بیوگرافی فرخان بزرگ

 بیوگرافی کامل فرخان بزرگ |  نام اصلی فرخان بزرگ |  همسر و فرزندان فرخان بزرگ |  زندگی نامه کامل فرخان بزرگ |  مرگ فرخان بزرگ |  تحقیق درباره فرخان بزرگ |  دین و مذهب فرخان بزرگ

 

فرخان بزرگ
گیل گیلانشاه، اسپهبد اسپهبدان، فرشواذگرشاه پذشخوارگران
دوران ۷۱۱ تا ۷۲۸ میلادی (۱۷ سال)
تاجگذاری ۷۱۱ میلادی برابر ۹۳ هجری
لقب(ها) ذوالمناقب
مرگ ۷۲۸ میلادی
پیش از دادمهر
پس از دابویه
کاخ اسپهبدان
دودمان دابویگان
پدر دابویه
فرزندان سارویه، دادمهر، فرخان کوچک و آذرمیدخت
دین زرتشت

 

اسپهبد فرخان بزرگ که با نام فرخان یکم نیز شناخته شده و عرب‌ها به او ذوالمناقب لقب داده بودند، یکی از اسپهبدهای دودمان دابویگان طبرستان بود که پس از مرگ پدرش، دابویه، در سال ۷۱۱ میلادی، بر مسند حکومت نشست. وی از آغاز فرمانروایی در مرزهای شرقی طبرستان با تهاجم اعراب یا ترک‌ها روبرو شد و بدین جهت در همان اوایل حکومتش لشکری آراسته و تا نزدیکی نیشابور را فتح نمود.

فرخان در دوران حکومت دابویه

در سال ۷۵ هجری قمری، قطری بن فجاه که از رهبران خوارج ازرقی بود و پیش از این در نبردی با ارتش حجاج بن یوسف شکست خورده بود، به طبرستان پناهنده شد و اسپهبد آنان را در دماوند اسکان داد، ولی پس از مدتی قطری حاکمان طبرستان را به دین خود دعوت کرد و موجب نبردی میان خود و فرخان بزرگ شد. فرخان به دماوند لشکرکشی نمود تا با قطری مقابله کند که سفیان بن الابرد از سوی امویان مسئول دفع قطری گشت. فرخان در این زمان از سفیان خواست که در قبال کمکش در دفع قطری، به طبرستان تعرض نکنند و سفیان پذیرفت. سرانجام فرخان در سمنان با قطری بن فجاه نزاع کرده و او را کُشت. پس از آن که سفیان بن الابرد فتح‌نامه‌اش را به حجاج داد، به دستور حجاج به فرخان یک خروار طلا دادند.

مقابله با ترک‌ها

فرخان بزرگ در ابتدای دوران فرمانروایی خویش، شاهد ضعف مرزهای شرقی قلمروش در مقابل ترک‌ها بود؛ به همین دلیل وی با آنان سازش کرده و پس از پرداخت گنجینه‌ای، قرار بر آن شد که ترکان تعرضی نکنند. طی این دو سال، به دستور فرخان، مرزهای شرقی تبرستان قدرتمندتر شد و سمت خاورین تمیشه، در مرز با گرگان، خندقی حفر نمودند، سپس فرخان از مناطق جلگه‌ای به سوی لفور (لپور) به جایی به نام «فیروزآباد» رفت و منتظر حملات سپاه ترکان ماند. رهبر ترکان که شخصی به نام «صول» نام داشت، به سوی تبرستان یورش برد و به تاراج و غارت دست برد. فرخان بزرگ شبانه به سوی سپاهیان ترک رفته و به آنان شبیخون زد. لشکریان ترک شکست خورده و اغلب کشته شدند، سپس در مکان آن نبرد شهری بنا کردند و نام آن را «توران‌جیر»[ گذاشتند.

شورش سربازان دیلمی

پس از پیروزی سپاه فرخان بر ترک‌ها، سربازان دیلمی علیه فرخان شورش نموده و برای جمع‌آوری غنائم، قصد کشتن او را کردند ولی فرخان به آمل گریخت و در حصاری در قصبهٔ «فیروزآباد» ساکن شد. دیلمیان با منجنیق به حصار حمله کردند و پس از عدم موفقیت تا چهار ماه دور حصار بودند، تا آن‌که تدریجاً پراکنده شدند.

بنیان سارویه

پس از آن اسپهبد در آباد کردن سرزمینش گام برداشت. در رابطه با طرز بنیان نهادن شهر سارویه، ابن‌اسفندیار چنین نگاشته که فرخان به شخصی به نام «باو» دستور داد که در مکان روستایی به نام «اوهر»، شهری بنا نهد. آن موضع بر جایگاهی بلند قرار داشته و دارای چشمه‌ساران فراوان بود.

مردم به باو رشوه‌ای داده تا شهر را در مکان دیگری بسازد. باو پذیرفت و شهری را ساخت که اکنون «ساری» نام دارد. پس از اتمام ساخت شهر، فرخان برای بازدید بدانجا رفت و پس از مشخص شدن «خیانتِ» باو، او را به دار آویختند. با این حال شهر حاصله را به نام یکی از فرزندان فرخان بزرگ، سارویه نامیدند و تا مدت‌ها به این نام شهر شهرت داشت. چنانچه در عهد حسام‌الدوله شهریار بن قارن باوندی، سکه‌هایی مورخهٔ ۴۹۹ قمری، ضرب شده‌اند که بر آنان نام «سارویه» درج شده. در کنار شهر ساری، فرخان برای خود کاخی ساخت که آن را «شهر اسپهبدان» یا «اسپهبدان» نامیدند.

وی به آیین ساسانیان بر تخت اورنگ نشست و مانند شهریاران ساسانی سخن می‌گفت، همچنین به حاضران اجازه سخن راندن و نظر دادن می‌داد. در زمان فرخان بزرگ همچنان آیین زرتشت و آتشکده‌ها پابرجا بودند.

ارتباط نزدیک با قتیبه

در سال ۸۶ هجری قمری، «قتیبه بن ابی صالح مسلم بن عمر وباهلی» که به او «ابوحفص» نیز می‌گفتند، به دستور حجاج بن یوسف در خراسان به حکومت نشست. وی با اسپهبد فرخان متحد و دوست گشت؛ چنانچه هرگاه نامهٔ فتوحات خود را برای ولید بن عبدالملک، خلیفهٔ امویان، می‌فرستاد، با اشارهٔ یزید بن مهلب، که از نزدیکان سلیمان بن عبدالملک بود، سلیمان در پاسخ می‌نوشت:

بشایر فتوح تو همه از آنجاست که امیرالمؤمنین را صحت آن معلوم نمی‌شود. چرا که طبرستان را که روضه‌ایست در میان بلاد اسلام، فتح نمی‌کنی.

با این حال قتیبه تا پایان حکومتش در خراسان به طبرستان لشکر نکشید.

هبیره شیبانی

در زمان خلافت معاویه، حاکم دودمان امویان، شخصی به نام مصقله بن هبیره الشیبانی با چهار هزار سرباز و به نقلی بیست هزار تن، برای فتح طبرستان، راهی این سرزمین شد. پس از دو سال درگیری بین وی با فرخان بزرگ توانست وارد طبرستان شود. نبردهای هبیره و فرخان دو سال طول کشید و سرانجام ارتش اموی نابود شده و مصقله در کجور به قتل رسید.

شورش مسمغان

یکی از مرزبانانِ فرخان به نام «مسمغان» که در میان‌دورود ساری امارت داشت، یک‌بار علیه او شورش نمود و فرخان نه تنها گردن او را زد، بلکه همهٔ مرزبانان را برکنار کرده و سرزمینشان را تصرف نمود به جز باو که حرمت او و خاندانش را نگهداشت.

اعمال یزید بن مهلب

در سال ۹۸ هجری قمری، به دستور سلیمان بن عبدالملک، یزید بن مهلب امیر خراسان شد. یزید پس از گشایش بخش‌هایی از فرارود برای سلیمان فتح‌نامه نوشت و سلیمان در پاسخ فتح‌نامه از یزید پرسید «چرا آنچه را به قتیبه عیب می‌کردی، خود نمی‌کنی و آهنگ فتح طبرستان نمی‌نمایی؟» بدین جهت یزید لشکریان عرب، خراسان و ماوراءالنهر را برداشته و به دهستان حمله نمود. حاکم دهستان (صول) گریخت و مدتی بعد از یزید امان خواست. سپس سپاه یزید دو قسمت شدند، گروهی به سرکردگی ضریس به سمت گرگان رفتند و خود یزید به تمیشه حمله کرد. اسپهبد فرخان نیز با فراهم کردن لشکری از طبرستان و گرگان و دیلمان، به جنگ یزید رفت و در تمیشه و ساری چندین بار دو سپاه جنگیدند که در این میان چند پیروزی ازان عرب‌ها و چند پیروزی ازان طبرستانیان گشت.

توصیه دادمهر به پدرش، اسپهبد فرخان بزرگ
هرگاه چنین [عقب‌نشینی] کنی هیبت پادشاهی تو از میان خواهد رفت
آن اولی‌تر که ثبات نمایی و معتمدان فرستی تا از گیلان و دیلمان مدد آورند
سنگسری، ص۶۴

سرانجام فرخان تصمیم گرفت که به سمت دیلم عقب‌نشینی کند؛ اما پسر بزرگش، دادمهر، وی را پشیمان نموده و پیشنهاد داد تا با فرستادن نامه به دیلمیان از آن‌ها درخواست نیرو کنند. پس از انجام شدن این نظر، ده هزار نفر به لشکریان طبرستان پیوستند و اسپهبد دوباره آماده نبرد گشت. گرچه ابتدا یزید توانست اسپهبد را شکست دهد اما لشکریان فرخان به مناطق کوهستانی رفته و با انداختن سنگ و تیر به سوی مسلمانان، توانستند پانزده هزار تن از آنان را بکشند. همچنین لشکرگاه یزید را غارت نموده و خیمه‌هایش را سوزاندند. سپس از صول خواست که به ضریس حمله کند و بدین سبب صول به ضریس شبیخون زده و پس از شکست دادنش همهٔ لشکریان – که بسیاری از آن‌ها خویشاوندان یزید بودند – را کشت.

به دام افتادن یزید در دام فرخان

اسپهبد فرخان دستور داد که خیابان‌ها و راه‌ها را با استفاده از درختان نابود کنند. پس از رسیدن خبر این فرمان به یزید، او شخصی به نام «حیان النبطی» را که نژادی دیلمی داشت، نزد اسپهبد فرستاد و از او خواست تا اجازه دهد لشکریانش طبرستان را ترک کنند و در قبال این به حیان گفت که حاضر است تا سیصد هزار درهم بپردازد. اسپهبد پس از گفتگو با حیان حاضر شد که در ازای گرفتن سیصد هزار دینار از یزید بن مهلب و پنج هزار درهم از حیان و همچنین استرداد تمام اسیران و فروگذاشتن قلمروش، تقاضای یزید را بپذیرد.

اعمال یزید در گرگان

یزید بن مهلب با انجام «عملیات‌های خلاف انسانی» در جرجان سعی نمود تا فرخان بزرگ را مجبور به پذیرش پیمان صلح کند. او یک بار با این دلیل که مردم گرگان علیه او طغیان کرده‌اند، هفت ماه شهر را محاصره کرده و پس از فتح آن، قسم خورد: «آن‌قدر مردم را بکشد تا آسیابی را با خون آن‌ها به حرکت درآورد.» ابن خلدون کشته‌شدگان این نبرد را چهل هزار نفر از مردم گرگان پنداشته ولی گردیزی تلفات گرگانیان را دوازده هزار کشته و شش هزار برده اعلام می‌کند، محمد بن جریر طبری نیز ضمن تأیید مرگ چهل هزار گرگانی، می‌افزاید که شخصی به نام جهم بن زحر توسط یزید پس از فتح گرگان والی آن شهر شد.

یزید همچنین پیش از شکست خوردن، پیمانی نوشت که مطابق شرح محمد بن جریر طبری مفاد این پیمان چنین بود که فرخان پانصد یا هفتصد هزار درهم بپردازد و سالانه چهارصد بار زعفران پیشکش نموده و چهارصد نفر مَرد را که روی سرشان سپری داشته و قنطاری نقره‌ای و بالشی حریری در دست، به حاکمین عرب دهند. ابن اعثم نیز علاوه بر این موارد انگشتری از طلا یا نقره و تحویل پانصد ترک که مسلمان‌های پناهنده را کشتند و آزادی سیصد برده مسلمان را شرح داده.

پایان کار یزید بن مهلب

پس از این واقعه، فرخان بزرگ خود به تمیشه رفت و اسیران را به مرز و بوم خویش بازگرداند. در واقع لشکرکشی یزید بن مهلب که واپسین تلاش امویان برای دستیابی به طبرستان بود، از سال ۹۸ تا ۹۹ هجری قمری به طول انجامید و سرانجام به شکست پایان یافت و بدین ترتیب عمر بن عبدالعزیز، خلیفهٔ اموی، در سال ۹۹ هجری، یزید را از خراسان به عراق بازگرداند. یزید که وعدهٔ قطاری از غنائم را به خلیفه داده‌بود، پس از بازگشت به زندان افتاد. اسپهبد فرخان نیز پس از آن به مرمّت و بازسازی شهرها و آبادی‌ها پرداخت.

مرگ فرخان بزرگ

فرخان بزرگ پس از هفده سال فرمانروایی در سال ۱۱۰ هجری برابر ۹۷ یزدگردی و ۷۶ طبری، درگذشت. در کتب تاریخی نام چهار تن از فرزندان او آمده‌است:

  1. دادمهر: جانشین فرخان بزرگ، که پس از او به حکومت رسید.
  2. فرخان کوچک: دیگر پسر فرخان بزرگ که پس از مرگ دادمهر به عنوان نایب‌السلطنه چند سالی اسپهبد بود.
  3. سارویه: فرزندی که فرخان بزرگ شهر ساری را به نام او نامگذاری کرد.
  4. آذرمیدخت گران‌گوشوار: دختر فرخان بزرگ که با اسپهبد خورشید، برادرزادهٔ خود، ازدواج نمود.

پس از فرخان هیچ کدام از حاکمان اموی به طبرستان حمله نکرده و این مسئله تا دوره فرمانروایی اسپهبد خورشید ادامه داشت.

سکه‌ها

فرخان سکه‌هایی مشابه دوران ساسانی ضرب نمود، تنها تفاوت این سکه‌ها با سکه‌های آخرین شاهان ساسانیان، اندازه و تاریخشان است. چنانچه درهم تبری از درهم ساسانی کوچک‌تر بوده‌است.

در تصویرِ روی سکه، فرخان بزرگ به سوی راست نگریسته، تاجی ساسانی با دو پر شاهین در میان ماه و ستاره‌ها بر سر دارد، گوشواری بر گوشش است، طوق مرواریدی بر گردن آویخته و روی شانه‌اش ماه و ستاره و شرابه دیده می‌شوند. پشت سر او عبارت «آرمان افزود» نوشته شده و روبرویش، نامش را نگاشته‌اند، همچنین کلمات «اپد» و «نوجین» به معانی «آبادانی مرز و بوم» و «ضرب نو یا تاریخ نو» در این سکه دیده می‌شوند.

 

بیوگرافی سلطان‌الدوله دیلمی   سلطان‌الدوله دیلمی (درگذشتهٔ شوال ۴۱۵ هجری قمری در شیراز) پسر بهاءالدوله دیلمی و از امیران آل بویه بود که پس از مرگ پدرش جانشین وی شد. زندگ...
بیوگرافی دابویه   دابویه بنیان‌گذار دودمان دابویگان (گاوبارگان) و فرزند گیل گاوباره بود. این خاندان به مدت ۱۰۱ سال در طبرستان حکومت کردند. و از سلسله‌هایی بود...
بیوگرافی غازان خان   غازان محمود هفتمین ایلخان مغول دوران ایلخانان تاجگذاری ۶۹۴ ه.ق.، تبریز - شنب غازان نام کامل سلطان محمود غازان...
بیوگرافی فرهاد یکم اشکانی   فرهاد یکم (اشک پنجم) پنجمین شاه اشکانی (ح۱۷۶- ح۱۷۱ پ.م.) و جانشین و پسر فریاپت بود. وی تپورستان را تسخیر کرد و طایفه مردها را مجبور نمود ...
بیوگرافی ارشک دوم لقب و القاب ارشک دوم دلیل مرگ ارشک دوم بیوگرافی ارشک دوم ارشک دوم اهل کجا بود؟ آرامگاه ارشک دوم ارشک دوم مقاله درباره ارشک دوم مقاله در مورد ا...
بیوگرافی آنتیوخوس یکم   آنتیوخوس یکم شناخته‌شده به (سوتر=نجات‌دهنده) (به یونانی: Ἀντίoχoς Σωτήρ) پادشاه سلوکی میان سال‌های ۲۸۱ تا ۲۶۱ پیش از میلاد بود. زندگی آنتی...
بیوگرافی ونون نخست اشکانی   وُنُن نخست یا اُنن نخست (اشک هفدهم) هفدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است (۷یا۸م - ۱۲م). وی پس از ارد سوم به شاهی رسید. مجلس مهستان بالاتری...
بیوگرافی شهربراز شاه ساسانی   شهربراز شاهنشاه ساسانی دوران ۲۷ آوریل — ۱۷ ژوئن ۶۲۹ نام کامل فرُخان لقب(ها) شهربَراز یا شهروَراز مرگ ۱۷ ژوئ...
بیوگرافی ابوکالیجار مرزبان   ابوکالیجار مرزبان پسر سلطان‌الدوله دیلمی، هفتمین تن از پادشاهان دیلمی فارس، ملقب به عزالملوک، عمادالدین، عماد لدین اﷲ و عمادالدوله بود. پ...
مرجع بیوگرافی مرجع بیوگرافی | بیوگرافی 20 | مرجع بیوگرافی مشاهیر | بیوگرافی افراد مشهور | مرجع بیوگرافی ایرانیان | مرجع بیوگرافی جهانیان | Reference biography | مرج...
بیوگرافی جلال‌الدین خوارزمشاه   جلال الدین مِنکُبِرنی(مینکبرنی) لقب جلال‌الدین خوارزمشاه (زاده:۵۹۶ هجری قمری - درگذشت:۶۲۸ هجری قمری) آخرین پادشاه سلسلهٔ خوارزمشاهیان اس...
بیوگرافی نادر شاه افشار لقب و القاب نادر شاه افشار زندگی نامه نادر شاه افشار مرگ نادر شاه افشار عکس نادر شاه افشار مقاله در مورد نادر شاه افشار تحقیق درباره نادر شاه افش...
بیوگرافی یزدگرد یکم ساسانی   یزدگرد یکم شاهنشاه ساسانی دوران ۳۹۹ میلادی - ۴۲۰ میلادی مرگ ۴۲۰ میلادی پیش از بهرام گور پس از بهرام چهارم ...
بیوگرافی ناپلئون بناپارت لقب و القاب ناپلئون بناپارت دلیل مرگ ناپلئون بناپارت مقاله در مورد ناپلئون بناپارت تحقیق درباره ناپلئون بناپارت آرامگاه ناپلئون بناپارت کجاست؟ نا...
بیوگرافی رستم یکم   رستم یکم فرمانروای سلسله باوندیان دوران ۸۶۷-۸۹۶ (میلادی) مرگ رمضان ۲۸۲ (قمری) نوامبر ۸۹۵ (میلادی)   بعد...