سالشمار زندگی ارنست همینگوی

 

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

نام ارنست همینگوی را که می‌نوشم به یاد پیرمرد و دریا، برف‌های کلیمانجارو، واداع با اسلحه، پاریس جشن بیکران و کلی فیلم و داستان دیگر می‌افتم و خاطرات روزهایی که این کتاب‌ها را در دست داشتم و یا فیلم‌ها را می‌دیدم در ذهنم، بازخوانی و حاضر می‌شود.

مروری سریع به زندگی این نویسنده بزرگ می‌کنیم:

ارنست همینگوی (۱۹۶۱-۱۸۹۹) از معدود نویسندگان‌ جهان است که تأثیر عمیقی بر ادبیات معاصر نهاده است. وی‌ زندگی پرماجرایی داشت که مطالعۀ آن می‌تواند لذت‌بخش باشد.

۱۸۹۹: تولد ارنست همینگوی در اُک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پارک، شهر کوچکی در ایالت ایلینویز. پدرش کلارنس‌ ادماندز همینگوی، پزشک است و علاقه‌مند به شکار، ماهیگیری و تاریخ طبیعی. در عین حال «او به‌ آهو و قرقاولی که به تیری خطاناپذیر شکار کند بیشتر افتخار می‌کند تا به مریضی که از چنگال مرگ‌ نجات می‌دهد». مادرش گریس هال همینگوی که متعلق به فرقۀ پاکدینان مسیحی و دلباختۀ موسیقی‌ است، به واسطۀ ازدواج از حرفه‌اش به عنوان آوازه‌خوان کناره گرفته است.

۱۹۰۵-۱۹۰۰: خانواده به ساخت کلبه‌ای چوبی در هارتن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌بی، برکنار دریاچه و الوان اقدام‌ می‌کند؛ ناحیه‌ای که هنوز جمعیتش را سرخپوستان اُجیب ویز تشکیل می‌دهند که جنگلبانان‌ صلح‌جویی از مردمان الگونکن هستند. از آن پس خانوادۀ همینگوی تمام تابستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را در آنجا می‌گذرانند. تعطیلاتی که برای همیشه در ذهن ارنست جوان همچون لحظاتی بهشتی باقی می‌مانند. چرا که می‌تواند پای برهنه در میان درختان تناور بدود، ماهیگیری کند (در سه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سالگی صاحب اولین‌ قلاب ماهیگیری می‌شود)، با پدرش در دریاچه شنا کند، اردو بزنند و آتش روشن کنند، پرندگان را از لانه‌شان درآورد، گل‌های وحشی بچیند. بعدها او از همین خاطرات در داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های مربوط به کودکی‌ نیک ادِمز استفاده می‌کند.

۱۹۰۹: تعطیلات در نانتاکت بر کرانۀ آتلانتیک. همینگوی در دهمین سالگرد تولدش به عنوان‌ هدیه، تفنگی شکاری دریافت می‌کند.

۱۹۱۶-۱۹۱۳: تحصیلات در دبیرستان اُک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پارک. همینگوی وارد بسیاری از فعالیت‌های هنری و به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خصوص ورزشی (فوتبال و دو میدانی) می‌شود. در چهارده سالگی شروع به یادگیری بوکس‌ می‌کند. در اولین مسابقه، استخوان دماغش خرد می‌شود و در مسابقه‌ای دیگر چشمش جراحتی‌ برمی‌دارد که به واسطۀ آن تا آخر عمر بخشی از قدرت بینایی خود را از دست می‌دهد. او به تدریج اولین‌ داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایش را در روزنامۀ مدرسه، دِتراپز، چاپ می‌کند و مقاله‌ای می‌نویسد که در آن به مقولۀ فواید تعلیم و تربیت «جدید» در مقابل «فرهنگ نظری» می‌پردازد. در این زمان دو بار هم از خانه فرار می‌کند.

۱۹۱۷: دبیرستان را ترک می‌کند و انتخاب می‌شود تا «پیشگویی» مرسوم را محقق کند. عمویش‌ آلفرد تایلر همینگوی با صاحب «کانزس سیتی استار» -یکی از معتبرترین روزنامه‌های آمریکایی آن‌ زمان- آشناست: همینگوی به عنوان نویسنده کارش را در این روزنامه آغاز می‌کند و هفت ماه تمام‌ کارآموزی نگارش می‌کند. در همین زمینه، همینگوی بعدها در خاطراتش تعریف می‌کند که چطور هر تازه‌واردی سیاهه‌ای از انواع توصیه‌ها و سفارشات به قرار زیر دریافت می‌کرده:

«سعی کنید جملات‌ کوتاه به کار برید، جملۀ اول مخصوصاً باید کوتاه و مختصر باشد. از زبانی قوی و تأثیرگذار استفاده کنید. همیشه مثبت باشید نه منفی.»

به این ترتیب او به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خصوص یاد می‌گیرد که نباید هرگز نوشت «شخصی‌ به طرز وحشتناکی زخمی شده» چون «تمام جراحت‌ها وحشتناک هستند» و اینکه سبک نگارش باید «عینی و بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طرفانه» باشد و از این قبیل. بالاخره به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طور مستقل اتاقی در نزدیکی کانزس سیتی اجاره‌ می‌کند. اما زمانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که آمریکا در آوریل ۱۹۱۷ درگیر جنگ می‌شود، بینایی آسیب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دیده‌اش و همچنین نظر مؤکد پدرش مبنی بر اینکه «ارنست هنوز خیلی جوان است»، مانع از شرکت او در جنگ می‌شود.

۱۹۱۸: در ماه آوریل، وارد صلیب سرخ ایتالیا می‌شود. ابتدا به حوالی میلان (رجوع شود به‌ داستان تاریخ طبیعی مردگان) و سپس به «فسالتادی پیاو» فرستاده می‌شود و در آنجا به سختی از ناحیۀ هر دو پا آسیب می‌بیند (۸ ژوئیه). در همین رابطه به پدر و مادرش می‌نویسد: «پاهایم انگار در چکمه‌های پر از آب –آن هم آب گرم- بودند و کشکک زانویم وضعیت عجیب و غریبی پیدا کرده بود و یک دفعه دچار حالتی می‌شدم که گویی گلوله‌ای برفی از جنس فولاد به پایم اصابت کرده است.» به این‌ ترتیب او پس از دوازده عمل جراحی، سه ماه دورۀ نقاهت را در بیمارستانی نزدیک به میلان می‌گذراند و همانجا عاشق اگنز ایچ وان کوراسکی می‌شود. عشقی ساده که الهام‌بخش رمان وداع با اسلحه‌ داستانی با عنوان داستان بسیار کوتاه است. در پایان جنگ او دیگر ستوان است و صاحب مدال‌ شهامت، دو ترفیع از ایتالیا و صلیب شایستگی نظامی.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۱۹: بازگشت به ایالات متحده در ماه ژانویه. همینگوی دچار بی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خوابی شده است، مرتب‌ کابوس می‌بیند و از تاریکی وحشت دارد و به مدت سه سال شب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها چراغ اتاقش را روشن می‌گذارد. در اُک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پارک از او به عنوان یک قهرمان تجلیل به عمل می‌آید اما جنگ اروپا چشمانش را گشوده است: زندگی در شهرستان، او را دچار ملال می‌کند. در این زمان داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های زیادی می‌نویسد که هیچ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کدام‌ مقبول نمی‌افتند تا وقتی که دوستی خانوادگی سفارش او را برای سردبیری در «تورنتو استارویکلی» می‌کند. روزنامه‌ای که او نهایتاً موفق می‌شود با امضاء خودش تکه‌های طنزی با حق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌التحریر ده دلار را در آن به چاپ برساند. اگرچه روزنامه در مدت چهار ماه، تنها پانزده متن از او را چاپ می‌کند.

۱۹۲۰: در پاییز، همینگوی، تورنتو را به مقصد شیکاگو ترک می‌کند و هفته‌ها و ماه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بسیار سختی را از سر می‌گذراند. در حالی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که همچنان برای «تورنتو استار» می‌نویسد، به سِمت وقایع‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌نگار قضایی موقت در «شیکاگو تریبون» درمی‌آید. همچنین برای دلال فاسدی، ماهنامه‌ای تبلیغاتی با نام‌ «کوآپریتیو کامن ولث» درمی‌آورد، کاری که چندان جالب توجه نیست اما هفته‌ای پنجاه دلار عایدی‌ دارد. در همین زمان با شروود آندرسن که تأثیر بسزایی بر همینگوی می‌گذارد و هادلی ریچاردسن، همسر آینده‌اش، آشنا می‌شود.

۱۹۲۱: در سوم سپتامبر با هادلی ریچاردسن ازدواج می‌کند. زوج جوان ابتدا در تورنتو و سپس‌ در شیکاگو زندگی می‌کنند، ولی چون از ریا و مکر دینی و مادی‌گرایی آمریکایی دچار انزجار می‌شوند، تصمیم می‌گیرند به اروپا سفر کنند. و همینگری توسط سردبیر «تورنتو استار» به عنوان فرستادۀ ویژه در آنجا مشغول به کار می‌شود.

۱۹۲۲: استقرار در پاریس، خیابان کاردینال لوموان. همینگوی گزارش‌های متعددی تهیه می‌کند، به خصوص با چیچرین کلمانسو و موسلینی مصاحبه‌هایی انجام می‌دهد. از نظر او موسلینی‌ «موجودی بدبخت و بزرگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ترین لاف‌زن اروپاست». همین زمان با گرترود استاین و از راپاوند آشنا می‌شود. از آلمان و سوئیس دیدن می‌کند. زمانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که به ترکیه فرستاده می‌شود، خود را درگیر ماجرای‌ جنگ ترکیه و یونان می‌کند. نیو ارلین دابل-دیلر اولین مجله‌ای‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ست که یکی از نوشته‌های او به نام‌ اشارات مقدس را چاپ می‌کند. هادلی در لوزان به همینگوی ملحق می‌شود. در ایستگاه قطار چمدانش که حاوی تمام داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های همینگوی در سال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اخیر و رمان ناتمامی از اوست به سرقت‌ می‌رود، ماجرایی که همینگوی از آن بسیار متأثر می‌شود.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۲۳: پاوند آلمون، سرپرست بنگاه نشر کوچکی در پاریس را متقاعد می‌کند که اولین مجموعه‌ داستان همینگوی به نام سه داستان و ده شعر را منتشر ‌کند، کتاب در ۳۰۰ نسخه به چاپ می‌رسد. همینگوی به همراه جان داس پسس، ملکم کولی، ارکیلد مک لیش، اسکات فیتز جرالد تشکیل گروهی‌ کوچک از یاران دور از وطن را می‌دهند که در کافه‌های مونپارناس، کتابخانۀ شکسپیر و شرکا، نزد گرترود استاین و یا در آتلیۀ از راپاند دور هم جمع می‌شوند. همینگوی به تماشای مسابقات ۶روزۀ دوچرخه‌سواری و یا مسابقات بوکس می‌رود و خودش هم هفته‌ای چند بار به تمرین می‌پردازد.

وقتی‌ هادلی متوجه می‌شود که باردار است، زن و شوهر تصمیم می‌گیرند به ایالات متحده برگردند. آلیس.بی.تاکلس در همین رابطه نقل می‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کند که: «یک روز صبح، سر و کلۀ ارنست بدون زنش پیدا شد، ناهار را همان جا ماند، شام را همان جا ماند و حدود ساعت ۱۰ شب ناگهان به زبان آمد که زنش حامله است. و بعد به تلخی گفت که هنوز برای پدرشدن خیلی جوان است. تا آنجا که می‌شد دلداریش دادیم و به‌ خانه فرستادیمش.» و اینچنین جان که «بامبی» صدایش می‌کنند در ماه اکتبر به دنیا می‌آید. پس از گذراندن چهار ماه در تورنتو، همینگوی که در فضای جدید احساس خفگی می‌کند، تصمیم می‌گیرد روزنامه‌نگاری را ترک کند و به اروپا برگردد. هادلی بعدها در این مورد می‌گوید: «حس می‌کرد که اگر باز هم آنجا بماند، روحش و اشتیاقش برای نوشتن از بین می‌روند».

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۲۴: برگشت به پاریس در ماه ژانویه و سکونت در خیابان نتردم‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌دِشان، شمارۀ ۱۱۳٫ زندگی‌اش‌ را در نوشتن و ورزش (بوکس و تنیس) خلاصه می‌کند و از معاشرت با جماعت قلندرمسلک پاریسی‌ اجتناب می‌ورزد. او در مورد آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها با سخت‌گیری تمام قضاوت می‌کند (کتاب.پاریس، جشن بیکران‌ ) و می‌گوید: «هر چه بخواهیم در آنجا پیدا می‌شود الاّ هنرمند واقعی. همه‌شان بیکاره‌هایی‌ هستند که تمام انرژیشان (همان مقدار که یک هنرمند برای کار نیاز دارد) صرف آن می‌شود تا از چیزی‌ دم بزنند که یک روز انجام خواهند داد و لعن و نفرینشان هم پشت سر آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هایی‌ست که به شهرت‌ رسیده‌اند. کتاب زمانۀ ما در همین دوران، در ۱۷۰ نسخه به چاپ می‌رسد. سفر به پمپلیون همانجا که‌ او به همراهی داس پسس در جشن شرکت می‌کند. سفر به دُرالبرگ در زمستان.

۱۹۲۵: با وجود مشکلات مالی، بر روی کتاب خورشید همچنان می‌دمد کار می‌کند و داستان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های متعددی به چاپ می‌رساند. با فرانسیس اسکات فیتز جرالد روابط دوستانه برقرار می‌کند. سفر مجدد به پمپلیون، چاپ مجلد کامل در زمانۀ ما در نیویورک.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۲۶: به توصیه فیتز جرالد، همینگوی ناشر خود را عوض می‌کند و برای امضاء قرارداد جدید با ناشری به نام اسکریبنرز به نیویورک می‌رود و در این مورد چیزی به خانواده‌اش نمی‌گوید. اولین‌ کتاب؛ سیلاب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های بهاری، در ماه مه منتشر می‌شود و نویسندگانی چون شروود اندرس و گرترود استاین و چند تن دیگر را مورد هدف قرار می‌دهد. مجدداً مدتی را در اسپانیا می‌گذراند. هادلی و همینگوی تصمیم به جدایی می‌گیرند. مرگ پدربزرگ همینگوی.

انتشار کتاب خورشید همچنان می‌دمد در اکتبر و موفقیت چشمگیر آن. آرکبلد مک لیش این‌ موفقیت را چنین توصیف می‌کند: «پیش از بیست سالگی، حریفی کهنه‌کار، در ۲۵سالگی مشهور و در سی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سالگی دیگر استادی تمام و کمال است.»

۱۹۲۷: در ماه مارس از هادلی طلاق می‌گیرد و کمی بعد با پولین فیفر ازدواج می‌کند. او در اصل‌ اهل سن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌لویی است و در مؤسسۀ «وگ» پاریس کار می‌کند. پولین از دوستان همسر سابق همینگوی‌ بوده و همینگوی اولین بار، او را در اتریش ملاقات کرده. وی در سفر اسپانیا همراه او بوده است. انتشار مجموعه داستان جدید مردان بدون زنان در نیویورک.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۲۸: پولین فیفر باردار است. زن و شوهر در کی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وست، در جنوب فلوریدا ساکن می‌شوند. همینگوی لذت صید ماهی‌های بسیار بزرگ را درمی‌یابد. و بر روی وداع با اسلحه کار می‌کند. اواخر ژوئن پاتریک که «موزی» صدایش می‌کنند به دنیا می‌آید. در ماه دسامبر پدر همینگوی با شلیک یک‌ گلوله به مغزش خودکشی می‌کند. در کتاب زنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها برای که به صدا درمی‌آید، جوردن در مورد خودکشی پدرش چنین می‌گوید: «هیچ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وقت فراموش نخواهم کرد که چقدر از اینکه فهمیدم پدرم آدمی‌ حقیر و ترسوست، ناراحت شدم. اگر ترسو نبود نمی‌گذاشت که زنش اینقدر به او احاطه داشته باشد، پیش خودم فکر می‌کنم اگر با زن دیگری ازدواج کرده بود، چطور موجودی از آب درمی‌آمد»… همینگوی امور خانواده‌اش را سر و سامان می‌دهد و همان سال در کی-وست خانه‌ای مشرف به دریا می‌خرد؛ «خانۀ اسپانیایی».

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۲۹: عزیمت به اروپا همراه پولین فیفر، سفر به فرانسه و اسپانیا، انتشار کتاب وداع با اسلحه‌ در سپتامبر که ۸۰۰۰۰ نسخۀ آن در عرض چهار ماه به فروش می‌رود و خیلی زود از آن نمایشنامه و فیلم تهیه می‌شود. آندره ژید در کتاب خاطرات‌اش به تاریخ ۶ آوریل ۱۹۳۴ می‌نویسد: «دیروز کتاب‌ وداع با اسلحه همینگوی روی میز [دکتر راگو] بود. او به من گفت که از این کتاب هیچ طرفی نبسته‌ است. کتابی که آنقدر به نظرم برجسته و درخور اعتنا آمده بود.» همینگوی به کی‌وست برمی‌گردد. در مصاحبه با خبرنگاری که از او راجع به وداع با اسلحه سؤال می‌کند، به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌طور محرمانه می‌گوید که: «آخرین صفحه آن را ۹۳ بار نوشتم تا آنطوری بشود که دلم می‌خواست.»

۱۹۳۲-۱۹۳۰: نمایش «وداع با اسلحه» اقبالی ندارد. به همراهی داس پسس دچار سانحۀ‌ تصادف با ماشین می‌شوند و همینگوی جراحت برمی‌دارد (شکستگی باز در دست راست). سفر به‌ اسپانیا (۱۹۳۱). در آنجا بر روی رمان مرگ در بعد از ظهر کار می‌کند. تولد سومین پسر همینگوی، گرگوری هانکوک که «گی‌گی» صدایش می‌کنند. سال بعد کتاب مرگ در بعد از ظهر انتشار می‌یابد؛ گزارش‌گونه‌ای با سبک ناب که تصویری شگفت‌انگیز از جنگ و جدال در گاوبازی را ارائه می‌دهد و البته مورد استقبال نسبتاً بد بخشی از منتقدین قرار می‌گیرد.

ادماند ویلسن آن را «روان‌پریش و جنون آمیز» توصیف می‌کند، نیکلن کیرستن، همینگوی را به خاطر اینکه تنها به «شهامت موجود در جدال‌ و چابکی جسمانی» اعتقاد دارد و نه به «شهامت روح و شجاعت در عمل اخلاقی»، مورد سرزنش قرار می‌دهد. اما ماکس ایستمن، از این هم فراتر می‌رود و چنین می‌گوید: «همینگوی هیچ درکی از زندگی و مرگ ندارد، تنها چیزی که برایش جالب است، کشتن با قاعده و قانون است.» که جار و جنجال این گفته‌ چندین سال بعد در دفتر انتشارات اسکریبنرز در نیویورک، با ضربۀ مشتی از طرف همینگوی فیصله‌ پیدا کرد.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۳۳: ماهیگیری در کوبا، در قایق جوراسل (که الگوی او برای نوشتن کتاب-داشتن یا نداشتن‌ بود). چاپ مقالاتی در مورد کوبا در مجله اسکوآیر. انتشار مجموعه داستانی با نام فاتح هیچ نمی‌بَرد در ماه اکتبر. سفر به اسپانیا به همراه همسرش. اولین شکار بزرگ در فلات‌های بلند واقع در جنوب‌ گُرنگُر در شرق آفریقای انگلیسی‌ها.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۳۴: به دلیل ابتلا به اسهال خونی، مسافرت اکتشافی خود را در آفریقا متوقف می‌کند اما مجدداً برای محقق‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کردن آرزویش یعنی شکار نوعی بز کوهی به آنجا برمی‌گردد. خرید کشتی تفریحی‌ به طول ۸۳ فوت که همینگوی به آن نام «پیلر» می‌دهد. شروع آمد و شد بین کی‌وست و کوبا. نوئل را در پیگت می‌گذراند و همچنان از بیماری اسهال خونی آمیبی رنج می‌برد.

۱۹۳۵: به هنگام یک مسابقۀ ماهیگیری از ناحیۀ دو پا زخمی می‌شود، تابستان را در «بیمینی» به‌ ماهیگیری می‌گذراند. و زمانی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که به کی‌وست برمی‌گردد تنها برای دیدن گردباد وحشتناکی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ست که‌ فلوریدا را به ویرانی کشانده. در مجلۀ «نیومسز» مقاله‌ای می‌نویسد و در آن به افشای زندگی فلاکت‌آمیز کهنه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سربازانی می‌پردازند که در کلبه‌های کثیف و محقر واقع در بخش سرخپوست‌نشین «کی» زندگی‌ می‌کنند. چاپ کتاب تپه‌های سبز آفریقا، واکنش نسبتاً مساعد منتقدین را برمی‌انگیزد.

۱۹۳۸-۱۹۳۶: پس از اتمام‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ داشتن یا نداشتن، همینگوی قراردادی را با «نورث امریکن نیوز پیپر الاینس» امضاء می‌کند و به سِمت خبرنگار جنگی در اسپانیا درمی‌آید. در این بین، چندین بار برای‌ دفاع از انقلابیون به ایالات متحده برمی‌گردد و مبالغی را به نفع آنان جمع می‌کند. خود نیز مبلغ چهل‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌هزار دلار به آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها کمک می‌کند. وی به‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌خصوص در سخنرانی خود در مؤسسۀ «کرنیجی» در نیویورک‌ خاطرنشان می‌کند:

«فاشیسم دروغی بیش نیست، نویسنده‌ای که نمی‌خواهد دروغ بگوید، تحت‌ سیطرۀ فاشیسم نه می‌تواند زندگی کند، نه بنویسد»

همینگوی شرحی بر فیلم سرزمین اسپانیا، کاری‌ از جوریس ایونس می‌نویسد، این فیلم بعدها در کاخ سفید و در حضور رئیس جمهور روزولت به‌ نمایش درمی‌آید. انتشار کتاب داشتن یا نداشتن. آخرین سفر به اسپانیا مصادف می‌شود با شکست‌ جمهوری‌خواهان در اثر.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۳۹: بازگشت به کی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌وست، سپس به هاوانا؛ همانجا که در هتل آمبُس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ماندُس به نوشتن رمان‌ زنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها برای که به صدا درمی‌آیند ادامه می‌دهد. به اتفاق مارتا گلهُرن زمینی در سانفرانسیسکو دِ پائولا می‌خرند که نامش «فینسا ویژیا» است. وقتی جنگ آغاز می‌شود، مارتا گلهرن به عنوان خبرنگار «کالی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یرز مگزین» عازم جبهه نبرد روس-فنلاند می‌شود.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۴۰: از پولین فیفر طلاق می‌گیرد و دو هفته بعد با مارتا گلهرن ازدواج می‌کند. چاپ رمان‌ زنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها برای که به صدا درمی‌آیند که با اقبالی بی‌درنگ مواجه می‌شود (یک میلیون نسخه از آن ظرف‌ یک سال به فروش می‌رود). امتیاز اقتباس سینمایی اثر را به مبلغ ۱۵۰۰۰۰ دلار -که در آن زمان‌ رکوردی محسوب می‌شده- واگذار می‌کند و خودش گاری کوپر و اینگرید برگمن را برای بازی در نقش‌ دکتر جوردن و ماریا برمی‌گزیند.

۱۹۴۳-۱۹۴۱: سفر به هونالولو، هنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌کنگ و سنگاپور. ارسال مقالات در مورد شرق دور برای‌ مجلۀ PM. تجهیز کشتی تفریحی پیلر برای مبارزه با زیردریایی‌های آلمانی که در جزایر کارائیب به‌ گشت‌زنی می‌پردازند. به دلیل ماندن در معرض آفتاب به مدت طولانی، به سرطان پوست مبتلا می‌شود و متقاعد می‌شود که ریش بگذارد. در ۱۹۴۳، مارتا مجدداً به عنوان خبرنگار جنگی به اروپا می‌رود.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۴۴: برای اولین بار به عنوان خبرنگار مجلۀ «کالی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌یرز» در اروپا، راهی انگلستان می‌شود. سانحۀ تصادف با ماشین. چندین روزنامه، خبر مرگ او را اعلام می‌کنند. مأموریت در مانور شکاری- بمب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌افکن‌های «موسکیتو». شرکت در عملیات اعزامی در خاک دشمن و عملیات آزادسازی مناطق‌ اشغال‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شده توسط آلمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها. از بیست‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌و‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌پنجم اوت به بعد در پاریس است و در «زیتز» اقامت دارد. بلافاصله پس از ورود به پاریس، به دیدار آدرین مونیه و سیلیوا بیچ می‌رود. پس از آن در عملیات نفوذی‌ در خط «زیگفرید» شرکت می‌کند و با لشکر چهارم وارد جنگل هورتگن می‌شود. او همچنین در زمان‌ ضد حملۀ آلمان‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها در ارتفاعات آردن حضور دارد. در همین زمان رمان داشتن یا نداشتن در سینما با نام‌ بندر هراس‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آلود اکران می‌شود.

۱۹۴۶-۱۹۴۵: بازگشت به ایالات متحده، از مارتا گلهرن طلاق می‌گیرد. اقتباس سینمایی کتاب‌ آدم‌کش‌ها با شرکت اوا گاردنر و برت لنکستو. یک سال پس از آن با خبرنگاری اهل شیکاگو به نام «مری‌ ولش» ازدواج می‌کند. وی چهارمین همسر همینگوی است. زن و شوهر ملک قدیمی «فینسا ویژیا» را سر و سامانی می‌دهند و همانجا ساکن می‌شوند.

۱۹۵۰-۱۹۴۷: همینگوی در کوبا مشغول کار می‌شود و چندین سفر به جنز، کورتینا دامپزو، ونیز (جایی که سال ۱۹۴۸، آدریانا ابوالیش را ملاقات می‌کند) و پاریس ترتیب می‌دهد. سال ۱۹۴۹ نوشتن آن سوی رودخانه زیر درختان را آغاز می‌کند که یک سال پس از آن به چاپ می‌رسد و سپس به‌ نوشتن پیرمرد و دریا می‌پردازد.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۵۲-۱۹۵۱: مادر همینگوی در سال ۱۹۵۱ می‌میرد و او در مراسم خاکسپاری شرکت‌ نمی‌کند. اول سپتامبر ۱۹۵۲، انتشارات لایف کتاب پیرمرد و دریا را به چاپ می‌رساند و یک هفته‌ بعد، رمان توسط انتشارات «اسکریبنرز» منتشر شده و موفقیت آنی نصیب می‌شود. برف‌های‌ کلیمانجارو با بازی ‌گری گوری پک و اوا گاردنر به روی پرده سینما می‌رود.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۵۳: جایزه پولیتزر به کتاب پیرمرد و دریا تعلق می‌گیرد. همینگوی به اسپانیا سفر می‌کند، او از زمان جنگ‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های داخلی دیگر به این کشور سفر نکرده است. به منظور تهیۀ گزارش در مورد شکار شیر و پلنگ برای مجلۀ «لوک» به آفریقا می‌رود. هواپیمای کوچک تک‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌موتوره‌اش به نام «سنا» به زمین‌ اصابت می‌کند. مطبوعات بین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌المللی که فکر می‌کنند او مرده است، برایش تاریخ‌نگاری‌های‌ ستایش‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آمیز ترتیب می‌دهند. به دلیل کوفتگی‌های داخلی بسیار زیاد در بیمارستانی در نایروبی تحت‌ مراقبت قرار می‌گیرد.

۱۹۵۴: وقتی تشخیص می‌دهد که دیگر مداوا شده، از طریق اروپا به کوبا می‌رود. این سال سالی‌ افتخارآمیز است: به دریافت جایزۀ «مریت اوارد» نایل می‌شود که هر سال توسط آکادمی هنر و ادبیات‌ آمریکا اعطا می‌گردد. در تاریخ ۲۱ ژوئیه، دولت کوبا او را به نشان «کارلوس مانوئل سپدس» مفتخر می‌کند. در ۲۵ اکتبر موفق به دریافت جایزۀ نوبل می‌شود اما به دلیل اینکه هنوز از جراحت‌هایی که‌ برداشته رنجور است، نمی‌تواند به استکهلم برود. او در این باره می‌گوید: «زندگی یک نویسنده -اگر بخواهیم خوشبینانه فکر کنیم- زنگی در تنهایی است. او در تنهایی کار می‌کند و تازه اگر به درد ابتکار بخورد، هر روز باید با جاودانگی یا نیستی خودش دست و پنجه نرم کند.»

۱۹۵۶-۱۹۵۵: در ماه‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های اوت و سپتامبر در فیلم‌برداری پیرمرد و دریا با کارگردانی لِلند هیوارد حضور دارد. در اوایل ۱۹۵۶ به دنبال نهنگی بزرگ، تمام آب‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های پرو را جستجو می‌کند که‌ بی‌نتیجه می‌ماند. در بازگشت، توقفی در نیویورک می‌کند و سپس به ایتالیا برمی‌گردد و از شهرهای‌ پیوباروجا، بورگس و مادرید دیدن می‌کند. به فرانسه می‌رود و از بیارتیس، شارتر و پاریس دیدن‌ می‌کند. در پاریس «یادداشت‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌های قدیم مربوط به سفرش در سال ۱۹۲۸ را پیدا می‌کند، و این او را به‌ فکر نوشتن جشن بیکران (پاریس، جشن بیکران است) می‌اندازد.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۵۷: بازگشت به کوبا از طریق نیویورک. در این سفر، تمام مدت در کشتی می‌ماند و تنها در هاوانا است که از کشتی پیاده می‌شود. اقتباس سینمایی خورشید همچنان می‌دمد و اجرای دیگری از وداع با اسلحه. سلامتی همینگوی به شدت در خطر است. پزشکان او را از نوشیدن بیش از دو لیوان‌ شراب در روز منع می‌کنند.

۱۹۵۸: خانه‌ای در کچوم واقع در ایداهو می‌خرد. حالش بهتر شده است.

۱۹۵۹: با اتومبیل به نیوارلئان می‌رود. سپس به ایتالیا می‌رود. در تمام مدت جشن سال نو در مالاگا و پمپلیون به سر می‌برد. به تماشای مسابقات گاوبازی می‌رود که در آن دو رقیب معروف، اوردونز و دیمینگویین گاوبازی می‌کنند. در مجلۀ «لایف» مجموعه‌ای از مقالات با نام تابستان پرخطر به چاپ می‌رساند که در واقع دنبالۀ خورشید همچنان می‌دمد محسوب می‌شوند. به نیویورک‌ بازمی‌گردد و سپس به کچوم می‌رود، در حالی‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌که از بیماری سیروز کبدی رنج می‌برد.

۱۹۶۰: برای همیشه کوبا را ترک و در کچوم اقامت می‌کند. پاییز را در اسپانیا به سر می‌برد. وضعیت سلامتی‌اش بدتر و بدتر می‌شود و به خاطر همین، مدتی با نامی ساختگی در کلینیک‌های مایو، روچستر و مین‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌سُتا بستری می‌شود و بیماری فشار خون سرخرگی او را رنج می‌دهد.

سالشمار زندگی ارنست همینگوی

۱۹۶۱: مجدداً در کلینیک «مایو» بستری می‌شود. به سختی می‌تواند حرف بزند. در ماه آوریل‌ مجدداً تحت درمان شوک الکتریکی قرار می‌گیرد. در ماه ژوئن حالش بهتر می‌شود و به کچوم‌ بازمی‌گردد.

یکشنبه دوم ژوئن یک گلولۀ کارابین از نوع ریچاردسون به خود شلیک می‌کند. مراسم‌ تدفین روز پنج‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شنبه برگزار می‌شود. پسرش پاتریک که از آفریقا آمده است، در این مراسم شرکت می‌کند. به درخواست مِری همینگوی، کشیشی کاتولیک بر سر مزارش دعایی می‌خواند و قطعه‌ای از کتاب‌ مقدس «اکلزیاست» که همیشه همینگوی را منقلب می‌کرده است:

«نسلی می‌رود، نسلی می‌آید و زمین‌ همچنان برجا مانده است.»

بیوگرافی مجید ادیب زاده   مجید ادیب‌زاده زادروز ۱۳۵۹ ملیت ایرانی پیشه نویسنده   مجید ادیب زاده (زادهٔ ۱۳۵۹) نویسنده و محقق سیاست ...
بیوگرافی گی دو موپاسان   نام اصلی انری رنه آلبر گی دو موپاسان زادروز ۵ آگوست ۱۸۵۰ شاتو میروماسنیل نورماندی مرگ ۶ ژوئیه ۱۸۹۳ (۴۲ سال) پاریس ...
فهرست نویسندگان اهل آلمان   آ آداموس برمنزیس هانا آرنت یاکوب آریونی آدولف آندرسن میشائل انده ا آلبرت اشپر میشائیل اشمیت زالومون نوربرت ال...
بیوگرافی دافنه دوموریه   دافنه براونینگ زادروز ۱۳ مه ۱۹۰۷ لندن درگذشت ۱۹ مه ۱۹۸۹ میلادی (۸۲ سال) کورن‌وال ملیت بریتانیا نام‌های دیگر ...
بیوگرافی محمد علی فروغی   نام کامل محمّدعلی فروغی دردشتی سرشناس به ذکاءالملک زادروز ۱۲۵۴ خورشیدی زادگاه تهران، ایران تاریخ مرگ پنجم آ...
بیوگرافی رومن رولان   رومن رولان زادروز ۲۶ ژانویهٔ ۱۸۶۶ کلامسی، بورگونی مرگ ۳۰ دسامبر ۱۹۴۴ میلادی (۷۸ سال) وزله ملیت  فرانسوی پیشه ...
بیوگرافی ایوان تورگنیف   ایوان تورگنیف نام اصلی ایوان سرگئی‌یویچ تورگنیف زادروز ۹ نوامبر ۱۸۱۸ استان اریول، روسیه مرگ ۳ سپتامبر ۱۸۸۳ میلادی...
بیوگرافی ایرج افشار     ایرج افشار یزدی زادروز ۱۶ مهر ۱۳۰۴ یزد پدر و مادر دکتر محمود افشار نصرت برازنده مرگ ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ تهران...
بیوگرافی جک لندن   جک لندن نام اصلی جان گریفیث چنی زمینهٔ کاری رمان، داستان کوتاه زادروز ۱۲ ژانویهٔ ۱۸۷۶ سانفرانسیسکو، کالیفرنیا ...
بیوگرافی مارک تواین   مارک تواین نام اصلی سمیوئل لنگهورن کلمنز زمینهٔ کاری داستان، داستان تاریخی، ادبیات کودکان، ادبیات غیرداستانی، ادبیات فلس...
بیوگرافی غلامعلی حداد عادل   غلامعلی حدادعادل زادروز ۱۹ اردیبهشت ۱۳۲۴ تهران محل زندگی تهران ملیت ایرانی نام‌های دیگر غلام‌علی مشهدمحمدعلی...
بیوگرافی توماس مور   توماس مور زاده ۲۸ مهٔ ۱۷۷۹ دوبلین، ایرلند درگذشته ۲۵ فوریه ۱۸۵۲ میلادی (۷۲ سال) اسلاپرتون کاتیج، Bromham Wiltshire، ان...
همه چیز درباره آرتور میلر "آرتور میلر" نمایشنامه نویسی از نسل غول های بزرگ تئاتر معاصر جهان و در ردیف کسانی چون تنسی ویلیامز، برشت، بکت، یونسکو، آرابال و چخوف در تحول تئاتر مدر...
بیوگرافی اقبال لاهوری   اقبال لاهوری نام کامل محمد اقبال لاهوری لقب علامه، سر، دکتر مکتب استقلال و همبستگی مسلمانان زادروز ۱۸ آبان ۱۲۵۶ ...
بیوگرافی طه حسین   طه حسین زاده ۱۴ نوامبر ۱۸۸۹ استان منیا، خدیونشین مصر درگذشته ۲۸ اکتبر ۱۹۷۳ میلادی (۸۳ سال) قاهره، مصر ملیت مصری دور...

همه چیز درباره آرتور میلر

“آرتور میلر” نمایشنامه نویسی از نسل غول های بزرگ تئاتر معاصر جهان و در ردیف کسانی چون تنسی ویلیامز، برشت، بکت، یونسکو، آرابال و چخوف در تحول تئاتر مدرن نقش مهمی داشته و”مرگ دستفروش” او از نخستین تراژدی های مدرن جهان است که سه جایزه اصلی نمایشنامه نویسی یعنی”پولیتزر”، “تونی” و جایزه “حلقه منتقدان نمایشنامه نویسی” نیویورک را از آن خود کرد.

میلر یک بار برنده مدال طلای”آکادمی هنر و ادبیات آمریکا” و دو بار برنده جایزه”منتقدان نیویورک” شد، از دانشگاه های آکسفورد و هاروارد دکترای افتخاری گرفت و در سال ۱۹۶۵ به ریاست انجمن جهانی پن (انجمن جهانی حمایت از حقوق شعرا، مقاله نویسان و رمان نویسان جهان) انتخاب شد.

همه چیز درباره آرتور میلر

آرتور میلر در ۱۷ اکتبر سال ۱۹۱۵ در یک خانواده مهاجر یهود در نیویورک متولد شد. پدرش مهاجری از لهستان بود که با هجوم هیتلر از وطنش کوچ کرده بود. پس از چندی پدرش در دوره رکورد اقتصادی ورشکست شد، خانواده به ناچار به بروکلین نقل مکان کرد و آرتور نوجوان مجبور شد از صبح ساعت ۴ و پیش از رفتن به مدرسه به تحویل دادن نان بپردازد تا بتواند به خانواده اش کمک کند. گفته می شود این حوادث الهام بخش میلر در خلق خانه بروکلین در نمایشنامه”مرگ دستفروش” شده است.

در جوانی پس از خواندن داستان”برادران کارامازوف” نوشته داستایوفسکی به نویسندگی علاقه مند شده و برای تحصیل در رشته روزنامه نگاری در سال ۱۹۳۴ وارد دانشگاه میشیگان شد. پس از آنکه در سال ۱۹۳۸ در رشته ادبیات انگلیسی فارغ التحصیل شد و به نیویورک بازگشت به عضویت یک گروه نمایشی درآمد و برای برنامه های رادیویی، نوشتن را آغاز کرد و در این راه به همکاری با شبکه های CBS و NBC پرداخت.

اولین نمایشنامه میلرکه در برادوی روی صحنه رفت، “مردی که بخت یارش بود” (The Man Who had all the Luck) نام داشت که پس از چهارمین اجرا، از صحنه برداشته شد. سه سال بعد میلر نمایشنامه”تمام پسران من ” را خلق کرد که جایزه انجمن منتقدان ادبیات نمایشی نیویورک و جایزه تونی را از آن او کرد. در سال ۱۹۴۴ میلر مدتی را در اردوگاه های نظامی به سر برد تا ماده اولیه نمایشنامه داستان”جی جو” را جمع آوری و تهیه کند. او در سال ۱۹۴۵ اولین رمان خود را با نام”کانون” (Focus) در ضدیت با فاشیسم نوشت. در سال ۱۹۴۹ او نمایشنامه”مرگ دستفروش” را آفرید که برایش شهرتی جهانی به ارمغان آورد و به یکی از دستاوردهای ارزشمند تئاتر مدرن آمریکا بدل شد.

اوایل دهه ۵۰ مقارن با اجرای نمایش”بوته آزمایش” (جادوگران شهر سلیم) در بروکسل بود. “بوته آزمایش” اعتراض به فضای سرکوب سیاسی در دوران “مک کارتیسم” بود و محاکمه دیوانه وار فردی را روایت می کرد که به جادوگری متهم شده بود. این نمایشنامه استعاره ای از سلطه مک کارتیسم بر جامعه و نوعی دفاع از آزادی عقیده و بیان بود. این نمایشنامه که موفق به دریافت جایزه”آنتونت پری” شده بود به رکورد بالاترین دفعات اجرا در میان آثار میلر دست یافت. در همین اثنا هیات رسیدگی به جریان کمونیست که از سوی مجلس آمریکا مامور به فعالیت شده بود، میلر را به اتهام عقاید کمونیستی مورد بازخواست و بازجویی قرار دادند. او اعتراف کرد که به همراه چهار یا پنج نویسنده دیگر در چنین جلساتی شرکت کرده است اما از افشای نام دیگر نویسندگان امتناع ورزید و به همین دلیل در لیست سیاه قرار گرفت. بعد از این واقعه او به اخذ دکترای افتخاری از دانشگاه میشیگان نائل آمد.

پس از آن میلر نمایشنامه ای کوتاه با عنوان”چشم اندازی از پل” نوشت که اجرای موفقی در سال ۱۹۵۵ به شمار می آمد و داستان عشق، حسادت و خیانت بود.

همه چیز درباره آرتور میلر

“سقوط در کوه مرگان” عنوان نمایشنامه ای است که میلر در سال ۱۹۹۱ میلادی نگا شته و منتشر کرده است. وی در این نمایشنامه داستان مدیر یک شرکت بیمه را در شهر نیویورک نقل می کند که بسیار ثروتمند، خودخواه و خسیس است و در عین حال از مرگ وحشت دارد.

“ارتباطات آقای پیترز” هم در سال ۱۹۹۸ در صحنه یکی از سالن های تئاتر نیویورک (خارج از برادوی) اجرا شده است. میلر در این نمایشنامه داستان یک کارمند خطوط هوایی را نقل می کند که زمانی زندگی خوشی داشته، اما اکنون احساس می کند عمر زیادی از او سپری شده و هنوز معنای زندگی را نمی داند.

آثار نمایشی آرتور میلر به نوعی ادامه ادبیات نمایشی واقع گرا است که در فاصله بین دو جنگ جهانی در آمریکا آغاز شد. آرتور میلر را همراه تنسی ویلیامز، و ادوارد آلبی سه نمایشنامه نویس بزرگ بعد از جنگ جهانی دوم می دانند. او در آثار خود، بینش اجتماعی اش را با دقت و ظرافتی مثال زدنی با نقاط ضعف و قوت شخصیت قهرمانان داستانش در می آمیخت و تعدادی از آثارش به دست کارگردانانی از جمله جان هیوستون، سیدنی لومت و کارل رایز به روی پرده سینما رفته است.

آرتور میلر را ملقب به عنوان یکی از آثارش”مردی که بخت یارش بود” می خواندند. او سبک رئالیستی منحصر به فردی داشت و در آثارش تصویر دقیقی از جامعه معاصر و ارزش های رو به زوال آن ارائه داد. بیشتر شخصیت های او همانند ویلی لومن، قربانی بی عدالتی و بی رحمی نظام سرمایه داری بودند. آرتور میلر معتقد بود دنیایی از انسان ها در اطراف ما زندگی می کنند که در برابر همه آن ها مسئول هستیم.

در آثار او نیز نوعی احساس مسئولیت نسبت به انسآن ها نهفته است. آثار آرتور میلر با تأکید بر نقش خانواده، اخلاق و مسئولیت پذیری فرد، بازگو کننده فروپاشی روزافزون جامعه مدرن است. او محور بسیاری از آثارش را برپایه این پرسش استوار ساخته بود که آیا در دنیای امروز با وجود خانواده هایی که فروپاشیده اند و مردمی که به ناچار نمی توانند مدت طولانی در یک مکان اقامت داشته باشند، پایه و اساسی برای زندگی انسآن ها باقی خواهد ماند؟

میلر سخن معروفی دارد که نشانگر مسئولیت پذیری گریزناپذیر انسان مدرن نسبت به جهان پیرامونش است:«ما همه در کشتارهای ویتنام، عراق، افغانستان و … مسئولیم. ما سیاستمدارانی را به قدرت می رسانیم، به آن ها مالیات می دهیم و سکوت می کنیم، پس دستمان به خون همه مظلومینی آلوده است که سیاستمداران ما آنان را به نابودی می کشند.»

آرتور میلر را استاد دیالوگ نویسی نامیده اند. نمایشنامه”سقف کلیسای جامع” او را می توان از نظر دیالوگ نویسی، مانیفست مجموعه آثارش دانست. در این نمایشنامه، که آشکارا در کشوری کمونیستی می گذرد، شخصیت ها در خانه هایی هستند که می دانند دستگاه شنود در آن کار گذاشته شده است.

همه چیز درباره آرتور میلر

به این ترتیب،گفت وگوهایشان را در واقع برای یکدیگر نمی گویند و بیش از آنکه جواب هم را بدهند، هدفشان آن گوش سومی است که به حرف هایشان گوش می دهد. به این ترتیب است که دیالوگ ها ماهیتی چندوجهی می یابند، هر شخصیت در طی حرف هایش چاره ای ندارد جز آنکه در محدوده کوچکی از کلمات حرف های زیادی بزند، و هم پیام خود را به سمع آن گوش سومی برساند که مشغول استراق سمع است، هم به طرف صحبتش پاسخ دهد، و هم درباره فرد سوم یا موضوع دیگری سخن بگوید که محل بحث است.

نمونه دیگر”نوعی داستان عاشقانه” است، نمایشنامه ای که به رابطه پیچیده یک کارآگاه با زنی که از پرونده زیر نظر او اطلاع زیادی دارد می پردازد. آرتور میلر در این متن نیز همان اصل چگالی سطوح در محدوده کوچکی از کلمات را رعایت می کند. گفت وگوی کارآگاه و زن در آن واحد گفت وگویی عاشقانه، یک بازجویی نه چندان متعارف برای پرونده ای جنایی، و اعتراضی جدی به وضعیت نظام قضایی آمریکاست. تام و آنجلا در اکثر لحظات نمایشنامه جواب هم را نمی دهند، بلکه تلویحاً فساد ریشه ای و فراگیر نظام آمریکا را زیر سوال می برند و در عین حال، دست به تعریف مجدد رابطه عاشقانه پیچیده شان می زنند.

چنین گرایشی را تقریبا در تمام آثار آرتور میلر می توان یافت. میلر به جای خالی کردن متن به سبک ابزوردیست ها دست به پر کردن آن می زند، و به واسطه همین پر کردن استادانه متن است که نمایشنامه های میلر برای اجرا امکانات بسیاری در اختیار کارگردان می گذارند.

هر چند این نویسنده شاخص معضلات اجتماعی جامعه امریکا را در نمایشنامه هایش به تصویر می کشد، شهرت جهانی او مرهون جهان شمول بودن آن معضلات است. اندک نیست تعداد کسانی که تصویر پدر خود را در شخصیت ویلی لومان دیده اند و گناه جو کلر شبیه گناه بسیاری از افرادیست که دیگران را قربانی منافع خود می کنند. تفتیش عقاید به بهانه های مختلف نیز قدمتی دیرینه دارد و در پهنه تاریخ و جغرافیا گسترده است. بنابراین میلر در آثارش نه تنها رویای امریکایی (رویای موفقیت) و تفتیش عقاید به سبک مک کارتی را به باد انتقاد می گیرد، بلکه به کاستی های ذاتی ابنای بشر از جمله منفعت طلبی به هر قیمت، نادیده گرفتن دیگران و معضلات جهانی همچون سلب آزادی فردی و پایمال کردن حقوق انسانی می تازد. میلر در به تصویر کشیدن درگیری های اخلاقی انسان معاصر و معضلات جوامع مدرن تا حد زیادی وامدار هنریک ایبسن، سردمدار نمایشنامه نویسی مدرن است. از حیث سبک و نوآوری های نمایشی نیز آرتورمیلر جایگاهی خاص در ادبیات نمایشی سده بیستم دارد چون اولین نمایش نامه نویسی است که درگیری های ذهنی و خاطرات شخصیت نمایشی را در مرگ دستفروش به عرصه اجرا درآورده و حال و گذشته را در هم آمیخته است.

میلر علاوه بر نمایشنامه نویسی، در فیلمنامه نویسی و مقاله نویسی هم دستی داشته که در جای خود قابل بررسی هستند. به نظر او احساس مخاطبان بر دانش منتقدان برتری دارد و گفته است: « مخاطبان گرچه از دانش آکادمیک هنر تئاتر برخوردار نیستند ولی به پشتوانه قلب و احساساتشان بیش از آنچه منتقدان به این هنر بها می دهند، انرژی و وقت صرف می کنند. تماشاگر نمایش با احساسش به اثر نزدیک می شود و این بسیار با ارزش است و قضاوتش را قابل تأمل و درنگ می کند. »

همه چیز درباره آرتور میلر

میلر در سال ۱۹۵۶ با مریلین مونرو ازدواج کرد اما این ازدواج پنج سال بیشتر دوام نیاورد. پس از خودکشی مونرو، میلر تا ۹ سال از صحنه به دور بود تا اینکه با نمایشنامه”پس از سقوط” به عالم هنر بازگشت که به نوعی روایت زندگی شخصی اوست. او در دهه ۹۰ هم دو نمایشنامه دیگر نوشت که یکی از آن ها آخرین آمریکایی نام داشت.

از آثار این نویسنده موفق می توان به سال های طلایی (۱۹۴۰ که نخستین بار در سال ۱۹۹۰ روی صحنه رفت)، “مردی که همه خوش شانسی ها را داشت” (۱۹۴۴)، “همه پسران من” (۱۹۴۷)، “خاطره دو دوشنبه” (۱۹۵۵)، “وصله های ناجور” (۱۹۶۱)، “پس از پاییز” (۱۹۶۴)، “دشمن مردم” (۱۹۶۶)، “قیمت” (۱۹۶۸)، “ساعت آمریکایی” و “بازی برای زمان” (۱۹۸۰)، “بوته آزمایش” (جادوگران شهر سلیم)، “خاطره” [ حافظه ] (۱۹۸۶)، “آخرین یانکی و شیشه شکسته” (۱۹۹۳)، “پایان تصویر” (۲۰۰۴ ) و”همه می برند” اشاره کرد.

نگاهی به نمایشنامه”مرگ دست فروش”

مرگ دست فروش” نمایشنامه ای واقعی درباره دستفروشی واقعی بود که ۱۰ سال ذهن میلر را به خود مشغول ساخته بود. مری مک کاریت یکی منتقدان برجسته امریکا مرگ دستفروش را نمایشنامه ای ضعیف نامید اما این نمایشنامه بعدها نه تنها در آمریکا بلکه در سراسر جهان به اسطوره بدل شد و سه جایزه اصلی نمایشنامه نویسی پولیتزر، جایزه تونی و جایزه حلقه منتقدان نمایشنامه نویسی نیویورک را از آن خود کرد. میلر”مرگ دستفروش” را تنها در دو روز نوشته و سال ها بعد درباره این نمایش گفت:«اصلاً پیش بینی نمی کردم که”مرگ دستفروش” به چنین شهرتی دست یابد.»

مرگ دستفروش” فاجعه زندگی مردی است که به گفته نویسنده: «بر نیروهای زندگی نظارت و اختیاری ندارد» و تأملی بر زندگی انسآن هایی است که تنها وقتی مطرح هستند که سود می رسانند و سپس در خلاء رها می شوند. خانه ویلی لومان خانه ای کوچک است که باغچه ای داشته و امید و دلخوشی ویلی در کاشتن سبزیجات در باغچه اش و تنفس در هوایی آزاد و خیره شدن به ماه و ستارگان در شب است اما اکنون اطراف خانه او را ساختمان های بلندی فرا گرفته و او دیگر نمی تواند در باغچه اش چیزی بکارد زیرا ساختمان های بلند اطراف نمی گذارند که آفتاب به باغچه بتابد و دیگر حتی ماه و ستارگان را نیز به آسانی نمی توان دید.

خانه او در حصار دیوارهای بلند آسمان خراش ها به زندانی می ماند که زندگی در آن جریان ندارد. ولی او به رغم از دست دادن تکیه گاه مادی زندگیش می کوشد ثابت کند که وجود دارد و زندگی می کند. او به خاطراتش متوسل می شود و سعی می کند با مرور گذشته به چراهای زندگی اش پی ببرد. ولی بیشتر به رویا فرو می رود و بیهوده به دیگران دل می بندد. تضاد میان واقعیت و آرزوهای او بسیار است و این تضادها به روشنی در صحنه های مختلف نمایشنامه نشان داده می شود.

ویلی لومان نمی تواند این دنیای مدرن را درک کند.او نمی داند که در دنیای جدید دیگر جایی برای کاشتن سبزیجات نیست و او و شغلی که دارد در دنیای جدید دیگر جایی ندارند. در دنیای جدید کسی به او اهمیتی نمیدهد و او شخصی متعلق به دنیای سنتی گذشته است که باید کنار گذاشته شود. او در دنیای خودش زندگی میکند و نمیتواند با دنیای جدید و به اصطلاح مدرن جامعه ارتباط برقرار کند. او مدام به گذشته پناه می برد و چرایی ناکامی زندگی خود و دو پسرش را در گذشته می جوید.

همه چیز درباره آرتور میلر

ویلی لومان فروشنده شکست خورده نمایشنامه در تضاد و تناقض بسیار به سر می برد و میان آرزوهای او و واقعیت فاصله بسیار است .او می پنداردکه پسرانش افراد موفقی هستند در حالی که چنین نیست. ویلی نمی تواند در رویای آمریکایی خود خوشبختی را لمس کند و این رویای آمریکایی پر و بال بچه های ویلی را نیز سوزانده است. بیف پسر بزرگ او شغلی ندارد و در مقابل ناکامی هایش دست به دزدی میزندگرچه احتیاجی به اشیایی که می دزدد ندارد و این کار تنها واکنشی است به سر خوردگی هایش.”بیف” به دنبال پولدار شدن سر از تگزاس درمی آورد و در آن یک دست لباس می دزد و سه ماه به زندان می رود. هپی پسر کوچکتر ویلی وضع بهتری از بیف دارد اما او هم آدمی بلند پرواز است و از زندگیش راضی نیست.

در این نمایشنامه لیندا زن ویلی لومان تنها عضو خانواده است که از واقعیت فاصله نگرفته و به رویا پناه نمی برد. او همیشه به شوهر و فرزندانش امید می بخشد و زندگیش را با نگرانی دایم برای شوهرش سپری می کند. زندگی زناشویی آن ها چندان تعریفی ندارد ولی لیندا چندان شکایتی ندارد.

ویلی لومان که یک فروشنده دوره گرد است در یکی از سفرهایش با زنی آشنا می شود و به لیندا خیانت می کند.

مرگ فروشنده” اثری کاملاً ضد سرمایه داری است. زمانی این اثر در آمریکا نوشته و اجرا شد که برای دولت آمریکا ننگ بود که شهر و ندانش تابع نظام های سوسیالیستی و کمونیستی شوند. به همین دلیل میلر چاره ای جز خروج از آمریکا و اقامت اجباری در پاریس نداشت و از سوی دیگر این متن، دولت آمریکا را به سمت همگانی شدن”بیمه و تأمین اجتماعی” سوق داد.

می توان گفت درونمایه اصلی این تراژدی مدرن، بحران هویت در جامعه صنعتی است. نویسنده مدرن با بهره گیری از نظریات روانکاوی اجتماعی می کوشد تا تأثیرات مخرب جامعه صنعتی را بر روان آدمی به تصویر بکشد و با برداشتن حجاب توهمات و ایدئولوژی ها تصویر واقعی جامعه صنعتی را به انسان نشان دهد و او را با ارزش های راستین انسانی پیوند دهد. فروم عقیده دارد در جامعه سرمایه داری که مبنای هویت انسان، سود داشتن است کسانی که فاقد دارایی به معنی حقیقی سرمایه اند از بحران هویت رنج می برند. از آنجا که انسان بدون داشتن هویت نمی تواند از سلامت روحی برخوردار باشد، خود را تسلیم قدرتی برتر می کند تا با پیوند به آن احساس هویت کند.

احساس ازخودبیگانگی، بطور ناخودآگاه، به بیماری های روحی منجر می شود اما از آنجا که فرد، الگوهای جامعه اش را به عنوان حقیقت و اصل خدشه ناپذیر پذیرفته است هرگز به اعتبار آن ها شک نمی کند. در این میان کسانی هستند که به ارزش های غلط جامعه آگاهند، اما آگاهی شان را سرکوب می کنند. فروم انگیزه سرکوب را ترس از انزوا و طرد شدن می داند. در میان آثار نمایشی بزرگ قرن بیستم، “مرگ فروشنده” اثر آرتور میلر را می توان نمونه برجسته روانکاوی ـ اجتماعی برشمرد.

آرتور میلر در این اثر به خوبی توانسته است رنج های انسانی که بوسیله دنیای مدرن زخم های بسیاری خورده است را نشان دهد. اما ویلی لومان به راحتی از مبارزه دست نمی کشد او تصمیم به خودکشی می گیرد تا پس از مرگش افراد خانواده او با پول بیمه او زندگی راحتی داشته باشند. پس از خودکشی او لیندا که بالای سر او ایستاده، گریه کنان می گوید: «چرا اینکارو کردی ویلی؟چرا؟ ما دیگه آزاد شده بودیم تمام قسط های خونه رو پرداخت کرده بودیم دیگه آزاد بودیم » و به این ترتیب حرفی که میلر قصد دارد به مخاطب بگوید در این جملات آشکار می شود: در جامعه مصرفی، انسان ها آزاد نیستند آن ها اسیر مصرف گرایی شده اند. میلر جامعه ای را به تصویر می کشد که در آن روح مردمانش در میان کار و زندگی مصرفی کشته می شود آن ها حتی دیگر باغچه ای ندارند تابا کاشتن چند دانه سبزی در آن آرامشی یابند و به گونه ای میلر اشاره به نابودی طبیعت در قبال جامعه مدرن نیز دارد.

نکته دیگری که قابل ذکر است این است که به نظر می رسد خودکشی لومان به گونه ای مبارزه در برابر جامعه مدرنی است که نمی تواند آن را بپذیرد او قبل از خودکشی در باغچه شروع به کاشتن سبزیجات می کند؛ ما در او نشانی از ناامیدی نمی بینیم تنها پریشانی است که لحظه به لحظه شدت می گیرد، تضاد میان آنچه او می خواهد و آنچه در گذشته بوده و زندگی او در گذشته با آنچه امروز هست بسیار زیاد است. خودکشی او از نوع خودکشی ناامیدانه نیست که دورکیم می گوید اتفاقا او خودکشی می کند؛ زیرا تعلق خاطر بسیاری به فرزندانش و همسرش دارد و می خواهد به وسیله خودکشی زندگی بهتری برای آنان فراهم کند.

ویلی لومان گرچه اشتباهاتی در زندگی گذشته اش مرتکب شده اما به سرنوشت خانواده خود علاقمند است. او با رجوع به گذشته می خواهد راهی بیابد تا روزهای خوش گذشته زنده شوند و او و خانواده اش دوباره همان جمع شاد و موفق را داشته باشند و در رویایش می اندیشد کاش مانند برادرش به آلاسکا رفته بود. او مدام به دنبال فرار از واقعیت و شاید فرار از زندگی مدرنی است که نمی تواند آن را درک کند.در دیالوگهای نمایشنامه این تضادها به خوبی به تصویر کشیده شده اند و نمایشنامه دارای دیالوگ های قدرتمندی است. این نمایشنامه برای اولین بار در سالن های تئاتر برادوی به اجرا در آمده و در زمره ۵۰ نمایش برجسته شناخته شد.

همه چیز درباره آرتور میلر

نگاهی به نمایشنامه”چشم اندازی از پل”

مساله برخورد و تقابل بین دو نسل همیشه مسئله مهم و قابل توجهی بوده، مخصوصاً اگر این تقابل در محیطی اتفاق بیافتد که خود آبستن حوادث و اتفاقات گوناگون است. آرتور میلر با انتخاب یک منطقه مهاجر نشین برای پس زمینه قصه اش، این تقابل بین اندیشه های نسل جدید و قدیم را به خوبی به تصویر می کشد. زنی، خواهرزاده اش را، که پدر و مادرش را از دست داده، نزد خود آورده است. زن با مردی به نام ادی ازدواج کرده و رابطه ادی با خواهرزاده زن(که کتی نام دارد) آن چنان صمیمی است که کتی او را پدر می نامد. کتی حس می کند که هیچ کس تا به حال به او تا این اندازه محبت نکرده است. البته ما این رابطه مثلثی را به تدریج و در طول نمایش می فهمیم و در شروع حس می کنیم که دختر، فقط مادر ندارد.

این سه نفر مهاجرانی هستند که ایتالیا را برای زندگی بهتر و شغل که زندگیشان را تامین کند، ترک کرده اند و حالا، هر چند در حومه نیویورک زندگی چندان مناسبی ندارند، اما آن را به زندگی در ایتالیا ترجیح می دهند. زندگی آن ها به گونه ای یکنواخت و البته خالی از بحران ادامه دارد تا این که، اولین گره داستان، به وجود می آید: کتی که سال آخر مدرسه اش را می گذراند، تصمیم می گیرد که شغلی دست و پا کند. ادی با سر کار رفتن کتی مخالفت می کند، اما به هر حال می پذیرد. چندی بعد برادرزاده های زن که از ایتالیا آمده اند، در خانه آن ها اقامت می گزینند. در ابتدا مشکلی وجود ندارد.

بحران از آنجا شروع می شود که کتی به یکی از دو مرد مهمان، رودلفو، علاقمند می شود. آن ها می خواهند با هم ازدواج کنند، اما ادی مخالف این ازدواج است. او رفتار رودلفو را چندان نمی پسندد. به موهای بلند و طلایی پسر انتقاد می کند و خیلی خوشش نمی آید که پسر در روی عرشه کشتی زیر آواز بزند و با همه شوخی کند. حتی از این که رودلفو می تواند آشپزی و خیاطی کند، چندان خوشش نمی آید. به نظرش این کار مخصوص خانم هاست. در صورتی که نسل جدید، با افکار جدید با این قضایا به گونه ای عادی برخورد می کند.

چند روز مانده به ازدواج کتی، پدرخوانده اش ماموران اداره مهاجرت را از بودن رودلفو و مارکو آگاه می کند. آن ها به خانه آن ها می آیند و دستگیرشان می کنند. کتی برای ازدواج نیازی به اجازه کسی ندارد، چرا که به سن قانونی رسیده است و رودلفو می تواند با ازدواجی که با کتی می کند، به عنوان مقیم پذیرفته شود. مارکو باید تعهد کند که کسی را به قتل نرساند اما او از دست ادی ناراحت است. وقتی آن ها با هم برخورد می کنند، ادی خودش چاقو را به سمت شکمش می برد و…

به این ترتیب تقابل دو نسل در یک محیط نه چندان آرام و متعارف به مرگ نسل قدیم می انجامد. پدر که در این نمایش نمادی از سنت است به دست تفکرات مدرن تر نابود می شود. منتها نکته قابل توجه آن است که چیزی که او را از میان برمی دارد، مهره ای از میان معتقدان تفکرات مدرن نیست که، خود مرد سنتی، خود را از پای در می آورد و این حادثه زمانی اتفاق می افتد که او با مرد دیگری درگیر می شود که آن مرد هم به سنت نزدیک تر است تا به نسل جدید.

در نتیجه برخورد بین دو نسل تبدیل به یک برخورد و بحران بزرگتر می شود که ما آن را به جدال بین سنت و مدرنیته می شناسیم. آرتور میلر با انتخاب یک محیط مناسب این تجددطلبی را به نحو بسیار مناسبی ارایه می کند. او جامعه مهاجران و آدم های حاشیه نشین را برای کارش انتخاب می کند، چرا که آن ها صراحت بیشتری دارند و زندگیشان فارغ از لایه های خاکستری ، می تواند نمونه بهتری از برخورد باشد. او سراغ حاشیه نشینان می رود، چرا که آن ها کمتر درگیر ظواهر و ریاکاری در بین قشر بورژازی هستند. آن ها نقش کسی دیگر را بازی نمی کنند و هرگز نقابی بر صورت ندارند. بنابراین می توانند نقش های دراماتیک تر و نمایشی تری را ایفا کنند.

آرتور میلر در این نمایشنامه نیز درست مانند سایر کارهایش، نقدی از جامعه آمریکا ارایه می کند. او این بار نیز به جای انتخاب یک فضای عمومی از این جامعه، سراغ یک جزء از آن می رود. جامعه مهاجران بخش عمده ای از امریکا را تشکیل می دهند. به این ترتیب وقتی آرتور میلر این جامعه را مورد بررسی می دهد، در واقع کل جامعه را مورد بحث قرار می دهد.

همین موضوع را در فیلم ها و نمایشنامه های دیگری نیز دیده ایم: هیچ کس به دیگری رحم نمی کند و هر کس برای رسیدن به منافعش حاضر است که دیگری را به خطر بیاندازد. هر کس به خودش فکر می کند و گاهی اوقات، آدم ها تبدیل به ماشین می شوند. در”بانی وکلاید” دو نفر که معیارهای اجتماعی را برنمی تابند، کشته می شوند اما در”چشم اندازی از پل” جامعه عوض شده است. هرچند که دیگر نمی توان زندگی مارکو، رودلفو و کتی را عادی دانست، اما آن ها زنده می مانند تا به عنوان نسلی دیگر به زندگی نگاهی دیگر داشته باشند و همه چیز به نفع تفکرات جدید کنار می رود.

همه چیز درباره آرتور میلر

میلر و تراژدی مدرن

( مطلب زیر با الهام از مقاله هایی نوشته شده که خود آرتور میلر درباره تراژدی نوشته است)

امروزه گرایشی در ادبیات جهان وجود دارد و همواره این مفهوم را القا می کند که انسان، علی رغم رنج بسیاری که می برد، قادر نیست به چیزی دست یابد که بتواند او را به وضعیت شادمانه تری رهنمون شود. کندوکاو روح در هنر، به راه رفتارگرایی منحرف شده است، بدین شیوه، هنرمند صرفاً به کالبد شکافی فاجعه اکتفا می کند، و انسان ماهیتاً حیوان گنگی فرض می شود که از میان هزار توی از پیش ساخته شده ای به سوی خواب محتوم خویش ره می سپارد؛ ولی همان طور که آریستوفان گفته است، شاعر از تاریخ نویس بزرگتر است، زیرا شاعر چیزها را نه تنها آن گونه که بودند نشان می دهد، بلکه ما را به آنچه که می توانند باشند نیز دلالت می کند.

این که امروزه ما چنین به ندرت تراژدی می آفرینیم، دلیلی دو سویه دارد : یکی اینکه بسیاری از نویسندگان ما تلاش برای یافتن شیوه ی صحیح زیستن را رها کرده اند؛ دوم اینکه بین ما هیچ باور پذیرفته شده ی مشترکی در مورد یک شیوه زندگی واحد ـ که هم سود مادی و هم رضامندی خاطر را فراهم آورد ـ وجود ندارد . باید بپذیریم هنگامی که به وقایع نگاری فاجعه اکتفا کنیم، ادبیات را رها کرده ایم و این جا است که مفهوم تراژدی مدرن رخ می نماید و آثار میلر، نمونه های تراژدی مدرن اند.

اغلب چنین پنداشته اند که شیوه ی تراژیک مربوط به عهد باستان است و شکوه تراژیک تنها اشخاص والامقام، شاهان، و شاهواران را سزا است. ولی در تراژدی مدرن، انسان معمولی همان قدر موضوع مناسب تراژدی در والاترین مفهومش است که شاهان گذشته بودند. ظاهراً این باور می بایست در پرتو روانپزشکی نوین روشن شده باشد؛ زیرا روانپزشکی نوین فرمول بندی کلاسیکی را ـ مثلا از نوع عقده ی ادیپوس و اورستس ـ اساس تحلیل هایش قرار می دهد که در آغاز برمبنای رفتار درباری ها تنظیم شده بود، اما بعد مصداقی شد برای هرکسی که در موقعیت های عاطفی مشابهی قرار داشت.

شخصیت تراژیک، گاه کسی است که از یک موضع به حق رانده شده و گاه کسی است که برای اولین بار در پی به چنگ آوردن آن است ولی به هر حال، کنش بنیادی، آن زخم کاری است که منشاء حوادث اجتناب ناپذیر است و به گونه ای مارپیچ اوج می گیرد و نیروی حاکم بر آن نیز خشم ناشی از شکستن شأن است. پس، تراژدی پی آمد اجبار کلی بشر به یافتن جایگاه بحق خویش است.

در صورتی که تلاش از جانب خود قهرمان آغاز شده باشد، قصه همواره آن چه را که نقص تراژیک قهرمان نامیده می شود فاش می کند؛ اما این نقص مختص شخصیت های بزرگ و رفیع نیست، و لزوما هم ضعف نیست. نقص یا نقطه ضعف شخصیت در واقع چیزی نیست ـ و نباید هم باشد ـ جز عدم تمایل ذاتی وی به منفعل ماندن در برابر چیزی که آن را برای شأن خود، و تصویری که از موضع بحق خود دارد، تهدیدی تلقی می کند. تنها منفعل ها، تنها کسانی که تقدیر خویش را بی واکنش فعالی می پذیرند، بی نقص هستند و اغلب ما این گونه ایم.

همه چیز درباره آرتور میلر

شرایط به حق تراژیک شرایطی است که شخصیت انسانی می تواند در آن شکوفا شود و به ماهیت خویش پی ببرد و شرایط ناحق تراژیک شرایطی است که بازدارنده انسان است و او را از راهی که در آن عشق و غریزه اش سرریز می شود منحرف می کند. برای مثال یعقوب در داستان یوسف می توانست رو در روی خدا بایستد و حق خود را طلب کند، و یا سر تسلیم فرود آور د. ولی تراژدی روشنگری می کند ـ و باید بکند ـ و در این روشنگری انگشت شهادت خویش را به سوی دشمن آزادی بشر نشانه می رود. کیفیت تعالی بخش تراژدی ناشی از یورشی است که برای به دست آوردن آزادی صورت می گیرد، و خصلت وحشت انگیز تراژدی ناشی از به سوال کشیدن انقلابی محیط تثبیت شده است و به هیچ وجه انسان معمولی را ممنوعیتی برای ره بردن به اندیشه و اعمال خاصی نیست.

در پرتو این نظر، شاید بتوان فقدان تراژدی عصر خویش را تا حدودی ناشی از این دانست که ادبیات نوین رو سوی دیدگاه روانکاوانه ناب یا جامعه شناختی ناب از زندگی کرده است. اگر همه ی بیچارگی های ما، تمام شکستگی های شأن ما، زاده و پرورده نفس ما باشد، در آن صورت هر اقدامی آشکارا محال است، چه رسد به اقدام قهرمانانه.

در نهایت باید گفت در جبهه گیری در برابر جهان و پشت کردن به آن و دقیقا در جریان چنین عملی است که شخصیت عظمت پیدا می کند، یعنی همان رفعتی را می یابد که در ذهن ما، به غلط، فقط به بزرگزاده گان و درباری ها اختصاص یافته است ولی وقتی که دیگر شاهی وجود ندارد، پس بهتر است شکوه تراژیک را در قلب و روح انسان متوسط دنبال کنیم. معمولی ترین انسان ها نیز می توانند به این رفعت دست یابند منتهی هر کس به همان نسبت که حاضر باشد همه چیز خود را در اعتراض و جنگ برای تحکیم جایگاه به حق خود در جهان فدا کند از آن برخوردار می شود.

تراژدی مدرن از برخی امیدهای کوچک و دست یافتنی بشر جدا نیست و بارقه این امکان درخشان است که اندوه تراژیک را ارتقا می بخشد. تراژدی مدرن، در یک کلام، تصویر کاملا متوازنی است از بشری که برای رسیدن به شادی در نبرد است. علت این که برای تراژدی های مدرن حرمت خاصی را قائلیم آن است که ما را به واقعی ترین شکل ممکن تصویر می کنند و به همین دلیل است که تراژدی مدرن را نباید، با اشتباه کردن با دیگر انواع نمایش، کوچک و ناچیز کرد. زیرا کامل ترین وسیله ای است که به کمک آن می توانیم نشان دهیم که هستیم، چه هستیم، و چه باید باشیم ـ یا بکوشیم که چه بشویم.

آرتور میلر در ۱۹۶۱ گفته بود: «من تصور می کنم یک روزنامه خوب آن است که انگار یک ملتی با خودش صحبت می کند.» یک دهه پس از آنکه آرتور میلر چنین عبارتی را بر زبان آورد، دو گزارشگر از واشنگتن پست با انتشار سلسله مقاله هایی باعث سرنگونی رییس جمهور امریکا ریچارد نیکسون شدند.

هنگام خواندن آثار آرتور میلر نیز می توان گفت ملتی در حال سخن گفتن با خودش است. آثار او را باتوجه به تنوع آثارش نمی توان در قالب محدود و معینی تعیین کرد . او نمایشنامه نویسی اجتماعی بود و در شش دهه فعالیت هنری خود در عرصه نمایش شخصیت هایی را خلق کرده است که در طول زندگی خود به نوعی با نبرد میان قدرت ها، مسئولیت های شخصی و اجتماعی و همچنین واکنش نسبت به حوادث زندگی در کشمکش بوده اند. او تصور می کرد تئاتر می تواند زندگی انسان ها و در نتیجه دنیا را تغییر دهد، داشتن خط مشی سیاسی را از حقوق معنوی انسان ها می دانست، هرگونه مخالفت و موضع گیری در برابر آن را بداندیشی و بدخواهی تلقی می کرد و امضایش در پای بسیاری از بیانیه های تند سیاسی و اجتماعی دیده می شد.

او در آثار خود از افسانه های یونان به ویژه آثار سوفوکل الهام می گرفت و معتقد بود شخصیت های نمایشنامه های مختلف از”مده آ” و”هملت” تا”مکبث” همه در تلاش بوده اند تا به حقوق انسانی خود در جامعه دست یابند.

میلر با بسیاری از اهل قلم پیر و جوان ایرانی دیدار داشت و از نزدیک هم با اوضاع و احوال و نویسندگان و شاعران معروف ایران مانند محمد علی سپانلو، شهریار مندنی پور و محمود دولت آبادی آشنایی داشت و در برخی موارد هم گزارش هایی درباره مسائل و مشکلات نویسندگان کشورهای دیگر به وی ارجاع می شد تا به عنوان پیر کانون نویسندگان آمریکا بتواند از هم سلک های خود دفاع کند.

میلر در سال ۲۰۰۲ مفتخر به دریافت نشان افتخار ادبی اسپانیا شد و در دهم فوریه ۲۰۰۵ در خانه اش در راکسبری به هادس (دنیای مردگان ) شتافت؛ اما به قول خودش: « وقتی نوشتی، دیگر نمی میری.»

بیوگرافی هنری فورد   هنری فورد زادروز ۳۰ ژوئیه ۱۸۶۳ گرینفیلد تاونشیپ، دیربورن، میشیگان، ایالات متحده آمریکا درگذشت ۷ آوریل ۱۹۴۷ فیر لین، دی...
بیوگرافی ویلیام سامرست موآم   ویلیام سامرست موآم زادروز ۲۵ ژانویهٔ ۱۸۷۴ پاریس، فرانسه درگذشت ۱۶ دسامبر ۱۹۶۵ میلادی (۹۱ سال) نیس، فرانسه ملیت  ان...
بیوگرافی هوشنگ مرادی کرمانی   هوشنگ مرادی کرمانی زادروز ۱۶ شهریور ۱۳۲۳  سیرچ، کرمان ملیت  ایران پیشه نویسنده، داستان نویس، فیلم‌نامه‌نویس ...
بیوگرافی ساسان قهرمان بیوگرافی ساسان قهرمان  بازیگر ساسان قهرمان   اهل کجاست؟ همه چی درباره   ساسان قهرمان عکس همسر ساسان قهرمان   ساسان قهرمان  کیست؟    ساسان قهرمان  ب...
بیوگرافی الکسیس کوروس الکسیس کوروس زاده ۱۹۶۱ کرمانشاه، ایران ملیت  ایرانی / فنلاندی زمینه فعالیت کارگردان   الکسیس کوروس (۱۹۶۱، کرمان...
بیوگرافی امیلی برونته   امیلی برونته نام اصلی امیلی جین برونته زادروز ۳۰ ژوئیهٔ ۱۸۱۸ تورنتون، یورکشایر پدر و مادر پاتریک برونته مرگ ...
بیوگرافی یوجین اونیل   یوجین اونیل نام اصلی یوجین گلادستون اونیل زادروز ۱۶ اکتبر ۱۸۸۸ نیویورک، نیویورک مرگ ۲۷ نوامبر ۱۹۵۳ میلادی (۶۵ سال...
بیوگرافی جهانگیر آموزگار   وزیر بازرگانی مشغول به کار : ۱۳۴۰ – ۱۳۴۱ پیش از غلامحسین جهانشاهی عضو هیآت اجرایی صندوق بین‌المللی پول اطلاعات شخصی...
بیوگرافی الکساندر دوما (پسر)   الکساندر دوما (پسر) (به فرانسوی: Alexandre Dumas fils)‏ (۲۷ ژوئیه ۱۸۲۴ - ۲۷ نوامبر ۱۸۹۵) نویسنده و نمایشنامه ­نویس و رمان ­نویس فرانسوی...
بیوگرافی خسرو معتضد   خسرو معتضد (۱۳۲۱) تاریخدان، روزنامه‌نگار و مجری-کارشناس برنامه‌های تاریخی در صدا و سیما است. وی پیش از انقلاب در دانشکدهٔ رادیو و تلویزی...
بیوگرافی آنتوان چخوف   آنتوان پاولوویچ چِخوف زادروز ۲۹ ژانویه، ۱۸۶۰ تاگانروک جنوب روسیه. درگذشت ۱۵ ژوئیه، ۱۹۰۴ چشمه آب معدنی بادِن‌وایلر در آلم...
بیوگرافی جرج الیوت   جرج الیوت نام اصلی ماری آن زمینهٔ کاری رمان‌نویسی زادروز ۲۲ نوامبر ۱۸۱۹ چیلور کتون، وارویکشایر، انگلستان مرگ...
بیوگرافی ایرج افشار     ایرج افشار یزدی زادروز ۱۶ مهر ۱۳۰۴ یزد پدر و مادر دکتر محمود افشار نصرت برازنده مرگ ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ تهران...
بیوگرافی پائولو کوئلیو   پائولو کوئلیو زمینهٔ کاری رمان، قطعات ادبی کوتاه زادروز ۲۴ اوت ۱۹۴۷ ‏(۶۷ سال) ریو دو ژانیرو، برزیل ملیت  برزیلی ...
بیوگرافی ژان ژاک روسو   ژان-ژاک روسو زمینهٔ کاری فلسفه سیاست، ادبیات، موسیقی و تربیت زادروز ۲۸ ژوئن ۱۷۱۲ ژنو مرگ ۲ ژوئیه ۱۷۷۸ میلادی (۶۶ س...

فهرست نویسندگان اهل آلمان

 

آ

  • آداموس برمنزیس
  • هانا آرنت
  • یاکوب آریونی
  • آدولف آندرسن
  • میشائل انده

ا

  • آلبرت اشپر
  • میشائیل اشمیت زالومون
  • نوربرت الیاس
  • هانس ماگنوس انتسنبرگر
  • فریدریش انگلس
  • آلبرت اینشتین
  • آلفرد اینشتین

ب

  • آدولف باستیان
  • برادران گریم
  • برتولت برشت
  • زیبیله برگ
  • کلمنس برنتانو
  • هنریک مودست برودر
  • لودویگ بک
  • هاینریش بل
  • گوتفرید بن
  • فریدریش فون بودنشدت
  • ولفگانگ بورشرت
  • چارلز بوکوفسکی

پ

  • لیلی پالمر
  • آنتون پرتریوس
  • ژان پل

ت

  • تسه. و. تسرام
  • اووه تلکمپ
  • کورت توخولسکی
  • یورگن توروالد
  • لودویگ تیک
  • اووه تیم

د

  • آلفرد دوبلین
  • اویگن دورینگ
  • آرتور دینتر

ر

  • رودولف اریش راسپه
  • اریش ماریا رمارک
  • فریدریش روکرت
  • یوهان ریشلین

ز

  • هلکه زاندر
  • یورگن زرکه
  • پاتریک زوسکیند

ش

  • رفیق شامی
  • برنهارد شلینک
  • آلیس شوارتسر
  • آلبرت شوایتزر
  • اینگو شولتسه
  • فریدریش شیلر

ف

  • یولیا فرانک
  • فریدریش د لا مت فوکه
  • یوآخیم فست
  • تئودور فونتانه
  • فردریش تئودور فیشر

ک

  • زیگفرید کراکائر
  • آتاناسیوس کیرشه
  • اریش کستنر
  • دانیل کلمان

گ

  • ویلهلم گایگر
  • گئورگ بوخنر
  • گئورگ کرشنشتاینر
  • گونتر گراس
  • آندریاس گریفیوس
  • هانس گریم
  • یاکوب گریم
  • ویلهلم گناتسینو
  • یوهان ولفگانگ فون گوته

ل

  • آلفرد لانده
  • گوتهولد افرایم لسینگ
  • زیگفرید لنتس
  • یاکوب میشائل راینهلد لنتس
  • کورت لوتگن
  • لودویگ برنه
  • آنگلا لیچکف
  • جرج کریستف لیختنبرگ

م

  • توماس مان
  • گولو مان
  • هاینریش مان
  • مارتین موزه‌باخ
  • آرمین مولر-اشتال
  • هاینر مولر
  • هرتا مولر

ن

  • یواخیم نئاندر

و

  • یاکوب واسرمان
  • ریشارد واگنر
  • مارتین والزر
  • گونتر وایزن بورن
  • پتر وایس
  • فرانک ودکیند
  • آرمین وگنر
  • دیتر ولرزهف
  • کریستا ولف
  • اوالد ولنی
  • فردیناند ووستنفلد
  • گئورگ ویرت
  • کریستوف ماتین ویلند
  • ویلهلم هاینریش واکنردر

ه

  • هارالد لش
  • فرانتس هالدر
  • ویلهلم هاوف
  • هاینریش هاینه
  • یوهانس هرتل
  • یودیت هرمان
  • هرمان هسه
  • هرمان هلریگل
  • اولریش فن هوتن
  • ارنست هوفمان
  • هلموت هومباخ
  • ماگنوس هیرشفلد
  • پال هیزه
  • هیلدگارد بینگنی

ی

  • یان اودو هولی
  • راینهارد یرگل
  • یوزف فرایهر فن آیشندرف
  • فردیناند یوستی
  • ارنست یونگر
  • یوهان آلبرشت فون ماندلسلو

 

 

بیوگرافی فئودور داستایوفسکی   فئودور داستایفسکی نام اصلی فیودور میخاییلوویچ داستایفسکی زمینهٔ کاری رمان‌نویس، نویسنده داستان کوتاه، مقاله‌نویس زا...
بیوگرافی هنری فورد   هنری فورد زادروز ۳۰ ژوئیه ۱۸۶۳ گرینفیلد تاونشیپ، دیربورن، میشیگان، ایالات متحده آمریکا درگذشت ۷ آوریل ۱۹۴۷ فیر لین، دی...
بیوگرافی سید امیر محمود انوار   سید امیر محمود انوار زادروز ۱۳۲۴ تهران درگذشت ۱۳ آذر ۱۳۹۱ (۶۷ سال) آرامگاه قطعه هنرمندان بهشت زهرا محل زندگی تهر...
بیوگرافی ساموئل بکت   ساموئل بکت نام اصلی ساموئل بارکْلی بِکت زمینهٔ کاری رمان، شعر، نمایش‌نامه زادروز ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ دوبلین، ایرلند ...
بیوگرافی الکساندر دوما (پدر)   الکساندر دوما (پدر) نام اصلی Dumas Davy de la Pailleterie زمینهٔ کاری نمایش نامه، رمان، سفرنامه زادروز ۲۴ ژوئیه ۱۸...
بیوگرافی ویلیام سامرست موآم   ویلیام سامرست موآم زادروز ۲۵ ژانویهٔ ۱۸۷۴ پاریس، فرانسه درگذشت ۱۶ دسامبر ۱۹۶۵ میلادی (۹۱ سال) نیس، فرانسه ملیت  ان...
بیوگرافی مجید ادیب زاده   مجید ادیب‌زاده زادروز ۱۳۵۹ ملیت ایرانی پیشه نویسنده   مجید ادیب زاده (زادهٔ ۱۳۵۹) نویسنده و محقق سیاست ...
بیوگرافی برتولت برشت   برتولت برشت نام اصلی اویگن برتولت فریدریش برشت زادروز ۱۰ فوریهٔ ۱۸۹۸ ۲۲ بهمن ۱۲۷۶ آوگسبورگ، باواریا، امپراتوری آلمان ...
بیوگرافی ابوطاهر مجدالدین محمد فیروزآبادی   ابوطاهر مجدالدین محمد فیروزآبادی (۸۱۷ / ۸۱۶ -۷۲۹ ق)، عالم لغوی، ادیب، مفسر، قاضی و فقیه شافعی. نسبش به شیخ ابواسحاق شیرازی و به روایتی به اب...
بیوگرافی هرمان هسه   هرمان هسه زادروز ۲ ژوئیهٔ ۱۸۷۷ کلاو، بادن-وورتمبرگ، آلمان مرگ ۹ اوت ۱۹۶۲ میلادی (۸۵ سال) تسین، سوئیس ملیت  آلمانی...
بیوگرافی مورگان شوستر   ویلیام مورگان شوستر (به انگلیسی: William Morgan Shuster) ‏ (۱۸۷۷ - ۱۹۶۰) حقوقدان، ناشر و کارشناس مالی اهل ایالات متحده آمریکا که در سال ...
بیوگرافی ولتر ( فیلسوف فرانسوی )   ولتر زاده فرانسوا-ماری آروئه ۲۱ نوامبر ۱۶۹۴ پاریس فرانسه درگذشته ۳۰ مه ۱۷۷۸ میلادی (۸۳ سال) پاریس فرانسه تخلص و...
بیوگرافی ژان پل سارتر   ژان-پل سارْتْرْ زادروز ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ پاریس، فرانسه مرگ ۱۵ آوریل ۱۹۸۰ پاریس، فرانسه ملیت  فرانسوی جایگاه خاکسپا...
بیوگرافی گابریل گارسیا مارکز   گابریل گارسیا مارکز زمینهٔ کاری ادبیات زادروز ۶ مارس ۱۹۲۷ آراکاتاکا، ماگدالنا، کلمبیا مرگ ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ میلادی (۸۷...
سالشمار زندگی ارنست همینگوی   نام ارنست همینگوی را که می‌نوشم به یاد پیرمرد و دریا، برف‌های کلیمانجارو، واداع با اسلحه، پاریس جشن بیکران و کلی فیلم و داستان دیگر می‌ا...

بیوگرافی طه حسین

بیوگرافی طه حسین

 

طه حسین
زاده ۱۴ نوامبر ۱۸۸۹ استان منیا، خدیونشین مصر
درگذشته ۲۸ اکتبر ۱۹۷۳ میلادی (۸۳ سال) قاهره، مصر
ملیت مصری
دوره فلسفه جدید نظریه ادبی
منطقه فلسفه مصری
مکتب نوگرایی، ادبیات عربی

 

طه حسین (۱۴ نوامبر ۱۸۸۹ – ۲۸ اکتبر ۱۹۷۳) نویسنده و سخنور مصری و از پیشگامان جنبش نوگرایی در مصر بود.

زندگی

طاها در اثر عفونت چشم در سن سه سالگی نابینا شد. پس از درس گرفتن از یک آموزگار سنتی در جوانی راهی دانشگاه الازهر شد و در آنجا در رشته الهیات و ادبیات عرب به تحصیل پرداخت. او از محدودیت اندیشهٔ استادان خود در عذاب بود.

کار دانشگاهی

زمانی که دانشگاه ملی قاهره در سال ۱۹۰۸ تأسیس گشت، حسین با وجود نابینایی و تهیدستی، بزودی جایی برای خود در این دانشگاه باز کرد. او نخستین دانش‌آموختهٔ این دانشگاه بود که به دریافت دکترا نائل آمد. رسالهٔ دکترای وی دربارهٔ ابوالعلاء معری، شاعر شک‌گرای عرب بود. پس از آن در ۱۹۱۴ به سوربن رفت و در پاریس نیز در ۱۹۱۷ رسالهٔ دکترایی تحت عنوان «فلسفهٔ اجتماعی ابن‌خلدون» نگاشت. در بازگشت به مصر استاد ادبیات عرب و یکی از بنیادگذاران دانشگاه اسکندریه شد. طه حسین رمان‌ها و رساله‌های بسیاری نوشت ولی در غرب بیشتر بخاطر زندگینامه خودنوشته‌اش به نام روزگار (به عربی: الایام) شهرت یافته‌است.

او یکی از هواداران سرسخت انقلاب ۱۹۵۲ مصر بود و بر اهمیت آزاد و دموکراتیک بودن آموزش و تحصیل تاکید بسیار داشت. حسین در ۱۹۵۰ وزیر آموزش و پرورش مصر شد و در پی آن، حکومت جدید آموزش همگانی را برای همگان آزاد و رایگان کرد که این امر هنوز نیز جاری و ساری است.

طاها حسین در سال ۱۹۲۶ در کتاب «فی الشعر الجاهلی» به طور تلویحی می‌گوید “از قرآن به عنوان منبع تاریخی عینی نمی‌توان استناد کرد.طبیعتاً این گفته‌ها خشم دانشگاه الازهر را بر انگیخت.برخی مدعی شدند که طاها حسین به اسلام توهین کرده‌است.

 

بیوگرافی آرتور سی کلارک   آرتور سی. کلارک زمینهٔ کاری علم زادروز ۱۶ دسامبر ۱۹۱۷ سامرست، انگلستان مرگ ۱۹ مارس، ۲۰۰۸ (۹۰ سالگی) کلمبو، سریلا...
بیوگرافی هریت بیچر استو   نام اصلی هریت الیزابت بیچر زمینهٔ کاری رمان زادروز ۱۴ ژوئن ۱۸۱۱ لیچفیلد، کنتیکت مرگ ۱ ژوئیه ۱۸۹۶ میلادی (۸۵ سال) ...
بیوگرافی الکساندر دوما (پدر)   الکساندر دوما (پدر) نام اصلی Dumas Davy de la Pailleterie زمینهٔ کاری نمایش نامه، رمان، سفرنامه زادروز ۲۴ ژوئیه ۱۸...
بیوگرافی آگاتا کریستی   بانو آگاتا کریستی زادروز ۱۵ سپتامبر ۱۸۹۰ تورکی، دوون انگلستان درگذشت ۱۲ ژانویه ۱۹۷۶ والینگفورد، آکسفوردشر انگلستان ...
بیوگرافی نیکلای گوگول   نیکلای واسیلویچ گوگول Никола́й Васи́льевич Го́голь زادروز ۱ آوریل ۱۸۰۹ بالشیه سوروچینستی، اوکراین درگذشت ۴ مارس ۱۸۵۲ ...
بیوگرافی هلن کلر   هلن کلر نام اصلی هلن آدامز کِلِر زادروز ۲۷ ژوئن ۱۸۸۰ تاسکامبیا، آلاباما مرگ ۱ ژوئن ۱۹۶۸ میلادی (۸۷ سال) وستپورت، ک...
بیوگرافی مارک تواین   مارک تواین نام اصلی سمیوئل لنگهورن کلمنز زمینهٔ کاری داستان، داستان تاریخی، ادبیات کودکان، ادبیات غیرداستانی، ادبیات فلس...
بیوگرافی دکتر مرتضی الهی قمشه‌ای     دکتر مرتضی الهی قمشه‌ای نام اصلی مرتضی الهی قمشه‌ای زادروز ۱۳۲۹ تهران پدر و مادر مهدی الهی قمشه‌ای و طیب...
بیوگرافی برتولت برشت   برتولت برشت نام اصلی اویگن برتولت فریدریش برشت زادروز ۱۰ فوریهٔ ۱۸۹۸ ۲۲ بهمن ۱۲۷۶ آوگسبورگ، باواریا، امپراتوری آلمان ...
بیوگرافی ثمین باغچه‌ بان ثمین باغچه‌بان زادروز ۱۳۰۴ تبریز درگذشت ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ استانبول ملیت ایرانی سبک موسیقی سمفونیک ایرانی آثار ...
بیوگرافی زین‌العابدین مراغه‌ ای   زین‌العابدین مراغه‌ای (زاده ۱۲۵۵ در مراغه - ۱۳۲۸ ه. ق در مراغه) از آزادی‌خواهان دوره مشروطه ایران و نویسنده کتاب سیاحتنامه ابراهیم‌بیگ ا...
بیوگرافی امراله ابجدیان   امراله ابجدیان زمینهٔ کاری نویسنده زادروز ۱۳۱۵ ملیت ایرانی محل زندگی شیراز پیشه تدریس، نویسندگی &nb...
فهرست نویسندگان اهل آلمان   آ آداموس برمنزیس هانا آرنت یاکوب آریونی آدولف آندرسن میشائل انده ا آلبرت اشپر میشائیل اشمیت زالومون نوربرت ال...
بیوگرافی ژول ورن   نام اصلی ژول گابریل ورن زادروز ۸ فوریهٔ ۱۸۲۸ نانت، فرانسه مرگ ۲۴ مارس ۱۹۰۵ میلادی (۷۷ سال) امیان، فرانسه ملیت فرا...
بیوگرافی رومن رولان   رومن رولان زادروز ۲۶ ژانویهٔ ۱۸۶۶ کلامسی، بورگونی مرگ ۳۰ دسامبر ۱۹۴۴ میلادی (۷۸ سال) وزله ملیت  فرانسوی پیشه ...

بیوگرافی برایان تریسی

بیوگرافی برایان تریسی

 

برایان تریسی
زادروز ۵ ژانویهٔ ۱۹۴۴ ‏(۷۱ سال) شارلوت‌تاون، جزیره پرنس ادوارد
ملیت کانادا
آثار کمک به خویشتن“قدرت جذبه” “مدیریت زمان” “قدرت بیان” “قدرت برنامه ریزی” “مدیریت بحران” “قورباغه را ببوس”کانون تمرکز
همسر Barbara Tracy

 

برایان تریسی (به انگلیسی: Brian Tracy) (زادهٔ ۱۹۴۴ در شارلوت‌تاون کانادا) از نویسندگان کتابهای خودیاری است که بسیاری از کارهای خود را به صورت کتاب گویا ارائه داده. موضوع سمینارها و ارائه‌های او شامل رهبری، فروش، مدیریت موثر و استراتژی کسب و کار است.

 

بیوگرافی مهدی آذر یزدی   مهدی آذر یزدی نام اصلی مهدی آذر خرمشاهی زمینهٔ کاری کودک و نوجوان زادروز ۲۷ اسفند ۱۳۰۰ ۱۸ مارس ۱۹۲۲ تفت، یزد ...
بیوگرافی پائولو کوئلیو   پائولو کوئلیو زمینهٔ کاری رمان، قطعات ادبی کوتاه زادروز ۲۴ اوت ۱۹۴۷ ‏(۶۷ سال) ریو دو ژانیرو، برزیل ملیت  برزیلی ...
بیوگرافی باربارا دی آنجلیس   باربارا دی آنجلیس نام اصلی باربارا دی آنجلیس زمینهٔ کاری روانشناسی زادروز ۴ مارس ۱۹۵۱  فیلادلفیا پنسیلوانیا ...
بیوگرافی ساموئل بکت   ساموئل بکت نام اصلی ساموئل بارکْلی بِکت زمینهٔ کاری رمان، شعر، نمایش‌نامه زادروز ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ دوبلین، ایرلند ...
بیوگرافی عبدالحسین آذرنگ عبدالحسین آذرنگ ،نویسنده، پژوهشگر، آموزشگر و ویراستار در سال ۱۳۲۵ در کرمانشاه متولد شد. وی در مقطع کارشناسی از دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان فارغ التح...
بیوگرافی آن برونته   آن برونته زادروز ۱۷ ژانویهٔ ۱۸۲۰ تورنتون، یورکشر پدر و مادر پاتریک برونته مرگ ۲۸ مه ۱۸۴۹ میلادی (۲۹ سال) اسکاربور...
بیوگرافی مارک تواین   مارک تواین نام اصلی سمیوئل لنگهورن کلمنز زمینهٔ کاری داستان، داستان تاریخی، ادبیات کودکان، ادبیات غیرداستانی، ادبیات فلس...
فهرست نویسندگان اهل آمریکا   آ جان آپدایک پل آردمن ویلیام اچ. آرمسترانگ رودلف آرنهایم آیزاک آسیموف خولیا آلوارز مایا آنجلو ویل آیزنر ا ی...
بیوگرافی سید امیر محمود انوار   سید امیر محمود انوار زادروز ۱۳۲۴ تهران درگذشت ۱۳ آذر ۱۳۹۱ (۶۷ سال) آرامگاه قطعه هنرمندان بهشت زهرا محل زندگی تهر...
بیوگرافی شهرام اقبال زاده   شهرام اقبال زاده زادروز ۱۳۳۳ کرمانشاه ملیت ایرانی پیشه مترجم و نویسنده   شهرام اقبال زاده، نویسنده،...
بیوگرافی ابوطاهر مجدالدین محمد فیروزآبادی   ابوطاهر مجدالدین محمد فیروزآبادی (۸۱۷ / ۸۱۶ -۷۲۹ ق)، عالم لغوی، ادیب، مفسر، قاضی و فقیه شافعی. نسبش به شیخ ابواسحاق شیرازی و به روایتی به اب...
بیوگرافی مورگان شوستر   ویلیام مورگان شوستر (به انگلیسی: William Morgan Shuster) ‏ (۱۸۷۷ - ۱۹۶۰) حقوقدان، ناشر و کارشناس مالی اهل ایالات متحده آمریکا که در سال ...
بیوگرافی الکساندر پوشکین   الکساندر پوشکین نام اصلی الکساندر سِرگِیویچ پوشکین زادروز ۲۶ مهٔ ۱۷۹۹ خیابان آلمان (امروز خ. بومن)،مسکو، امپراتوری روس...
بیوگرافی جک لندن   جک لندن نام اصلی جان گریفیث چنی زمینهٔ کاری رمان، داستان کوتاه زادروز ۱۲ ژانویهٔ ۱۸۷۶ سانفرانسیسکو، کالیفرنیا ...
بیوگرافی فئودور داستایوفسکی   فئودور داستایفسکی نام اصلی فیودور میخاییلوویچ داستایفسکی زمینهٔ کاری رمان‌نویس، نویسنده داستان کوتاه، مقاله‌نویس زا...

بیوگرافی گابریل گارسیا مارکز

بیوگرافی گابریل گارسیا مارکز

 

گابریل گارسیا مارکز
زمینهٔ کاری ادبیات
زادروز ۶ مارس ۱۹۲۷ آراکاتاکا، ماگدالنا، کلمبیا
مرگ ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ میلادی (۸۷ سال) مکزیکو سیتی، مکزیک
ملیت  کلمبیایی
لقب گابو
پیشه نویسنده، روزنامه‌نگار
سبک نوشتاری رئالیسم جادویی
کتاب‌ها صد سال تنهایی، عشق سال‌های وبا
همسر(ها) مرسدس بارچا (۱۹۵۸-تاکنون)
فرزندان دو فرزند
دلیل سرشناسی داستان کوتاه و رمان

 

گابریل خوزه گارسیا مارکِز (به اسپانیایی: Gabriel José García Márquez) (زادهٔ ۶ مارس ۱۹۲۷ در دهکدهٔ آرکاتاکا* درمنطقهٔ سانتامارا* در کلمبیا – درگذشته ۱۷ آوریل ۲۰۱۴) رمان‌نویس، نویسنده، روزنامه‌نگار، ناشر و فعال سیاسی کلمبیایی بود. او بین مردم کشورهای آمریکای لاتین با نام گابو یا گابیتو (برای تحبیب) مشهور بود و پس از درگیری با رییس دولت کلمبیا و تحت تعقیب قرار گرفتنش در مکزیک زندگی می‌کرد. مارکز برنده جایزه نوبل ادبیات در سال ۱۹۸۲ را بیش از سایر آثارش به خاطر رمان صد سال تنهایی چاپ ۱۹۶۷ می‌شناسند که یکی از پر فروش ترین کتابهای جهان است.

زندگی

او در سال ۱۹۲۷ با نام کامل گابریل خوزه گارسیا مارکز متولد شد و پدربزرگ و مادربزرگش او را در شهر فقیر آراکاتاکا در شمال کلمبیا بزرگ کردند. او بعدها در اولین کتاب خاطراتش با عنوان زنده‌ام که روایت کنم نوشت که دوران کودکی سرچشمه الهام تمام داستانهای وی بوده است. او تحت تاثیر پدربزرگش که شخصیتی آزادیخواه بود و در هر دو جنگ داخلی کلمبیا شرکت کرده بود آگاهی سیاسی پیدا کرد.

او در سال ۱۹۴۱ اولین نوشته‌هایش را در روزنامه‌ای به نام Juventude که مخصوص شاگردان دبیرستانی بود منتشر کرد و در سال ۱۹۴۷ به تحصیل رشتهٔ حقوق در دانشگاه بوگوتا پرداخت و همزمان با روزنامه آزادیخواه ال‌اسپکتادور به همکاری پرداخت. در همین روزنامه بود که گزارش داستانی سرگذشت یک غریق را بصورت پاورقی چاپ شد.

گارسیا مارکز که به شدت تحت تاثیر ویلیام فالکنر، نویسنده آمریکایی، بود، نخستین کتاب خود را در ۲۳ سالگی منتشر کرد که از سوی منتقدان با واکنش مثبتی روبرو شد.

در سال ۱۹۵۴ به عنوان خبرنگار ال‌اسپکتادور به رم و در سال ۱۹۵۵ پس از بسته شدن روزنامه‌اش به پاریس رفت. در سفری کوتاه به کلمبیا در سال ۱۹۵۸ با نامزدش مرسدس بارکاپاردو در سیزده سالگی تقاضای ازدواج کرد و بیش از نیم قرن با یکدیگر زندگی کردند؛ بخش اعظم این سالها را در مکزیک گذراندند. در سال‌های بین ۱۹۵۵ تا ۱۹۶۱ به چند کشور بلوک شرق و اروپایی سفر کرد و در سال ۱۹۶۱ برای زندگی به مکزیک رفت.

در سال ۱۹۶۵ شروع به نوشتن رمان صد سال تنهایی کرد و آن را در سال ۱۹۶۷ به پایان رساند. صد سال تنهایی در بوینس آیرس منتشر شد و به موفقیتی بزرگ و چشمگیر رسید و به عقیدهٔ اکثر منتقدان شاهکار او به شمار می‌رود. او در سال ۱۹۸۲ برای این رمان، برندهٔ جایزه نوبل ادبیات بوده است. ایده اولیه برای نوشتن نخستین فصل کتاب صد سال تنهایی در سال ۱۹۶۵ وقتی که مشغول رانندگی به سمت آکاپولکو در مکزیک بود به ذهنش رسید. تمام نسخه‌های چاپ اول صد سال تنهایی به زبان اسپانیایی در همان هفته اول کاملاً به فروش رفت. در ۳۰ سالی که از نخستین چاپ این کتاب گذشت بیش از ۳۰ میلیون نسخه از آن در سراسر جهان به فروش رفته و به بیش از ۳۰ زبان ترجمه شده است.

در سال ۱۹۷۰ کتاب سرگذشت یک غریق را در بارسلون چاپ کرد و در همان سال به وی پیشنهاد سفارت (کنسولگری؟) کلمبیا در اسپانیا به وی داده شده که وی این پیشنهاد را رد کرد و یک سفر طولانی به مدت ۲ سال را در کشورهای کارائیب آغاز کرد و در طول این مدت کتاب داستان باورنکردنی و غم‌انگیز ارندیرای ساده‌دل و مادربزرگ سنگدل‌اش را نوشت که جایزه رومولوگایه گوس بهترین رمان را بدست آورد. وی سپس دوباره به اسپانیا برگشت تا روی دیکتاتوری فرانکو از نزدیک مطالعه کند که حاصل این تجربه رمان پاییز پدرسالار بود.

در اوایل دهه ۸۰ به کلمبیا برگشت ولی با تهدید ارتش کلمبیا دوباره به همراه همسر و دو فرزندش برای زندگی به مکزیک رفت. او در سال ۱۹۹۹ رسماً مرد سال آمریکای لاتین شناخته شد و در سال ۲۰۰۰ مردم کلمبیا با ارسال طومارهایی خواستار پذیرش ریاست جمهوری کلمبیا توسط مارکز بودند که وی نپذیرفت.

مارکز یکی از نویسندگان پیشگام سبک ادبی رئالیسم جادویی بود، اگرچه تمام آثارش را نمی‌توان در این سبک طبقه‌بندی کرد. پزشکان در سال ۲۰۱۲ اعلام کردند که مارکز به بیماری آلزایمر مبتلا شده است.

سالهای پایانی زندگی

به مرور خلاقیت و توان نویسندگی او رو به کاهش گذاشت. او برای نوشتن کتاب خاطرات روسپیان غمگین من، چاپ ۲۰۰۴ حدود ده سال وقت صرف کرد. در ژانویه ۲۰۰۶ اعلام کرد که دیگر تمایل به نوشتن را از دست داده است. میراث او مجموعه بزرگی از کتابهای داستانی و غیرداستانی است که با پیوند دادن افسانه و تاریخ در آن هر چیز ممکن و باورکردنی می‌نماید. گابریل گارسیا مارکز در سال ۱۹۸۲ جایزه ادبی نوبل را دریافت کرد و بنیاد نوبل در بیانه خود او را «شعبده باز کلام و بصیرت» توصیف کرد. تمام داستانهای وی به نثری نوشته شده‌اند که از نظر رنگارنگی و جاذبه غریبشان فقط می‌توان آنها را با کارناوالهای آمریکای جنوبی مقایسه کرد.

جنجال‌خواهی

از آثار مارکز به خاطر نثر غنی آن در منتقل کردن تخیلات سرشار نویسنده به خواننده ستایش شده است. اما برخی از منتقدان، آثار او را اغراقی آگاهانه و توسل به افسانه و مارواء طبیعت برای گریز از ناآرامی و خشونت‌های جاری در کلمبیای آن دوران می‌دانند.

ناآرامی و خشونت‌های سیاسی، خانواده به عنوان یک عنصر وحدت بخش، ترکیب آن با شور مذهبی و باور به فراطبیعت روی هم رفته سبک ادبی شاخص مارکز را به هم بافته‌اند. آثار وی نظیر پدرسالار و یا ژنرال در هزارتوی خود به خوبی تقویت انگیزه‌های سیاسی او در واکنش به تشدید خشونت در کشورش کلمبیا را نشان می‌دهند. او پس از نوشتن مقاله‌ای در مخالفت با دولت کلمبیا به اروپا تبعید شد. وقتی که کتاب غیر داستانی سفر مخفیانه میگل لیتین به شیلی را در سال ۱۹۸۶ نوشت، حکومت دیکتاتوری ژنرال پینوشه ۱۵ هزار نسخه از آن را در آتش سوزاند. او به نوشتن آثاری که گرایش به جناح چپ سیاست در آن مشهود بود ادامه داد.

او با فرانسوا میتران رییس جمهور سوسیالیست فرانسه در دهه ۱۹۸۰ دوستی نزدیکی داشت و مدتها نیز از دوستان نزدیک و حتی نماینده فیدل کاسترو، رهبر سابق کوبا، بود. گارسیا مارکز به دلیل دفاع از حکومت فیدل کاسترو که از نگاه گروه کثیری از روشنفکران و نویسندگان به مرور به یک رژیم خودکامه بدل شده بود، وارد بحث‌های تندی شد که یکی از نمونه‌های برجسته آن مجادله اش با سوزان سونتاگ، نویسنده معروف آمریکایی، بود. به خاطر دفاعش از حکومت کوبا او مدتی حق ورود به آمریکا را نداشت. دولت آمریکا بعدها در این تصمیم خود تجدید نظر کرد و مارکز بارها برای معالجه سرطان غدد لنفاوی به کالیفرنیا سفر کرد. او به مداخلات آمریکا در ویتنام و شیلی انتقاد کرده بود. به‌رغم این انتقادها بیل کلینتون و فرانسوا میتران روسای جمهور پیشین آمریکا و فرانسه از جمله دوستان گابریل گارسیا مارکز بودند.

مارکز در ایران

بهمن فرزانه در سال ۱۳۵۴ با ترجمه «صد سال تنهایی»، نویسنده بزرگ آمریکای لاتین را به کتاب‌خوانان ایرانی معرفی کرد. این کتاب با استقبال زیادی روبرو شد و نویسنده آن در ایران به محبوبیت فراوان رسید.

تقریباً تمام آثار داستانی مارکز به فارسی ترجمه و منتشر شده است، و بیشتر آنها بیش از یک بار. بدبختانه برخی از داستان‌های او مانند رمان زیبای «عشق در سالهای وبا» با سانسور به بازار آمده و صحنه‌های اروتیک جذاب آن حذف شده است. خوانندگان ایرانی آثار مارکز را دنبال می‌کنند و نویسندگان به تأثیر از سبک «رئالیسم جادویی» منسوب به او کتاب می‌نویسند.

آخرین کتاب‌های مارکز در حوزه رمان «روسپی‌های غمزده من» (باز هم با حذف برخی از صحنه‌ها) و خودزندگی‌نامهٔ او به عنوان «زیستن برای نوشتن» آخرین کارهایی هستند که از مارکز در ایران منتشر شده‌اند. کتاب «گزارش یک آدم‌ربایی» (۱۹۹۶) نیز در ایران کاملاً شناخته شده است.

کتاب مارکز را کالبدشکافی نظام‌های وحشت و ترور دانسته‌اند. وصف کامل رژیم‌هایی که زندگی و حرمت شهروندان به هیچ می‌گیرند. مارکز رنج و درد قربانیان دیکتاتوری را شرح می‌دهد، با این دریغ و افسوس که او، این قوی‌ترین قلم جهان، «نمی‌تواند روی کاغذ حتی سایه‌ای کمرنگ از وحشتی را مجسم کند که قربانیان متحمل می‌شوند».

درگذشت

گابریل گارسیا مارکز، در روز پنجشنبه ۱۷ آوریل ۲۰۱۴ (۲۸ فروردین ۱۳۹۳)، در ۸۷ سالگی، در مکزیکو سیتی درگذشت. دو سال پیش از مرگ، برادر گابریل گارسیا مارکز اعلام کرد او از بیماری فراموشی (دمانس) رنج می‌برد و دیگر نمی‌نویسد. جسد وی فردای آن روز در روز آدینه در مکزیکوسیتی سوزانده شد، بخشی از خاکستر جسد وی به کلمبیا زادگاهش منتقل شد.

واکنش‌ها

  • خوان مانوئل سانتوس، رئیس جمهوری کلمبیا در تجلیل از گابریل گارسیا مارکز در توییتر خود نوشت: «هزارسال تنهایی و غم، به خاطر مرگ بزرگ‌ترین کلمبیایی در سراسر تاریخ

رئیس جمهوری کلمبیا همچنین در یک سخنرانی تلویزیونی فرمان سه‌روز عزای عمومی داد. پرچم‌های این کشور نیز در این سه‌روز نیمه‌افراشته خواهند بود.

  • انریکه پنیا نیتو، رئیس جمهوری مکزیک، در توییتر خود نوشت: «گابریل گارسیا مارکز در کلمبیا به دنیا آمد، اما او ده‌ها سال متوالی مکزیک را به عنوان میهن‌اش برگزید و زندگی ما را پربارتر کرد.»
  • باراک اوباما، رییس جمهور ایالات متحده: «با مرگ او جهان یکی از آینده‌نگران بزرگ خود را از دست داد. او از دوران کودکی من تاکنون یکی از محبوب‌ترین نویسندگان برایم بوده است.»
  • بیل کلینتون: «افتخار می‌کنم که بیش از ۲۰ سال با او دوستی داشتم و ذهن درخشان گابریل گارسیا مارکز و قلب بزرگ او را می‌شناختم.»
  • ژوزه مانوئل باروزو، رئیس کمیسیون اتحادیه اروپا: «گابریل گارسیا مارکز صدای آمریکای جنوبی بود که به صدای جهان ما تبدیل شد.»
  • شکیرا، ترانه‌سرا، رقصنده و خواننده بزرگ پاپ کلمبیایی: «سخت است؛ به تو بدرود گفتن سخت است. تو بخشنده بودی و همه چیز به ما بخشیدی.»
  • جیمز فرانکو، هنرپیشه ۳۵ ساله آمریکایی در توییتر خود نوشت: «”صد سال تنهایی”− گابریل گارسیا مارکز، هرگز آن را فراموش نخواهیم کرد.»
  • میا فارو، هنرپیشه ۶۹ ساله آمریکایی در توییتر با نوشته‌ی: «در صلح بیارام!» اندوه خود را بیان داشت.
  • رُز مک‌گوآن، هنرپیشهٔ ۴۰ ساله آمریکایی در توییتر نوشت: «واژه‌های او مرا به مکان‌های جادویی کشاند.»
  • خوآنِس خواننده ۴۱ ساله کلمبیایی در توییتی نوشت: که “بزرگترین” رفت “ولی یک اسطورهٔ جاودان برجای ماند”.
  • ایزابل آلنده، نویسنده اهل شیلی: «او مهم‌ترین نویسنده آمریکای جنوبی در سراسر تاریخ بود.»

بیوگرافی گابریل گارسیا مارکز

کتاب‌شناسی

رمان‌ها

سال انتشار نام کتاب به زبان اسپانیایی مترجم فارسی ترجمه فارسی
۱۹۶۲ ساعت شوم La mala hora احمد گلشیری انتشارات نگاه، ۱۳۶۲
۱۹۶۷ صد سال تنهایی Cien años de soledad بهمن فرزانه انتشارات امیرکبیر، ۱۳۵۳
۱۹۶۷ صد سال تنهایی Cien años de soledad کیومرث پارسای انتشارات آریابان
۱۹۷۵ پاییز پدرسالار El otoño del patriarca کیومرث پارسای انتشارات آریابان
۱۹۸۵ عشق سال‌های وبا El amor en los tiempos del cólera کیومرث پارسای انتشارات آریابان
۱۹۸۹ ژنرال در هزارتوی خود El general en su laberinto هوشنگ اسدی چاپ میهن (کتاب مهناز)، چاپ دوم:۱۳۷۰
۲۰۰۴ خاطرات روسپیان غمگین من Memoria de mis putas tristes کاوه میرعباسی ۱۳۸۶ (این کتاب پس از انتشار در ایران توقیف شد)

داستان‌های کوتاه

سال انتشار نام کتاب مترجم فارسی
۱۹۵۵ طوفان برگ
۱۹۶۱ کسی به سرهنگ نامه نمی‌نویسد احمد گلشیری
۱۹۶۲ تشییع جنازه مادربزرگ احمد گلشیری
۱۹۷۲ داستان باورنکردنی و غم‌انگیزارندیرا و مادربزرگ سنگدل‌اش
۱۹۸۱ گزارش یک مرگ
۱۹۹۲ زائران غریب (مجموعه داستان کوتاه، همچنین با عنوان قدیس)
۱۹۹۴ از عشق و شیاطین دیگر

غیر داستانی

سال انتشار نام کتاب به زبان اسپانیایی مترجم فارسی ترجمه فارسی
۱۹۷۰ زیباترین غریق جهان رضا قیصریه کتاب‌های روزگار ما، تابستان ۱۳۵۹
۱۹۸۲ بوی خوش گواوا
۱۹۸۶ سفر پنهانی میگل لیتین به شیلی
۱۹۹۶ گزارش یک آدم‌ربایی جاهد جهانشاهی نشر آگه، ۱۳۷۶
۲۰۰۲ زیستن برای بازگفتن انتشارات کاروان
۱۹۹۰-۲۰۰۰ یادداشت‌های روزهای تنهایی محمدرضا راهور انتشارات آبگون

مجموعه داستان‌های کوتاه

در ایران چندین مجموعه داستان کوتاه از مارکز به چاپ رسیده که بیشتر آن‌ها از کتاب‌های مختلف وی جمع‌آوری شده‌اند و نسخه مشابهی در کتاب‌های اصلی نویسنده ندارند.

  • ۱۳۷۳-پرندگان مرده، احمد گلشیری، انتشارات نگاه
  • ۱۳۸۱-روزی همچون روزهای دیگر، نیکتا تیموری، انتشارات آریابان
  • ۱۳۸۱-زنی که هرروز راس ساعت ۶ صبح می‌آمد، نیکتا تیموری، انتشارات آریابان
  • ۱۳۸۱-قدیس، قهرمان نوری، انتشارات آریابان
  • ۱۳۸۵-بهترین داستان‌های کوتاه گابریل گارسیا مارکز، احمد گلشیری، انتشارات نگاه
  • ۱۳۸۵-زیباترین غریق جهان (بهترین داستان‌های کوتاه) گابریل گارسیا مارکز، رضا دادویی، انتشارات سبزان

آثار ترجمه شده گارسیا مارکز به فارسی

آثار داستانی
  • ساعت شوم چاپ ۱۹۶۳
  • صدسال تنهایی چاپ ۱۹۶۷
  • پاییز پدرسالار چاپ ۱۹۷۵
  • گزارش یک مرگ ۱۹۸۱
  • عشق سالهای وبا چاپ ۱۹۸۵
  • ژنرال در هزار توی خود چاپ ۱۹۸۹
  • خاطرات روسپیان غمگین من چاپ ۲۰۰۴
آثارغیر داستانی
  • زیباترین غریق جهان چاپ ۱۹۷۰
  • بوی خوش گواوا چاپ ۱۹۸۰
  • سفر پنهانی میگل لیتین به شیلی
  • گزارش یک آدم ربایی چاپ ۱۹۹۶
  • زنده‌ام که روایت کنم چاپ ۲۰۰۲
  • یادداشت‌های روزهای تنهایی چاپ ۲۰۰۰

 

بیوگرافی فئودور داستایوفسکی   فئودور داستایفسکی نام اصلی فیودور میخاییلوویچ داستایفسکی زمینهٔ کاری رمان‌نویس، نویسنده داستان کوتاه، مقاله‌نویس زا...
بیوگرافی یوهان ولفگانگ فون گوته   یوهان ولفگانگ فون گوته نام اصلی یوهان ولفگانگ گوته زادروز ۲۸ اوت ۱۷۴۹ فرانکفورت، آلمان مرگ ۲۲ مارس ۱۸۳۲ میلادی (۸...
بیوگرافی هنری میلر   هنری میلر نام اصلی هنری والنتین میلر زادروز ۲۲ دسامبر ۱۸۹۱ منهتن، نیویورک سیتی مرگ ۷ ژوئن ۱۹۸۰ میلادی (۸۸ سال) ل...
بیوگرافی ژان پل سارتر   ژان-پل سارْتْرْ زادروز ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ پاریس، فرانسه مرگ ۱۵ آوریل ۱۹۸۰ پاریس، فرانسه ملیت  فرانسوی جایگاه خاکسپا...
بیوگرافی دکتر صادق زیبا کلام   نام کامل صادق زیباکلام مفرد معروف به صادق زیبا کلام زادروز ۱۳۲۷ زادگاه تهران، ایران خویشاوندان سرشناس سعید ...
بیوگرافی برایان تریسی   برایان تریسی زادروز ۵ ژانویهٔ ۱۹۴۴ ‏(۷۱ سال) شارلوت‌تاون، جزیره پرنس ادوارد ملیت کانادا آثار کمک به خویشتن"قدرت جذ...
بیوگرافی مهدی آذر یزدی   مهدی آذر یزدی نام اصلی مهدی آذر خرمشاهی زمینهٔ کاری کودک و نوجوان زادروز ۲۷ اسفند ۱۳۰۰ ۱۸ مارس ۱۹۲۲ تفت، یزد ...
بیوگرافی آرتور سی کلارک   آرتور سی. کلارک زمینهٔ کاری علم زادروز ۱۶ دسامبر ۱۹۱۷ سامرست، انگلستان مرگ ۱۹ مارس، ۲۰۰۸ (۹۰ سالگی) کلمبو، سریلا...
بیوگرافی هوشنگ گلشیری   هوشنگ گلشیری زادروز ۱۳۱۶ اصفهان، ایران درگذشت ۱۶ خرداد ۱۳۷۹ تهران، ایران ملیت ایرانی پیشه نویسنده، روزنامه‌نگا...
همه چیز درباره آرتور میلر "آرتور میلر" نمایشنامه نویسی از نسل غول های بزرگ تئاتر معاصر جهان و در ردیف کسانی چون تنسی ویلیامز، برشت، بکت، یونسکو، آرابال و چخوف در تحول تئاتر مدر...
بیوگرافی جبران خلیل جبران   خلیل جبران زادروز ۶ ژانویه ۱۸۸۳ البشری، شمال لبنان درگذشت ۱۰ آوریل ۱۹۳۱ نیویورک سیتی علت مرگ سیروز کبدی ملی...
بیوگرافی ابوطاهر مجدالدین محمد فیروزآبادی   ابوطاهر مجدالدین محمد فیروزآبادی (۸۱۷ / ۸۱۶ -۷۲۹ ق)، عالم لغوی، ادیب، مفسر، قاضی و فقیه شافعی. نسبش به شیخ ابواسحاق شیرازی و به روایتی به اب...
بیوگرافی جان سیمپسون   جان سیمپسون (به انگلیسی: John Simpson) (۹ اوت ۱۹۴۴) خبرنگار مشهور انگلیسی و سردبیر بخش جهانی بی‌بی‌سی است. وی در طول دوران خبرنگاری خود،...
بیوگرافی بی‌بی‌ خانم استرآبادی   بی‌بی‌خانم استرآبادی زادروز ۱۲۷۴ (قمری) نوکنده از روستاهای بندرگز از توابع استرآباد درگذشت ۱۳۰۰ تهران ملیت ایرانی ...
بیوگرافی همایون کاتوزیان   محمد علی همایون کاتوزیان (متولد ۲۶ آبان ۱۳۲۱، تهران) که در ایران وی را به نام همایون کاتوزیان و در خارج از ایران به نام هما کاتوزیان نیز...

بیوگرافی ژان ژاک روسو

بیوگرافی ژان ژاک روسو

 

ژان-ژاک روسو
زمینهٔ کاری فلسفه سیاست، ادبیات، موسیقی و تربیت
زادروز ۲۸ ژوئن ۱۷۱۲ ژنو
مرگ ۲ ژوئیه ۱۷۷۸ میلادی (۶۶ سال)
ارمنونویل، در نزدیکی پاریس
ملیت  سوئیس
محل زندگی ژنو، انسی، پاریس، نوشاتل، استافوردشایر
جایگاه خاکسپاری پانتئون (پاریس)
سال‌های نویسندگی عصر روشنگری
همسر(ها) تِرِز لوواسور

 

ژان-ژاک روسو (به فرانسوی: Jean-Jacques Rousseau) (زادهٔ ۲۸ ژوئن ۱۷۱۲ – درگذشتهٔ ۲ ژوئیه ۱۷۷۸) متفکر سوئیسی، در سدهٔ هجدهم و اوج دورهٔ روشنگری اروپا می‌زیست.

اندیشه‌های او در زمینه‌های سیاسی، ادبی و تربیتی، تأثیر بزرگی بر معاصران گذاشت. نقش فکری او که سال‌ها در پاریس عمر سپری کرد، به عنوان یکی از راه‌گشایان آرمان‌های انقلاب کبیر فرانسه قابل انکار نیست. اگر چه روسو، از نخستین روشنگرانی است که مفهوم حقوق بشر را بطور مشخص به کار گرفت، اما نزد او از این مفهوم تنها می‌توان به معنایی ویژه و محدود سخن به میان آورد. در مجموع باید گفت که وی رادیکال‌تر از هابس و جان لاک و شارل دو مونتسکیو می‌اندیشید. شاید به همین دلیل است که برخی از پژوهشگران تاریخ اندیشه، وی را اساساً در تداوم سنت فکری عصر روشنگری نمی‌دانند، بلکه اندیشهٔ او را بیشتر در نقد فلسفهٔ روشنگری ارزیابی می‌کنند. برای روسو، صرف نظر کردن انسان از آزادی، به معنی صرف نظر کردن از خصلت انسانی و «حق بشری» است. روسو تلاش می‌کند، نوعی هماهنگی میان آزادی فردی و جمعی ایجاد نماید. وی این کار را در اثر معروف خود قرارداد اجتماعی که در سال ۱۷۶۲ میلادی نوشته شد، انجام می‌دهد. یکی دیگر از کتاب‌های مهم روسو به نام امیل در زمینه تربیت کودکان است.

زندگی‌نامه

تولد و دوران زندگی در سویس

ژان ژاک روسو در روز ۲۸ ژوئن سال ۱۷۱۲ در ژنو به دنیا آمد. پدر او، ایزاک روسو، همچون پدربزرگش ساعت‌ساز بود. مادر او نه روز پس از تولدش درگذشت، و روسو تا ۹ سالگی نزد پدرش بزرگ شد. در سال ۱۷۲۲، ایزاک روسو برای فرار از زندانی شدن مجبور به ترک پسرش شد و او را به برادرش که یک کشیش پروتستان بود سپرد. خانوادهٔ روسو در اصل فرانسوی بودند، ولی در سال ۱۵۴۹ برای گریز از کشته شدن توسط کاتولیک‌ها به ژنو روی آوردند. پس از چند ماه، عموی روسو او را به کشیش پروتستان دیگری به نام لامبرسیه (به فرانسوی: Lambercier) در دهکده‌ای در جنوب ژنو سپرد، و روسو حدود دو سال را نزد او و خواهرش گذراند.

پس از آن، عموی روسو او را به عنوان یک شاگرد به یک حکاک معرفی کرد، و روسو علارغم میلش تا ۱۶ سالگی نزد او این حرفه را فراآموخت. روسو در کتاب اعترافات خود نوشته‌است که در این دوران وی دارای تمایلات جنسی مازوخیستی بوده‌است و گاهی خود را در مقابل زنان تنها، به امید تازیانه خوردن از آنها، برهنه می‌کرده‌است.[نیازمند منبع] در ۱۴ مارس ۱۷۲۵، بدون اطلاع قبلی به پدر یا عمویش ژنو را ترک گفت و تا انسی (به فرانسوی: Annecy) پیاده سفر کرد.

در آن‌جا به لوییز دو وارانس (به فرانسوی: Madame de Warens) که به تازگی از همسر خود جدا و کاتولیک شده بود معرفی شد. مادام دو وارانس (که روسو در اعترافات خود از او با نام «مامان» یاد کرده‌است) از روسو ۱۳ سال بیش‌تر داشت و نه تنها سرپرست، بلکه بعدها معشوقهٔ او نیز شد. روسو که از روز اول دیدارش با مادام دو وارانس به او علاقه‌مند شده بود، در اعترافات خود آورده‌است که بارها عاشق شده‌است، ولی هیچ‌کدام از این عشق‌ها به زیبایی علاقهٔ او به «مامان» نبودند.

مادام دو وارانس ابتدا او را به تورین فرستاد تا کاتولیک شود. پس از آن روسو نزد «مامان» در شارمت (به فرانسوی: Charmettes)، دهکده‌ای در نزدیکی اَنسی، مستقر شد و موسیقی را نزد سرپرستش آموخت. روسو در کتاب اعترافات خود نوشته‌است که در این دوران وی به پیشنهاد مادام دو وارانس با او چندین بار همبستر شده‌است. روسو از دوران زندگی‌اش در اَنسی به عنوان بهترین دوران زندگیش در اتوبیوگرافی خود یاد کرده‌است. در سال ۱۷۳۰، سفری به نوشاتل کرد که در آن سفر ملاقات کوتاهی با پدرش که دوباره ازدواج کرده بود داشت. او برای تأمین مخارج این سفر به تعلیم موسیقی پرداخت. او در سال ۱۷۳۴ منشی «مامان» شد و در سال ۱۷۳۹ اولین کتاب خود را در وصف دهکده‌ای که در آن زندگی می‌کرد نوشت.

زندگی در پاریس

در سال ۱۷۴۲، در حالی که به دنبال ثبت شیوهٔ جدیدی برای نوشتن موسیقی به پاریس سفر کرده بود، با دنیس دیدرو آشنا شد. او سپس در پاریس ساکن شد، و در سال ۱۷۴۵ با همسرش که در یک مسافرخانه کار می‌کرد آشنا شد. این زن از هوش چندانی برخوردار نبود و روسو نمی‌گذاشت که این زن در سالن‌های پاریس (که محفل زنان و مردان روشنفکر بود) همراه او حضور پیدا کند. روسو کتابچه کوچکی نوشته بود که در آن لغات مورد استفاده همسرش و معنای آنها را ذکر کرده بود.

آن‌ها دارای ۵ فرزند شدند، که هر کدام را به یتیم‌خانه سپردند. این موضوع، سال‌ها بعد، هنگامی که روسو کتاب امیل را که در مورد روش مطلوب تربیت کودکان است نوشت، توسط ولتر (که روسو او را از دشمنانش می‌دانست) به جمع اعلام شد. ولتر در نامهٔ تندی که با نام دیگری امضا کرده بود، عمل او، در سپردن فرزندان خود به یتیم خانه و نوشتن کتابی در مورد تربیت کودکان را، مورد طعن و سرزنش قرار داد. روسو به این انتقاد در اعترافات خود (که پس از مرگش چاپ شد) پاسخ داد، و در واقع این اولین بهانه‌ای بود که به روسو انگیزهٔ نوشتن اعترافات را داد.

در سال ۱۷۴۹، روسو با دیگر فیلسوفان عصر روشنگری همراه شد و به نوشتن مقالاتی در رابطه با موسیقی در آنسیکلوپدی پرداخت. او با شرکت و برنده شدن در مسابقهٔ آکادمی دیژون در سال ۱۷۵۰ و نوشتن نخستین رساله خود در پاسخ به سؤال ««آیا بسط، توسعه و استقرار علوم و هنر موجب اصلاح اخلاق مردم است یا خیر؟»»، که برنده جایزه اول این آکادمی شد، شهرت یافت. به علت اندیشه‌های احساساتی و نو روسو، کم‌کم موجی از انتقاد و تمسخر از طرف روشن‌فکران و فیلسوفان این عصر همچون ولتر، دیدرو و دالامبر برخاست.

دوران در به دری

در سال ۱۷۵۶ روسو پاریس را ترک کرد و تا سال ۱۷۶۲ زندگی ییلاقی در مون‌موارنسی را برگزید. در سال ۱۷۶۱، رمان «رمانتیک» (این صفت حدود یک قرن بعد به سبک روسو داده شد) الوئیز جدید یا ژولی را با موفقیت منتشر کرد. پس از آن، قرارداد اجتماعی و امیل را در سال ۱۷۶۲ نوشت. این دو اثر خشم پارلمان فرانسه و نیز هلند را برانگیخت، و حتی در ژنو و برن نیز ممنوع شد. امیل در ژنو در برابر جمع عموم پاره و آتش زده شد، و روسو به ناچار شبانه به نوشاتل گریخت و تحت حمایت فریدریک دوم (کبیر) پادشاه پروس درآمد.

خشم مردم روسو را ناگزیر به فرار دوباره کرد و در سال ۱۷۶۵ به انگلستان روی آورد و نزد دیوید هیوم(به انگلیسی: David Humeنویسنده و فیلسوف انگلیسی پناه یافت. او در انگلستان نوشتن اتوبیوگرافی خود، اعترافات را آغاز نمود. انزوا، آوارگی و زندگی پر فشار روح و روان او را چنان پریشان کردند که روسو را تا مرز جنون پیش بردند، و او تا پایان زندگی خود دچار اختلالات مازوخیستی و پارانویا بود، به طوری که فکر می‌کرد همه علیه او توطئه می‌کنند. در این هنگام مقاله مشهوری در روزنامه‌ای منتشر شد که مزین به آرم پادشاهی پروس بود و بدون نام نویسنده منتشر شد. در این مقاله به شکل طنز آمیزی نوشته شده بود که اگر روسو طالب درد و رنج است، فردریک کبیر پادشاه پروس از آنجا که دوستدار روشنفکران است می‌تواند این درد و رنج را برای روسو فراهم کند و به روسو پیشنهاد شده بود که به پروس بیاید. این مقاله باعث شد که روسو با هیوم قطع رابطه کند، چرا که می‌پنداشت که او در نوشتن آن مقاله نقش داشته‌است. نامهٔ آخر او به هیوم در پاریس نیز منتشر شد و مورد توجه معاصران او قرار گرفت. روسو در سال ۱۷۷۰ با شرط عدم انتشار کتاب اجازه یافت تا به فرانسه بازگردد.

مرگ

روسو واپسین سال‌های حیاتش را در روستایی در حومه پاریس، با آرامش گذراند و به نگارش زندگانی شخصی و عاطفی خود پرداخت. او سرانجام در روز ۲ ژوئیه ۱۷۷۸ به علت سکته مغزی، در منزل خود در نزدیکی پاریس چشم از جهان فروبست. برخی از معاصران او همچون مادام دو استائل اعتقاد داشتند که او خودکشی کرده‌است. رویاهای گردشگر تنها، اثر خیال‌بافانه ناتمام او، و کتاب مشهور اعترافات، که شرح زندگی ۶۶ سالهٔ اوست، پس از مرگ او منتشر شدند.

بیوگرافی ژان ژاک روسو

فلسفه روسوئیست

طبیعت

مالکیت

روسو در کتاب گفتار دوم ایستار غیر دوستانه ای نسبت به مالکیت داشت، اما در قرارداد اجتماعی آن را یک نهاد اساسی دانست . اما هیچگاه فکر برابری اقتصادی را رها نکرد . روسو می گفت هیچ کس نباید بتواند کسی را بخرد و هیچ کس نباید ناگزیر به فروش خود باشد . او به روشنی مالکیت را ابزار سلطه بر آنهایی دانست که آن را ندارند، بنابراین گفت که مالکیت باید تحت اراده ی عمومی باشد . نظریه ی او نزدیک به نظریه های سوسیالیستی است . از نظریه ی او درباره ی مالکیت این گونه برداشت شده است که روسو، همزیستی مسالمت آمیز آزادی سیاسی و نابرابری اقتصادی را در دموکراسی غیر مملکن می بیند . او از اصل برابری اقتصادی پشتیبانی می کرد و خواستار لغو امتیاز های آریستوکرات ها و قدرت های ثروت بود .

سیاست

تربیت

شاید بتوان کتاب امیل را مهم ترین اثر روسو در تربیت دانست. کتاب در مورد مراحل تربیت پسری به نام امیل بر اساس ایده های طبیعت گرایانه روسو است.

عشق و نفرت

برابری و آزادی

بیشترین اهتمام روسو به آزادی و برابری مردم، در کتاب قرارداد اجتماعی بود که محقق شد . روسو گفت که دولت باید بیشترین خیر عمومی و آزادی را تامین کند . اما آزادی بدون برابری وجود نخواهد داشت . بنابراین دولت باید برابری خواه باشد . روسو گفت که برابری به معنای برابری کامل قدرت و ثروت نیست، بلکه به این معنی است که هیچکس نباید آنقدر ثروتمند باشد که دیگری را بخرد یا کسی آن قدر تهیدست که خود را بفروشد . هیچ کس نباید قدرتی بیش از آن قدرتی که قانون به او داده است، داشته باشد و آنچه به قانون به او داده است باید با نیروی طبیعی و روح آنها سازگار باشد . بدون برابری آزادی نیست و اگر هم هست، پوچ است .روسو گفت آزادی انسان در آن است که از معیار های عالی اخلاقی پیروی کند، حقوق خود و دیگران را رعایت کند و از دولت (قانون) پیروی کند .

دین

روسو در کتاب چهارم قرارداد اجتماعی موضع خود را در مورد دین مشخص می کند . او می گوید وجود کلیسا به برقراری دو قوه ی قانونگذاری، دو حکمران، و تقریباً دو میهن منجر می شود و این وضع را نتیجه ی دو وظیفه ی متضاد دانست و اعلام کرد هر فردی دیر یا زود ناگزیر است بین ایمان به دین و وفاداری به دولت یکی را انتخاب کند . او گفت قوانین صادر شده از طرف کلیسا با قوانین جامعه ی مدنی در تعارض است و تنها دولت باید مردم را زیر کنترل داشته باشد . روسو به این معتقد بود که کلیسا باید زیر نظر دولت باشد . همان نظری که منتسکیو نیز اعلام داشته بود .
روسو در فصل هشتم این کتاب گفت : (( آن کس که بگوید غیر از دین من در هیچ دینی رستگاری نیست باید از کشور رانده شود. ))

مجموعه آثار

  • بحثی پیرامون موسیقی مدرن (۱۷۴۳)
  • رساله درباره علم و هنر (۱۷۵۰)
  • روسو یکی از نویسندگان آنسیکلوپدی است و بیش‌تر مقالات مربوط به موسیقی و همچنین مقالهٔ گفتار درباره اقتصاد سیاسی از آثار او هستند.
  • غیب‌گوی روستا، اپرا (۱۷۵۲)
  • نارسیس یا عاشق خود، کمدی اجرا شده توسط بازیگران لوئی پانزدهم در ۱۸ دسامبر ۱۷۵۲
  • گفتار درباره منشاء نابرابری میان انسان‌ها (۱۷۵۵)
  • نامه‌ای به دالامبر درمورد تئاتر (۱۷۵۸)
  • نامه‌های اخلاقی (۱۷۵۸)
  • ژولی یا الوئیز جدید (۱۷۶۱)
  • قرارداد اجتماعی (۱۷۶۲)
  • امیل یا تربیت (۱۷۶۲)
  • نامه‌هایی از کوهستان (۱۷۶۴)
  • اعترافات (۱۷۶۵-۱۷۷۰)
  • رویاهای گردشگر تنها، ناتمام

 

بیوگرافی سید امیر محمود انوار   سید امیر محمود انوار زادروز ۱۳۲۴ تهران درگذشت ۱۳ آذر ۱۳۹۱ (۶۷ سال) آرامگاه قطعه هنرمندان بهشت زهرا محل زندگی تهر...
سالشمار زندگی ارنست همینگوی   نام ارنست همینگوی را که می‌نوشم به یاد پیرمرد و دریا، برف‌های کلیمانجارو، واداع با اسلحه، پاریس جشن بیکران و کلی فیلم و داستان دیگر می‌ا...
بیوگرافی خسرو معتضد   خسرو معتضد (۱۳۲۱) تاریخدان، روزنامه‌نگار و مجری-کارشناس برنامه‌های تاریخی در صدا و سیما است. وی پیش از انقلاب در دانشکدهٔ رادیو و تلویزی...
بیوگرافی برایان تریسی   برایان تریسی زادروز ۵ ژانویهٔ ۱۹۴۴ ‏(۷۱ سال) شارلوت‌تاون، جزیره پرنس ادوارد ملیت کانادا آثار کمک به خویشتن"قدرت جذ...
بیوگرافی ایرج افشار     ایرج افشار یزدی زادروز ۱۶ مهر ۱۳۰۴ یزد پدر و مادر دکتر محمود افشار نصرت برازنده مرگ ۱۸ اسفند ۱۳۸۹ تهران...
بیوگرافی مارگارت میچل   مارگارت میچل نام اصلی مارگارت مانرلین میچل مارش زادروز ۸ نوامبر ۱۹۰۰ آتلانتا، جورجیا مرگ ۱۶ اوت ۱۹۴۹ میلادی (۴۸ سا...
بیوگرافی جهانگیرخان صور اسرافیل   جهانگیرخان صور اسرافیل زادروز ۱۲۹۲ قمری شیراز درگذشت ۲ تیر ۱۲۸۷ ۲۳ جمادی‌الاول ۱۳۲۶ تهران آرامگاه بیمارستان لقمان...
بیوگرافی گوستاو فلوبر   نام اصلی گوستاو فلوبر زمینهٔ کاری رمان‌نویسی، نمایش‌نامه‌نویسی زادروز ۱۲ دسامبر ۱۸۲۱ روآن، فرانسه مرگ ۸ مه ۱۸۸۰ م...
بیوگرافی لئون تولستوی   لئون تولستوی نام اصلی لیِو نیکُلایویچ تولستوی زمینهٔ کاری رمان‌نویس زادروز ۹ سپتامبر ۱۸۲۸ یاسنایا پالیانا از تواب...
بیوگرافی محمد تقی ایمان‌ پور   محمدتقی ایمان‌پور زمینهٔ کاری نویسنده و استاد دانشگاه ملیت ایرانی دانشگاه دانشگاه فردوسی مشهد   محمد تق...
فهرست نویسندگان اهل افغانستان ا اشرف غنی احمدزی ب تقی بختیاری بشیر بختیاری ت تاریخ‌نگاران معاصر افغانستان ج جعفر رسولی ح عبد...
بیوگرافی فریدریش شیلر   فریدریش شیلر نام اصلی یوهان کریستوف فریدریش فون شیلر زادروز ۱۰ نوامبر ۱۷۵۹ مارباخ آم نکا، آلمان مرگ ۹ مه ۱۸۰۵ میلا...
بیوگرافی عبدالحسین زرین‌ کوب   عبدالحسین زرین‌کوب زادروز ۲۷ اسفند ۱۳۰۱ بروجرد درگذشت ۲۴ شهریور ۱۳۷۸ (۷۶ سال) تهران محل زندگی بروجرد، تهران، فرانس...
بیوگرافی آنتوان دوسنت اگزوپری   آنتوان دو سنت‌اگزوپری زادروز ۲۹ ژوئن ۱۹۰۰ لیون فرانسه مرگ ۳۱ ژوئیه ۱۹۴۴ (۴۴ سال) offshore جنوب مارسی فرانسه ملی...
بیوگرافی هنری فورد   هنری فورد زادروز ۳۰ ژوئیه ۱۸۶۳ گرینفیلد تاونشیپ، دیربورن، میشیگان، ایالات متحده آمریکا درگذشت ۷ آوریل ۱۹۴۷ فیر لین، دی...

بیوگرافی هاروکی موراکامی

بیوگرافی هاروکی موراکامی

 

هاروکی موراکامی
زادروز ۱۲ ژانویهٔ ۱۹۴۹ کیوتو، ژاپن
ملیت  ژاپن
پیشه نویسنده، داستان نویس
سبک نوشتاری داستانی، فراواقع‌گرایی، واقع‌گرایی جادویی
کتاب‌ها بعد از زلزله
کافکا در ساحل
همسر(ها) یوکو

 

هاروکی موراکامی (به ژاپنی: 村上春樹) (زاده ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹) نویسنده برجسته ژاپنی و خالق رمان کافکا در ساحل و مجموعه داستان بعد از زلزله است. داستان‌های او اغلب نهیلیستی و سوررئالیستی و دارای تم تنهایی و ازخودبیگانگی است.

زندگینامه

موراکامی در ۱۲ ژانویه ۱۹۴۹ در کیوتو ژاپن به دنیا آمد. در سال ۱۹۶۸ به دانشگاه هنرهای نمایشی واسدا رفت. در سال ۱۹۷۱ با همسرش یوکو ازدواج کرد و به گفته خودش در آوریل سال ۱۹۷۸ در هنگام تماشای یک مسابقه بیسبال، ایده اولین کتاب‌اش به آواز باد گوش بسپار به ذهنش رسید. در سال ۱۹۷۹ اولین رمانش به آواز باد گوش بسپار منتشر شد و در همان سال جایزه نویسنده جدید گونزو را دریافت کرد و در سال ۱۹۸۰ رمان پینبال (اولین قسمت از سه گانه موش صحرایی) را منتشر کرد. در سال ۱۹۸۱ بار جازش را فروخت و نویسندگی را پیشه حرفه‌ای خودش کرد. در سال ۱۹۸۲، رمان تعقیب گوسفند وحشی از او منتشر شد که در همان سال جایزه ادبی نوما را دریافت کرد.

در اکتبر ۱۹۸۴ به به شهر کوچک فوجیتساوا در نزدیکی کیوتو نقل مکان کرد و در سال ۱۹۸۵ به سنداگایا. در سال ۱۹۸۵، کتاب سرزمین عجیایب و پایان جهان را منتشر کرد که جایزه جونیچی را گرفت.

رمان جنگل نروژی، که گاه به اشتباه چوب نروژی نیز ترجمه می‌شود، در سال ۱۹۸۷ از موراکامی منتشر شد. در سال ۱۹۹۱ به پرینستون نقل مکان کرد و در دانشگاه پرینستون به تدریس پرداخت. در سال ۱۹۹۳ به شهر سانتا آنا در ایالت کالیفرنیا رفت و در دانشگاه هاوارد تفت به تدریس مشغول شد. او در سال ۱۹۹۶ جایزه یومیوری را گرفت و در سال ۱۹۹۷ رمان زیرزمینی را منتشر کرد. در سال ۲۰۰۱ به ژاپن بازگشت.

آثار

رمان‌ها

فارسی Japanese
سال نام سال نام
به آواز باد گوش بسپار 風の歌を聴け
Kaze no uta o kike
پینبال، ۱۹۷۳ ۱۹۷۳年のピンボール
۱۹۷۳-nen no pinbōru
تعقیب گوسفند وحشی 羊をめぐる冒険
Hitsuji o meguru bōken
سرزمین عجایب و پایان جهان 世界の終りとハードボイルド・ワンダーランド
Sekai no owari to hādoboirudo wandārando
جنگل نروژی ノルウェイの森
Noruwei no mori
رقص رقص رقص ダンス・ダンス・ダンス
Dansu dansu dansu
جنوب مرز، غرب خورشید 国境の南、太陽の西
Kokkyō no minami taiyō no nishi
سرگذشت پرنده کوکی ねじまき鳥クロニクル
Nejimaki-dori kuronikuru
دلدار اسپوتنیک スプートニクの恋人
Supūtoniku no koibito
کافکا در ساحل 海辺のカフカ
Umibe no Kafuka
پس از تاریکی アフターダーク
Afutā Dāku
مجموعه داستان اسرارآمیز توکیو 東京奇譚集
Tōkyō Kitanshū

 

بیوگرافی هاروکی موراکامی

 

 

سال نام ژاپنی نام انگلیسی
۱۹۸۰ 中国行きのスロウ・ボート
“Chūgoku-yuki no surou bōto”
“A Slow Boat to China”
貧乏な叔母さんの話
“Binbō na obasan no hanashi”
“A ‘Poor Aunt’ Story”
۱۹۸۱ ニューヨーク炭鉱の悲劇
“Nyū Yōku tankō no higeki”
スパゲティーの年に
“Supagetī no nen ni”
四月のある晴れた朝に۱۰۰パーセントの女の子に出会うことについて
“Shigatsu no aru hareta asa ni ۱۰۰-paasento no onna no ko ni deau koto ni tsuite”
“On Seeing the ۱۰۰٪ Perfect Girl One Beautiful April Morning”
かいつぶり
“Kaitsuburi”
“Dabchick”
カンガルー日和
“Kangarū-biyori”
” روز حسابی برای کانگوروها – جشن کتاب شماره ۲”
カンガルー通信
“Kangarū tsūshin”
“The Kangaroo Communique”
۱۹۸۲ 午後の最後の芝生
“Gogo no saigo no shibafu”
۱۹۸۳
“Kagami”
“The Mirror”
とんがり焼の盛衰
“Tongari-yaki no seisui”
“The Rise and Fall of Sharpie Cakes”

“Hotaru”
“Firefly”
納屋を焼く
“Naya wo yaku”
“Barn Burning”
“Crabs” Blind Willow Sleeping Woman
嘔吐۱۹۷۹
“Ōto ۱۹۷۹”
“Nausea ۱۹۷۹”
ハンティング・ナイフ
“Hantingu naifu”
“Hunting Knife”
踊る小人
“Odoru kobito”
“The Dancing Dwarf”
レーダーホーゼン
“Rēdāhōzen”
“Lederhosen”
パン屋再襲撃
“Panya saishūgeki”
“The Second Bakery Attack”
象の消滅
“Zō no shōmetsu”
“The Elephant Vanishes”
ファミリー・アフェア
“Famirī afea”
“A Family Affair”
ローマ帝国の崩壊・一八八一年のインディアン蜂起・ヒットラーのポーランド侵入・そして強風世界
“Rōma-teikoku no hōkai・۱۸۸۱-nen no indian hōki・Hittorā no pōrando shinnyū・soshite kyōfū sekai”
“The Fall of the Roman Empire the 1881 Indian Uprising Hitler’s Invasion of Poland and the Realm of Raging Winds”
ねじまき鳥と火曜日の女たち
“Nejimaki-dori to kayōbi no onnatachi”
“The Wind-up Bird And Tuesday’s Women”
۱۹۸۹ 眠り
“Nemuri”
TVピープルの逆襲
“TV pīpuru no gyakushū”
“TV People”
飛行機―あるいは彼はいかにして詩を読むようにひとりごとを言ったか
“Hikōki-arui wa kare wa ika ni shite shi wo yomu yō ni hitorigoto wo itta ka”
“Aeroplane: Or How He Talked to Himself as if Reciting Poetry”
我らの時代のフォークロア―高度資本主義前史
“Warera no jidai no fōkuroa-kōdo shihonshugi zenshi”
“A Folklore for My Generation: A Prehistory of Late-Stage Capitalism”
トニー滝谷
“Tonī Takitani”
沈黙
“Chinmoku”
“The Silence”
緑色の獣
“Midori-iro no kemono”
“The Little Green Monster”
氷男
“Kōri otoko”
“The Ice Man”
人喰い猫
“Hito-kui neko”
“Man-Eating Cats”
۱۹۹۵ めくらやなぎと、眠る女
“Mekurayanagi to nemuru onna”
七番目の男
“Nanabanme no otoko”
“The Seventh Man”
UFOが釧路に降りる
“UFO ga kushiro ni oriru”
“UFO in Kushiro”
アイロンのある風景
“Airon no aru fūkei”
“Landscape with Flatiron”
神の子どもたちはみな踊る
“Kami no kodomotachi wa mina odoru”
“All God’s Children Can Dance”
タイランド
“Tairando”
“Thailand”
かえるくん、東京を救う
“Kaeru-kun Tōkyō wo sukū”
“Super-Frog Saves Tokyo”
蜂蜜パイ
“Hachimitsu pai”
バースデイ・ガール
“Bāsudei gāru”
“Birthday Girl”
偶然の旅人
“Gūzen no tabibito”
ハナレイ・ベイ
“Hanarei Bei”
“Hanalei Bay”
どこであれそれが見つかりそうな場所で
“Doko de are sore ga mitsukarisō na basho de”
“Where I’m Likely to Find It”
日々移動する腎臓のかたちをした石
“Hibi idō suru jinzō no katachi wo shita ishi”
“The Kidney-Shaped Stone That Moves Every Day”
品川猿
“Shinagawa saru”
“A Shinagawa Monkey”

 

بیوگرافی هریت بیچر استو   نام اصلی هریت الیزابت بیچر زمینهٔ کاری رمان زادروز ۱۴ ژوئن ۱۸۱۱ لیچفیلد، کنتیکت مرگ ۱ ژوئیه ۱۸۹۶ میلادی (۸۵ سال) ...
بیوگرافی ابوعبدالله محمد بن عیسی ماهانی   ابوعبدالله محمد بن عیسی ماهانی متولد حدود ۲۱۰ (قمری) ماهانِ، کرمان مرگ حدود ۲۷۵ (قمری) ملیت ایرانی رشته فعالیت ر...
بیوگرافی انوره دو بالزاک   اُنوره دو بالزاک زادروز ۲۰ مهٔ ۱۷۹۹ تور، فرانسه درگذشت ۱۸ اوت ۱۸۵۰ میلادی (۵۱ سال) پاریس آرامگاه قبرستان پرلاشز ...
بیوگرافی جبران خلیل جبران   خلیل جبران زادروز ۶ ژانویه ۱۸۸۳ البشری، شمال لبنان درگذشت ۱۰ آوریل ۱۹۳۱ نیویورک سیتی علت مرگ سیروز کبدی ملی...
بیوگرافی بی‌بی‌ خانم استرآبادی   بی‌بی‌خانم استرآبادی زادروز ۱۲۷۴ (قمری) نوکنده از روستاهای بندرگز از توابع استرآباد درگذشت ۱۳۰۰ تهران ملیت ایرانی ...
بیوگرافی یوجین اونیل   یوجین اونیل نام اصلی یوجین گلادستون اونیل زادروز ۱۶ اکتبر ۱۸۸۸ نیویورک، نیویورک مرگ ۲۷ نوامبر ۱۹۵۳ میلادی (۶۵ سال...
بیوگرافی ساموئل بکت   ساموئل بکت نام اصلی ساموئل بارکْلی بِکت زمینهٔ کاری رمان، شعر، نمایش‌نامه زادروز ۱۳ آوریل ۱۹۰۶ دوبلین، ایرلند ...
بیوگرافی نصرالله امامی   نصرالله امامی زمینهٔ کاری مترجم، نویسنده و استاد دانشگاه زادروز ۱۳۲۸ خورشیدی آبادان، ایران ملیت ایرانی دانشگاه د...
بیوگرافی ثمین باغچه‌ بان ثمین باغچه‌بان زادروز ۱۳۰۴ تبریز درگذشت ۲۹ اسفند ۱۳۸۶ استانبول ملیت ایرانی سبک موسیقی سمفونیک ایرانی آثار ...
بیوگرافی ویل دورانت   ویل دورانت ویلیام جیمز دورانت زادروز ۵ نوامبر ۱۸۸۵ نورث آدامز، ماساچوست درگذشت ۷ نوامبر ۱۹۸۱ (-۹۷ ساله) لوس آنجلس، کا...
بیوگرافی ژان پل سارتر   ژان-پل سارْتْرْ زادروز ۲۱ ژوئن ۱۹۰۵ پاریس، فرانسه مرگ ۱۵ آوریل ۱۹۸۰ پاریس، فرانسه ملیت  فرانسوی جایگاه خاکسپا...
بیوگرافی سهیلا بسکی سهیلا بسکی در سال ۱۳۳۲ به دنیا آمد. پس از اتمام دوره دبیرستان علی‌رغم علاقه به رشته معماری با توجه به این‌که دیپلمش ریاضی نبود وارد مدرسه عالی مدی...
بیوگرافی آندره ژید   آندره ژید زادروز ۲۲ نوامبر ۱۸۶۹ پدر و مادر پاریس، فرانسه مرگ ۱۹ فوریه ۱۹۵۱ میلادی (۸۱ سال) پاریس، فرانسه ملیت...
بیوگرافی ابوعلی بلعمی   ابو علی محمد بن محمد بن عبدالله البلعمی وزیر سرشناس عبدالملک بن نوح و منصور بن نوح سامانی در سده ۴ هجری بود. پدر او ابوالفضل بلعمی نیز پیش ا...
بیوگرافی جرج الیوت   جرج الیوت نام اصلی ماری آن زمینهٔ کاری رمان‌نویسی زادروز ۲۲ نوامبر ۱۸۱۹ چیلور کتون، وارویکشایر، انگلستان مرگ...

بیوگرافی الکساندر پوشکین

بیوگرافی الکساندر پوشکین

 

الکساندر پوشکین
نام اصلی الکساندر سِرگِیویچ پوشکین
زادروز ۲۶ مهٔ ۱۷۹۹
خیابان آلمان (امروز خ. بومن)،مسکو،
امپراتوری روسیه
پدر و مادر پدر سرژ پوشکین
مادر نادژدا
مرگ ۲۹ ژانویه ۱۸۳۷ میلادی (۳۷ سال)
سن پترزبورگ، امپراتوری روسیه
ملیت  روسیه
محل زندگی صومعه سویاتیگوری
بنیانگذار ادبیات روسی
پیشه شاعر و نویسنده
سبک نوشتاری رومانتیسیسم
همسر(ها) ناتالیانیکولایونا گونچارووا
فرزندان ماریا، الکساندر، گری گوری، ناتالیا

 

الکساندر سِرگِیویچ پوشکین (به روسی: Александр Сергеевич Пушкин) شاعر و نویسندهٔ روسی سبک رومانتیسیسم است. او در ۶ ژوئن ۱۷۹۹ در شهر مسکو چشم به جهان گشود و در ۱۰ فوریه ۱۸۳۷ در سن پترزبورگ درگذشت.

پوشکین بنیان‌گذار ادبیات روسی مدرن به حساب می‌آید و برخی او را بزرگ‌ترین شاعر زبان روسی می‌دانند.

زندگی

پدر پوشکین از خانواده‌های اصیل روسی بود و مادرش نوه یک برده اتیوپیایی به نام آبراهام هانیبال و پسرخوانده تزار پتر کبیر بود که بعدها به مقام‌های بالایی دست یافته بود.

پوشکین اولین اشعار خود را در پانزده‌سالگی منتشر کرد. بعد از اتمام مدرسه، به خاطر سخنرانی‌های انتقادی‌اش در حمایت از اصلاحات اجتماعی مجبور به ترک پایتخت و به سمت مولداوی شد. در آنجا او عضو فیلیکی اتریا شد که برای آزادسازی و استقلال یونان از امپراتوری عثمانی فعالیت می‌کرد. از این گذشته او تحت تأثیر انقلاب یونان قرار گرفت. سال ۱۸۲۳ پوشکین به اودسا رفت و باز آنجا با حکومت درگیر و مجبور به تبعید شد. با این حال اجازه ملاقات تزار نیکولاس یکم را یافت.

در ۱۸۳۱ پوشکین با نیکولای گوگول ملاقات کرد و تحت تأثیر داستان‌های کمدی‌اش قرار گرفت. در همین سال نیز او با ناتالیا گونچارووا ازدواج کرد. پس از این ازدواج رفت‌وآمد او در دربار بیش از پیش افزایش یافت. ولی پس از این که تزار به پیشنهاد لقب بسیار پایین درباری به وی قناعت کرد، او بسیار عصبانی و سرشکسته شد، زیرا قبل از همه همسر بسیار زیبای او مورد ستایش درباریان بزرگ (از جمله خود تزار) بود.

سال ۱۸۳۷ بدهی‌های پوشکین بسیار افزایش پیدا کرد. از طرف دیگر شایع شده بود که همسرش رابطه نامشروع با یکی از افسران فرانسوی به نام جرج دانتس دارد.

پوشکین برای حفظ غرورش معشوق احتمالی همسرش را در ۲۷ ژانویه ۱۸۳۷ (تاریخ قدیم) به یک دوئل فراخواند. در این دوئل پوشکین از ناحیه شکم آسیب دید و دو روز پس از آن درگذشت. ولی طرف مقابل فقط جراحتی جزئی از ناحیه دست برداشت.

بیوگرافی الکساندر پوشکین

آثار

سال نام اثر
۱۸۲۰ روسلان و لودمیلا
۱۸۲۱ زندانی قفقاز
۱۸۲۳ فواره باغچه سرای
۱۸۲۴ کولی‌ها
۱۸۲۹ پولتاوا
۱۸۳۳ سوار برنجی / سوارکار برنزی
۱۸۴۱ دوبروفسکی
۱۸۲۱ گاوریلیادا
۱۸۲۵ بوریس گودونوف
۱۸۳۴ داستان مرغ طلایی
۱۸۳۴ تاریخچه شورش پوکاچف
۱۸۳۶ دختر سروان
  • شوالیه خسیس (۱۸۳۰)
  • داستان ماهی‌گیر و ماهیک
  • جشن بین طاعون
  • تابوت ساز
  • غلام پست
  • ضربه آتشین
  • دام سیاه
  • بی‌بی پیک
  • مسخره و زندگی
  • دختران سیاه

 

فهرست نویسندگان اهل آلمان   آ آداموس برمنزیس هانا آرنت یاکوب آریونی آدولف آندرسن میشائل انده ا آلبرت اشپر میشائیل اشمیت زالومون نوربرت ال...
بیوگرافی ایوان تورگنیف   ایوان تورگنیف نام اصلی ایوان سرگئی‌یویچ تورگنیف زادروز ۹ نوامبر ۱۸۱۸ استان اریول، روسیه مرگ ۳ سپتامبر ۱۸۸۳ میلادی...
بیوگرافی نصرالله امامی   نصرالله امامی زمینهٔ کاری مترجم، نویسنده و استاد دانشگاه زادروز ۱۳۲۸ خورشیدی آبادان، ایران ملیت ایرانی دانشگاه د...
بیوگرافی چارلز دیکنز   چارلز دیکنز زادروز ۷ فوریه، ۱۸۱۲ پورتسموت، انگلستان درگذشت ۹ ژوئن، ۱۸۷۰ (در سن ۵۸ سالگی) پیشه نویسنده و روزنامه‌ن...
بیوگرافی پیمان اسماعیلی   پیمان اسماعیلی زادروز ۱۳۵۶ خورشیدی تهران محل زندگی تهران ملیت ایرانی پیشه نویسندگی آثار نگهبان، برف و سمفو...
بیوگرافی جیمز جویس   جیمز جویس نام اصلی جیمز آگوستین آلویسیوس جویس زادروز ۲ فوریه ۱۸۸۲ دوبلین ایرلند مرگ ۱۳ ژانویه ۱۹۴۱ (۵۸ سال) زور...
بیوگرافی الکساندر دوما (پسر)   الکساندر دوما (پسر) (به فرانسوی: Alexandre Dumas fils)‏ (۲۷ ژوئیه ۱۸۲۴ - ۲۷ نوامبر ۱۸۹۵) نویسنده و نمایشنامه ­نویس و رمان ­نویس فرانسوی...
بیوگرافی جین آستن   جین آستن زاده ۱۶ دسامبر ۱۷۷۵ استیونسن، همپشایر، انگلستان درگذشته ۱۸ ژوئیه ۱۸۱۷ میلادی (۴۱ سال) وینچستر، همپشایر، انگلس...
بیوگرافی خسرو معتضد   خسرو معتضد (۱۳۲۱) تاریخدان، روزنامه‌نگار و مجری-کارشناس برنامه‌های تاریخی در صدا و سیما است. وی پیش از انقلاب در دانشکدهٔ رادیو و تلویزی...
بیوگرافی برتولت برشت   برتولت برشت نام اصلی اویگن برتولت فریدریش برشت زادروز ۱۰ فوریهٔ ۱۸۹۸ ۲۲ بهمن ۱۲۷۶ آوگسبورگ، باواریا، امپراتوری آلمان ...
بیوگرافی عبدالحسین آذرنگ عبدالحسین آذرنگ ،نویسنده، پژوهشگر، آموزشگر و ویراستار در سال ۱۳۲۵ در کرمانشاه متولد شد. وی در مقطع کارشناسی از دانشکده ادبیات دانشگاه اصفهان فارغ التح...
بیوگرافی امیلی برونته   امیلی برونته نام اصلی امیلی جین برونته زادروز ۳۰ ژوئیهٔ ۱۸۱۸ تورنتون، یورکشایر پدر و مادر پاتریک برونته مرگ ...
بیوگرافی فرانتس کافکا   کافکا نام اصلی فرانتس کافکا زم0ینهٔ کاری نویسنده‌ی داستان زادروز ۳ ژوئیهٔ ۱۸۸۳ پراگ، اتریش-مجارستان پدر و ما...
بیوگرافی جک لندن   جک لندن نام اصلی جان گریفیث چنی زمینهٔ کاری رمان، داستان کوتاه زادروز ۱۲ ژانویهٔ ۱۸۷۶ سانفرانسیسکو، کالیفرنیا ...
بیوگرافی ویکتور هوگو   ویکتور هوگو زادروز ۲۶ فوریهٔ ۱۸۰۲ بزانسون درگذشت ۲۲ مه ۱۸۸۵ میلادی (۸۳ سال) پاریس آرامگاه پانتئون (پاریس) ملی...

بیوگرافی ایوان تورگنیف

بیوگرافی ایوان تورگنیف

 

ایوان تورگنیف
نام اصلی ایوان سرگئی‌یویچ تورگنیف
زادروز ۹ نوامبر ۱۸۱۸
استان اریول، روسیه
مرگ ۳ سپتامبر ۱۸۸۳ میلادی (۶۴ سال)
بوگیوال، حوالی پاریس
ملیت  روسیه
پیشه رماننویس، شاعر و نمایش‌نامه نویس

 

ایوان سرگئی‌یویچ تورگنیف (به روسی: Ива́н Серге́евич Турге́нев) (زاده (۹ نوامبر ۱۸۱۸ در استان اریول، روسیه – درگذشته ۳ سپتامبر ۱۸۸۳ در بوگیوال؛ حوالی پاریس) رماننویس، شاعر و نمایش‌نامهنویس روس بود که نخستین بار توسط او کشورهای غربی با ادبیات روسی، آشنا شدند. آثار او تصویری واقع‌گرایانه و پرعطوفت از دهقانان روس و بررسی تیزبینانه‌ای از طبقه روشنفکر جامعه روسیه که در تقلای سوق دادن کشور به عصری نوین بودند، ارائه می‌دهد .

ایوان تورگنیف» Ivan Turgenev رمان نویس مشهور روسی در نهم نوامبر ۱۸۱۸ در «اورال» به دنیا آمد و در سوم سپتامبر ۱۸۸۳ در سن شصت و پنج سالگی درفرانسه درگذشت.او به یک خانواده اشرافی روسیه متعلق بود. اجدادش از شخصیت های معروف روس بودند. گفته شده سنگین‌ترین مغز سالم جهان، متعلق به اوست که ۲۰۱۲ گرم وزن داشته است.

پدر وی در ارتش روس مقام سرهنگی داشت. این مرد در سال ۱۸۲۰ وقتی «ایوان» دو ساله بود زن و سه پسرش را به اروپا غربی برد و به گردش در کشورهای این منطقه پرداخت. در بازگشت به روسیه «تورگنیف» مانند دیگر مَلاک زادگان روس در نزد استادان و آموزگاران مجرب تعلیم و تربیت یافت. او زبان روسی را خیلی دوست می داشت و همیشه از این که استادان، زبان مادری اش را به او یاد نمی‌دادند متاسف بود، اما سرانجام به وسیله یکی از دهقانان املاک پدر توانست یک کتاب روسی به دست آورد و با شوق بسیار بخواند. ایوان در شانزده سالگی به دانشگاه مسکو رفت. اما در سال ۱۸۳۵ او را به دانشگاه «سن پترزبورگ» منتقل ساختند. آنجا در رشته زبان شناسی به تحصیل پرداخت ودر این زمان احساس کرد که می خواهد چیز بنویسد و به نویسندگی بپردازد. او نخست با تقلید از یکی از آثار «بایرون» شاعر بزرگ انگلیسی یک قطعه شعر خوب سرود اما استادش بدون آن که او را رسوا سازد به او گفت: «فکر می کنم تو می توانی چیزی شوی»!و در این زمان تشجیع شد و در روزنامه ها آثار شعری خود از جمله «کاج کهن» را منتشر ساخت.

سفر به المان

در سال ۱۸۳۸ به برلین رفت چون تصور می کرد که تحصیل حقیقی در خارج از روسیه میسر است. وی در آنجا دو سال به فلسفه و زبان های قدیمی وتاریخ پرداخت. تورگنیف در این دوره سخت تحت تاثیر افکار فیلسوف آلمانی «هگل» قرار گرفت. او بدین ترتیب خود را از زیر بار افکار نژاد اسلاو خارج ساخت و به افکار غربی ها گروید و تا آخر عمر غربی می اندیشید.

بازگشت به روسیه

وی در بازگشت به روسیه یکراست به «مسکو» رفت، چون مادرش که زن تندخو و دیکتاتوری بود در مسکو زندگی می کرد. تورگنیف داستان های زیادی درباره رفتار خشن مادرش با دهاقین روسی تعریف کرده است. او در سال ۱۸۴۳ یک داستان شعر منتشر کرد و چنانکه در خاطراتش می نویسد با انتشار آن پای در اقلیم ادبیات گذاشت. «بلینسکی» نقاش بزرگ روس اولین اثر او را پسندید.

تورگنیف می گوید: ستایش بلینسکی بیشتر مرا دست پاچه کرد … من هر جا می رفتم تکذیب می کردم که من آن اثر را منتشر کرده‌ام . نخستین اثر منثور او کتابی به نام «خاطرات یک ورزشکار» بود که بین سال های ۱۸۴۱ تا ۱۸۵۰ نوشته شد، وی در این کتاب وضع بد زندگی دهاقین روسیه را مورد تنقید قرار داد و آن را سخت کوبید. مقامات دولت تزاری از انتشار این کتاب رنجیدند اما بهانه ای برای بازداشت وی پیدا نکردند. ولی وقتی او در مقاله ای، از «گوگول» نویسنده روسی تمجید کرد او را یکماه به زندان انداختند و بعد تبعیدش کردند. او از این دوره برای مطالعه و نگارش استفاده زیادی کرد و در این زمان «آشیانه یک اشراف زاده» و «پدران و پسران» را نگاشت .

سفر به فرانسه

در سال ۱۸۴۷ رمان خود وکالینچ، قسمت نخست از حکایات یکنفر شکارچی را نوشت. در سال ۱۸۶۴ در «ایالت باد» و در سال ۱۸۷۱ در پاریس مستقر گردید.

نویسندگان ناتورالیست فرانسوی و موپاسان و «ژرژساند» مخصوصاً فلوبر آشنا شد و محفلی ادبی به اتفاق هم در رستوران «ماینی» تشکیل دادند و چون خوش سخن بود توانست با زحمت فراوان روسیه و ادبیات آن را به پاریس بشناساند و مردم را به آثار ادبی روس علاقه‌مند کند. وی در سال ۱۸۶۲ در «بادن بادن» آلمان خانه بزرگی خریده بود و تا سال ۱۸۷۰ در آنجا زیست و چون مدتی در فرانسه زیسته بود بسیاری از داستان هایش را در اصل به زبان فرانسه نوشته است. ا

سبک

این نویسنده ی اجتماعی روسی وضع زندگی هم میهنان خود را که اکثریت آنان از زارعین و طبقات ملی بودند در نوشته های خود توصیف کرده و حقایق تلخ و واقعیات ناگوار زندگی طبقات محروم را نشان داده است. کتاب های معروف او چون «یادداشتهای یک شکارچی» و «مین بکر» و غیر انتقاد شدیدی از ژریم غلامی دهقانان است که در دوره تزاری معمول بود. «آبهای بهاری»، «آسیه و اولین عشق»، «آدم زیادی»، «در آستانه فردا» ، «مومو» ، «رودن» از جمله کتاب های اوست. تورگنیف مرد مؤدب وخوش مشربی بود و در اثر ابتلا به به سرطان درگذشت.

تورگنیف سال‌های زیادی را در اروپای غربی گذراند چرا که او به عنوان یک لیبرال از یکسو شاهد حکومت تزاری ارتجاعی رومانف‌ها در وطنش بود و از سوی دیگر در محافل هنری و علمی روسیه نیز روح انقلابی‌گری رادیکال را در جریان می‌دید .

پدرش سرهنگ ارتش تزاری بود و وقتی او شانزده ساله بود درگذشت. او در دانشگاه‌های مسکو، سن پترزبورگ و برلین در رشته‌های ادبیات کلاسیک، ادبیات روس، زبان شناسی و فلسفه تحصیل کرد .

او در ابتدا با لئو تولستوی و فئودور داستایوسکی رابطه دوستانه‌ای داشت، اما بعدها این رابطه به کدورت انجامید، در حدی که در سال ۱۸۷۳ تولستوی به او پیشنهاد دوئل داد .

بیوگرافی ایوان تورگنیف

آثار

رمان‌ها

  • رودین (۱۸۵۶) ترجمه آلک قازاریان انتشارات اساطیر
  • آشیانه نجبا (۱۸۵۹) ترجمه محمود محرر خمامی تحت عنوان آشیانه اشراف
  • در شرف وقوع (۱۸۶۰) ترجمه عباس خلیلی تحت عنوان قبل از ماجرا. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
  • پدران و پسران (۱۸۶۲) ترجمه مهری آهی انتشارات ناهید. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید و همچنین لیست روزنامه گاردین (۱۰۰۰ رمان که هر شخص باید بخواند) قرار دارد.
  • دود (۱۸۶۷)
  • خاک بکر (۱۸۷۷) ترجمه عبدالرحمن رزندی انتشارات امیرکبیر. این رمان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
  • مرداب آرام مرداب آرام نام یک کتاب ادبی است که توسط ایوان تورگنیف، نویسندهٔ اهل روسیه نوشته شده‌است. این کتاب یکی از آثار ادبی برجستهٔ جهان است

داستان کوتاه

  • خاطرات مرد زیادی (۱۸۵۰) ترجمه عباس باقری تحت عنوان آدم زیادی نشر علم
  • زن روستایی
  • خاطرات یک شکارچی (۱۸۵۲) ترجمه کامل این مجموعه داستان توسط محمود محررخمامی نشر تیراژه و ترجمه گزیده توسط بهزاد برکت تحت عنوان شکارچی در سایه روشن زندگی نشر البرز
  • یاکوف پاسینکف (۱۸۵۵)
  • فاوست (۱۸۵۵)
  • آسیه و اولین عشق (۱۸۵۸)
  • نخستین عشق (۱۸۶۰)ترجمه ولی‌الله شادان انتشارات فرزان روز و همچنین ترجمه عبدالحسین نوشین در کتاب سه داستان عاشقانه (شامل دو داستان سیلاب بهاری و آسیه نیز می باشد)
  • شاه لیر استپ‌ها (۱۸۷۰) این داستان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
  • سیلاب بهاری (۱۸۷۲) این داستان در لیست ۱۰۰۱ کتاب که باید قبل از مرگ بخوانید قرار دارد.
  • سرود عشق ظفرمند (۱۸۸۱)
  • قصه‌های اسرارآمیز (۱۸۸۳)

نمایشنامه‌ها

  • یک کار شتابزده (۱۸۴۳)
  • گفتگو در بزرگراه (۱۸۵۰)
  • بزدنژ (۱۸۴۶)
  • ابله سرنوشت (۱۸۵۲)
  • یک ماه در روستا (۱۸۵۵)
  • شامگاهی درسورنتو (۱۸۸۲)

 

بیوگرافی احمد محمود   احمد محمود زادروز ۴ دی، ۱۳۱۰ اهواز، ایران درگذشت ۱۲ مهر، ۱۳۸۱ تهران آرامگاه امامزاده طاهر در کرج ملیت ایرانی...
بیوگرافی آرتور سی کلارک   آرتور سی. کلارک زمینهٔ کاری علم زادروز ۱۶ دسامبر ۱۹۱۷ سامرست، انگلستان مرگ ۱۹ مارس، ۲۰۰۸ (۹۰ سالگی) کلمبو، سریلا...
بیوگرافی هاروکی موراکامی   هاروکی موراکامی زادروز ۱۲ ژانویهٔ ۱۹۴۹ کیوتو، ژاپن ملیت  ژاپن پیشه نویسنده، داستان نویس سبک نوشتاری داستانی،...
بیوگرافی ریچارد باخ   نام اصلی ریچارد دیوید باخ زادروز ۲۳ ژوئن ۱۹۳۶ اوک پارک، ایلینوی پدر و مادر رولند روبرت روت هلن شاو باخ ملیت آمر...
سالشمار زندگی ارنست همینگوی   نام ارنست همینگوی را که می‌نوشم به یاد پیرمرد و دریا، برف‌های کلیمانجارو، واداع با اسلحه، پاریس جشن بیکران و کلی فیلم و داستان دیگر می‌ا...
بیوگرافی آن برونته   آن برونته زادروز ۱۷ ژانویهٔ ۱۸۲۰ تورنتون، یورکشر پدر و مادر پاتریک برونته مرگ ۲۸ مه ۱۸۴۹ میلادی (۲۹ سال) اسکاربور...
بیوگرافی باربارا دی آنجلیس   باربارا دی آنجلیس نام اصلی باربارا دی آنجلیس زمینهٔ کاری روانشناسی زادروز ۴ مارس ۱۹۵۱  فیلادلفیا پنسیلوانیا ...
بیوگرافی ویل دورانت   ویل دورانت ویلیام جیمز دورانت زادروز ۵ نوامبر ۱۸۸۵ نورث آدامز، ماساچوست درگذشت ۷ نوامبر ۱۹۸۱ (-۹۷ ساله) لوس آنجلس، کا...
بیوگرافی جان سیمپسون   جان سیمپسون (به انگلیسی: John Simpson) (۹ اوت ۱۹۴۴) خبرنگار مشهور انگلیسی و سردبیر بخش جهانی بی‌بی‌سی است. وی در طول دوران خبرنگاری خود،...
بیوگرافی بی‌بی‌ خانم استرآبادی   بی‌بی‌خانم استرآبادی زادروز ۱۲۷۴ (قمری) نوکنده از روستاهای بندرگز از توابع استرآباد درگذشت ۱۳۰۰ تهران ملیت ایرانی ...
بیوگرافی ارنست همینگوی   ارنست همینگوی نام اصلی ارنِست میلر هِمینگوی زادروز ۲۱ ژوئیهٔ ۱۸۹۹ اوک پارک، ایلینوی مرگ ۲ ژوئیه ۱۹۶۱ میلادی (۶۱ س...
بیوگرافی هنری فورد   هنری فورد زادروز ۳۰ ژوئیه ۱۸۶۳ گرینفیلد تاونشیپ، دیربورن، میشیگان، ایالات متحده آمریکا درگذشت ۷ آوریل ۱۹۴۷ فیر لین، دی...
بیوگرافی هریت بیچر استو   نام اصلی هریت الیزابت بیچر زمینهٔ کاری رمان زادروز ۱۴ ژوئن ۱۸۱۱ لیچفیلد، کنتیکت مرگ ۱ ژوئیه ۱۸۹۶ میلادی (۸۵ سال) ...
بیوگرافی ابوعلی بلعمی   ابو علی محمد بن محمد بن عبدالله البلعمی وزیر سرشناس عبدالملک بن نوح و منصور بن نوح سامانی در سده ۴ هجری بود. پدر او ابوالفضل بلعمی نیز پیش ا...
بیوگرافی امیلی برونته   امیلی برونته نام اصلی امیلی جین برونته زادروز ۳۰ ژوئیهٔ ۱۸۱۸ تورنتون، یورکشایر پدر و مادر پاتریک برونته مرگ ...