به سایت photo-biography.net خوش آمدید.

خاطرات یک مدیر مدرسه ابتدایی

اعترافات جالب و خنده دار (۱۲)

|خاطره مدرسه|مدرسه خاطره ها|خاطره از مدرسه|بهترین خاطره مدرسه|خاطره ی مدرسه|خاطره مدیر مدرسه|خاطره های مدرسه|خاطره روزاول مدرسه|خاطره ای از مدرسه|خاطره در مورد مدرسه|خاطره های مدرسه|یک خاطره از مدرسه|بهترین خاطره از مدرسه|یه خاطره از مدرسه|خاطره ای از دوران مدرسه|بهترین خاطرات مدرسه|بهترین خاطره...

|خاطره مدرسه|مدرسه خاطره ها|خاطره از مدرسه|بهترین خاطره مدرسه|خاطره ی مدرسه|خاطره مدیر مدرسه|خاطره های مدرسه|خاطره روزاول مدرسه|خاطره ای از مدرسه|خاطره در مورد مدرسه|خاطره های مدرسه|یک خاطره از مدرسه|بهترین خاطره از مدرسه|یه خاطره از مدرسه|خاطره ای از دوران مدرسه|بهترین خاطرات مدرسه|بهترین خاطره دوران مدرسه|خاطرات مدرسه ی من|خاطره ی اولین روز مدرسه|خاطرات مدرسه ی ما|خاطرات مدرسه ی ما مریم جون|خاطره ی روز اول مدرسه|خاطرات مدیر مدرسه|خاطرات یک مدیر مدرسه|خاطرات یک مدیر مدرسه|خاطرات مدیر مدرسه ابتدایی|خاطرات یک مدیر مدرسه ابتدایی|خاطرات شیطنت های مدرسه|خاطره های دوران مدرسه|خاطرات شیطونی های مدرسه|خاطرات روزاول مدرسه|خاطره ای از روز اول مدرسه|خاطره ای از اولین روز مدرسه|خاطره ای از ماه رمضان در مدرسه|خاطره درباره مدرسه

اعترافات جالب و خنده دار (12)

اعتراف میکنم وقتی من کوچیک بودم مامانم برای اینکه خرابکاری یا شیطونی نکنم بهم میگفت من پشت سرم هم دوتا چشم دارم اگه کار بد کنی خیلی زود متوجه میشم.!منم از ترسم هیچ وقت به پشت سرش نگاه نمی کردم چون میترسیدم دو تا چشم ببینم

********* اعترافات خنده دار *********

اعتراف میکنم یه روز صبح که شدیدا خوابم میومد مامانم اشغال داد بندازم سطل زباله منم که چشمام وا نمیشد کیفمو انداختم سطل اشغال و با کیسه زباله رفتم مدرسه …قیافه ی دوستام سر صف هیچ وقت یادم نمیره

********* اعترافات خنده دار *********

اعتراف میکنم روی زانوم باند پیچیدم تا به بهانه پا درد فردا همراه بابام نرم سر کار.صبح بابام صدام زد گفت :عزیز دلم هنوز پات درد میکنه؟ با حالت تضرع دست گذاشتم رو زانوی بانداژ شده و گفتم آره بابا جون.یه پس کله ای بهم زد و گفت پاشو بریم که دیر شده .داداشا و خواهرم هی میخندیدن.بعدا فهمیدم بابام شب که خواب بودم باند رو از زانوی چپم باز کرده بوده و روی زانوی راستم بسته بوده

********* اعترافات خنده دار *********

اعتراف میکنم چند سال پیش که عموم فوت کرده بود من اولین بار بود که مراسم ختم می رفتم وقتی رسیدم مامانم اشاره کرد برم به زن عمو تسلیت بگم رفتم پیشش زن عمو بغلم کرد و گریه کرد و گفت عموت مرد عزیزم منم گفتم خودم می دونم زن عمو همه چادرو کشیدن رو صورتشون از خنده داشتن غش می کردن

********* اعترافات خنده دار *********

اعتراف میکنم موقع عقد داییم بود تو محضر بودیم،منم مسئولیت کله قندارو به عهده گرفتم،موقعی که عاقد از زن داییم واسه سومین بار پرسید و زن داییم جواب بله رو داد منم از خوشحالی نفهمیدم چی شد کله قندا رو ول کردم و شروع کردم به دست زدن بعد چند ثانیه دیدم همه دارن میخندن تازه یادم اومد که کله قندارو رو سر عروس دوماد انداختم..
بیچاره زن داییم تا ۲روز سرش درد میکرد

********* اعترافات خنده دار *********

مامانم بیرون از خانه بود من و برادرم تصمیم گرفتیم برای پدر یخ در بهشت درست کنیم .برادرم یخ وشکر را آماده کرد من هم پودر رنگی فراهم کردم.معجون که آماده شد همه با هم خوردیم.چند دقیقه بعد دیدم چشمهای بابام سرخ شد وشروع کرد به بادگلو زدن.
مادرم به خانه برگشت به بابام گفت :چرا اینجوری شدی ؟بابا گفت نمیدونم این بچه ها یه چیزی دادن خوردم حالم یه جوری شده .
مامان گفت مگه چی بهش دادین ؟گفتم این مواد که میبینی.مادرم گفت:ای وای این که جوهر مخصوص رنگرزی قالیه.بعدفهمیدم چه دسته گلی به آب دادیم.جالب اینکه چون بابا بزرگتر بود برای احترام براش ۲ لیوان ریخته بودیم

********* اعترافات خنده دار *********

اعتراف میکنم یه روز که از کلاس داشتم بر میگشتم خونه مامانم ز زد گفت ساندویچ همبر بگیر بیا من که منتظر تاکسی بودم تو فکر اینم بودم که کجا همبر بگیرم چند تا بسر جوون هم به فاصله ۱ متریم بودن که یهو یه تاکسی بوق زد منم حواسم نبود به جه مقصد بلند گفتم(همبر)… که چند نفر کناریم زدن زیر خنده منم از خجالت رفتم اون سمت خیابون

********* اعترافات خنده دار *********

اعتراف میکنم یه روز دختر همسایه مونو توخیابون داشت میرفت بامامانش دیدم
نیشمو با ذوق زدگی تا بناگوشم بازکردم و گفتم
سلام مونا………. چطوری؟………
دیدم تحویلم نگرفت و مامانشم میخندید
اومدم خونه به مامانم گفتم این دختر همسایه چه زود بزرگ شد تا دیروز اینقد بود
گفت :کی
من:همین مونا دیگه دختر آقای …
گفت :اون مبیناست مونا مامانشه

********* اعترافات خنده دار *********

 اعتراف میکنم که وقتی بچه بودم میدیدم این مجری های تلویزیون مستقیم به ادم نگاه میکنند همش فکر میکردم منو میبینن چون هر جا چپ و راست میرفتم داشتن مستقیم منونگاه میکردن…من خنگول هم میرفتم زیر مبل یا از پشت پرده قایمکی نگاه میکردم ببینم بازم دارن نگاهم میکنن یا نه! همش درگیری ذهنیم این بود که آخه اینا از کجا فهمیدن من پشت پرده ام

********* اعترافات خنده دار *********

اعتراف میکنم شیش هفت ساله که بودم یه روز که کسی خونه نبود  یه طالبی ورداشتم خوردم میخاستم که مثلا بابام نفهمه پوستش و تخمه هاش ازپنجره ریختم پایین تخمه هاش ریخت تو سر پسر همسایمون اونم به بابام گفت
وقتی بابام به من گفت  ازین کارا نکن من بااعتماد به عرش عجیبی گفتم من نریختم که

********* اعترافات خنده دار *********

اعتراف میکنم
از ترس این که مامانو بابام بهم بگن کاری بکن از اتاقم بیرون نمیرم  الانم که اینو دارم میگم دستشویی دارم من برم بیرون عمرآ

********* اعترافات خنده دار *********

اقا اعتراف میکنم که
دوران دبستان تو کلاسمون یه پنکه داشتیم این پنکه خیلی تکون می خورد پنکه هم بالای سره دوستم بود اقا ما هم هی حواسمون بود که این افتاد سریع بپرم جلوش و به جای دوستم من بمیرم و تو روزنامه ها کلی تعریف کنن ازم
یه همیچین ادمیم من

********* اعترافات خنده دار *********

اینجانب در سلامت کامل عقل اعتراف میکنم امروز در سن ۲۰ سالگی از مادرم خواستم به یاد ۲ سالگی بیاد و ناخونای منو بگیره اونم اومد و ناخونای منو همچین از ته چید

********* اعترافات خنده دار *********

اعتراف میکنم بچه که بودیم می رفتم خونه مامان بزگمینا با پسرخاله هام بابرق ۲۲۰فشار قوی قطار بازی میکردیم هرچیم میگفتن نکنید خشک میشید گوشمون بدهکار نبود الآن که فکر میکنم میبینم راست میگفتنا ما باورمون نمیومد

********* اعترافات خنده دار *********

اعتراف میکنم یه بار یکی از آشنا هامون اومدن خونمون بعد یه پسر سه ساله داشتن (گودزیلا) انقد حرف میزد و فضول بود بهش گفتم این یه بازی مثلا تو یه زندانی هستی من گرفتم دستو پاشو بستم ولش کردم مامانشم نفهمید من یک پلیدم آره

********* اعترافات خنده دار *********

اعتراف میکنم دیشب سردم شد ناخود آگاه رفتم کولر رو خاموش کردم
فک کنم دارم بابا میشم ¡¡¡

آموزه های عمه کتی (طنز) |عمه کتی|عمه کتی و محمد|عمه کتی پاورچین|عمه کتی جون|عمه کتی ومن|عمه کتی مهران مدیری|عمه كتي|عمه کتي|خاطرات عمه کتی|داستان عمه کتی و محمد|عمه كتي|من و ...
اعترافات جالب و خنده دار (۱۱) |خاطره خنده دار|خاطره خنده دار مهران غفوریان|خاطره خنده دار شهدا|خاطره خنده دار کوتاه|خاطره خنده دار از شهید|خاطره خنده دار شهید|خاطرات خنده دار دانشج...
اعترافات جالب و خنده دار (۱۳) |اعترافات جالب|اعترافات جالب و خنده دار|اعترافات جالب مردم|اعترافات جالب شما|اعترافات جالب و خنده دار جدید|اعترافات جالب جدید|اعترافات جالب خنده دار|ا...
پسر باس…(طنز تصویری) |پسر باس|پسر باس اینجوری باشه|پسر باس غیرتی باشه|پسر باس استقلالی باشه|اسم پسر باس|اسم پسر باستانی|اسم پسر باسین|دوس پسر باس|اسم پسر باستاني|عکس پسر ب...
استاتوس های طنز و خنده دار فیسبوک (۶) |جمله های خنده دار|جمله های خنده دار 94|جمله های خنده دار فیسبوکی|جمله های خنده دار 94|جمله های خنده دار برای فیس بوک|جمله های خنده دار فیس بوک|جمله ه...
اگه نامزد داشتم (۲) |طنز نامزدی|طنز نامزدي|طنز دوران نامزدی|پیامک طنز نامزدی|اس طنز نامزدی|عکس طنز نامزدی|مطالب طنز نامزدی|طنز نامزد بازی|طنز نامزد ریاست جمهوری|کلیپ طنز ...
زن باس… (۲) |زن باید خوشگل باشه|زن باید خوشگل باشه سفید و کمی چاق|زن باید خوشگل باشه برنز و کمی داف|دختر باید خوشگل باشه|آهنگ زن باید خوشگل باشه|دانلود آهنگ زن با...
طنز دختر باس…(۳) |دختر شیطون|دختر شیطون فیس بوک|دختر شیطون ایرانی فیس بوک|دختر شیطون ایرانی|دختر شیطون Facebook|دختر شیطون بلا|دختر شیطون بروجرد|دختر شیطون و داغ|دختر ...
انقدر بدم میاد…(طنز)-۲ |انقدر بدم میاد|انقدر بدم میاد از آدمایی که|انقدر بدم میاد از اینایی که|انقدر بدم میاد از اونایی که|جمله های انقدر بدم میاد|انقدر بدم میاد از   ط...
دخترا کی ناراحت میشن؟ (طنز) |دختر ناراحت|عکس دختر ناراحت|عکس دختر ناراحت و تنها|تصویر دختر ناراحت|عکس ناراحتی دختر|ناراحتی دختر|دختری ناراحت|عکس دختر ناراحت وغمگین|دختر بچه ناراح...
انقدر بدم میاد…(طنز) ۴ |طنز اجتماعی|طنز اجتماعی جدید|طنز اجتماعی فیس بوکی|طنز اجتماعی سیاسی|طنز اجتماعی روز|طنز اجتماعی کوتاه|طنز اجتماعی باحال|طنز اجتماعی تصویری|طنز اجتماع...
طنز تا حالا دقت کردین !؟(۱۱) |دقت کردین|دقت کردین جدید|دقت کردین فیسبوک|دقت کردین تا حالا|دقت کردین طنز|دقت کردین که|دقت کردین های جدید|دقت کردین خنده دار|دقت کردین های جالب|دقت ک...
اگه میتونی بگو ! (۲) |اگه میتونی بگو|اگه میتونی بگو (تکرار جملات سخت)|اگه میتونی سه بار بگو|اگه میتونی 3 بار بگو|اگه میتونی 5 بار بگو 3 بار بگو : سه سیر سر شیر سه شیشه...
عکس نوشته های طنز و خنده دار (۱۳) |عکس خنده دار|عکس خنده دار جدید|عکس خنده دار فیس بوک|عکس خنده دار+18|عکس خنده دار ایرانی|عکس خنده دار فیسبوکی|عکس خنده دار 2015|عکس خنده دار برای وایب...
جوک های جدید و خنده دار (۳۴) |جوک جوک|جوک جوک خنده دار|جوک جوک جدید|جوک جوک زشت|جوک جوک باحال|جوک جوک خفن|جوک جوک روز|جوک جوک بی ادبی|جوک جوک خنده|جوک جوک لری|جوك جوك خنده دار|جوک...