مصاحبه با مسعود و پولاد کیمیایی

مصاحبه با مسعود و پولاد کیمیایی

 

بعضی ها خاطره بازند، بعضی ها خاطره ساز و بعضی ها خود خاطره. مسعود کیمیایی یعنی هر سه گزینه؛ یعنی ۷۳ سال خاطره و ۵۰ سال خاطره بازی و خاطره سازی از این دیار و مردمش.

چندی پیش، انتشار خبر بیماری و بستری شدن اودر بیمارستان، خیلی از طرفدارانش را نگران کرد. به همین دلیل، تصمیم گرفتیم برای رفع این نگرانی ها گفتگوی عیدانه ای با مسعود و پولاد کیمیایی ترتیب بدهیم اما او در روز قرارمان نیز هنوز اندکی با بیماری اش درگیر بود و خسته تر از آن بود که بتواند به یک گفتگوی مفصل دل بدهد.

با این حال، با وجود بیماری و خستگی اش پذیرفت مقابل دوربین ما بایستد تا عکسی به یادگار بگیرد: «بالاخره پولاد به شما قول داده…»

مسعود کیمیایی وقتی از گذشته حرف می زند، صدایش با شادی و حزن می آمیزد و خاطره بازی هایش، رنگ دیگری به حرف هایش می دهد اما در اثنای کلام درنگی می کند و می گوید: «این روزها خیلی بیشتر از گذشته احساس تنهایی می کنم. بیشتر دوستانم یا از این دیار رفته اند یا از این دنیا…»

می گوید در بین روزهای هفته، سه شنبه ها برایش روز دیگری است و حس نوستالژیکی برایش دارد. از سه شنبه هایی برایمان حرف می زند که با شاملو و اسپهبد دورهمی داشته اند و گپ و گفت.

می گوید بیشتر از هر چیز دیگری به کودکی اش وابسته است و مرور خاطرات آن دوران، یکی از آن چیزهایی است که حالش را خوب می کند. از روزهایی برایمان می گوید که با برادر بزرگش به جایی رفته که به خیال آن روزهای کودکی اش، به تکیه شباهت داشته اما همانجایی از آب درآمده که جهانش را عوض کرده و او را با جهان نور و تصویر و صدا آشنا کرده؛ با جهان سینما.

مسعود کیمیایی که با ساخت فیلم هایی مانند رضا موتوری، داش آکل، قیصر، خاک، گوزن ها، غزل، سفر سنگ، سرب و تیغ و ابریشم، نامش را در تاریخ سینمای ایران ثبت کرده، می گوید: «من متولد ۱۳۲۰ هستم و در شرایطی به دنیا آمدم که کشورمان با تبعات جنگ جهانی درگیر بود و با کمبودهای شدیدی مواجه بودیم. حتی روزگاری نان هم جیره بندی شده بود. نمی دانم. شاید معده دردم هم یادگار همان سال ها باشد.»

می گوید او هم مانند همه مردم ایران منتظر آمدن بهار است: «از صمیم قلب آرزو دارم سال ۹۴ سال پرامید و کم رنجی برای همه هموطنان باشد. پر از سلامت و خوشبختی…»

آنچه در ادامه می خوانید، گفتگو با پولاد کیمیایی، تک فرزند مسعود کیمیایی است که سال هاست در عرصه بازیگری فعالیت دارد و قرار است سال آینده، نخستین فیلمش را در مقام کارگردان کلید بزند.

مصاحبه با مسعود و پولاد کیمیایی

سال ۹۳ در یک نگاه؟

– هم خوب، هم بد. خوب از این جهت که جشنواره فیلم فجر، جشنواره متفاوت و رضایتبخشی بود و شاهد فیلم اولی های نسبتا زیاد و خوبی هم بودیم. بد از این جهت که در سال گذشته، خیلی از هنرمندانمان را از دست دادیم. بیماری پدرم هم مسئله دیگری بود که برای مدتی حالم را واقعا بد کرد.

بیماری شان چه بود؟

– خونرزی معده. مدتی هم به همین دلیل در بیمارستان بستری شدند. البته پدرم از قدیم هم مشکل زخم معده و فشارت خون داشتند اما این بار، عوارض این بیماری بیشتر از گذشته آزارشان داد و بستری شدند. به هر حال، سال گذشته، مخصوصا فصل پاییزش، خوب نبود.

دو کلمه درباره پسر مسعود کیمیایی بودن؟

– (می خندد) من تا کی باید به این سوال جواب بدهم؟ به نظرم، هر فردی بالاخره باید پاسخگوی نام خانوادگی اش باشد؛ نه فقط در سینما که حتی در بازار هم همینطور است، در دنیای طب و هر حرفه دیگری هم کم و بیش همینطور است. اما در هنر، این موضوع کمی متفاوت است؛ مخصوصا اگر کسی بخواهد مولف شود.

چرا؟

– چون مولف بودن یعنی خلق اثری که امضا و اثر انگشت خودت پای کار باشد. با این حساب، من حتی اگر به واسطه پدرم وارد سینما شده باشم، اگر نتوانم خوب بازی کنم، مخاطب من را پس می زند و این نه برای من خوب است، نه برای پدرم. طبیعی است که به دوش کشیدن این اسم و فامیلی برایم آسان نیست و مسئولیت زیادی برایم به همراه دارد.

مصاحبه با مسعود و پولاد کیمیایی

رمز ماندگار شدن در دنیای هنر؟

– ماندگار شدن در عرصه هنر اصلا آسان نیست اما به نظرم هر هنرمندی که ایدئولوژی مشخصی داشته باشد و در انتخاب کارهایش فلسفه روشنی داشته باشد، امکان خطایش کمتر می شود. راهی که هنرمندان ماندگار طی کرده اند، روشن است و جلوی چشم مان هست.

رمز ماندگار شدن در سینما؟

سینمای ایران با جهان؟

مگر فرقی هم می کند؟

– بله، به نظر می رسد که در سینمای جهان، مهارت و موفقیت حرفه ای ضامن موفقیت اجتماعی و ماندگار شدن هم هست اما در سینمای ایران، این کافی نیست؛ یعنی علاوه بر موفقیت حرفه ای باید هوش اجتماعی خوبی هم داشته باشی و رفتارت با مردم، صادقانه باشد و در بزنگاه ها موضع گیری درستی داشته باشی. من خیلی ها را می شناسم و احتمالا شما هم بعضی ها را می شناسید که فقط با یکی دو انتخاب غلط در سینمای ایران افول کرده اند.

یعنی برای چهره شدن، صرفا دیده شدن کافی نیست؟

– نه، بعضی ها هستند که می خواهند یک شبه معروف بشوند و برای دستیابی به این هدف شان هم ممکن است هر کار و هر موقعیتی را تجربه کنند اما برای ماندگار شدن باید آهسته و پیوسته حرکت کنید و شیوه حرکت شما هم باید طوری باشد که علاوه بر توده مردم، خواص هم آن را بپسندند و بر آن مهر تایید بزنند.

بیایید کمی به گذشته هایتان برگردیم. جقدر اهل خاطره بازی هستید؟

– خیلی زیاد! در زندگی همه ما نقش خاطره هایمان و گذشته ای که پشت سر گذاشته ایم، بسیار پر رنگ است. گذشته ما و خاطره های ما جزو هویت ما هستند و می توانند همه چیز را برایمان نوستالژیک و معنادار کنند. به نظرم کسی که به خاطراتش رجوع نمی کند، نمی تواند معنای زندگی را درک کند. من معتقدم همین خاطرات ما هستند که باعث خلق یک اثر هنری می شوند؛ چه اثرمان تابلوی نقاشی باشد، چه موسیقی یا فیلم یا هر اثر دیگر.

مصاحبه با مسعود و پولاد کیمیایی

به قول فاکنر «گذشته هرگز نمی میرد. گذشته حتی نمی گذرد!»

– دقیقا. من فکر می کنم خاطره بازی یکی از خصلت های بارز ما ایرانی هاست.

آخرین باری که آلبوم کودکی تان را ورق زدید؟

– شاید شش هفت ماه پیش.

حوالی بیماری پدر؟

– بله، من کلا وقتی دلم می گیرد، بیشتر سراغ خاطره هایم می روم. آن روزها روزهای بیماری پدرم بود و تازه در بیمارستان بستری شده بودند و از طرف دیگر، اتفاق خوبی هم برای فیلم «متروپل» نیفتاد که این موضوع هم خیلی دلم را شکست.

چرا؟

– بالاخره رفتار خوبی با آن فیلم و عواملش نشد.

کوچه خاطرات تان کجاست؟

– کوچه آریا؛ یکی از کوچه های خیابان فرمانیه که بیشتر خاطرات کودکی ام همانجا شکل گرفت.

از حال و هوایش برایمان بگویید.

– قبلش باید این را بگویم که این روزها دیگر کوچه، کوچه نیست. اصلا آن کوچه های سابق انگار دیگر وجود ندارد. آن موقع ها کوچه ها و محله های خیلی زنده تر بودند و زندگی به معنای واقعی در آنها جریان داشت. مثلا یادم است زمانی که در بحبوحه جنگ و بمباران برق ها قطع می شد و خاموشی می زدند، همسایه ها دور هم جمع می شدند و در آن تاریکی گپ و گفت و یک جور دید و بازدید بین همسایه ها اتفاق می افتاد و … یادم است بیشتر خانه ها چراغ زنبوری داشتند و با آن می توانستند خانه را کمی روشن کنند. یکی از بهترین تصاویری که هرگز از ذهنم بیرون نمی رود، مربوط به همان زمان هایی است که برق می رفت.

یعنی چه تصویری؟

– وقتی برق می رفت، کنار شومینه می خوابیدم و مادرم برایم پیانو می زد و نور شومینه روی آن می افتاد. این تاریکی و آن صدا خیلی آرامم می کرد و عمیقا احساس آرامش و امنیت می کردم.

تجربه امنیت در شرایط ناامن؟

– دقیقا. یک چیز دیگر هم که یادم است و برایم خیلی دوست داشتنی بود، اذان مغربی بود که صدایش توی کوچه ها می پیچید و لحن روح نوازی داشت. من کوچه و محله را با اینجور تصاویر به خاطر می آورم و برای همین واقعا دوستش دارم.

اما حالا دیگر وایبر و واتس آپ و اینجور چیزها جای آن کوچه ها را گرفته اند!

– بله متاسفانه. یادم است آن روزها بچه ها توی کوچه ها و محله ها با همدیگر فوتبال و هفت سنگ و وسطی بازی می کردند ولی سال هاست که دیگر بچه ها را توی کوچه ها و مشغول بازی با همدیگر نمی بینیم. بازی ها فردی و خانگی شده. قدیم ها خیلی چیزها بود که حالا دیگر نیست و جوری هم از بین رفته که انگار هیچ وقت وجود نداشته. در محله های قدیم، خیلی از ازدواج ها صرفا به خاطر همین همسایه بودن و همین آشنایی ها شکل می گرفت. مخلص کلام این است که با از بین رفتن آن کوچه ها واقعا تنها تر شده ایم.

مصاحبه با مسعود و پولاد کیمیایی

و فکر می کنید این تنهایی از کجا نشأت گرفته؟

– از چشم و هم چشمی و رفتار خصمانه ای که خیلی هایمان نسبت به همدیگر پیدا کرده ایم. زیادیاهل حساب و کتاب شده ایم و جواب سلام همدیگر را هم به سختی می دهیم.

شما چند سال از این ۳۴ سال عمرتان را به معنای واقعی زندگی کرده اید؟

– تمامش را. حتی شاید بیشتر!

پس حسرتی بر دلتان نیست؟

– نه و برای همین هم همیشه شاکر خدا هستم.

یادگاری که از مادرتان برایتان به جا مانده؟

– سازم. من ساز زدن را از مادرم یاد گرفتم.

به چه سازهایی تسلط دارید؟

– پیانو، گیتار و ویولن. پیانوی مادرم هنوز سر جایش است و هر وقت دلتنگ مادرم می شوم، می روم پشت پیانو و شروع می کنم به نواختن.

و اینطور احساس آرامش می کنید؟

– بله، من پیانو زدن را با همین پیانو یاد گرفتم. به هر حال پدرم برایم سمبل سینما و مادرم برایم سمبل موسیقی است.

مادرتان چه سالی از دنیا رفتند؟

– سال ۷۴٫ برای درمان سرطانشان به آلمان رفته بودیم که همانجا طی مراحل درمان از دنیا رفتند.

ته دنیا و آرزوهایتان کجاست؟

– اینکه یک خانواده خیلی خوب تشکیل بدهم و بتوانم الگوی خوبی باشم و به همان ماندگاری که حرفش را زدیم، برسم چندی پیش برای بزرگداشت مرحوم خسرو شکیبایی با من تماس گرفتند و من دوباره از این موضوع احساس خوشایندی را تجربه کردم که یک هنرمند خوب همیشه ماندگار است، حتی اگر خودش دیگر در بین ما نباشد.

اگر پولاد کیمیایی را از نظر فکری تجزیه کنیم، به چه چیزی می رسیم؟

– پارادوکس سنت و مدرنیته! من در بعضی موارد به شدت سنتی ام، در بعضی موارد به شدت مدرن. البته در طول این سال ها بالاخره این دو بخش وجودم با هم کنار آمده اند و خدا را شکر این دو فکر مشکلی با هم ندارند. (می خندد)

بهترین بازی تان؟

– بین کارهای پدرم، «جرم» را خیلی دوست دارم چون واقعا برایم فیلم سختی بود و در سایر کارهایم هم فیلمی به نام «صفر» به کارگردانی مسعود یزدانی که البته هنوز اکران نشده ولی نقشم را در آن فیلم خیلی دوست دارم.

نقشی که در سینمای جهان خیلی دوست دارید؟

– نقش تام کروز در فیلم «آخرین سامورایی».

و در فیلم های ایرانی؟

– نقش اکبر عبدی در فیلم «مادر».

یک جایگزین برای سینما؟

– قطعا موسیقی. به نظرم ما هنری بالاتر از موسیقی نداریم. تاثیر این هنر خیلی وسیع و عجیب و غریب است. ساز زدن برای من واقعا آرامش بخش است. مثلا من بعد از این گفتگویمان قاعدتا باید بروم روی دیالوگ های فیلمم کار کنم ولی مطئنم که نمی توانم تا قبل از ساز زدن سراغش بروم. شما چند بار می توانید بهترین فیلم تاریخ سینما را ببینید و لذت ببرید؟ اما یک موسیقی خوب را می شود بارها و بارها شنید و خسته نشد و لذت برد.

اهل شعر هم هستید؟

– متاسفانه نه. شاید به خاطر اینکه کودکی ام در چند کشور مختلف (ایران، آلمان، آمریکا و کانادا) گذشت، ادبیات آنطور که باید و شاید، در من قوت نگرفت.

بهترین نوروزتان کی بوده؟

– فکر می کنم همین نوروز، چون می خواهم اولین فیلمم را در اردیبهشت ماه کلید بزنم و از طرفی، حال پدر رو به بهبود است و از طرف دیگر، به قول قدیمی ها، شنبه به نوروز افتاده. (می خندد)

حس تان موقع شنیدن توپ سال تحویل؟

– نمی دانم چرا یکدفعه انگار توی دلم خالی می شود و دلشوره می گیرم.

حرف آخر؟

– آرزوی سالی پر از شادی و سلامت و خوشبختی…

 

سبک لباس پوشیدن ریحانا در گذر زمان عکس ریحانا عکس ریحانا بدون لباس عکس ریحانا جدید عکس ریحانا قبل از عمل عکس ریحانا خواننده عکس ریحانا در مسجد عکس ریحانا بدون ارایش عکس ریحانا و دوست پ...
مصاحبه با نرگس آبیار کارگردان شیار ۱۴۳ نرگس آبیار نرگس آبیار و همسرش نرگس آبیاری نرگس آبیار دانشگاه شاهد نرگس آبیار کارگردان نرگس آبیار ازدواج نرگس آبیار و محمد قاسمی نرگس آبیار فیس بوک نر...
مصاحبه با پژمان جمشیدی چهار پنج باری زمان انجام مصاحبه تغییر کرد و بالاخره در یک غروب بسیار گرم زمستانی، اواخر بهمن ماه، به منزل آقای جمشیدی واقع در شهرک غرب رفتیم. پژمان...
مصاحبه با شهرام شکوهی عکس شهرام شکوهي عکس شهرام شکوهي و همسرش دانلود عکس شهرام شکوهي عکس جديد شهرام شکوهي عکس از شهرام شکوهي عکس هاي شهرام شکوهي عکس شهرام شکوهی خواننده عک...
بیوگرافی محمد دلاوری خبرنگار صدا و سیما گفتگو با محمد دلاوری مجری وخبرنگار به بهانه برنامه توقف ممنوع سراغ محمد دلاوری خبرنگار و مجری نام آشنای این برنامه رفته ایم در ادامه گپ و گفت ما...
میرزا ملکم خان کیست؟ سوم اسفند مقارن با صد و بیست و هشتمین سال انتشار روزنامه «قانون» توسط میرزا ملکم خان ملقب به خان ناظم الدوله بود. درباره میرزا ملکم خان قضاوت ها متفاو...
مصاحبه با مارال و مونا فرجاد و پدرشان   ساده و دوست‌داشتنی. باید از نزدیك رابطه استاد فرجاد با دخترانش را ببینید و همینطور رابطه دخترها با پدرشان؛ آنها به قدری صمیمی است كه گوی...
مصاحبه با کسرا عزیزا کسرا عزیزا با فیلم «تگرگ و آفتاب» به دنیای سینما معرفی شد. او دانش آموخته موسیقی است و قطعا چهره و صدای او برای بسیاری از علاقه مندان به موسیقی آشناست...
نیکی کریمی: عادت ندارم دیگران را قضاوت کنم   نیکی کریمی گفت: «شیفت شب» فیلم پیچیده‌ای نیست، در مورد زندگی الان و امروزه افراد جامعه ما است. جلسه نقد و بررسی فیلم «شیفت شب» به کارگردا...
مصاحبه با لیلی گلستان لیلی گلستان در آستانه‌ی سال نو از روزهای که پشت سر گذاشت، گفت. از انتشار نخستین کتاب تألیفی‌اش تا آرزوها، علاقه‌مندی‌ها و احساس رضایتی که از زندگی دار...
مصاحبه با شهرام جزایری عرب   ایسنا: شهرام جزایری مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد کرده که جالب و شنیدنی است. جزایری در گفت‌وگویی تاکید کرد از اینکه مفسد زنده خطاب شود نار...
پسر محسن چاووشی «زانکو» پسر محسن چاووشی «زانکو» متولد آبان 91 زانکو پسر کنجکاو و اوشگر خواننده محبوب، محسن چاووشی است. او را در عکس ها در حالت کشف و تفکر دیدیم، حتی وقتی پ...
مصاحبه با حسین پاکدل حسین پاکدل برای تلویزیونی ها یادآور مجری دقیق، خوش بیان، مسلط و خوش تیپ دهه 60 تلویزیون، برای تئاتری ها علاوه بر اجراهای درخشانش، زنده کننده خاطرات دو...
بیوگرافی و مصاحبه با فرهاد ظریف هنگامی که با قد 166 سانتیمتر وارد عرصه والیبال شد، کسی باور نمی کرد که بتواند کار خاصی انجام دهد اما او خود با بازی های درخشانی که ارائه داد، به همه ث...
مصاحبه با فریدون آسرایی فریدون آسرایی یکی از خوش برخوردترین و مردم دارترین خواننده های کشورمان است که همیشه با روی گشاده از خبرنگاران و سوال های آن ها استقبال می کند و حرف زد...

بیوگرافی پولاد کیمیایی + عکس

بیوگرافی پولاد کیمیایی + عکس

بیوگرافی پولاد کیمیایی + عکس

 

پولاد کیمیایی
زمینه فعالیت سینماتلویزیون
تولد ۲۳ تیر ۱۳۵۹
تهران، ایران
والدین مسعود کیمیایی
گیتی پاشایی
ملیت ایرانی
سال‌های فعالیت ۱۳۶۶ – تاکنون

 

پولاد کیمیایی (زاده ۲۳ تیر ۱۳۵۹، تهران) بازیگر ایرانی سینما و تلویزیون است.

زندگی
پولاد، فرزند مسعود کیمیایی، کارگردان و گیتی پاشایی، خواننده ایرانی، در ۲۳ تیر سال ۱۳۵۹ در تهران به دنیا آمد. وی فعالیت‌های سینمایی خود را از ۷ سالگی و با بازی در فیلم سرب به کارگردانی پدرش آغاز کرد و بعد از آن در فیلم‌های تجارت ۱۳۷۲، ضیافت ۱۳۷۴، سلطان ۱۳۸۵، فریاد (۱۳۷۷)، اعتراض(۱۳۷۸)، سربازهای جمعه (۱۳۸۲)، حکم (۱۳۸۴) و رئیس (۱۳۷۵) ایفای نقش کرد. پولاد فیلم‌های دیگری چون صحنه جرم، ورود ممنوع و شمعی در باد را نیز در کارنامه خود دارد. او فرزند خواننده نامی ایران گیتی پاشایی است که در سفر سنگ نیز بود. وی همچنین از طرف مادری، از نوادگان استاد ” جعفر منصوری” (شاعر- استاد خط و استاد موسیقی) محسوب می شود.

پولاد کیمیایی که سال‌ها در سینمای پدرش، مسعود کیمیایی بازی کرده بود درباره جدایی از این قالب «تعریف شده و کلیشه‌ای برای خودش» با بازی در فیلم گشت ارشاد (سعید سهیلی) می‌گوید «ما [من و پدرم] دو جور مختلف زندگی کردیم و دو عقیده متفاوت داریم.»

 

بیوگرافی برادران لومیر   برادران لومیر به عنوان مخترعین سینما از حیث تولید تصویر متحرک و پایه‌گذاری اولین نمایش عمومی در سالن نمایش سینما به شکل امروزی، اولین کسان...
بیوگرافی جواد رضویان و همسرش + عکس خانوادگی .    جواد رضویان و زندگی خصوصی اش             سیدجواد رضویان متولد ۲۵ خرداد ۱۳۵۳ در قم، بازیگر است   فارغ التحصیل لیسانس رشته نقاشی است، پدرش اهل ق...
بیوگرافی مهرداد صدیقیان   مهرداد صدیقیان زمینه فعالیت سینما تولد ۳۰ بهمن ۱۳۶۷ تهران ملیت  ایران پیشه بازیگر سال‌های فعالیت ۱۳۸۴–...
بیوگرافی بهزاد فراهانی + عکس بیوگرافی بهزاد فراهانی + عکس   بهزاد فراهانی تولد ۱ بهمن ۱۳۲۳ روستای درمنک، فراهان، استان مرکزی ملیت ایران پیشه بازیگر و فیلمنامه‌ن...
بیوگرافی عباس مصدق + عکس   عباس مصدق زمینه فعالیت بازیگر تولد ۱۳۰۵ تهران مرگ ۱۰ آذر ۱۳۶۳ مدفن بهشت زهرا، قطعه 99، ردیف 126، شماره 1 ملیت ایرانی سال‌های فعالی...
بیوگرافی هما خاکپاش + عکس   هما خاکپاش نام اصلی مه‌نسا خاکپاش زمینه فعالیت سینما و تلویزیون تولد ۲ آذر ۱۳۳۹ دامغان ملیت ایرانی پیشه...
بیوگرافی جنیفر لوپز   جنیفر لوپز Jennifer Lopez نام اصلی جنیفر لین لوپز نام مستعار جی لو تولد ۲۴ ژوئیهٔ ۱۹۶۹  لس آنجلس، کالیفرنیا ...
بیوگرافی جعفر دهقان + عکس بیوگرافی جعفر دهقان + عکس   جعفر دهقان متولد ۱۳۳۹ در تهران است. مدرک تحصیلی او دیپلم هنرستان فنی است. ثمره ازدواج او دو فرزند است، یکی ...
بیوگرافی آکشی کومار   آکشی کومار (به هندی: अक्षय कुमार) (زاده ۹ سپتامبر ۱۹۶۷ با نام راجیو هاری اوم باتیا) یک بازیگر هندی بالیوود است. پدرش درجه دار ارتش بود. ...
بیوگرافی منوچهر اخضر پور   منوچهر اخضر پور زمینه فعالیت بازیگر تولد ۱۲ اسفند ۱۳۱۵ تهران ملیت  ایران سال‌های فعالیت ۱۳۳۵ - ۱۳۷۸  ...
گالری عکس نائومی واتس نائومی واتس عکس نائومی واتس  عکس های نائومی واتس  گالری عکس نائومی واتس  عکس های جدید نائومی واتس  زیباترین عکس های نائومی واتس  عکس های نائوم...
بیوگرافی شراره درشتی + عکس   شراره درشتی زمینه فعالیت سینما و تلویزیون ملیت ایرانی پیشه بازیگر همسر(ها) رضا ژیان   شراره د...
بیوگرافی شاهرخ فروتنیان شاهرخ فروتنیان  بازیگر عکس و بیوگرافی شاهرخ فروتنیان  بازیگر شاهرخ فروتنیان  و همسرش سریال های شاهرخ فروتنیان شاهرخ فروتنیان   اهل کجاست؟ شاهرخ فر...
بیوگرافی رضا صفایی‌پور + عکس   رضا صفایی‌پور زمینه فعالیت بازیگر تولد ۹ اردیبهشت ۱۳۲۸ تهران ملیت ایران سال‌های فعالیت ۱۳۴۲ - تاکنون مدرک تحصیلی دیپلم ادبی &nbs...
بیوگرافی نعیمه نظام‌دوست + عکس   نعیمه نظام‌دوست NAEIMEH NEZAMDOOST زمینه فعالیت بازیگر سینما ، تلویزیون و تئاتر تولد ۲۳ آبان ۱۳۵۳ ۱۴ نوامبر ۱۹۷۴  تهرا...