راز هایی از زندگی عطاران که نمی‌دانستید!

رضا عطاران همان پسرک جوان است که با موهای ژل زده در « ساعت خوش‌» از مردم دلبری می‌کرد و آنها را می‌خنداند و سر ذوق می‌آورد. حالا هم که حسابی موهایش ریخته، جا افتاده‌تر شده و در سینما و تلویزیون برای خودش اسمی در کرده است،نظر مردم را چنان به خودش جلب کرده که دوست دارند از زیر و بم زندگی‌اش بدانند. شما هم اگر دوست دارید از زندگی خصوصی عطاران، خانواده و گذشته‌اش سر دربیاورید، ۱۰ راز از زندگی او را بخوانید.

عاشق بچه‌ها هستم اما بچه نمی‌خواهم
من می‌گویم نبودن بهتر از بودن است. شما وقتی هستید درگیر مسائل و اختلافات می‌شوید. وقتی نباشید، خب دیگر نیستید. بچه خیلی دوست دارم؛ یعنی وقتی بچه‌های مردم را می‌بینم حسودی‌ام می‌شود که اینقدر دوست داشتنی، باحال و زیباترین موجودات روی زمین هستند.  اگر قرار را بر بودن یا نبودن بگذارید به نظر من نبودنِ بچه بهتر است. از ابتدا هم با همسرم هم‌عقیده بودیم و از قبل ازدواج هم به صورت جدی درباره آن توافق کردیم.

 

راز هایی از زندگی عطاران كه نمی‌دانستید!

ممنوع الفعالیت شدم و ازدواج کردم
آن زمان که «ساعت خوش» پخش می‌شد، در اوج بودیم و احساس می‌کردیم حالا در قله موفقیت هستیم و دیگر همه چیز تمام شده و آینده ما برای همیشه تضمین است. در آن شرایط رویایی یک دفعه به ما اطلاع دادند که ممنوعیت کاری داریم. علاوه بر آن خود ما هم که دیگر نمی‌توانستیم کار کنیم. بعضی‌ها مثل مهران مدیری و ارژنگ امیر فضلی ممنوعیت کاری شان تا ۳ سال طول کشید. من تا یک سال و نیم ممنوعیت کاری داشتم و تمام شد. بالاخره قرار شد که دیگر هیچ وقت بیشتر از دو یا سه نفرمان در یک کار نباشیم. البته بعد از ممنوع الفعالیت شدن، دو، سه هفته زمان پیدا کردم و ازدواج کردم.

در زمان بیکاری با وانت کار می‌کردم
بعد از ازدواج و جریان ممنوعیت کاری پیگیر تامین نان و امرار معاش زندگی شدم. بالاخره باید یک جوری زندگی را می‌گذراندیم. . . خلاصه با یک آقایی دفتر پخش مواد غذایی زدیم. باورش سخت است اما یک وانت زامیاد آبی داشتیم که با آن به سوپرمارکت‌ها می‌رفتیم و می‌پرسیدیم که چه چیزهایی نیاز دارند و می‌گفتیم که ما مثلا می‌توانیم مربا، چیپس، پفک و. . . را برای‌تان بیاوریم.

رازهایی درباره مادر و پدرم
مادرم خدا بیامرز نماد و مظهر مهربانی بود. هنوز هم در اقوام از مهربانی او می‌گویند که چقدر مهربان بود؛ هیچ کس را هیچ وقت اذیت نکرد و به هیچ چیز کاری نداشت. بابا هم که مظهر بی‌خیالی بود. ترکیب این دو تا من شدم.

چه‌جوری کچل شدم؟
آخرین جایی که با موی کامل بودم، نقش دایی در سریال «دنیای شیرین» بود. بعد از آن دیگر موهایم شروع به ریختن کرد. در مجموعه بعدی که «قطار ابدی» بود، دیگر جلوی موهایم کم کم داشت می‌ریخت که به زور ماساژ و پف دادن و این چیزها سعی می‌کردم حفظش کنم. آن موقع خیلی هم برایم مهم بود تا اینکه یک روزی در آینه به خودم نگاه کردم و فهمیدم این مو در نهایت ۳ سال دیگر دوام می‌آورد و باید یک فکر اساسی برای آن بکنم. چون آدم اهل دارو مصرف کردن و این چیزها هم نبودم، دیدم بهترین کار این است که بروم در آن وادی و از «خانه به دوش» به این شمایل جدید رسیدم. من چون کچل هستم، اگر ریش و سبیلم را هم بزنم شبیه کله‌پاچه عجیب و غریبی می‌شوم که اصلا قشنگ نیست. بعد آن ریش پروفسوری را پیدا کردم و فکر کردم جالب‌تر است.

 ازدواج سوم پدرم
وقتی مادرم فوت کرد؛ پدرم باز هم ازدواج کرد. همسر دوم شان هم فوت کرد و برای بار سوم ازدواج کرد و با ایشان در مشهد زندگی می‌کند.

نمی‌توانم سیگار را ترک کنم
سیگار کشیدن به نوشتن کارهایم کمک می‌کند. دو سال آن را کنار گذاشتم اما باز به سراغش رفتم. البته چند وقتی است که نوشتن را هم کنار گذاشتم.

 

راز هایی از زندگی عطاران كه نمی‌دانستید!

کچل شدم جذاب شدم
جذابیت با زیبایی دو مساله جدا هستند. حتی یک چیزهایی که در تعریف، زشت به حساب می‌آیند، ممکن است عامل جذابیت باشند؛ حتی یک بریدگی شدید درصورت می‌تواند عامل جذابیت باشد. فکر نمی‌کنم ریختن موهایم چیز بدی باشد و جذاب‌تر شده‌ام. در آینه هم که شمایل خودم را می‌بینم از این اتفاق راضی هستم و فکر می‌کنم بد نیست.

از تکنولوژی، فقط موبایل به دردم می‌خورد
از تکنولوژی فقط گوشی آیفون را دوست دارم. آن هم به خاطر اینکه بازی‌های خوبی دارد. اهل اینترنت و ‌ای‌میل و اینها که اصلا نیستم. از فیس‌بوک و این چیزها هم که بی بهره هستم. این موبایل را هم اگر خدا بخواهد کنار می‌گذارم. الان هم فقط جواب عوامل جایی را که دارم کار می‌کنم، می‌دهم.

ماشین ندارم
ماشین ندارم، یعنی گواهینامه ندارم و رانندگی هم نمی‌کنم. در کل چهار، پنج ماه ماشین داشتم که آن را هم واقعا دوست نداشتم.

 

عکس های قدیمی سعید پورصمیمی حبرگزاری ایسنا: سعید پورصمیمی معتقد است: سال 1365 دوران طرد شدن از تئاتر بود که سر و کله ناصر تقوایی پیدا شد و ما را رها کرد میان یک مشت تبعیدی و خلاف...
مصاحبه جدید با ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد   ترانه علیدوستی گفت: همه عوامل در انتخاب این نقش تاثیر گذار بودند، اما از همه مهم تر نامِ حسن فتحی برایم دلگرمی بزرگی بود زیرا در این سال ه...
مصاحبه با مسعود و پولاد کیمیایی   بعضی ها خاطره بازند، بعضی ها خاطره ساز و بعضی ها خود خاطره. مسعود کیمیایی یعنی هر سه گزینه؛ یعنی 73 سال خاطره و 50 سال خاطره بازی و خاطر...
مصاحبه با محسن افشانی محسن افشانی با وجود سن و سال کمش توانسته جای خود را در عرصه ی هنر باز کند. او متولد دهه ی 60 است و با اجرای متفاوتش در نیم رخ و مجموعه فیلم های شاید ب...
سحر قریشی در نقش عباس آقا سحر قریشی برای اولین بار حاضر شده یک نقش متفاوت بازی کند که اورا ازهمان قالب همیشگی خارج کرده‌و می‌تواند یک‌بار دیگر ثابت کند او بازیگر خوبی است و نبا...
مصاحبه با امین حیایی امین حیایی هنوز سوپراستار سینمای ایران است و با اینکه دیگر بازیگر پرکار سال‌های قبل نیست اما هنوز هیچ‌کس نتوانسته جایش را بگیرد. او به اندازه موهای سر...
مصاحبه با رضا فیاضی رضا فیاضی رضا فیاضی بازیگر رضا فیاضی وهمسرش رضا فیاضی هنرپیشه رضا فیاضیان رضا فیاضی ویکی پدیا رضا فیاضی ویکی رضا فیاضی شعر محمد رضا فیاضی غلام رضا فی...
مصاحبه با الیکا عبدالرزاقی و امین زندگانی موضوعی که برای بحث در نظر گرفته بودیم، چیزی در محدوده عشق بین زن و شوهر و روابط بین آنها بود اما مانده بودیم اگر این موضوع را به عنوان موضوع گفتگو م...
پسر محسن چاووشی «زانکو» پسر محسن چاووشی «زانکو» متولد آبان 91 زانکو پسر کنجکاو و اوشگر خواننده محبوب، محسن چاووشی است. او را در عکس ها در حالت کشف و تفکر دیدیم، حتی وقتی پ...
علی مطهری کسی است که حرفش را می زند! عکس علی مطهری عکس علی مطهری در مجلس عکسهای علی مطهری عکس همسر علی مطهری عکس خانوادگی علی مطهری عکس خانواده علی مطهری عکس العمل علی مطهری عکس علی مط...
مصاحبه با رضا یزدانی و اندیشه فولادوند رضا یزدانی و اندیشه فولادوند ازدواج رضا یزدانی و اندیشه فولادوند رضا یزدانی اندیشه فولادوند ماجرای ازدواج رضا یزدانی و اندیشه فولادوند ماجرای ازدواج ...
مصاحبه با کسرا عزیزا کسرا عزیزا با فیلم «تگرگ و آفتاب» به دنیای سینما معرفی شد. او دانش آموخته موسیقی است و قطعا چهره و صدای او برای بسیاری از علاقه مندان به موسیقی آشناست...
مصاحبه با محمد نادری اگر به مسیری كه در آن قدم گذاشتی باور داشته باشی، روزی فرا خواهد رسید كه مزد دشواری‌ها و سختی‌هایت را می‌گیری و در جایگاهی قرار می‌گیری كه استحقاق آن ...
مصاحبه با اردلان طعمه اسم واقعی‌اش «اردلان هوشمند» است. از همان سال‌های نخست همه‌گیر شدن آثارش، با نام هنری «اردلان طعمه» فعالیت كرد و توانست خیلی زود طرفداران زیادی را سمت...
میرزا ملکم خان کیست؟ سوم اسفند مقارن با صد و بیست و هشتمین سال انتشار روزنامه «قانون» توسط میرزا ملکم خان ملقب به خان ناظم الدوله بود. درباره میرزا ملکم خان قضاوت ها متفاو...