسیار سخت و سوزان بود. شهر استالینگراد انرژی سربازان آلمان را گرفت. استالین که از سوی ژاپن احساس آرامش کرده بود نیروهای شرقی شوروی را به جبهه غربی کشاند. حمله به ایران نیز آزوقه و سوخت و مهمات و جنگ‌افزار غربی‌ها و البته انبارهای آرد و گندم و سوخت ایران را به روسها رساند. فرماندهان آلمانی تسلیم شدند و روسها به سوی آلمان پیشروی کردند. در غرب نیز نیروی‌های آمریکایی و بریتانیایی و تنی چند از نیروهای فرانسوی در روزی شناخته شده به روز دی (D-Day) در سواحل نرماندی در شمال فرانسه پیاده شدند. هیتلر دستور سیاست جنگی سرزمین سوخته را داد که البته انجام نشد.

شکست و مرگ

گفته می‌شود آدولف هیتلر رهبر رایش سوم در شامگاه ۳۰ آوریل ۱۹۴۵ به زندگی خود پایان داد. هیتلر در زمان مرگ تنها ۵۶ سال داشت. هیتلر ۳۶ ساعت قبل از مرگش با معشوقه خود، اوا براون که از زمان شروع فعالیت در حزب نازی با او در یک عکاسی که مشتری آنجا بود آشنا شده بود پیمان زناشویی بست و با اینکه خبر نفوذ نیروهای متفقین تائید شده بود، هیتلر در آخرین ساعات عمرش با اوا براون ازدواج کرد و هنگام خودکشی نیز اوا همراه وی همزمان دست به خودکشی زد. اوا براون با شکستن کپسول سیانور و هیتلر نیز با سیانور و شلیک هم‌زمان گلوله تپانچه به سرش دست به خودکشی زدند. پیکر بی جان آن دو را دکتر گوبلز و سایرین که در سنگر بودند به بیرون بردند و به خواست خود هیتلر سوزاندند. . هیتلر هیچگاه نمی‌خواست همانند موسیلینی به اسارت متفقین درآید. وی در آخرین ساعات پیش از مرگ وصیتنامه‌ای از خود برجای گذاشت. هنوز گروهی از طرفدارانش معتقد به خروج وی از آلمان هستند .

سوءقصدها به هیتلر

عملیات والکری

در ۲۰ ژوئیه ۱۹۴۴ به عنوان بخشی از عملیات افسانه شمال در آشیانه گرگ محل اقامت هیتلر بمب گذاری انجام شد. اما هیتلر کشته نشد و تنها دچار صدمه‌ای سطحی شد. این مهم‌ترین سوء قصدی بود که نسبت به جان هیتلر انجام گرفت. طراحان این عملیات تعدادی از افسران و ژنرال‌های عالی رتبه ارتش آلمان بودند.

بمب گذاری در سالن آبجوفروشی

۹ روز پس از شروع جنگ دوم جهانی آدولف هیتلر در عصر روز ۸ نوامبر به مونیخ رفت تا در سالگرد انقلاب نازی‌ها برای هواداران حزب نازی در مونیخ سخنرانی کند. با این حال او با توجه به جنگ با لهستان ترجیح داد هرچه زودتر به برلین بازگردد. هیتلر با وجود آن که به مونیخ رفت به فاصله کوتاهی پس از ورود به این شهر درصدد بازگشت به برلین برآمد اما اوضاع بد جوی مانع از بازگشت او به پایتخت شد. با توجه به این شرایط بود که هیتلر تصمیم گرفت با کوتاه کردن نطقش با یکی از قطارهای شبانگاهی به برلین بازگردد. این تغییر برنامه باعث شد وی نطق خود را زودتر از زمان تعیین شده یعنی ساعت ۹ شب به پایان برده و راهی ایستگاه مرکزی راه آهن شود. او بلافاصله پس از سخنرانی اش در سالن آبجوفروشی که تظاهرات از آنجا شروع شده بود محل را ترک کرد و به همراه محافظانش راهی ایستگاه قطار برلین شد. تنها ۱۳ دقیقه پس از خروج آدولف هیتلر از سالن انفجار مهیبی در سالن آبجوفروشی مونیخ به وقوع پیوست که در آن ۸۰ تن کشته و ۶۳ نفر زخمی شد و هیتلر از توطئه ترور جان سالم به در برد. بمب توسط نجاری به نام گئورگ السر کار گذاشته شده بود، گئورگ السر نجاری از اهالی جنوب باختری آلمان با گرایش‌های کمونیستی بود. وی هیچگاه در آلمان پس از جنگ به چهره‌ای محبوب تبدیل نشد. نازی‌ها برای سالها تاکید داشتند السر طرح چنین تروری را به تنهایی انجام نداده بود و او در واقع دست نشانده سرویس اطلاعاتی بریتانیا است. السر تنها چند ساعت پس از این اقدام ناکام در حالی که سعی داشت به سوئیس فرار کند در مرز دستگیر شد. فرمان مرگ السر در ۴ آوریل سال ۱۹۴۵ توسط آدولف هیتلر صادر و حکم در همان روز اجرا شد.

 

بیوگرافی آدولف هیتلر

 

زندگی شخصی

اِوا براون، معشوقه آدولف هیتلر و برای مدتی کوتاه همسر او بود. آدولف هیتلر، از مشروبات الکلی استفاده نمی‌کرد و سیگار نمی‌کشید. او هم‌چنین گیاه‌خوار بود و از خوردن غذاهای حاوی گوشت حیوانات پرهیز می‌کرد.

آدولف هیتلر به موسیقی ریشارد واگنر، آهنگساز آلمانی «عشق می‌ورزید».

هیتلر مخالف زنده‌شکافی بود (رایش آلمان اولین کشوری بود که این کار را ممنوع کرد) و با مشاهدهٔ آزار حیوانات اندوهگین می‌شد.

آشیانهٔ عقاب (به آلمانی: Kehlsteinhaus) تلفظ: کِل‌شتَین‌هاوس، (به انگلیسی: Eagle’s Nest) نام اقامتگاه مورد علاقه آدولف هیتلر رهبر آلمان نازی بود که بربالای کوه‌های آلپ قرار داشت.

میراث

خارج از ساختمان زادگاه هیتلر در -براونا-آم-این در اتریش- نوشته‌های حکاکی‌شده این نشان سنگی، یادآور وحشت جنگ جهانی دوم و بانی آن آدولف هیتلر است.

از هنگام مرگ آدولف هیتلر کتابهای بسیاری درباره او به‌ویژه با شروع هزاره جدید نگاشته شده. برخلاف جنگ جهانی اول که دولتمردان و حکام مختلفی مسئول شروع آن شناخته شده‌اند، هیتلر به طور عمده و به تنهایی مسبب آغاز جنگ جهانی دوم معرفی می‌شود.. نمایش صلیب شکسته نازی یا دیگر نمادهای نازی در آلمان ممنوع است.

با وجود محکومیتی که توسط بسیاری از شخصیت‌های ملی علیه هیتلر صورت گرفت، نمونه‌هایی از افرادی که به میراث هیتلر الفاظی بی طرفانه نسبت داده‌اند و یا به طرفداری از آن برخاسته‌اند نیز به ویژه در جنوب آمریکا و بخش‌هایی از آسیا وجود داشته‌است. در سال ۱۹۵۳، رئیس جمهور پیشین مصر انور سادات نوشتاری مبنی بر طرفداری از هیتلر به رشتهٔ تحریر درآورده‌است. لوییس فراخان به او نسبت «مرد بسیار بزرگ» داده‌بود. بال تاکرای (Bal Thackeray) رهبر جناح راست حزب شیو سنا (Shiv Sena)، در ایالت ماهاراشترای هند در سال ۱۹۹۵ نشان داد که یکی از تحسین کننده‌های هیتلر است. لئون دگرله فرمانده لژیون اس اس در بلژیک در کتابی که در سال ۱۹۸۵ از وی به چاپ رسید، مدعی شد که نفرت موجود علیه هیتلر توسط سرمایه‌داران و مطبوعات خلق شده و علت آن را مسیر حرکت هیتلر در برخورد با «مصالح سرمایه‌داری کلان» دانست.

خارج از زادگاه هیتلر -براونا-آم-این در اتریش- نشان سنگی حکاکی شده‌ای وجود دارد با این مضمون:

FÜR FRIEDEN FREIHEIT
UND DEMOKRATIE
NIE WIEDER FASCHISMUS
MILLIONEN TOTE MAHNEN

که ترجمهٔ آزاد آن اینچنین است:

برای دستیابی به صلح، آزادی
و دموکراسی
حکومت فاشیستی دیگر هرگز
میلیون‌ها کشته [این را] به یاد [ما] می‌آورد.

شرکت خودروسازی فولکس‌واگن به دستور هیتلر در سال ۱۹۳۰ بنا شده‌است. او خواست تا، «خودرویی برای مردم» ساخته بشود؛ که فولکس‌واگن در زبان آلمانی به معنای خودروی مردم است. او از دکتر فردیناند پورشه تقاضا کرد که خودرویی بسازد که عموم مردم قدرت خرید آن را داشته باشند.

خانواده هیتلر

  • اوا براون، همسر
  • آلویس هیتلر، پدر
  • کلارا هیتلر، مادر
  • پاولا هیتلر، خواهر
  • آلویس هیتلر (پسر)، برادر ناتنی
  • بریجت داولینگ، زن برادر
  • ویلیام پاتریک هیتلر، برادر زاده
  • آنگلا هیتلر راوبل، خواهر ناتنی
  • گلی راوبال، خواهر زاده
  • ماریا شیکل گروبر، مادر بزرگ
  • یوهان گئورگ هیدلر، پدربزرگ احتمالی
  • یوهان نپوموک هیدلر، جد پدری، عموی بزرگ احتمالی و شاید جد درست پدری

خاستگاه نام هیتلر

دو نظریه درباره خاستگاه نام «هیتلر» وجود دارد:

  • (۱) در آلمانی هاتلر و مشابه آن، «کسی که در کلبه زندگی می‌کند»، «چوپان».
  • (۲) در اسلاوی هایدلر و هایدلرک و مشابه آن

 

بیوگرافی مجدالدوله دیلمی سکه متعلق به مجدالدوله دیلمی   آیا مجدالدوله دیلمی ازدواج کرده بود؟|دین و مذهب مجدالدوله دیلمی |دلیل مرگ مجدالدوله دیلمی |آرامگاه مجدالدول...
بیوگرافی ارد یکم اشکانی   اُرُد نخست (اشک نهم) یا وِرُد نخست (به لاتین: Orodes I) شاهزاده‌ای از تبار اشکانی و احتمالاً پسر مهرداد دوم است. او پس از برانداختن گودرز نخ...
بیوگرافی حسن باوندی   فخرالدوله حسن بن کیخسرو واپسین اسپهبد سلسلهٔ باوندیان تبرستان بود که با مرگ وی در ۲۱ آوریل ۱۳۴۹ میلادی دودمان باوند منقرض شد. از مهم‌ترین ات...
بیوگرافی چیانگ کای‌ شک   رئیس‌جمهور چین ملی مشغول به کار ۱۹۴۸ – ۱۹۷۵ اطلاعات شخصی تولد ۳۱ اکتبر ۱۸۸۷ ، چجیانگ مرگ ۵ آوریل ۱۹۷۵ میلادی...
بیوگرافی شاپور اول تندیس مومی شاپور یکم در موزهٔ تاریخ فارس، شیراز   نام اصلی شاپور اول |دلیل مرگ شاپور اول |تحقیق در مورد شاپور اول |مقاله درباره شاپور اول ...
بیوگرافی فرهاد پنجم اشکانی   فرهاد پنجم یا فرهادک (اشک پانزدهم) پانزدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است. او پس از مسموم کردن پدرش فرهاد چهارم به کمک مادر ایتالیایی خود مل...
بیوگرافی گیل گیلانشاه   گیل پسر گیلانشاه پسر فیروز، مشهور به گاوباره یا گاوبره، هم‌زمان با آخرین سال‌های امپراطوری ساسانی بر سرزمین‌های کرانه دریای خزر فرمان می‌ران...
بیوگرافی قرا اسکندر بیوگرافی و زندگینامه قرا اسکندر پسر قرا یوسف سومین حکمران قراقویونلو ها   قرا اسکندر پسر قرا یوسف (۱۴۲۰-۱۴۳۵) سومین حکمران قراقویونلو بود. وی...
بیوگرافی سلطان محمد خوارزمشاه مناطق تحت تصرف خوارزمشاهیان     علاءالدین محمد خوارزمشاه (دوران سلطنت از ۵۹۶ تا ۶۱۷ هجری قمری)، پسر تکش خوارزمشاهی، نامدارترین پاد...
بیوگرافی جلال‌الدین محمود سلطانشاه   نام کامل جلال الدین محمود سلطانشاه بن ایل ارسلان محل مرگ مرو پیش از علاءالدین تکش پس از ایل ارسلان دودمان خوارز...
بیوگرافی طغاتیمور خان سکه متعلق به طغاتیمور   طغا تیمور شاهزادگان ایلخان مغول پس از ابوسعید دودمان ایلخانان   طغاتیمور خان ی...
بیوگرافی مسعود بن محمد   مسعود جای حکومت ایران دودمان سلجوقیان تاجگذاری ۵۲۹ پایان حکومت ۵۴۷ درگذشت ۵۴۷ شاهنشاه پیشین محمد بن ملکشاه...
بیوگرافی آذرمیدخت   آذرمیدخت شاهنشاه ساسانی دوران سی و دومین (؟ - ۶۳۱ میلادی) پیش از هرمز ششم(هرمز پنجم) پس از پیروز دوم پدر خس...
بیوگرافی رستم سوم باوندی   نصیرالدوله شاه‌غازی رستم سوم (۵۵۶-۵۵۸ هجری قمری برابر ۱۱۶۱-۱۱۶۳ میلادی) واپسین اسپهبد از شاخهٔ اسپهبدیه باوندیان طبرستان بود. جنگ‌ها وی مش...
بیوگرافی فرهاد یکم اشکانی   فرهاد یکم (اشک پنجم) پنجمین شاه اشکانی (ح۱۷۶- ح۱۷۱ پ.م.) و جانشین و پسر فریاپت بود. وی تپورستان را تسخیر کرد و طایفه مردها را مجبور نمود ...