درباره کار و زندگی متفاوت محسن چاوشی

درباره کار و زندگی متفاوت محسن چاوشی

محسن چاوشی درباره محسن چاوشی درباره ی محسن چاوشی نظر داریوش درباره محسن چاوشی همه چیز درباره محسن چاوشی نظر امید درباره محسن چاوشی درباره ی آلبوم چنگیز محسن چاوشی درباره همسر محسن چاوشی اطلاعاتی درباره محسن چاوشی جدیدترین اخبار درباره محسن چاوشی درباره آلبوم چنگیز محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره امام حسین محسن چاوشی درباره امام زمان محسن چاوشی درباره ایران محسن چاوشی درباره مرتضی پاشایی نظر محسن چاوشی درباره مرتضی پاشایی ترانه محسن چاوشی درباره امام حسین اخبار جدید درباره محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره حضرت علی محسن چاوشی درباره امام حسین آهنگ محسن چاوشی درباره حضرت علی دانلوداهنگ محسن چاوشی درباره امام حسین شعر محسن چاوشی درباره امام حسین حاج محمود کریمی درباره محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره حضرت زهرا آهنگ محسن چاوشی درباره خرمشهر دانلود اهنگ محسن چاوشی درباره خرمشهر محسن چاوشی درباره رهبر آهنگ محسن چاوشی درباره رهبر دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره رهبر نماهنگ تصویری محسن چاوشی درباره رهبر فرزانه اسلام محسن چاوشی درباره ی امام رضا اهنگ محسن چاوشی درباره زلزله اذربایجان اظهار نظر محسن چاوشی درباره شادمهر محسن چاوشی درباره شهدا آهنگ محسن چاوشی درباره امام علی اهنگ محسن چاوشی درباره غزه دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره غزه اهنگ محسن چاوشی درباره فلسطین نظر محمود کریمی درباره محسن چاوشی نظر گوگوش درباره محسن چاوشی محسن چاوشی درباره محرم آهنگ محسن چاوشی درباره مادر نظر مردم درباره محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره مرتضی پاشایی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره مادر آهنگ جدید محسن چاوشی درباره محرم آهنگ محسن چاوشی درباره دفاع مقدس نظر ابی درباره محسن چاوشی اهنگ محسن چاوشی درباره ی امام علی آهنگ محسن چاوشی درباره ی امام رضا آهنگ محسن چاوشی درباره ی امام حسین اهنگ محسن چاوشی درباره ی امام زمان دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره ی فلسطین دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره ی آذربایجان دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره ی امام علی  

هنوز تصمیمی برای کنسرت گذاشتن ندارد. کم مصاحبه می کند. عکس تبلیغاتی و استودیویی ندارد. اکثرا با موبایل و یهویی گرفته شده. در مصاحبه های اندکش، رک و صریح و کوتاه جواب می دهد. محفلی و باندباز نیست. صدایش عصیان زده و تکراری نیست در بین صداهای مشابه و زیر. همین از او افسانه ساخته در بین خواننده های پاپ.
تا به حال پدیده موسیقایی این طور موافق و مخالف نداشته که محسن چاوشی دارد. جوان خوزستانی که اتاق کوچکش را در خیابان سلسبیل به استودیو تبدیل کرده بود و با پتو پنجره هایش را پوشانده بود تا صدا بیرون نرود، حالا برای خودش استودیو مجهز و شخصی دارد. نمونه یک مهاجر که در تهران سخت کار کرد و به موفقیت رسید، اولین عکس هایی که از او به بیرون درز پیدا کرد، چیزی شبیه به امروزش هست. تغییری نکرده است. شاید فربه تر شده باشد فقط.

از طرفی هستند کسانی که می گویند فالش می خواند و برای همین زنده نمی خواند. نقطه ضعف دارد، برای همین کم مصاحبه می کند. می گویند فرقی با پاشایی و امثالهم ندارد و یک اباذری می خواهد تا پته اش را بریزد روی آب، صدایش گوش خراش و موسیقایی نیست.

حالا ما به چند بهانه به او پرداخته ایم؛ انتشار آلبوم جدیدش، برگزاری مسابقه شعر کلاسیک خوانی و انتشار خبر برگزاری قریب الوقوع کنسرتش در صفحه اینستاگرام یکی از تنظیم کننده کارهایش. سعی کردیم در این مطلب وسط ماجرا بایستیم و طرفدار و مخالف نباشیم.

اگر بخواهیم علت محبوبیت چاوشی را بررسی کنیم، به نظرتان این موضوع بیشتر بر چه اصولی متکی است؟

 

درباره موفقیت و محبوبیت محسن چاوشی دو اصل وجود دارد. اصل اول، مردم هستند که همیشه دنبال صدای نو با رنگ متفاوت بوده اند که محسن چاوشی هم جزو این دسته از خواننده هاست.

 

اصل دوم، نگاه آقای چاوشی به شعر و علاقه مندی اش به انجام کارهایی با ادبیات متفاوت و خاص است که در این بخش ترانه سراهای کارهایش هم نقطه عطف خاصی را در کارهای او ایجاد کردند. اما نکته مهمی که درباره چاوشی مطرح است، تنظیم و ملودی های روان اوست که خودش و تنظیم کننده هایی مثل بهروز صفاریان با استفاده از ابزارهای نو و تلفیق موسیقی الکترونیک یا موسیقی های دیگر، فضاهای متفاوتی را در این زمینه به گوش مخاطب رسانده اند.

 

از طرفی چاوشی خواننده ای است که خیلی راحت در دسترس نیست. کنسرت نمی گذارد و در کمتر جایی می توان او را پیدا کرد. شاید همین موضوع، عطش دیدار و شنیدن صدای او را برای مخاطب بیشتر می کند. او سیاست کاری اش را طوری برنامه ریزی کرده که هیچ وقت، به سمت کارهای سفارشی نرود و خودش را دم دستی نکند.

 

چاوشی در تمام این سال ها، این مسائل را در استراتژی کاری و هنری خود رعایت کرده و به آن ها پای بند بوده و استایل خودش را هم چنان حفظ کرده و این جای تشویق دارد. به نظرم او آینده روشنی خواهد داشت. درباره محسن چاوشی درباره ی محسن چاوشی نظر داریوش درباره محسن چاوشی همه چیز درباره محسن چاوشی نظر امید درباره محسن چاوشی درباره ی آلبوم چنگیز محسن چاوشی درباره همسر محسن چاوشی اطلاعاتی درباره محسن چاوشی جدیدترین اخبار درباره محسن چاوشی درباره آلبوم چنگیز محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره امام حسین محسن چاوشی درباره امام زمان محسن چاوشی درباره ایران محسن چاوشی درباره مرتضی پاشایی نظر محسن چاوشی درباره مرتضی پاشایی ترانه محسن چاوشی درباره امام حسین اخبار جدید درباره محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره حضرت علی محسن چاوشی درباره امام حسین آهنگ محسن چاوشی درباره حضرت علی دانلوداهنگ محسن چاوشی درباره امام حسین شعر محسن چاوشی درباره امام حسین حاج محمود کریمی درباره محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره حضرت زهرا آهنگ محسن چاوشی درباره خرمشهر دانلود اهنگ محسن چاوشی درباره خرمشهر محسن چاوشی درباره رهبر آهنگ محسن چاوشی درباره رهبر دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره رهبر نماهنگ تصویری محسن چاوشی درباره رهبر فرزانه اسلام محسن چاوشی درباره ی امام رضا اهنگ محسن چاوشی درباره زلزله اذربایجان اظهار نظر محسن چاوشی درباره شادمهر محسن چاوشی درباره شهدا آهنگ محسن چاوشی درباره امام علی اهنگ محسن چاوشی درباره غزه دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره غزه اهنگ محسن چاوشی درباره فلسطین نظر محمود کریمی درباره محسن چاوشی نظر گوگوش درباره محسن چاوشی محسن چاوشی درباره محرم آهنگ محسن چاوشی درباره مادر نظر مردم درباره محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره مرتضی پاشایی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره مادر آهنگ جدید محسن چاوشی درباره محرم آهنگ محسن چاوشی درباره دفاع مقدس نظر ابی درباره محسن چاوشی اهنگ محسن چاوشی درباره ی امام علی آهنگ محسن چاوشی درباره ی امام رضا آهنگ محسن چاوشی درباره ی امام حسین اهنگ محسن چاوشی درباره ی امام زمان دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره ی فلسطین دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره ی آذربایجان دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره ی امام علی  
شایعاتی وجود دارد مبنی بر این که چاوشی بیشتر به نظر خودش در کار اهمیت می دهد و همیشه اول و آخر، حرف، حرف خودش است. آیا این موضوع صحت دارد؟

 

با توجه به شناختی که من از او دارم، به نظرم چاوشی هنرمندی است که ظرفیت جامعه را می سنجند و درست برعکس خواننده هایی عمل می کند که در لاک خودشان فرو می روند و کنج خلوت اختیار می کنند و فقط با نگاه و جهان بینی خودشان، کاری را تولید می کنند.

 

چاوشی فرزند زمانه خودش و آینه تمام نمای اتفاقات جامعه است. مسلما آن چیزی هم که از خروجی کارهایش بیرون می آید، منجر به اتفاق به روز و جدیدی می شود و نتیجه کار گروهی اوست. به نظرم کار تیمی چاوشی خیلی قوی است و همه اعضای گروهش، نظرها و پیشنهادهایی را که مطرح می کنند، سر آن بحث می کنند تا به نقطه نظر مشترکی برسند.

با توجه به این که چاوشی ابتدای راه به تقلید از صدای خواننده مطرح لس آنجلسی (سیاوش قمیشی) شناخته شد، چطور مخاطب توانست صدای او را قبول کند؟

 

من خیلی اعتقادی به این موضوع ندارم. شاید به لحاظ فرم، اجرا و کلام در یک دوره ای این شباهتی که شما می گویید، دیده می شد. اما تفاوت های فاحشی بین تنالیته صدای چاوشی با آن خواننده لس آنجلسی مطرح است. چون محسن چاوشی خیلی زود در اثر «سنتوری» و بعد از آن، به یک نقطه قوام رسید و دریچه جدیدی را در فضای موسیقی ایجاد کرد. همان طور که من و دوستانم در موسیقی آلبوم «ماه و ماهی» این دریچه را به لحاظ شعر باز کردیم.

شما آلبوم آخر او را گوش دادید؟

چند قطعه اش را.

نظرتان درباره کلیت کار و فضای کلی آلبوم چه بود؟

 

حرکت اولیه آن حرکت مناسبی بود و من با یکی دو قطعه اش ارتباط برقرار کردم و از آن ها لذت بردم. گرچه باید در زمان طولانی تر به آن پرداخت، اما قطعا شنونده با قطعات بیشتری از این آلبوم ارتباط برقرار می کند. به نظرم آلبوم موفقی شده و فرم های مختلف آن می تواند نظر هر نوع مخاطبی را جلب کند. این آلبوم تمام تلاشش را کرده بود که به یک نقطه برسد. نگاه چاوشی به شعر کلاسیک در کنار ترانه ها، او را کامل تر کرده بود و این جای تبریک دارد.

به موضوع خوبی اشاره کردید؛ استفاده از شعر کلاسیک در موسیقی پاپ، موضوعی است که بعد از انتشار آلبوم با واکنش های متفاوتی از مخاطبان و منتقدان چاوشی مواجه شد، چون عده ای معتقدند که نباید در موسیقی پاپ از شعر کلاسیک استفاده شود…

 

این موضوع سلیقه محسن چاوشی و تیمش را نشان می دهد که همیشه به طیف گسترده ای از مخاطبانش توجه دارد. به هر حال ما باید به سلیقه دیگران احترام بگذاریم و قبول کنیم که هر سلیقه ای هم به لحاظ طرفداری از شعر کلاسیک و هم ادبیات امروزی، محترم است و آقای چاوشی بسیار موفق است که به هر دو این سلایق توجه کرده است.

 

درباره کار و زندگی متفاوت محسن چاوشی

با توجه به اتفاقی که سر همکاری اولتان با چاوشی و در آلبوم «من خود آن سیزده ام» به وجود آمد، اگر دوباره به شما پیشنهاد دهد، قبول می کنید؟

 

من برای هر کار خوبی آماده ام. دنیای ما هنرمندها، دنیای کینه نیست. دنیای ما دنیای رفاقت هاست و جالب است بدانید که این پالس ها و انرژی مثبت بین ما همواره برقرار است. مسلما هنرمندی با جایگاه ایشان و کسی به اندازه من که بیست و اندی سال شاگردی کرده تا به این نقطه برسد، بهتر از هر کسی می دانیم که جامعه ما نیاز به همدلی و کنار هم بودن هنرمندانش دارد، نه جنگیدن و بدخواهی و کینه ورزی مخاطبان.

 

این هنرمندان هم باید حق انتخاب به سلایق مختلف بدهند و به هنرمندانشان احترام بگذارند و از او بخواهند لباسی را بپوشد که آن ها می پسندند و چیزی را بسازد که آن ها فقط دوست دارند. این بازی یک طرفه، اشتباه است. چون مخاطب باید هنرمندش را به سمتی سوق دهد ه او خودش دوست دارد بسازد. مخاطب باید کمک کند تا هنرمند به مسیرهای تازه ای از خلاقیت و هیجان های جدید وارد شود و به آن نقطه ای برسد که برای مردم لذت بخش تر است؛ نه این که از او بخواهد از کارهای متعدد کپی کند.
رابطه بازی؟! نقطه ضعف؟!

 

چاوشی به همان اندازه که دوست و دشمن دارد، به همان اندازه هم منتقد دل سوز دارد. منتقدهایی که برخی از آن ها سینمایی و برخی از اهالی خود موسیقی هستند. ما از بین تمام منتقدهایی که کارهای چاوشی را دنبال می کنند، به سراغ یکی از آن ها که اتفاقا خود چاوشی هم قبولش دارد، رفتیم.

شما از چه زمانی با محسن چاوشی و کارهایش آشنا شدید؟ درباره محسن چاوشی درباره ی محسن چاوشی نظر داریوش درباره محسن چاوشی همه چیز درباره محسن چاوشی نظر امید درباره محسن چاوشی درباره ی آلبوم چنگیز محسن چاوشی درباره همسر محسن چاوشی اطلاعاتی درباره محسن چاوشی جدیدترین اخبار درباره محسن چاوشی درباره آلبوم چنگیز محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره امام حسین محسن چاوشی درباره امام زمان محسن چاوشی درباره ایران محسن چاوشی درباره مرتضی پاشایی نظر محسن چاوشی درباره مرتضی پاشایی ترانه محسن چاوشی درباره امام حسین اخبار جدید درباره محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره حضرت علی محسن چاوشی درباره امام حسین آهنگ محسن چاوشی درباره حضرت علی دانلوداهنگ محسن چاوشی درباره امام حسین شعر محسن چاوشی درباره امام حسین حاج محمود کریمی درباره محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره حضرت زهرا آهنگ محسن چاوشی درباره خرمشهر دانلود اهنگ محسن چاوشی درباره خرمشهر محسن چاوشی درباره رهبر آهنگ محسن چاوشی درباره رهبر دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره رهبر نماهنگ تصویری محسن چاوشی درباره رهبر فرزانه اسلام محسن چاوشی درباره ی امام رضا اهنگ محسن چاوشی درباره زلزله اذربایجان اظهار نظر محسن چاوشی درباره شادمهر محسن چاوشی درباره شهدا آهنگ محسن چاوشی درباره امام علی اهنگ محسن چاوشی درباره غزه دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره غزه اهنگ محسن چاوشی درباره فلسطین نظر محمود کریمی درباره محسن چاوشی نظر گوگوش درباره محسن چاوشی محسن چاوشی درباره محرم آهنگ محسن چاوشی درباره مادر نظر مردم درباره محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره مرتضی پاشایی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره مادر آهنگ جدید محسن چاوشی درباره محرم آهنگ محسن چاوشی درباره دفاع مقدس نظر ابی درباره محسن چاوشی اهنگ محسن چاوشی درباره ی امام علی آهنگ محسن چاوشی درباره ی امام رضا آهنگ محسن چاوشی درباره ی امام حسین اهنگ محسن چاوشی درباره ی امام زمان دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره ی فلسطین دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره ی آذربایجان دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره ی امام علی  

 

این آشنایی به اولین نمایش فیلم «سنتوری» در جشنواره فجر بر می گردد؛ در سالن اصلی سینما فلسطین که در آن سال سینمای منتقدان بود و خاطرم هست که حاضران در آن سینما، از یکی دو ساعت قبل از شروع «سنتوری»، ظرفیت سالن را کاملا پر کرده بودند و به قول معروف جا برای سوزن انداختن نبود. فیلم هم در مجموع با استقبال خیلی خوبی رو به رو شد و یکی از دلایل این استقبال و محبوبیت فیلم، صدای خواننده ای بود که تا پیش از آن، من فقط اسم او را شنیده بودم.

 

در ضمن بگویم که من چون موسیقی پاپ ایرانی را به طور جدی دنبال نمی کردم و الان هم نمی کنم، شناخت چندانی از فعالان این عرصه ندارم. این را از آن جهت می گویم که بعدا فهمیدم چاوشی پیش از «سنتوری» هم با این که خواننده ای زیرزمینی بود، اما محبوبیت فراگیری داشت.

چقدر کارهایش را نقد می کنید و خودش را در جریان این نظرات قرار می دهید؟

 

حرفه من نقد فیلم است و نه نقد موسیقی. ضمنا چاوشی خودش منتقد کار خودش است و بیشتر و بهتر از هر کسی می داند چه می کند و چه کرده و چه باید بکند.

خیلی ها معتقدند آلبوم «سنتوری» نقطه اوج کاری محسن چاوشی است، آیا شما با این موضوع موافق هستید؟

 

به عنوان یک شنونده یا مخاطب، به نظرم «سنتوری» در زمان خودش یک اتفاق بود و بعدتر که کارهای قدیمی تر او را شنیدم، احساس کردم دو سه تا آهنگی که برای این فیلم ساخته شد، جزو بهترین کارهای چاوشی بود و نه الزاما بهترین آن ها.

 

اما چون این قطعه ها روی فیلم نشسته بود و فیلم هم قصه احساسی و برگشتی داشت، به محبوبیت دوگانه اثر و خواننده کمک متقابل کرد. محبوبیت این آهنگ ها دلایل دیگری هم داشت؛ مثل این که این اولین کاری رسمی و قانونی خواننده بود که عرضه می شد و مقبولیت فیلم «سنتوری» میان سایر اقشار هم به گسترش محبوبیت چاوشی کمک کرد.

 

چرا اغلب کارگردان ها دوست دارند با چاوشی همکاری کنند؟

 

دلایل زیادی می تواند داشته باشد، اما دلیل عمده، موفقیت تجاری آثاری است که چاوشی در آن ها همکاری کرده و طرفداران زیاد اوست که می توانند موفقیت تجاری یک فیلم را رقم بزنند. در سینمای حال حاضر ایران که بازیگرانش جز یکی دو کمدین، جایگاه ستاره ندارند، حضور ستارگان دیگر عرصه ها کمک حال فیلم هاست.

 

خیلی ها بدون علاقه به فیلم ها و حتی بدون شناخت از این آثار، فقط به صرف حضور یا همکاری چاوشی در آن ها، برای دیدنشان بلیت می خرند و این چیزی نیست که کارگردانان سینما که به فکر فروش بالای فیلمشان هم هستند، از آن غافل باشند.

 

خلاصه کنم، چاوشی در حال حاضر مهم ترین ستاره موسیقی و یکی از محبوب ترین فعالان حوزه رسانه و هنر پاپ است و این جایگاهی است که می تواند به لحاظ اقتصادی، موفقیت یک فیلم یا سریال را تضمین کند.
چه ارتباطی میان صدای او با سینما دیده می شود؟

 

درباره ارتباط صدای او با سینما، چیز زیادی نمی توانم بگویم که مثلا چرا صدای او روی آثار نمایشی می نشیند و چرا صدای دیگران این تاثیر را ندارد. فقط فکر می کنم بعد از فرهاد مهراد که نوع خواندنش و متفاوت بودنش در انتخاب اشعار و آشنایی اش با موسیقی، باعث محبوبیتش در عرصه موسیقی و هم چنین سینما شد، محسن چاوشی هم به دلیل وسواسی که روی کارش دارد و سخت گیری های فراوانش، توانسته مسیری متفاوت از همکارانش را طی کند. یعنی نه تنها محبوبیتش باعث بازاری شدنش نشده، بلکه حساسیتش را روی کارش بیشتر کرده.
نقطه ضعف، بگذارید فکر کنم! شاید تنها نقطه ضعفش این باشد که زیادی آدم متواضعی است!

محسن چاوشی الان در چه جایگاه و مرحله ای از موسیقی قرار دارد؟

 

گفتم. جایگاه او در این سال ها، جایگاه یک ستاره است. هم محبوبیت فوق العاده ای دارد و هم سطح کیفی کارش فراتر از عرف و استاندارد ایران است. این یک موقعیت ویژه و استثنایی است که هنرمندی بدون غلتیدن به سطح سلیقه نازل و جاری در میان عوام، با هر کار جدیدش حرفی تازه ارائه کند و این روحیه جسورانه محبوبیت او را کم که نمی کند هیچ، روز به روز نیز به تعداد هوادارانش در داخل و خارج کشور افزوده می شود. نظر من را بخواهید، او در کارش بهترین است.

موسیقی چاوشی را در چه سبک و ژانری قرار می دهید؟

 

اگر پلی زده شود میان داشته های فرهنگی مان، مثل شعر ناب و ارائه نوین آن به زبان موسیقی، طبعا نتیجه کار قابل احترام خواهدبود. بسیاری از خوانندگان بزرگ تاریخ موسیقی ایران، از داریوش رفیعی و دلکش و کورس سرهنگ زاده تا فرهاد مهراد و سایرینی که امکان نام بردن از آن ها نیست، تقریبا همین روش را در پیش گرفتند.آن ها خواسته یا ناخواسته فراتر از زمان خود زندگی می کردند و با مخاطبانی از نسل های بعد سر و کار داشتند.

 

بنابراین افق دید آن ها محدود به طرفداران و هواخواهانشان در زمانه ای که زندگی می کردند، نبود. آن ها آثاری خلق کردند که هم چنان شنیدنی و گوش نواز است.

 

داریوش رفیعی در عمر کوتاهش، همان تاثیری را بر موسیقی پاپ تازه جان گرفته ایران گذاشت که فرهاد مهراد. ویژگی مشترک این بزرگان، علاوه بر برخورداری از ظرفیت های ادبیات و شعر ایران، شناختشان از قابلیت های موسیقی ایران و جهان بود. ممکن است شباهتی میان جنس صدا و موسیقی کورس سرهنگ زاده با خوانندگان بزرگ پس از خودش نباشد، اما آن چه این بزرگان را کنار هم می نشاند، تلاششان برای دوری از ابتذال و نفس کشیدن در فضایی هنری است.
بخشی از خواننده ها معتقدند که محسن چاوشی با رابطه بازی خواننده «شهرزاد» شد! این را تا به حال شنیده اید؟

 

رابطه بازی؟ اول باید بپرسیم که میان «شهرزاد» و چاوشی، کدام یک باعث محبوبیت دیگری شد؟ ارزش سریال «شهرزاد» و به طور کلی اهمیت کار حسن فتحی برای من فراتر از خبرساز شدن و فروش و مقبولیت آن هاست. هم چنان که اگر سریال ارزشمند «مدار صفر درجه» آن چنان که باید و شاید دیده نشد، یا فیلم «کیفر» که در اکران عمومی اش فروش قابل قبولی نداشت، با این حال جایگاه شان برای بسیاری از منتقدان و کارشناسان محفوظ است.

 

پس اهمیت سریال «شهرزاد» فقط به تیراژ نسخه های آن نیست. من تا این لحظه اظهارنظری در خصوص نکته ای که گفتید، از هیچ خواننده ای نشنیده ام و با احترام به همه فعالان عرصه موسیقی، این حرف را نمی پذیرم و به نظرم حرف خنده داری است.
ما این سوال را از بازیگران سریال «شهرزاد» هم پرسیدیم؛ شما نشق موسیقی و ترانه هایی را که محسن چاوشی برای این سریال خوانده بود، در فراگیری «شهرزاد» تا چه حد موثر می دانید؟

 

چیزی که می توانم به حرف های قبلی ام اضافه کنم، این است که علاوه بر نفس حضور یک ستاره موسیقی در یک سریال، کیفیت این همکاری هم عامل تعیین کننده ای است. حسن فتحی با ملودرام تاریخی اش بستری فراهم کرد که صدای چاوشی ساختار کارش را به هم نزند و به آن کمک کند.

 

متقابلا چاوشی هم با شناخت از اوج و فرود احساسی اثر، آثاری متناسب و هماهنگ با لحن قصه و سیر پیشرفت حوادث عرضه کرد و خیلی واضح است که حضور چاوشی به استقبال مردم از سریال «شهرزاد» بسیار کمک کرد؛ همان طور که حضور بازیگران برجسته ای مثل شهاب حسینی یا ترانه علیدوستی و البته علی نصیریان. اما این ها قابلیت های حسن فتحی را به عنوان یک کارگردان بزرگ، مطلقا تحت الشعاع قرار نمی دهد. او کار خودش را خیلی خوب بلد است و «شهرزاد» اثر ارزشمندی است در کنار سایر آثار ارزشمند ایشان.
چرا اغلب ترانه سراها و تنظیم کننده ها در آلبوم های چاوشی کارهاشان بیشتر دیده می شود تا آلبوم های دیگر؟

 

حق با شماست و چرایی اش هم کاملا مشخص است. اما فقط درباره حسین صفا، شاعر برجسته روزگارمان باید بگویم که او به دلیل رفاقت و صمیمیت دیرینه اش با چاوشی در این عرصه با او همکاری می کند و هیچ علاقه ای به گسترش قلمرو حرفه ای خود به عنوان ترانه سرا ندارد. دغدغه او شعر است و بس، و هر ترانه ای که من تا امروز از او شنیده ام، هم تراز اشعارش بوده است.

درباره محسن چاوشی درباره ی محسن چاوشی نظر داریوش درباره محسن چاوشی همه چیز درباره محسن چاوشی نظر امید درباره محسن چاوشی درباره ی آلبوم چنگیز محسن چاوشی درباره همسر محسن چاوشی اطلاعاتی درباره محسن چاوشی جدیدترین اخبار درباره محسن چاوشی درباره آلبوم چنگیز محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره امام حسین محسن چاوشی درباره امام زمان محسن چاوشی درباره ایران محسن چاوشی درباره مرتضی پاشایی نظر محسن چاوشی درباره مرتضی پاشایی ترانه محسن چاوشی درباره امام حسین اخبار جدید درباره محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره حضرت علی محسن چاوشی درباره امام حسین آهنگ محسن چاوشی درباره حضرت علی دانلوداهنگ محسن چاوشی درباره امام حسین شعر محسن چاوشی درباره امام حسین حاج محمود کریمی درباره محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره حضرت زهرا آهنگ محسن چاوشی درباره خرمشهر دانلود اهنگ محسن چاوشی درباره خرمشهر محسن چاوشی درباره رهبر آهنگ محسن چاوشی درباره رهبر دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره رهبر نماهنگ تصویری محسن چاوشی درباره رهبر فرزانه اسلام محسن چاوشی درباره ی امام رضا اهنگ محسن چاوشی درباره زلزله اذربایجان اظهار نظر محسن چاوشی درباره شادمهر محسن چاوشی درباره شهدا آهنگ محسن چاوشی درباره امام علی اهنگ محسن چاوشی درباره غزه دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره غزه اهنگ محسن چاوشی درباره فلسطین نظر محمود کریمی درباره محسن چاوشی نظر گوگوش درباره محسن چاوشی محسن چاوشی درباره محرم آهنگ محسن چاوشی درباره مادر نظر مردم درباره محسن چاوشی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره مرتضی پاشایی دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره مادر آهنگ جدید محسن چاوشی درباره محرم آهنگ محسن چاوشی درباره دفاع مقدس نظر ابی درباره محسن چاوشی اهنگ محسن چاوشی درباره ی امام علی آهنگ محسن چاوشی درباره ی امام رضا آهنگ محسن چاوشی درباره ی امام حسین اهنگ محسن چاوشی درباره ی امام زمان دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره ی فلسطین دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره ی آذربایجان دانلود آهنگ محسن چاوشی درباره ی امام علی  چرا چاوشی در برابر موضوع کنسرت گذاشتن مقاومت می کند؟

 

تا به حال ده ها بار به این نکته اشاره شده و درخصوص آن کلی افسانه سرایی شده، اما چرا کل این ماجرا را از زاویه ای دیگر نبینیم؟ کدام سالن را در ایران می توانید نام ببرید که به شکلی استاندارد، ظرفیت برگزاری یک کنسرت را داشته باشد؟ زمانی ورزشگاه های ما چندمنظوره بود و حالا سالن ها و تالارهایمان چندمنظوره است.

 

زمانی به نمایش فیلم اختصاص دارد، زمانی به اجرای تئاتر، زمانی به میتینگ های انتخاباتی، زمانی به سخنرانی های مناسبتی و اگر در این میان مجوزی هم صادر بشود، به اجرای موسیقی. من از تجربه خودم می گویم؛ زمانی که ژیوان گاسپاریان به ایران آمده بود و اجرای مشترکی با حسین علیزاده داشت، صدای خاک برداری از زمین کناری، نمی گذاشت صدای ساز آن ها به گوش برسد. از این گذشته، ممکن است هنرمندی به هر دلیلی نخواهد در عصه های عمومی حضور داشته باشد. چرا به جای احترام به خواسته او، به سخیف ترین شکل ممکن برایش شایعه سازی می کنیم…
نظرتان درباره آلبوم اخیر او «امیر بی گزند» چیست؟

تعداد قطعه های محبوب من در آلبوم، بیشتر از قبلی هاست. همین را می توانم بگویم.

دو قلوهای مجید صالحی «آروین و حنا» دو قلوهای مجید صالحی «آروین و حنا» متولد 93 آروین و حنا دوقلوهای مجید صالحی هستند. ما دقیقا تشخیص ندادیم که کدام حناست و کدام آروین اما فرض را بر ا...
مصاحبه با سید حسن خمینی می گوید: «دل و دماغی برای مصاحبه ندارم.» اسفندماه برای «سید حسن خمینی» با خبر مرگ عزیزانش عجین شده، یک روز پدر، یک روز مادربزرگش، همسر امام و حالا درگ...
عکس های قدیمی سعید پورصمیمی حبرگزاری ایسنا: سعید پورصمیمی معتقد است: سال 1365 دوران طرد شدن از تئاتر بود که سر و کله ناصر تقوایی پیدا شد و ما را رها کرد میان یک مشت تبعیدی و خلاف...
مصاحبه با لیلا بلوکات   لیلا بلوکات رابطه‌ام با عید و نوروز بد نیست اما یك زمانی كه كوچك‌تر بودم عید حال و هوای دیگری برایم داشت و خیلی دوست‌داشتنی بود. آن‌م...
مصاحبه با فریماه فرجامی برای نسلی كه سینما را تنها روی پرده دنبال می‌كرد و هنرمندانش را با كارهایش می‌شناخت نه با تصاویر رنگارنگ سلفی شبكه‌های اجتماعی، بعضی هنرمندان مفهوم وا...
مصاحبه با علی پهلوان عکس علی پهلوان و همسرش عکس های علی پهلوان و همسرش عکس علی پهلوان با همسرش عکس علی پهلوان عکس علی پهلوان در استرالیا عکس علی پهلوانی عکس های علی پهلوا...
مصاحبه با شهرام شکوهی عکس شهرام شکوهي عکس شهرام شکوهي و همسرش دانلود عکس شهرام شکوهي عکس جديد شهرام شکوهي عکس از شهرام شکوهي عکس هاي شهرام شکوهي عکس شهرام شکوهی خواننده عک...
گفتگو با ایرانی داوطلب «سفر به مریخ» سفر بی بازگشت به مریخ داوطلبان ایرانی سفر بیبازگشت به مریخ سفر بی برگشت به مریخ پروژه سفر بی بازگشت به مریخ جزئیات سفر بی بازگشت به مریخ ثبت نام سفر ...
دختر ترانه علیدوستی «حنا» دختر ترانه علیدوستی «حنا» همه بازیگرهای بزرگ بالاخره از یک جایی شروع کردند و برخی هم مانند حنا خانم از کودکی این راه را آغاز می کنند! حنا خانم در ح...
مصاحبه با امیر کاظمی خیلی راحت و صمیمی است و آن قدر راحت حرف می زند که شاید بعضی وقت ها فرق شوخی و جدی اش را متوجه نشوی، امیر کاظمی بازیگر جوان سریال شمعدونی می گوید: «به ...
مصاحبه با ماهایا پطروسیان باورش سخت است اما 23 سال از زمانی كه دختر پر شروشور فیلم «دیگه چه خبر» تصویرش بر پرده سینما نشست می‌گذرد، 23 سالی كه نمی‌توان گذرش را بر چهره‌اش دید. ...
مصاحبه با محسن قهرمانی محسن قهرمانی درست جمعه 29 شهریور 92 بود که در بازی سپاهان و پرسپولیس آن تصمیم جنجالی را گرفت و بازیکن تیم پرسپولیس را اخراج کرد. بعد حواشی بی پایان...
مصاحبه با محسن افشانی محسن افشانی با وجود سن و سال کمش توانسته جای خود را در عرصه ی هنر باز کند. او متولد دهه ی 60 است و با اجرای متفاوتش در نیم رخ و مجموعه فیلم های شاید ب...
پسر محسن چاووشی «زانکو» پسر محسن چاووشی «زانکو» متولد آبان 91 زانکو پسر کنجکاو و اوشگر خواننده محبوب، محسن چاووشی است. او را در عکس ها در حالت کشف و تفکر دیدیم، حتی وقتی پ...
مصاحبه خواندنی با فریبا نادری همراه دمنوش گل گاوزبان و مخلفات که آن را هم مهمان فریبا نادری بودیم. در پی این عادت شکنی با آدمی روبه رو شدیم که مهربان و مثبت بود و هراسی از این نداش...

مصاحبه با بهنام صفوی خواننده موفق پاپ

مصاحبه با بهنام صفوی خواننده موفق پاپ

  مصاحبه بهنام صفوی مصاحبه بهنام صفوی و همسرش مصاحبه های بهنام صفوی مصاحبه ی بهنام صفوی دانلود مصاحبه بهنام صفوی درباره بهنام صفوی درباره بیماری بهنام صفوی خبر درباره بهنام صفوی اخرین اخبار درباره بهنام صفوی درباره مریضی بهنام صفوی درباره ی بهنام صفوی درباره سرطان بهنام صفوی اخبار درباره بهنام صفوی همه چیز درباره بهنام صفوی درباره ی بیماری بهنام صفوی بهنام صفوی درباره امام رضا بهنام صفوی درباره امام زمان اخبار جدید درباره بهنام صفوی دانلودآهنگ بهنام صفوی درباره امام رضا اخرین خبر درباره بهنام صفوی دانلود آهنگ بهنام صفوی درباره امام زمان اهنگ بهنام صفوی درباره ی امام رضا آخرین اخبار درباره بهنام صفوی آهنگ بهنام صفوی درباره امام رضا آهنگ بهنام صفوی درباره امام زمان اخبار درباره بیماری بهنام صفوی درباره تومور مغزی بهنام صفوی خبر جدید درباره بهنام صفوی دانلود آهنگ بهنام صفوی درباره ی امام زمان  بهنام صفوی خواننده جوان و موفق موسیقی پاپ کشور

بهنام صفوی خواننده جوان و موفق موسیقی پاپ کشور در دوره اول برنامه تلویزیونی رنگین کمان به عنوان آهنگساز با این مجموعه همکاری داشت و توانست آهنگ‌های موفقی چون «آهویی دارم خوشگله» و «عروسک خوشگل من» را برای کودک کار کند که در زمان خود بسیار موفق بودند.
 بهنام صفوی خواننده جوان و موفق موسیقی پاپ کشور در دوره اول برنامه تلویزیونی رنگین کمان به عنوان آهنگساز با این مجموعه همکاری داشت و توانست آهنگ‌های موفقی چون «آهویی دارم خوشگله» و «عروسک خوشگل من» را برای کودک کار کند که در زمان خود بسیار موفق بودند. حال این روزها بعد از گذشت چند سال سخت مشغول تمرین برای کنسرت ۲۷ مرداد ماهش است و این اتفاق بهانه‌ای شد تا به او به گفتگو بپردازیم.

از چه سنی به موسیقی و خوانندگی علاقمند شدید؟

از ۷ سالگی موسیقی را با نواختن کیبورد و پیانو آغاز کردم و تا ۱۶ سالگی در خوزستان شهر ماهشهر بودم و چون امکانات مناسب برای آموزش موسیقی نبود، پیانو و سازهای کوبه‌ای را به صورت خودآموز و با مطالعات کتاب‌های آموزش موسیقی، یاد گرفتم.

الان چه سازهایی را می‌زنید؟

پیانو، گیتار، کیبورد، پرکاشن، تنبک و … . البته هدف من از زدن سازهای کوبه ای تمرکز بر روی ریتم بوده است و در حال حاضر ریتم و مترونوم را به خوبی می‌شناسم و حفظ می‌کنم.

از چه سنی وارد عرصه موسیقی به صورت حرفه‌ای شدید؟

بعد از دوران کودکی در دوره متوسطه نیز همچنان فعالیت موسیقی داشتم از قبیل خواندن سرود، آهنگسازی و تنظیم و از همان دوران با تشویق شدن از سوی معلمین مدرسه اشتیاقم برای وارد شدن به عرصه موسیقی بیشتر شد، اما در سال ۱۳۸۱ با کارهای کودک به صورت حرفه ای وارد مارکت شدم، برای مثال آهنگسازی آلبوم‌های برنامه «رنگین کمان» را انجام می دادم، قابل ذکر است که در آهنگسازی های بعضی از آهنگ های آن دوره با بنیامین بهادری و علی راست گفتار همکاری می کردیم، بعضی از آهنگ ها توسط شرکت پویا موزیک و شرکت مهر پویا نوا منتشر شدند. همچنین در آن سالها برای اغلب خواننده های مطرح آن دوره آهنگ تنظیم می کردم تا اینکه در سال ۱۳۸۵ اولین قطعه را با نام «تمنا» خواندم.   مصاحبه بهنام صفوی مصاحبه بهنام صفوی و همسرش مصاحبه های بهنام صفوی مصاحبه ی بهنام صفوی دانلود مصاحبه بهنام صفوی درباره بهنام صفوی درباره بیماری بهنام صفوی خبر درباره بهنام صفوی اخرین اخبار درباره بهنام صفوی درباره مریضی بهنام صفوی درباره ی بهنام صفوی درباره سرطان بهنام صفوی اخبار درباره بهنام صفوی همه چیز درباره بهنام صفوی درباره ی بیماری بهنام صفوی بهنام صفوی درباره امام رضا بهنام صفوی درباره امام زمان اخبار جدید درباره بهنام صفوی دانلودآهنگ بهنام صفوی درباره امام رضا اخرین خبر درباره بهنام صفوی دانلود آهنگ بهنام صفوی درباره امام زمان اهنگ بهنام صفوی درباره ی امام رضا آخرین اخبار درباره بهنام صفوی آهنگ بهنام صفوی درباره امام رضا آهنگ بهنام صفوی درباره امام زمان اخبار درباره بیماری بهنام صفوی درباره تومور مغزی بهنام صفوی خبر جدید درباره بهنام صفوی دانلود آهنگ بهنام صفوی درباره ی امام زمان 

در آغاز با چه سمتی وارد دنیای موسیقی شدید؟

در ابتدا کارم را با عنوان آهنگساز و تنظیم کننده آغاز کردم.

اولین آلبوم رسمی تون با چه نامی و در چه سالی منتشر شد؟

قبل از اولین آلبوم، آهنگ‌هایی را به همراه گروه کر خوانده بودم ولی با انتشار اولین آلبومم به نام «عشق من باش» در سال ۱۳۸۸ به عنوان خواننده ظاهر شدم، البته من به شخصه به آن آلبوم خیلی علاقه ندارم چون تجربه اولم بود و من هنوز به پختگی لازم نرسیده بودم، اما برایم قابل احترام است چون اولین گام برای وارد شدن به عالم حرفه‌ای موسیقی بود. ناگفته نماند در سال ۱۳۸۰ یک آلبوم بی‌کلام با نام «تمام رویاهای من»ساختم  که بیشتر جنبه تست و محک زدن خودم بود.

از ابتدا تا الان چند آلبوم منتشر کردید؟

من تا الان ۴ آلبوم رسمی منتشر کردم. «عشق من باش» در سال ۱۳۸۸،  «آرامش» در سال ۱۳۹۰ ، «فوق العاده» در سال ۱۳۹۲ و آلبوم «معجزه» را در اردیبهشت سال ۱۳۹۵ منتشر کردم.

آیا تا به حال برای گرفتن مجوز برای آلبوم‌هاتون، با ارشاد به مشکل خوردید؟

آلبوم‌های موسیقی اغلب در شعر و ترانه دچار مشکل می‌شوند، اما خدا رو شکر من تا الان شاید ۲۰ درصد به مشکل خورده باشم که آن هم حل شده است.

اولین اجرای رسمی زنده تون در چه تاریخی و در کجا بود؟

۲۸ و ۲۹ اردیبهشت سال ۱۳۹۰ در مرکز همایش‌های برج میلاد بوده است.

درآمدتون فقط از راه موسیقی است یا شغل دیگری هم دارید؟

در حال حاضر تمام فعالیتم در حوزه موسیقی است ولی فعالیت‌هایی هم دارم که ترجیح می‌دهم فعلا در موردش صحبت نکنم.   مصاحبه بهنام صفوی مصاحبه بهنام صفوی و همسرش مصاحبه های بهنام صفوی مصاحبه ی بهنام صفوی دانلود مصاحبه بهنام صفوی درباره بهنام صفوی درباره بیماری بهنام صفوی خبر درباره بهنام صفوی اخرین اخبار درباره بهنام صفوی درباره مریضی بهنام صفوی درباره ی بهنام صفوی درباره سرطان بهنام صفوی اخبار درباره بهنام صفوی همه چیز درباره بهنام صفوی درباره ی بیماری بهنام صفوی بهنام صفوی درباره امام رضا بهنام صفوی درباره امام زمان اخبار جدید درباره بهنام صفوی دانلودآهنگ بهنام صفوی درباره امام رضا اخرین خبر درباره بهنام صفوی دانلود آهنگ بهنام صفوی درباره امام زمان اهنگ بهنام صفوی درباره ی امام رضا آخرین اخبار درباره بهنام صفوی آهنگ بهنام صفوی درباره امام رضا آهنگ بهنام صفوی درباره امام زمان اخبار درباره بیماری بهنام صفوی درباره تومور مغزی بهنام صفوی خبر جدید درباره بهنام صفوی دانلود آهنگ بهنام صفوی درباره ی امام زمان 

به کدام خواننده یا خواننده‌ها علاقمند هستید؟

من به هر موسیقی که در سبک خودش بهترین باشد، گوش می‌کنم و خودم را محدود به خواننده خاص یا سبک خاصی محدود نمی‌کنم، یعنی هر آهنگی که زیبا باشه از هر خواننده‌ای گوش می‌کنم.

تا به حال براتون پیش آمده که به خواننده‌ای غبطه بخورید و دوست داشته باشید جای اون خواننده باشید؟

بحث رقابت همیشه وجود دارد اما سعی کردم همیشه فراتر از این مسائل نگاه کنم و بهترین خودم باشم. به نظر من هر کسی یک طبیعت و چارچوبی دارد که مخصوص خودش است و هیچکس نمی‌تواند کار فرد دیگری را انجام دهد.

اگر یک بار دیگر به دنیا بیائید باز هم حرفه خوانندگی را انتخاب می‌کنید؟

بدون ذره‌ای شک خوانندگی را انتخاب می‌کنم.

اگر خواننده نمی‌شدید چه شغلی را انتخاب می‌کردید؟

فکر می‌کنم جراح زیبایی می‌شدم!!

تا به حال براتون شایعه خاصی ساختند که باعث ناراحتی شما شود؟

بله برای من بسیار شایعه سازی شده به خصوص به دلیل جریان‌هایی که این اواخر داشتم. البته در دوران شروع کارم هم برایم شایعاتی ساختند، برای مثال گفته شده بود که شما شبیه رضا صادقی میخوانید و تقلید می‌کنید و برای این کار پول پرداخت کردید و … .  تشابه جنس صدا همه جا وجود دارد اما باید در سبک خواندن، تحریرها و … تفاوت وجود داشته باشد تا یک خواننده منحصر به فرد بشود.

این را هم بگویم که به عقیده من الهام گرفتن و الگو گرفتن در شروع به کار خوانندگی کار اشتباه نیست اما بعد از یه مدت خواننده باید راه خودش را پیدا کند و تقلیدی صورت نگیرد.

از زمانی که به موسیقی علاقمند شدید تا به امروز چه مسیری رو طی کردید؟

من به طور قطع معتقدم که هدف و برنامه ریزی حرف اول را می‌زند. یادم است که در دوران کودکی ریموت کنترل تلویزیون را بر می‌داشتم و تصور می‌کردم روی استیج هستم و دارم برای مردم آواز می‌خوانم، یعنی از همان اول من علاقه و هدفم را فهمیده بودم و به بهانه‌های مختلف نوازندگی می‌کردم یا سرود می‌خواندم.  ناگفته نماند که تلاش و پشتکار هم از عناصر اصلی و مهم موفقیت هستند.

با توجه به حرف‌های خودتون که گفتید از بچگی به موسیقی علاقه داشته اید،چطور شد که رشته عمران را برای تحصیل انتخاب کردید؟

من به این رشته علاقه داشتم و همینطور پدرم خیلی علاقه داشت که من در این رشته تحصیل کنم! و تا به حال هیچ فعالیتی در زمینه عمران نداشتم!

برای اولین بار چه زمانی از راه موسیقی درآمد کسب کردید؟

من قبل از انتخاب موسیقی و خوانندگی به عنوان حرفه‌ام، در همان سنین پایین هم درآمد داشتم. برای مثال من در یک برهه ۴۵۰ نفر هنرجوی موسیقی داشتم.

آیا شخص خاصی در زندگی تون وجود دارد که در مسیر خوانندگی شما رو حمایت مادی یا معنوی کرده باشد؟

پدرم برای من همیشه یک پشتوانه محکم بوده است و عشق به پدرم از ابتدا تا به امروز به من دلگرمی داده، به طوریکه حتی حرف زدن با او به من آرامش و انگیزه می‌دهد، همینطور مادرم از همان کودکی تا به حال همیشه در زمینه موسیقی مشوق من بوده است.
به هنرمندان و خوانندگانی که تازه وارد عرصه موسیقی شدند یا قصد ورود به این عرصه را دارند چه پیشنهادی می‌کنید؟

من کوچکتر از آن هستم که بخواهم نصیحت یا پیشنهادی کنم ولی این نظر شخصی من است که انسان باید به دنبال علاقه‌اش برود و پیگیر کاری باشد که دوست دارد و نباید به پول درآوردن فکر کند، هنرمند باید تمام تلاشش را انجام دهد تا اثر خوب خلق کند بعد پول خودش به سراغ هنرمند می‌آید.

خیلی از هنرمندان از حمایت نشدن مالی گله مند هستند،نظر شما از بابت این مشکل چیست؟

وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی به عنوان حامی اصلی هنرمندان باید برنامه ریزی‌هایی برای بهبود وضعیت هنرمندان انجام دهد، البته وزارت ارشاد تاکنون فعالیت‌هایی در این زمینه داشته ولی کافی نیست، به عنوان مثال خوانندگان پاپ هنوز هیچ بیمه‌ای ندارند و به طور کلی ما در پیش پا افتاده ترین مسائل هنوز مشکل داریم، البته وعده‌هایی هم داده شده که امیدواریم عملی شوند.

در مورد بیماری و وضعیت حال حاضرتون برامون توضیح دهید.

من مدتی پیش متوجه شدم که یک تومور بدخیم در سرم دارم، جراحی کردم و تومور رو خارج کردند، تا به امروز ۳۰جلسه پرتو درمانی کردم و الان تحت درمان شیمی درمانی هستم. خدا رو شکر از زمانی که این تومور از سرم خارج شده تا به الان هیچ اتفاق بدی برایم رخ نداده است فقط به دلیل این که جراحی سنگینی داشتم مقداری انر‍‍ژی و توان بدنم کم شده. به گفته پزشکم فعالیت‌های زیاد و طولانی و حتی فکر کردن زیاد فشار مغز من رو بالا میبره و این خیلی برای من مضر است. این را هم بگویم علت اینکه کنسرت‌های من همه تک سانس هستند همین است، جا دارد اینجا از آقای خانزاده تهیه کننده‌ام صمیمانه تشکر کنم که خیلی با من مدارا و همکاری می‌کنند و در همینجا قول می‌دهم بعد از تمام شدن دوران نقاهتم و بهبود پیدا کردنم، این کم کاری را جبران کنم.

در مورد آلبوم آخرتون، آلبوم معجزه برامون بگید.

من برای این آلبوم خیلی تلاش کردم و از نظر عوامل آلبوم، نوازندگان، مسائل مادی و به طور کلی هیچی کم نگذاشتم و دو برابر مبلغ قراردادم از جیبم پول گذاشتم تا اون اتفاقی که دوست دارم رخ دهد، همینطور سطح کیفی آهنگ‌ها طوری باشد که لایق مخاطبانم باشد و خدا رو شکر این آلبوم را مردم دوست دارند و بازخوردش را در کنسرت‌ها می‌بینم.

در حال حاضر دارید برای کنسرت ۲۷ مرداد آماده می‌شوید؟

من در ادامه تور کنسرت‌هایم و به خصوص بعد از آلبوم «معجزه» تور تابستانه‌ام را در تهران ادامه می‌دهم و در تاریخ ۲۷ مردادماه جاری ساعت ۱۸:۳۰ در سالن میلاد نمایشگاه بین المللی کنسرت خواهم داشت و این روزها مشغول تمرین و آماده شدن برای کنسرت هستیم.

شما در اجراهای زنده تون ساز هم می‌زنید؟   مصاحبه بهنام صفوی مصاحبه بهنام صفوی و همسرش مصاحبه های بهنام صفوی مصاحبه ی بهنام صفوی دانلود مصاحبه بهنام صفوی درباره بهنام صفوی درباره بیماری بهنام صفوی خبر درباره بهنام صفوی اخرین اخبار درباره بهنام صفوی درباره مریضی بهنام صفوی درباره ی بهنام صفوی درباره سرطان بهنام صفوی اخبار درباره بهنام صفوی همه چیز درباره بهنام صفوی درباره ی بیماری بهنام صفوی بهنام صفوی درباره امام رضا بهنام صفوی درباره امام زمان اخبار جدید درباره بهنام صفوی دانلودآهنگ بهنام صفوی درباره امام رضا اخرین خبر درباره بهنام صفوی دانلود آهنگ بهنام صفوی درباره امام زمان اهنگ بهنام صفوی درباره ی امام رضا آخرین اخبار درباره بهنام صفوی آهنگ بهنام صفوی درباره امام رضا آهنگ بهنام صفوی درباره امام زمان اخبار درباره بیماری بهنام صفوی درباره تومور مغزی بهنام صفوی خبر جدید درباره بهنام صفوی دانلود آهنگ بهنام صفوی درباره ی امام زمان 

بله هم پیانو و هم گیتار می‌نوازم. در کل حال و هوای کنسرت‌هایم طوری است که دوست دارم خیلی از اتفاقات در همان لحظه اجرا صورت بگیرد و علاوه بر سورپرایز کردن مردم گاهی خودم هم خودم را سورپرایز می‌کنم!!

احساس و نظرتون را راجع به کلمات زیر بگویید.

خوانندگی: عشق من

عشق: زیباترین کلمه

خانواده: تمام روح زندگی من

شهرام شکوهی: دوست و خواننده خوش قلب

فرزادفرزین:در نوع خودش تک

رضا صادقی:رفیق با معرفت و خوش مرام

سرطان:یک دوست

امید:شرط اول زندگی

شهرت:بسیار تیز و برنده اما خوب

و اما حرف آخر…

من ضمن تشکر از شما بابت مصاحبه، یک تشکر صمیمانه می‌کنم از کسایی که در روند کارهای موسیقی‌ام حامی من بودند مثل خانواده ام، مخاطبانم. میخواهم این را بهشان بگویم که لطف شان با هیچ پولی قابل قیاس نیست و فقط می‌توانم بگویم دوستشان دارم و هر کاری انجام می‌دهم به خاطر و به عشق آنهاست و امیدوارم با آلبوم‌های جدید و کنسرت‌ها در کنارشون باشم و بهترین اتفاق‌ها را در کنار هم رقم بزنیم.

مصاحبه با فرامرز آصف همه چیز از یک گفتگوی ساده نوروزی آغاز شد. از حرف های دلی بهرام افشارزاده درباره خاطرات سال های دورش زد. فرامرز آصف، قهرمان اسبق دوومیدانی ایران؛ نام ا...
مصاحبه با محسن افشانی محسن افشانی با وجود سن و سال کمش توانسته جای خود را در عرصه ی هنر باز کند. او متولد دهه ی 60 است و با اجرای متفاوتش در نیم رخ و مجموعه فیلم های شاید ب...
مصاحبه با الیکا عبدالرزاقی و امین زندگانی موضوعی که برای بحث در نظر گرفته بودیم، چیزی در محدوده عشق بین زن و شوهر و روابط بین آنها بود اما مانده بودیم اگر این موضوع را به عنوان موضوع گفتگو م...
مصاحبه با سیما تیرانداز و پسرش   سیما تیرانداز از دوران كودكی‌اش در ایام نوروز خاطرات بسیار زیبایی دارد. سال‌هایی كه همه اعضای خانواده بزرگ‌شان دورهم جمع بودند و سال تحو...
مصاحبه با رامبد جوان عکس رامبد جوان با همسرش عکس رامبد جوان به همراه همسرش عکس های رامبد جوان با همسرش عکس های رامبد جوان به همراه همسرش جدیدترین عکسهای رامبد جوان با همس...
مصاحبه با بیژن بیرنگ بیژن بیرنگ را همه می شناسند. او سال هاست که میهمان خانه های تک تک شهروندان ایرانی است. در سال های نه چندان دور که اوقات فراغت آنچنان پیچیده نشده بود و...
مصاحبه با نرگس آبیار کارگردان شیار ۱۴۳ نرگس آبیار نرگس آبیار و همسرش نرگس آبیاری نرگس آبیار دانشگاه شاهد نرگس آبیار کارگردان نرگس آبیار ازدواج نرگس آبیار و محمد قاسمی نرگس آبیار فیس بوک نر...
مصاحبه با فریدون آسرایی فریدون آسرایی یکی از خوش برخوردترین و مردم دارترین خواننده های کشورمان است که همیشه با روی گشاده از خبرنگاران و سوال های آن ها استقبال می کند و حرف زد...
مصاحبه با شقایق دهقان   هفته نامه تماشاگران امروز - زهرا افشار: هر دو اول از طریق نویسندگی با هم آشنا شده اند. حالا شقایق دهقان را بیشتر به عنوان بازیگر می شناس...
مصاحبه با شهرام شکوهی عکس شهرام شکوهي عکس شهرام شکوهي و همسرش دانلود عکس شهرام شکوهي عکس جديد شهرام شکوهي عکس از شهرام شکوهي عکس هاي شهرام شکوهي عکس شهرام شکوهی خواننده عک...
مصاحبه با امین حیایی امین حیایی هنوز سوپراستار سینمای ایران است و با اینکه دیگر بازیگر پرکار سال‌های قبل نیست اما هنوز هیچ‌کس نتوانسته جایش را بگیرد. او به اندازه موهای سر...
مصاحبه با هادی عامل عکس هادی عامل عکسهای هادی عامل هادی عامل هادي عامل كشتي هادی عامل هاشمی هادی عامل کشتی هادی عامل ویکیپدیا هادی عامل ویکی بیوگرافی هادی عامل بیوگرافی ...
درباره کار و زندگی متفاوت محسن چاوشی محسن چاوشی درباره محسن چاوشی درباره ی محسن چاوشی نظر داریوش درباره محسن چاوشی همه چیز درباره محسن چاوشی نظر امید درباره محسن چاوشی درب...
مصاحبه با کسرا عزیزا کسرا عزیزا با فیلم «تگرگ و آفتاب» به دنیای سینما معرفی شد. او دانش آموخته موسیقی است و قطعا چهره و صدای او برای بسیاری از علاقه مندان به موسیقی آشناست...
مصاحبه با علیشمس متولد انگلیس است و اصالتش به استان گلستان برمی‌گردد. موسیقی را با «سعید كرمانی» و «ساسان منفرد» (ساسی‌مانكن) آغاز كرد و از همان ابتدای فعالیت‌هایش هم ...

بیوگرافی محمد دلاوری خبرنگار صدا و سیما

گفتگو با محمد دلاوری مجری وخبرنگار

به بهانه برنامه توقف ممنوع سراغ محمد دلاوری خبرنگار و مجری نام آشنای این برنامه رفته ایم در ادامه گپ و گفت ما با محمد دلاوری را میخوانید.

خبرنگاری که از روزنامه کیهان شروع می کند. به صدا وسیما می رود و حالا پس از اتمام ماموریتش در بلژیک، به عنوان مجری یک برنامه زنده چالشی، دوباره حضورش در رسانه ملی پررنگ می شود.

« محمد دلاوری » ،خبرنگار، حالا با یک برنامه فرهنگی _اقتصادی دوباره بر سر زبان ها افتاده است. در یکی از روزهای پاییزی میزبان محمد دلاوری می شویم. با او به دنیای خبر سرک می کشیم و از «کیهان» تا «توقف ممنوع » را مرور می کنیم.

در خانه ما کتاب نبود

محمد دلاوری در سال ۱۳۵۲ در یک خانواده بازاری تهرانی متولد می شود. «فرزند ناخلف این خانواده من بودم که جای نشستن در حجره پدر ، زیر گذر لوطی صالح ، یا در حال تماشای نقش و نگار کاشی های چهارسوق بزرگ بودم یا ورق زدن کتابهای کتابخانه مسجد امام .

پیش از آنکه در جهان من کتابخانه کشف شود، در خانه فقط کتاب قرآن و رساله آقای گلپایگانی را ورق می زدم و چنان عطشی به کلمات داشتم که تا شعری با آواز از تلویزیون پخش می شد تند تند می نوشتمش با هزار غلط ،​حضرت مادر که نگران کودک بی عقلش بود می پرسید چرا اینها را می نویسی؟ می گفتم مادر!

می نویسم که حفظ شوند ،​از بین نروند . تصور کنید وقتی که در ماه های آخر دبستان کمی از خانه دور شدم و روی بساط کتاب فروش محله کتاب ها را ورق زدم، سرم گیج رفت.​ همه همان شعرها که من می خواستم حفظ شان کنم توی آن کتاب جلد سیاه جمع شده بودند و رویش به زرکوب نوشته بودند دیوان حافظ!»

بیوگرافی محمد دلاوری خبرنگار صدا و سیما

دوست داشتم کارگردان شوم

از دوره نوجوانی علاقه اش به کار رسانه شروع می شود و به قول خودش بیش از آنکه سرش به درس گرم باشد، دنبال سینما بوده است: «مجله فیلم می خواندم و در خیالم بود که یک روز کارگردان شوم منتها خانواده متقی و پرهیزکار من با سینما و اینجور قرتی بازی ها به شدت مخالف بودند، حق هم داشتند. سینما را که نمی خوانند، می بینند!»

علاقه او به نویسندگی باعث می شود که پایش به مطبوعات باز شود تا اینکه به دوران دانشگاه می رسد و برخلاف علاقه، دانشجوی رشته شیمی می شود: «آن روزگار درس خوان ها رشته ریاضی می خواندند و تنبل ها علوم انسانی و من از شانس بدم متوسط بودم و رفتم علوم تجربی و نتوانستم در میان تنبل ها انسانی بخوانم ک،ه تمام عشقم بود، واقعا چه خواهد شد سرنوشت مردمی که اینقدر به سرنوشت سازترین دانش بشری یعنی علوم انسانی بی مهر بوده اند؟ و بالاخره دانشگاه هم شیمی خواندم بی هیچ علاقه و انگیزه ای.»

شهادت آوینی نقطه عطف زندگی من شد

دوران جوانی دلاوری با شهادت «سیدمرتضی آوینی» هم زمان می شود تا این حادثه، نقطه عطفی در زندگی او شود. «مرتضی آوینی که شهید شد زندگی من پر شد از کتاب ها ، عکس ها و خاطرات این مرد ،​او بعد از شریعتی دومین ابرمرد زندگی من بود.

با دفاع مقدس خبرنگاری من شروع شد

چگونه خبرنگار شدنش هم ماجرای جالبی دارد. « آقای مرتضی سرهنگی را در نمایشگاه کتاب دیدم و نمی دانستم کیست. دوستم به من گفت: تو که این همه به نوشتن علاقه داری، من این آقا را در تلویزیون دیدم. فکر کنم بتواند کمکت کند.

من هم رفتم پیش او و گفتم که خیلی به دفاع مقدس علاقه دارم و درباره آن مطلب می نویسم. او هم گفت بیا دفتر تا با هم صحبت کنیم. آنجا رفتم و نوشته ای را بردم که اگر الان آن را بخوانم، خنده ام می گیرد.

تصور کنید یک بچه ۲۰ساله جوری از جنگ نوشته بود که انگار ۳۰ جنگ چریکی را رد کرده و چه گوآرایی است برای خودش! مرتضی سرهنگی بزرگ چنان نوشته کودکانه ام را تمجید کرد که بال درآوردم ، بلافاصله تا متن را خواند، گفت عجب متنی. چقدر عالی!

من هم بال درآوردم و با خودم گفتم این آقا که در تلویزیون است، از مطلب من تعریف کرده! از آنجا مرا به روزنامه کیهان فرستادند. برای من آن روزها کیهان ابرقدرتی بود و باور نمی کردم بتوانم کنار کسانی چون شکرخواه و صدیقی بنشینم.»

بیوگرافی محمد دلاوری خبرنگار صدا و سیما

الان را نگاه نکنید من خیلی خجالتی بودم!

شاید باورش سخت باشد؛ اما خبرنگار پرشروشور صداوسیما در آغاز کار حرفه ای، جوانی محجوب و خجالتی بوده: «آن روزها من جوانی بودم ،​محجوب ،​ با ریشهای بلند ، در خود فرورفته مثل بودای عابدی بودم که وسط میدان توپخانه رها کرده اند.

شهادت نامه شهدا را می خواندم و گریه می کردم. جز نام روزنامه کیهان کمترین درکی از سیاست نداشتم و منزوی در گوشه تحریریه حال و هوای خودم را داشتم. آن زمان ها حتی مقاله که می نوشتم، اسمم را پایش نمی گذاشتم و فکر می کردم این منیت و تکبر است و من باید خودم را از منیت رها کنم .

ماه های اول که به تور دوستی خوردم که اصلا دلش نمی خواست من چیزی بنویسم ، برای همین مدت ها بود که در کیهان بودم؛ اما صرفا ویرایش می کردم تا اینکه به قسمت اندیشه کیهان رفتم.

آنجا هم نتوانستم چندان با فضای کار کنار بیایم .کم کم به یک آدم منزوی در کیهان تبدیل شدم.» همکاری دلاوری با کیهان چهار سالی طول می کشد تا اینکه دوباره خیلی اتفاقی وارد صداوسیما می شود.

صفارهرندی گفت: چه بهتر که رفتی

از تلخ و شیرین روزهای خبرنگاری در کیهان می پرسیم و اول سراغ خاطره های خوب می رویم. «روز اولی که به تحریریه رفتم، آقایی کنار من نشسته بود و به من خوش آمد گفت. نام او را که پرسیدم گفت من حسین فتاحی هستم. باورم نمی شد. گفتم شما همان آقای فتاحی هستید که در کیهان بچه ها پاورقی می نویسد؟

این برای من خیلی شیرین بود که روز اول، کنار کسی نشستم که سال ها پاورقی های او را می خواندم. یا مثلا من جایی قرار داشتم که یک سمت من یونس شکرخواه نشسته بود و طرف دیگرم فریدون صدیقی.

مصاحبت با این آدمها هنوز هم برای من موجب افتخار است چه برسد به آن روزها ،اما با همه اینها نه من با کیهان کنار آمدم نه کیهان با من تا اینکه رفتم ، از قضا آقای هرندی که آن روزها سردبیر من بود یک روز که مرا دید گفت چه خوب شد که رفتی تو جنست به آنجا نمی خورد.»

در «صرفا جهت اطلاع» به دنبال گاف گرفتن نبودم

ماجرای کارنامه و معدلش را بهانه می کنیم تا از او درباره مرز انتشار خبر نظرخواهی کنیم. از اینکه ما تا کجا اجازه پخش حقایق و اخبار را داریم. «آنچه نباید منتشر کنیم، آن مواردی است که فقط هیجان های خودمان را پوشش بدهد و لذت روی موج بودن ما را تامین می کند.

کما اینکه در صرفا جهت اطلاع بارها به من آیتم هایی را پیشنهاد می دادند که فرضا طرف از پله پایین آمده و خورده زمین، یا مثلا کسی در حال صحبت کردن بوده ناگهان کلمه ای به زبان می آورد که خیلی بد بوده است.

من هیچ کدام از این ها را در صرفا کار نمی کردم ،​مسئله ما در صرفا نقد مصائبی است که مثل خوره از درون ما را می پوساند ،​ قرار ما این بود که به ناهنجاریهای زیربنایی بخندیم و مردم در حال لبخند زدن ، به درک عمیق تری از جامعه و فرهنگ خودشان برسند.»

به قسمت جالب ماجرا و نقطه ای که دلاوری با آن معروف شد، می رسیم؛ به روزهای تولد «صرفا جهت اطلاع»: «کار صرفا از جایی شروع شد که مدیر واحد مرکزی خبر به من گفت می خواهیم بسته ای ببندیم و با اخبار شوخی کنیم.

من هم خوشحال از اینکه می دانستم این ایده به بار خواهد نشست ،​ مطلبی نوشتم که همکاران بعد خواندنش گفتند خوب است اما پخش که نمی شود! اما آن مطالب به عنوان اولین بخش از «صرفا جهت اطلاع پخش شد.»

جالب تر از خود برنامه، واکنش ها به آن بود او از اولین و شیرین ترین این بازخوردها می گوید: «فردای شبی که اولین برنامه پخش شد، پدرم به من تلفن کرد و گفت : چی شده؟ چرا داری این کار را می کنی؟ چرا با نظام درافتادی؟

من رفتم مسجد همه می گویند پسرت با نظام درافتاده. بنده خدا مدام می گفت: این کار را نکنی و به نظام ضربه نزنی. من هم گفتم: نگران نباش پدر. به خدا اینطوری نیست. یا مردم که مرا بعد از اولین بخش صرفا جهت اطلاع در خیابان می دیدند، می گفتند هنوز زنده ای؟!»

بیوگرافی محمد دلاوری خبرنگار صدا و سیما

لالایی محبوب ترین آیتم صرفا بود

یکی از محبوب ترین آیتمهای صرفا آیتم لالایی بود. آیتمی که بین مردم با بازخوردهای مثبت و بانمکی همراه بوده: «برای اولین بار روی یک سمیناری که همه خواب بودند، صدای لالایی گذاشتیم و بازخوردها آنقدر عجیب بود که مردم در خیابان که مرا می دیدند، سرهای خود را از شیشه ماشین بیرون می آوردند، دست تکان می دادند و می گفتند سنجاب لالا خورشید لالا. و آنقدر آن را دوست داشتند که درخواست می کردند آن را با یک همایش دیگر تکرار کنیم و به جایی رسید که خودم آن را متوقف کردم.

البته این داستان، قسمت بد هم داشت چرا که افراد خوابیده در این همایش ها را که از قضا متعلق به یک نهاد نظامی بود توبیخ کردند ، این قصه مرا بسیار آزرده خاطر کرد ،​زنگ زدم به این دوستان و گفتم خودتان را توبیخ کنید که هزاران همایش بی خاصیت برگزار می کنید و از شرکت کننده ای که هیچ انگیزه ای برای شنیدن حرفهای تکراری ندارد انتظار دارید نخوابد .»

گل کردنِ برنامه صرفا و پخش شدن شماره خبرنگار متفاوت آن، باعث شده بود که مردم وقت و بی وقت با او تماس بگیرند و مثلا به او سوژه بدهند. «ساعت سه نصفه شب زنگ می زدند می گفتند من الان بیمارستانم. دخترم را پذیرش نمی کنندیا مثلا یکی مدام تماس می گرفت.

من هم شماره غریبه را جواب نمی دادم ، آنقدر زنگ زد که بالاخره من برداشتم. گفت: آقا خوب هستید؟ من خیلی خوشحالم با شما صحبت می کنم. این پیچ کارتل فلان جای مثلا روغن پژو هست؟ گفتم خب؟ گفت گیر نمی آید. لطفا در صرفا جهت اطلاع پیگیری کنید!»

از دوربین صرفا می ترسیدند

پس از چند برنامه چالشی، دوربین صرفا جهت اطلاع به یک تابو تبدیل می شود. « وقتی به خیلی جاها مثل نهاد ریاست جمهوری می رفتم راهم نمی دادند و اتفاق من خوشحال می شدم؛ چون دوست نداشتم در این برنامه ها شرکت کنم و همین برای من سوژه می شد.

یک خبرنگار مظلومی هم به اسم میثم دلاوری و هم نام من بود که او را هم دیگر به برنامه ها راه نمی دادند! تا اینکه یک بار هم در صرفا گفتیم این میثم است؛ من نیستم. با او کاری نداشته باشید.»

«تمام اخباری که خبرنگاران واحد مرکزی خبر می فرستادند را رصد می کردم و بعد از حدود یک هفته دستم آمد که چه کسانی به خودی خود گاف هستند ، چه رویدادهایی را باید رصد کنم که نشان دهم زیرپوست سیاست چه می گذرد و ما دچار چه خطاهای راهبردی هستیم .

یکی از سوژه ترین ها آقای بهبهانی وزیر راه آن روزها بود. اما جالب این است که یکبار همدیگر را در ریاست جمهوری دیدیم و ایشان به من گفت من عاشق برنامه تو هستم. من هم می گفتم من هم عاشق تو هستم.»

کتابم به زودی منتشر می شود

صحبت از بلژیک که می شود، سراغ ماموریتهای کاری او هم می رویم « ماموریت های دوسه هفته ای به خیلی از کشورهای جهان داشته ام؛ اما طولانی ترین ماموریت های من لبنان و عراق بود و دوسال و نیمی که به بلژیک رفتم.» از ماموریت بلژیک و کمتر دیده شدن سال های اخیر هم می گوید و معتقد است این در حاشیه بودن به نفع او بوده است. «با اینکه گزارش هایم در بلژیک خیلی دیده نمی شد.

اما برای من خیلی خوب بود و من موفق شدم در این فرصت کلی مطلب و یادداشت بنویسم. در آنجا درباره لایه های زیرین سیاست و فرهنگ اروپایی در فراغ بال فکر کردم و در همان جا کتابی را نوشتم که الان با ناشران دنبال انتشار آن در حال مذاکره هستم.» خاطره ای هم دارد از بعد اتمام ماموریتش در بلژیک.

«یک بار ساعت ۱۲ شب وارد یک رستوران درجاده چالوس شدم. صاحب مغازه به همکارش گفت: اکبرآقا بیا. این همان آقای نجفی است که از هلند اخراجش کرده اند. من هم گفتم اولا او نجفی نیست؛ نجف زاده است. ثانیا او هلند نبود، فرانسه بود. در ضمن من دلاوری هستم که بلژیک بودم.»

بیوگرافی محمد دلاوری خبرنگار صدا و سیما

کار خبر در کشور ما حرفه ای نیست

علاقه ای به تماشای بخش های خبری سیما یا خواندن خبر در بسیاری از روزنامه ها ندارد و معتقد است: «اخبار در رسانه های ایران بسیار غیرحرفه ای تولید می شود و گاهی اخبار ما بیشتر بیانیه است تا خبر. فلانی این را گفت فلانی آن را گفت و بهمانی کلنگ زد. خب این ها خبر نیست. این فضا باید به سرعت جمع شود .

من هم هیچ گاه علاقه ای به این نوع اخبار نداشتم؛ اما خود خبر برای من هیجانی داشت. به هر حال بودن در صحنه هایی که آن حادثه ها اتفاق می افتد و روایت کردن آن ها برای من جذاب بود.»

از بین برنامه های غیرخبری هم فقط برنامه زاویه و خندوانه را دنبال می کرده. معمولا هم اهل سریال دیدن نیست؛ اما می گوید :«سریال پایتخت را از اول تا آخر تماشا کردم و خیلی هم کیف کردم.»

اخبار را بیشتر از طریق سایت ها و خبرگزاری ها دنبال می کند. برای سر زدن به این سایت ها هم اولویت بندی جالبی دارد: «اگر دولت اصلاح طلبان بر سرکار باشد.

رسانه اصولگرایان را رصد می کنم و اگر دولت اصولگرایان باشد، اول به خبرگزاری های اصلاح طلبان سر می زنم؛ چون خبر ها در جناح مقابل دولت است. معتقدم انتخاب یک منبع خبری اشتباه بزرگی است هر خبری را باید از موافق ترین و مخالف ترین رسانه به آن خبر دنبال کرد.»

بازگشتی جنجالی با «توقف ممنوع»

»توقف ممنوع» تجربه و برنامه ای متفاوت از محمد دلاوری است که با همان رویکرد قبلی آقای صرفا جهت اطلاع روی آنتن می رود. دلاوری این بار به گفته خودش به دنبال آن می رود که در کار اجرا برندی جدید را معرفی کند: «احساس کردم فضای مناسبی است و اختیارم در این جور برنامه ها بیشتر است.

حوزه اقتصادی از موضوعاتی بود که در بلژیک خیلی به آن فکر کردم. بحران اقتصادی موجب شده اروپا بیشتر صورت اقتصادی خود را به نمایش بگذارد و من در این فرصت به تهدیدها و فرصت ها در این حوزه بسیار فکر کردم.»

دلاوری همیشه به دنبال ایده های نو بوده و حالا در میان طیف رنگارنگ برنامه های اقتصادی و گفت وگومحور رسانه ملی، از او می خواهیم از فرق توقف ممنوع با بقیه این برنامه ها بگوید: «اتفاقا یکی از آیتم های توقف ممنوع این بود.

گفتم در یک ساعتی از روز زدم شبکه یک، دو نفر داشتند با هم حرف می زدند. شبکه دو دو نفر با یک نفر داشتند حرف می زدند و شبکه سه دو نفر با دو نفر. ایده خودم این است که توقف ممنوع باید به صراحت وارد موضوعاتی شود که حرف زدن درباره آنها به غلط به تابو تبدیل شده است.»

از او سوال می کنیم که توقف ممنوع هم به اندازه صرفا مخاطب جمع می کند یا نه که می گوید: «توقف ممنوع هیچ وقت مثل صرفا نخواهد شد.

چون اولا صرفا مردم را می خنداند. یکی از بزرگترین موفقیت های رسانه ای این است که بتواند مردم را بخنداند. دوم اینکه خیلی از خط قرمزها را زیر پا گذاشته بود. توقف ممنوع این ویژگی ها را ندارد و اگر به همان اندازه معمولی و معقول هم مخاطب داشته باشد. ما راضی هستیم

هیچ وقت دنبال کپی کاری نبوده ام

با کپی کاری مخالف است و برای همین می گوید هیچ وقت دنبال یک نود اقتصادی نبوده: «به نظر من یک اشتباهی که ما می کنیم این است که سریع دنبال تقلید کردن تجربه های موفق می رویم. می شود فکرهای جدید کرد و راه های جدید پیدا کرد.

بلایی به سر صرفا هم آمد و از ماه سوم من هر شبکه ای می زدم، یک نفر خیلی لوس و بی مزه داشت از صرفا تقلید می کرد همچنان هم این تقلید ها ادامه دارد و کار را به جایی رسانده که من از شنیدن برنامه ای که تلاش می کند با آن لحن روایت کند عصبی می شوم.»

محمد دلاوری ، عکس ها و بیوگرافی محمد دلاوری خبرنگار

مصاحبه با سمیرا، همسر عادل غلامی والیبال این روزها بحث داغ همه مردم است. بحثی که با دو برد تیم ملی مقابل آمریکا داغ تر هم شد و امید صعود به مرحله بعد لیگ جهانی را در دوستداران این رشت...
بیوگرافی مهدی قصری‌ زاده + عکس   مهدی قصری‌ زاده ( متولد سال ۱۳۵۲) سردبیر و گوینده اخبار شبکه قرآن صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران است.وی از زمان کودکی در محافل تلاوت قر...
مصاحبه با حشمت مهاجرانی حشمت مهاجرانی حشمت مهاجرانی ویکی پدیا زندگینامه حشمت مهاجرانی عکس دختر حشمت مهاجرانی امید جوان: سال 2066، شهر نیویورک نورنبرگ آلمان، صرف شام قبل ا...
بیوگرافی سیاوش صفاریان‌ پور + عکس   سیاوش صفاریان‌ پور مجری تلویزیونی است. ورود به تلویزیون وی از حدود ۱۲ سالگی به اخترشناسی علاقه‌مند بود و این علاقه او را به ...
مصاحبه با سردار آزمون بی شک سردار آزمون یکی از پدیده های تیم ملی در جام ملت های آسیا بود. او با گل های حساسی که برای تیم ملی به ثمر رساند، نوید ظهور یک مهاجم تمام عیار را د...
مصاحبه با مریم حیدرزاده بیوگرافی مریم حیدرزاده (+تصاویر) زادروز : ۲۹ آبان ۱۳۵۶ پیشه : شاعر ، ترانه‌سرا ٬ نویسنده ، نقاش مریم حیدرزاده متولد ۲۹ آبان ۱۳۵۶ نقاش ٬ نویسنده...
بیوگرافی حمید عاملی حمید عاملی متولد ۱۳۲۰ تهران است. وی از سال ۱۳۳۴، در مجلات کیهان بچه‌ها، اطلاعات هفتگی، نگارش داستان‌های کوتاه را به خصوص برای کودکان آغاز کرد و سال‌ها...
مصاحبه با شهرام جزایری عرب   ایسنا: شهرام جزایری مصاحبه‌ای با روزنامه اعتماد کرده که جالب و شنیدنی است. جزایری در گفت‌وگویی تاکید کرد از اینکه مفسد زنده خطاب شود نار...
مصاحبه با ماهایا پطروسیان باورش سخت است اما 23 سال از زمانی كه دختر پر شروشور فیلم «دیگه چه خبر» تصویرش بر پرده سینما نشست می‌گذرد، 23 سالی كه نمی‌توان گذرش را بر چهره‌اش دید. ...
مصاحبه با محسن قهرمانی محسن قهرمانی درست جمعه 29 شهریور 92 بود که در بازی سپاهان و پرسپولیس آن تصمیم جنجالی را گرفت و بازیکن تیم پرسپولیس را اخراج کرد. بعد حواشی بی پایان...
مصاحبه با سحر قریشی   سحر قریشی را جزو خوش شانس ترین بازیگران زن باید دانست چرا که با همان نقش اولش توانست یک شبه ره صد ساله را طی کند و به یک بازیگر چهره بدل...
بیوگرافی مریم شیرزاد + عکس   مریم شیرزاد زمینه فعالیت رادیو تولد ۱۳۳۸ تهران ملیت ایرانی پیشه دوبلر و گوینده مدرک تحصیلی رشته ...
بیوگرافی فرزانه سادات معصومیان + عکس   فرزانه سادات معصومیان زمینه فعالیت مجری و گوینده خبر صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران تولد ۱۳۴۸ تهران ملیت ا...
دختر بیژن بنفشه خواه «یاسمین» دختر بیژن بنفشه خواه «یاسمین» یاسمین دختر بیژن بنفشه خواه کمتر از راز برخوردار است! در مورد ایشان هم در جستجوها متوجه شدیم که آقای بنفشه خواه به تا...
مصاحبه با پروانه کاظمی فاتح اورست تعداد زنان هیمالیانورد دنیا زیاد نیست. پروانه کاظمی یکی از آنهاست که چهره شناخته شده ای در جهان دارد. او به قله های بلندی در رشته کوه هیمالیا صعود کرد...

مصاحبه خواندنی با فریبا نادری

همراه دمنوش گل گاوزبان و مخلفات که آن را هم مهمان فریبا نادری بودیم. در پی این عادت شکنی با آدمی روبه رو شدیم که مهربان و مثبت بود و هراسی از این نداشت تا از خودش و خانواده‌اش بگوید.

خلاف همیشه که در آتلیه یا دفتر مجله با آدم‌معروف‌ها برای مصاحبه قرار می‌گذاشتیم این بار به پیشنهاد فریبا نادری در کافه قرار گذاشتیم تا گفت‌وگوی گرم‌تری داشته باشیم. همراه دمنوش گل گاوزبان و مخلفات که آن را هم مهمان فریبا نادری بودیم. در پی این عادت شکنی با آدمی روبه رو شدیم که مهربان و مثبت بود و هراسی از این نداشت تا از خودش و خانواده‌اش بگوید. از دوست‌داشتنی ها و نداشتنی‌هایش.

اگر بخواهیم او را کوتاه تعریف کنیم باید بگوییم هیچ ربطی به نقش خود در ستایش ۲ ندارد و حتما توانایی ویژه‌ای داشته که توانسته آن نقش را تمام و کمال در بیاورد. با اینکه جوان است پخته‌تر از سن خود صحبت می‌کند و انرژی مثبتی دارد. یک جورهایی جمع اضداد هم هست. در لباس پوشیدن روی مد و به روز است اما دوست دارد سنتی رفتار کند. خلاف خیلی از خانم‌ها عاشق فوتبال است و در این گفت‌وگو از رازهایی می‌گوید که خواندنی است.

 

مصاحبه خواندنی با فریبا نادری

 

شایعه ازدواج با مهدی سلوکی
خیلی وقت است که دیگر با مجله‌های زرد مصاحبه نمی‌کنم. برایم خسته‌کننده شده. چرا باید مردم از این بدانند که من چه می خورم و چه نمی خورم یا اینکه قصد ازدواج دارم یا ندارم. فکر می‌کنم مجلات زرد مردم را از واقعیت دور می‌کنند و نمی‌گذارند آن چیزی که باید از زندگی هنرمندان و بازیگران و آدم‌های موفق به مردم برسد. هر روز یک چیزی را شایعه می‌کنند که فقط باعث فروش بیشتر خودشان می‌شود؛ مثلا یک روز شایعه می‌کنند فریبا نادری با مهدی سلوکی ازدواج کرده.

تمام مدرک‌شان هم برای حرف‌شان این است که مهدی سلوکی و فریبا نادری در ستایش ۲ همکاری کرده‌اند. دوست دارم در مصاحبه‌هایی که می‌کنم برادر و خواهرهایم حضور داشته باشند اما به خاطر همین بی‌اخلاقی‌ها آنها  ترجیح می‌دهند خیلی آفتابی نشوند و حریم شخصی خودشان را داشته باشند.

قرار در کافه
به خاطر این با شما – بچه‌های ایده‌آل- در کافه قرار گذاشتم که بگویم می‌توان برای مصاحبه از فضاهای رسمی فاصله گرفت. قرار نیست همیشه در دفتر مجله یا دفتر کار و خانه این اتفاق بیفتد. در کافه آدم‌های دیگر هم هستند که با هم گفت‌وگو می‌کنند و این؛ فضا را گرم و بدون رودربایستی می‌کند. واقعیت دیگری هم که وجود دارد این است که دوست نداشتم این اتفاق در خانه‌ام بیفتد.

به خاطر اینکه عکاس هم همراه شما بود و اگر عکس می‌گرفت ممکن بود مردم خیلی از چیزها برایشان حسرت ایجاد کند. بسیاری از مسائلی که برای یک طبقه اجتماعی و اقتصادی عادی و معمولی است برای یک طبقه دیگر آرزوست. من هم دوست نداشتم کسی از دیدن خانه و زندگی من ناراحت شود.

 آشنایی با مسعود رسام
هیجده، نوزده سالم بود که همراه دوست گریمورم به دفتر مسعود رسام رفتم تا تست بازیگری بدهد. مسعود بازیگران فیلم «مروارید سرخ» را انتخاب می‌کرد و از افراد مختلف تست می‌گرفت. من هم اصلا در این فکرها نبودم که از اتاق بیرون آمد و گفت: نوبت شماست. گفتم: من برای تست نیامدم؛ دوستم آمده است. مسعود هم گفت حالا که تا اینجا آمده‌ای بیا تست بده.  آن روز خیلی خوشحال شدم اما می‌دانستم خانواده‌ام مخالفت می‌کنند.

در تست که قبول شدم برای مدتی به کلاس‌های آموزشی بهروز بقایی رفتم تا توانایی‌های بازیگری‌ام را تقویت کنم. در قراردادی که برای بازی در آن فیلم بستم قید شده بود که خانواده‌ام بتوانند سر صحنه حاضر شوند. «مروارید سرخ» فیلمی بود که باعث شد با مسعود رسام آشنا شوم.

یک مسلمان دو آتشه
من یک مسلمان معتقدم. شاید ظاهرم مثل عرفی باشد که در جامعه وجود دارد اما به احکام دینم پایبندم. نماز می‌خوانم و مرجع تقلیدم آیت‌الله مکارم شیرازی هستند که بارها با دفترشان تماس گرفته‌ام تا در موارد مختلف سوال کنم و جوابم را بگیرم. خمس و زکات هم جزو چیزهایی است که همیشه سر وقت آنها را پرداخت می‌کنم و از واجبات زندگی من است. بی‌اندازه عاشقان امامان (ع) هستم و دوستشان دارم.

اینها عزیزدل هستند. به حرف مردم هم کاری ندارم که ممکن است چه فکری کنند. وقتی برای زیارت به نجف و کربلا رفته بودم و عکس‌های آن را در اینستاگرام گذاشتم بعضی‌ها حرف‌هایی زدند که نشان می‌داد هنوز فرهنگ و جنبه استفاده از یک فضای مجازی جا نیفتاده. می‌گفتند چطور آنجا رفته‌ای چادر به سر کرده‌ای و وقتی برگردی دوباره کشف حجاب خواهی کرد. پیش خودشان فکر نکرده بودند که شما در همین امامزاده صالح  (ع) که می‌روی چادر می‌دهند تا سر کنی و حرمت فضا را نگه‌داری. آن وقت از من توقع داشتند با پوشش همیشگی‌ام که عرف شهر تهران است در آنجا حضور پیدا کنم. امام رضا (ع)، امام حسین (ع) و حضرت علی (ع) بیشترین احترام را برای ایشان قائل هستم و من وظیفه داشتم که آن طور رفتار کنم.

 

مصاحبه خواندنی با فریبا نادری

 

سود و ضرر زندگی مستقل
مدت‌هاست که مستقل زندگی می‌کنم و نیازی به این ندارم که کسی خرجم را بدهد. از سال ۸۵ که ماهی ۵۰۰ هزار تومان درآمد داشتم تا حالا می‌توانم خودم را اداره کنم. با اینکه می‌توانم از خانواده‌ام پول بگیرم یا در کنار آنها باشم اما ترجیح می دهم مستقل باشم. خیال نکنید که الان مثلا ماهی دویست میلیون درآمد دارم. البته بازیگرانی هستند که این درآمد را دارند و آخر سر هم فیلم‌شان نمی‌فروشد. ما هم مثل همه مردم مشکلاتی داریم؛ مثلا شده که چند ماه اجاره‌خانه نداده‌ام اما صاحبخانه‌ام آنقدر انسان متدین و شریفی است که همیشه دست نگه می‌دارد و فشاری به من وارد نمی‌کند. خدا را شکر در چنین شرایطی همیشه خانواده‌ام هوایم را دارند.

کودکی و جوانی شاد
در کودکی شیطان و بازیگوش بودم. پای تمام بازی‌ها و کارهایم برادرم حمید بود. به خاطر او شیطنت‌هایم هم پسرانه شده بود. به جای عروسک عاشق توپ چهل تکه بودم و توی کوچه با بچه‌ها هفت‌سنگ و فوتبال بازی می‌کردم. البته من به خوبی پسرها نمی‌توانستم فوتبال بازی کنم اما کمی اذیت‌شان ‌کرده، دروازه‌ها را کوچک و بزرگ می‌کردم. (خنده)

از همان کودکی همیشه عشق بازیگری و فیلم بودم. دوست داشتم جای قهرمان‌هایی باشم که دوستشان دارم. این علاقه همیشه با من بود و حتی در دوران راهنمایی که تحصیل می‌کردم پیشنهاد اجرای برنامه نیمرخ به من داده شد اما خانواده‌ام مخالف بودند و نشد. من در خانواده‌ای بزرگ شدم که دستشان به دهانشان می‌رسید و هیچ وقت احساس نمی‌کردم که چیزی برایم فراهم نشده؛ به خصوص که ته‌تغاری بودم و پدر و مادرم دلشان نمی‌آمد خواسته‌هایم را برآورده نکنند. با وجود علاقه‌ام به بازیگری در دانشگاه گرافیک کامپیوتر خواندم؛ به خاطر اینکه خانواده میانه خوبی با این هنر نداشتند.

سنتی سنتی
من ترجیح می‌دهم المان‌های زندگی‌ام سنتی باشد و رنگ و بوی روابط گذشته را بدهد. دوست دارم وقتی شب یلدا می‌شود جای دورهمی و مهمانی‌های بی‌ربط کنار خانواده باشم و حافظ بخوانم. ما سنت‌های خوبی داریم که به هر دلیلی در زندگی امروز مردم کمرنگ می‌شوند. شاید دلیل آن مشغله بیش از حد به خاطر نان باشد یا آمدن پدیده‌هایی مثل تلگرام و اینستاگرام که آدم‌ها را جور دیگری به هم وصل می‌کند. البته این اتفاق در شهرستان‌ها کمتر افتاده است. در هر صورت من یک آدم سنتی‌ام که دوست دارم رسم و رسومات را زنده نگه دارم و از آنها لذت ببرم. درست است که در لباس پوشیدن و زندگی فردی به روز و تازه هستم اما این منافاتی با سنت گرایی و زنده نگه داشتن رسم و رسومات ندارد.

دوران عاشقی
بعد از آشنایی با مسعود رسام و گذشت زمان حس می کردم که او احساس خاصی نسبت به من دارد. مسعود عاشقم شده بود و یک روز آن را بر زبان آورد. من هم در مقابل عاشق شدم؛ یعنی او من را هم عاشق کرد. بعد از دوران عاشقی تصمیم گرفتیم که با هم ازدواج کنیم. شاید خیلی‌ها فکر کنند من از بیماری او خبر نداشتم که تن به این ازدواج دادم اما این جور نبود؛ من از سال ۸۳ می‌دانستم که مسعود سرطان دارد. سال ۸۵ که با من ازدواج کرد دکترها می‌گفتند کمتر از شش ماه دیگر سرطان کار خودش را خواهد کرد اما معجزه عشق، امید و همنشینی با هم باعث شد که تا سال ۸۸  با سرطان بجنگد.

این جور وقت‌ها خیلی‌ها آدم را قضاوت می‌کنند. ممکن است فکر کنند به خاطر ثروت مسعود رسام بوده که من حاضر شدم با مردی که ۲۷ سال با من اختلاف سنی دارد ازدواج کنم. کسانی که مسعود رسام را از نزدیک می‌شناسند از وضعیت زندگی او خبر دارند و می‌دانند که او ثروتمند نبود. ازدواج با مسعود آنقدر عاشقانه و مهم بود که با وجود مخالفت‌های خانواده این کار را کردم.

حتی پدرم حاضر نبود من را ببیند و این اتفاق نیفتاد تا زمانی که مسعود تسلیم سرطان شد و از دنیا رفت. همه چیز در آن زمان کوتاه با مسعود برایم خاطره‌انگیز بود و تا همین چند ماه پیش با دختر او در یک خانه زندگی می‌کردیم. من همیشه در زندگی‌ام آدم محافظه‌کاری بودم و دنبال این بودم که بی‌دلیل خودم را در معرض قضاوت دیگران یا مشکل قرار ندهم اما دوست داشتن و عشق آنقدر قوی است که محافظه‌کاری نمی‌شناسد. مسعود رسام از کودکی برایم بت بود و وقتی نام او و برادرش در تیتراژ می‌آمد لذت می‌بردم. چهارشنبه‌شب‌ها این اجازه را داشتم که بیدار بمانم و «خانه سبز» را ببینم. او خاطرات نسلی را رقم زده و برای همیشه در خاطرم می‌ماند.

رفقای فوتبالی کاردرست
علاقه‌ام به فوتبال از همان زمان کودکی شکل گرفت. از همان زمان که آجر دروازه‌ها را جا به جا می‌کردم. الان هم در فوتبال رفقای زیادی دارم. علی انصاریان که به تازگی وارد سینما هم شده از دوستان من است. امیر قلعه‌نویی هم همین‌طور. کاری به این ندارم که ایشان از کدام طبقه اجتماعی آمده‌اند یا طرز حرف زدنشان چطور است. امیر قلعه‌نویی آنقدر کار بزرگ در این فوتبال کرده است که برایم عزیز و محترم باشد. به خصوص که من استقلالی‌ام. با این وجود آقای علی پروین را هم خیلی دوست دارم و با ایشان هم آشنایی دارم. فوتبال هم بخش بزرگی از علاقه و تفریحات من است.

 

مصاحبه خواندنی با فریبا نادری

 

دردسرهای اینستاگرام
اول از همه باید بگویم که هیچ وقت برای صفحه‌ام در اینستاگرام مخاطب غیرواقعی جذب نکردم. پیشنهاد‌های زیادی می‌شود که پول بده تا برایت فالوئور بیاوریم اما این موضوع برایم اهمیتی ندارد. آن کسی که فریبا نادری را دوست داشته باشد خودش صفحه‌ام را دنبال خواهد کرد. بعضی از واکنش‌های مردم در اینستاگرام واقعا آزار دهنده است. هر رفتار عادی تو ممکن است برای این عده غیرعادی باشد و بابت آن فحش بارانت  کنند.

همین کار را اگر خواهر، مادر یا یکی از خانواده‌شان انجام بدهد عیبی ندارد چون کسی نمی‌بیند.  اما من در اینستاگرام سعی می‌کنم حس و حال خودم را در آن لحظه با مردم به اشتراک بگذارم؛ مثلا به خاطر علاقه شدیدی که به حیوانات دارم به سگ کشی که اتفاق افتاده بود واکنش نشان دادم. اینها مخلوقات خدا هستند و برای من ارزش دارند. یک بار سگی در میان اتوبان گیر افتاده بود و این ور و آن ور می‌رفت و ترسیده بود. وقتی از او رد شدم آنقدر دچار دلهره شده بودم که دور زدم و برگشتم تا ببینم برایش اتفاقی نیفتاده باشد.

ماجرای پیشنهاد بی شرمانه در سینما
به نظرم این اتفاق بیشتر از همه به رفتار خود آدم بر می گردد. در هر شغل و حرفه‌ای کسانی هستند که بی‌اخلاقی می‌کنند و حد خود را نمی‌شناسند اما ربطی به این ندارد که این موضوع را به هم نسبت بدهیم. اگر یک نفر در مواجهه با آدم‌های دیگر درست رفتار کند کسی این اجازه را به خودش نمی‌دهد تا به او پیشنهاد بی‌شرمانه بدهد. این خانمی که به خارج از ایران رفته و این حرف‌ها را راجع به سینمای ایران زده اصلا بازیگر نیست که بخواهیم به حرف‌هایش بها بدهیم.

دو تا جمله نصفه و نیمه در فیلم‌ها گفته و حالا نظریه‌پردازی هم می کند. اما در مورد یکی از دوستان دیگر که رفته باید بگویم دلیل رفتن او بیکاری بود. وضع اقتصادی سینما و تلویزیون این روزها خیلی بد شده و کار کمی وجود دارد. حتی فصل سوم ستایش با اینکه مخاطبان زیادی دارد هنوز به خاطر کمبود بودجه به جریان نیفتاده. آن بازیگر هم خرج یک خانواده و یک بچه معلول را می‌داد و نیاز به درآمد داشت. همین شبکه‌ای که او را جذب کرده به خود من برای بازی در یک سریال رقم خیلی خوبی هم پیشنهاد کردند. راستش من نیازی نداشتم و نرفتم.

مصاحبه با لیلی گلستان لیلی گلستان در آستانه‌ی سال نو از روزهای که پشت سر گذاشت، گفت. از انتشار نخستین کتاب تألیفی‌اش تا آرزوها، علاقه‌مندی‌ها و احساس رضایتی که از زندگی دار...
مصاحبه با محمد نادری اگر به مسیری كه در آن قدم گذاشتی باور داشته باشی، روزی فرا خواهد رسید كه مزد دشواری‌ها و سختی‌هایت را می‌گیری و در جایگاهی قرار می‌گیری كه استحقاق آن ...
مصاحبه با استاد ناصر چشم‌آذر از رسیدن ما به منزل استاد در اقدسیه تهران خیلی نمی‌گذرد که همگی مست موسیقی می‌شویم. هماهنگ‌کننده برنامه «حمیدرضا گلشن» است و ما (من، حمید منبتی و امیر...
مصاحبه با ماه چهره خلیلی و همسرش ابراهیم اشرفی همسر ماهچهره نیز مثل او دستی در دنیای هنر دارد؛ دستی که پرقدرت عمل کرده. فیلم های سینمایی «شب بیرون»، «تنها در چند دقیقه سکوت»، «استراحت...
مصاحبه با رامبد جوان عکس رامبد جوان با همسرش عکس رامبد جوان به همراه همسرش عکس های رامبد جوان با همسرش عکس های رامبد جوان به همراه همسرش جدیدترین عکسهای رامبد جوان با همس...
مصاحبه با مارال و مونا فرجاد و پدرشان   ساده و دوست‌داشتنی. باید از نزدیك رابطه استاد فرجاد با دخترانش را ببینید و همینطور رابطه دخترها با پدرشان؛ آنها به قدری صمیمی است كه گوی...
دختر محسن یگانه «نگاه یگانه» دختر محسن یگانه «نگاه یگانه» متولد آبان 93 نگاه خانم که تنها 4 ماه دارد، زندگی محسن یگانه محبوب را حسابی تحت تاثیر خودش قرار داده است. قدیم ترها بچ...
مصاحبه با ناصر ملک مطیعی   واقعا بعید است كسی ملك‌مطیعی را نشناسد؛ حتی اگر از كنار سالن سینما هم رد نشده باشید یا حركات چشم و ابروی او را در كلوزآپ‌های به یاد ماند...
دختر ترانه علیدوستی «حنا» دختر ترانه علیدوستی «حنا» همه بازیگرهای بزرگ بالاخره از یک جایی شروع کردند و برخی هم مانند حنا خانم از کودکی این راه را آغاز می کنند! حنا خانم در ح...
پسر برزو ارجمند «جانیار» پسر برزو ارجمند «جانیار» جانیار پسر برزو ارجمند بازیگر محبوب، این روزها جای خالی پدر را برای برزو ارجمند کمرنگ می کند. از از تماشای رقیبش در آینه ح...
گفتگویی داغ با عروس و پسر داریوش ارجمند مصاحبه ای خواندنی و جالب با عروس و پسر داریوش ارجمند بازیگر پیشکسوت ایران     امیریل ارجمند و یاسمینا باهر این روزها، شرایط ب...
دو قلوهای مجید صالحی «آروین و حنا» دو قلوهای مجید صالحی «آروین و حنا» متولد 93 آروین و حنا دوقلوهای مجید صالحی هستند. ما دقیقا تشخیص ندادیم که کدام حناست و کدام آروین اما فرض را بر ا...
دختر علی کریمی «هیما» دختر علی کریمی «هیما» پسرهای علی کریمی بالاخره صاحب خواهر شدند! آنها نیز درصدد این هستند که هیما خانم را از الان فوتبالی دو آتیشه کنند! اما چون او ...
مصاحبه با مجید مظفری و دخترش عکس مجید مظفری عکس مجید مظفری و دخترش عکس مجید مظفری وهمسرش عکس مجید مظفری با دخترش عکسهای مجید مظفری عکس دختر مجید مظفری عکس همسر مجید مظفری عکس باز...
مصاحبه با علیشمس متولد انگلیس است و اصالتش به استان گلستان برمی‌گردد. موسیقی را با «سعید كرمانی» و «ساسان منفرد» (ساسی‌مانكن) آغاز كرد و از همان ابتدای فعالیت‌هایش هم ...

مصاحبه جدید با ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد

 

مصاحبه جدید با ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد

ترانه علیدوستی گفت: همه عوامل در انتخاب این نقش تاثیر گذار بودند، اما از همه مهم تر نامِ حسن فتحی برایم دلگرمی بزرگی بود زیرا در این سال ها هر سریالی را کارگردانی کرده‌ محبوب‌ترین سریال‌ شده است و مردم با گذر زمان آنها را به خوبی به خاطر می‌آورند.

ترانه علیدوستی بازیگر نقش «شهرزاد» در این سریال درباره اولین تجربه حضورش در یک سریال به خبرنگار فرهنگی خبرگزاری فارس گفت: «شهرزاد» ‌اولین تجربه حضورم در مدیوم سریال است به این دلیل که اصولا سریال کار نمی‌کنم. در وهله بعدی حسن فتحی این سریال را در شبکه نمایش خانگی کلید زد و با توجه به این شرایط باز هم فکر نمی‌کردم در این مدیوم کاری را تجربه کنم،اما زمانی که متن داستان را خواندم نظرم کاملا تغییر کرد و دیدم که با کاری کاملا تازه،جدید و بزرگ روبرو هستم.

این بازیگر با بیان اینکه مجموعه عواملی باعث شد تا نگرانی‌ام برای اولین حضور در یک سریال کمتر شود، ادامه داد: صد در صد همه عوامل در انتخاب این نقش تاثیر گذار بودند، اما در این میان از همه مهمتر نامِ حسن فتحی برایم دلگرمی بزرگی بود چراکه در این سالها هر سریالی را کارگردانی کرده‌اند،‌ محبوب‌ترین سریال‌های دوران خود شده و حتی مردم با گذر زمان آنها را به خوبی به خاطر می‌آورند.

 

مصاحبه جدید با ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد

 

وی ادامه داد:‌ هم بازی‌هایم در این سریال هر کدام از بازیگران مطرح سینما و تلویزیون بودند و همکاری با آنها برایم لذت بخش است که در پذیرش انتخابم نیز تاثیر گذار بود،اما در کنار همه اینها باید بگویم که قصه بیش از همه مرا به این انتخاب ترغیب کرد. هنوز هم این نگرانی برایم وجود دارد چراکه کاری تجربه نشده برای من بود و نمی‌دانستیم از همان ابتدا قرار است چه اتفاقی بیفتد. بهتر است بگویم آنچه توقع داشتم برایم اتفاق افتاده است.

بازیگر فیلم سینمایی «انتهای خیابان هشتم» درباره اینکه آیا «شهرزاد»‌ را بهترین بازی‌اش در این سالها می‌داند، نیز گفت:‌ معتقدم که نمی‌توان نام بهترین و بدترین را روی نقش‌ها گذاشت، اما قطعا شهرزاد یکی از تجربه‌های بسیار ویژه‌ام در این مدیوم است.

 

مصاحبه جدید با ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد

 

وی درباره نقش‌هایی که به خانم‌های بازیگر ما سپرده می‌شود گفت:‌ این موضوع فقط مختص ایران نیست و همه دنیا با این موضوع در ارتباطند، اما در ایران صد برابر بدتر است. متاسفانه گفتمان اصلی رسانه‌ها به این سمت رفته که داستان، قصه‌ و اخبار همگی مردانه هستند و در حالت عادی شاهد حضور زن‌ها در نقش‌های داخل خانه و مکمل افرادی که در حال پیش بردن داستان هستند و همچنین حامی مردهایی که گره‌های اصلی را باز می‌کنند،می‌شویم. معمولا زن‌ها در آثار نمایشی ما زمانی حضور دارند که قصه سوراخ دارد و نمی‌تواند پر شود، زن‌ها در قصه‌های ما فردیت و عاملیت خاصی ندارند و دچار شخصیت پردازی‌های اشتباه هستند.

 

مصاحبه جدید با ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد

 

علیدوستی درباره حضور خانم‌ها در قصه‌هایی که در صدا و سیما به تصویر کشیده می‌شود نیز بیان داشت:‌ این موضوع در صدا و سیما بیشتر دیده می‌شود آنهم به این دلیل که مسئولین در صدا و سیما فکر نمی‌کنند که باید توقع مخاطب را خیلی در نظر بگیرند و به هر حال بودجه‌ای را در میان می‌گذارند و بعد از تولید کارها هم اگر در میزان استقبال مخاطب شکست بخورد و یا کمتر دیده شود،‌برایشان هزینه بر نیست.

 

مصاحبه جدید با ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد

وی ادامه داد: اصلا یادم نمی‌آید که در سریالی خانم‌ها خیلی نقش مهمی داشته باشند و اگر هم این موضوع در آثار نمایشی بوده است در برخی فیلم‌های سینمایی بوده که داعیه فرهنگی داشته و یا فیلم‌های فستیوالی بوده‌اند. بین کارهایی که قرار بوده مردم‌پسند باشند و با توده بزرگتری از عوام ارتباط برقرار کنند،‌ زنی که منفعل نباشد و شخصیت خاصی داشته باشد را کمتر دیده‌ام.

 

مصاحبه جدید با ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد

 

این بازیگر درباره نقشش در سریال «شهرزاد» گفت:‌ شهرزاد دانشجوی پزشکی است که مثل خیلی از جوان‌های آن زمان، زندگیش در کودتای ۲۸ مرداد سال ۱۳۳۲ دگرگون می‌شود. همانطور که دیدید در این سریال بازیگران به طور گروهی کار می‌کنند و نمی‌توان گفت بازیگری دقیقا مقابل بازیگر دیگری بازی می‌کند. بر همین اساس من هم نمی‌توانم بگویم که نقش مقابلم به طور مشخص کدام بازیگر است.

 

مصاحبه جدید با ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد

 

بازیگر فیلم سینمایی «زندگی با چشمان بسته» با اشاره به حضورش در آثار تاریخی نیز بیان داشت:‌ اولین باری است که در یک سریال تاریخی بازی می‌کنم و باید بگویم اولین باری است که لباسی غیر از لباس عادی خودم می‌پوشم و این موضوع یکی از دلایلی است که باعث می‌شود تا سریال «شهرزاد» برایم تازگی داشته باشد.

وی ادامه داد:‌هیچگاه فکر نمی‌کردم که حضورم در یک سریال، تجربه جذابی برایم باشد و جالب است بدانید جای خالی آن را نیز حس نمی‌کردم، اما الان که مدتی از حضورم در این سریال می‌گذرد، با اطمینان می‌گویم که چقدر خوب شد که این اتفاق افتاد چراکه از این تجربه لذت می‌برم.

 

مصاحبه جدید با ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد

 

این بازیگر درباره ادامه‌دار شدن سریال «شهرزاد» ‌در فصل‌های دو و سه نیز تصریح کرد:‌ باید استقبال مخاطبان را دید و اگر اتفاقات خوبی بیفتد من نیز در ادامه با کمال میل همراه سریال خواهم بود.

 

مصاحبه جدید با ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد

 

وی درباره اینکه آیا حاضرید برای حضور در «شهرزاد» کارهای سینمایی‌تان را رد کنید نیز گفت: من در سینما نیز زیاد پر کار نیستم، به همین خاطر این موضوع برایم زیاد مطرح نیست.

 

مصاحبه جدید با ترانه علیدوستی بازیگر سریال شهرزاد

 

علیدوستی که مدتی است مادر شده،درباره به تعادل رساندن کار در منزل و بازیگری نیز گفت:در کل مادر بودن را دوست دارم و فکر می‌کنم در جامعه ما تعداد خانم‌هایی که هم مادر هستند و هم شاغلند زیاد است و بالاخره همه افراد در کنار زندگی شخصی‌شان باید فعالیت‌های اجتماعی داشته باشند.

 

علی مطهری کسی است که حرفش را می زند! عکس علی مطهری عکس علی مطهری در مجلس عکسهای علی مطهری عکس همسر علی مطهری عکس خانوادگی علی مطهری عکس خانواده علی مطهری عکس العمل علی مطهری عکس علی مط...
مصاحبه با وحید امیری وحید امیری برخلاف هم باشگاهی خود یعنی مرتضی پورعلی گنجی و سروش رفیعی در تیم های ملی رده پایه حضور نداشت و مانند وریا غفوری نیز سابقه حضور در چند باشگا...
مصاحبه با سحر ولدبیگی و نیما فلاح   عمرا بتوانید زوجی انرژیك‌تر از آنها در میان هنرمندان پیدا كنید. زندگی مشترك آنها در این سال‌ها بدون هیچ حاشیه‌ای در بستر آرام خودش در جر...
راز هایی از زندگی عطاران که نمی‌دانستید! رضا عطاران همان پسرك جوان است كه با موهای ژل زده در « ساعت خوش‌» از مردم دلبری می‌كرد و آنها را می‌خنداند و سر ذوق می‌آورد. حالا هم كه حسابی موهایش ری...
مصاحبه با لیلا بلوکات   لیلا بلوکات رابطه‌ام با عید و نوروز بد نیست اما یك زمانی كه كوچك‌تر بودم عید حال و هوای دیگری برایم داشت و خیلی دوست‌داشتنی بود. آن‌م...
مصاحبه نوروزی با علیرضا خمسه   علیرضا خمسه بی‌شك یكی از محبوبت‌ترین بازیگران سینمای ایران است؛ هنرمندی خوش‌اخلاق و خوش‌رو كه در بسیاری از آثار معتبر سینمای ایران نقش‌آفر...
دختر شاهرخ استخری «پناه» دختر شاهرخ استخری «پناه» پناه دختر بازیگر جوان شاهرخ استخری است. پناه خانم هم پدر جوانی دارد و هم با چارلی چاپلین عکس مشترک دارد! البته این نکته قا...
نیکی کریمی: عادت ندارم دیگران را قضاوت کنم   نیکی کریمی گفت: «شیفت شب» فیلم پیچیده‌ای نیست، در مورد زندگی الان و امروزه افراد جامعه ما است. جلسه نقد و بررسی فیلم «شیفت شب» به کارگردا...
مصاحبه با نصرالله وحدت اصفهان نه‌تنها به صنعتگران و جاذبه‌های گردشگری‌اش معروف است بلكه ستاره‌های فراموش‌نشدنی بسیاری را هم به جامعه هنری معرفی كرده است. زوج نصرت‌ا... وحدت ...
دختر محسن یگانه «نگاه یگانه» دختر محسن یگانه «نگاه یگانه» متولد آبان 93 نگاه خانم که تنها 4 ماه دارد، زندگی محسن یگانه محبوب را حسابی تحت تاثیر خودش قرار داده است. قدیم ترها بچ...
مصاحبه با حمید عسگری مجله آهنگ ایده آل - فاطمه صمدی: خواستیم حمید عسگری را ببریم به همان حال و هوای عاشقانه عید. به هوایی که آدم دلش پربکشد برای لحظه تحویل سال، اما نشد که...
مصاحبه با نرگس آبیار کارگردان شیار ۱۴۳ نرگس آبیار نرگس آبیار و همسرش نرگس آبیاری نرگس آبیار دانشگاه شاهد نرگس آبیار کارگردان نرگس آبیار ازدواج نرگس آبیار و محمد قاسمی نرگس آبیار فیس بوک نر...
مصاحبه با خاطره حاتمی و مادرش مجله زندگی ایده آل - الناز دیمان: دختران جوان در سال‌های اخیر تمایلی به ازدواج در سنین پایین ندارند و ازدواج‌های دیر هنگام در سنین بالا كم و بیش مد شد...
مصاحبه با سمیرا، همسر عادل غلامی والیبال این روزها بحث داغ همه مردم است. بحثی که با دو برد تیم ملی مقابل آمریکا داغ تر هم شد و امید صعود به مرحله بعد لیگ جهانی را در دوستداران این رشت...
پسر محسن چاووشی «زانکو» پسر محسن چاووشی «زانکو» متولد آبان 91 زانکو پسر کنجکاو و اوشگر خواننده محبوب، محسن چاووشی است. او را در عکس ها در حالت کشف و تفکر دیدیم، حتی وقتی پ...

گفتگو با سحر زکریا و مجرد ماندن در ۴۰ سالگی

گفتگو با سحر زکریا و مجرد ماندن در 40 سالگی

گفتگویی خواندنی و جالب با سحر زکریا و دلیل ازدواج نکردن او در سن ۴۰ سالگی

 

 

۴۰سالگی سن عجیب و غریبی است. از آن سن‌هایی که برای افراد به ویژه زن‌ها، حس متفاوتی را به دنبال دارد. حس بین ترس و تجربه. ترس به این خاطر که بسیاری از زن‌ها در آستانه ورود به این دهه نگران می‌شوند؛ نگران از دست دادن زیبایی. انگار هر خط صورت‌شان یک گام آنها را از جوانی دور می‌کند. شاید به همین خاطر است که حتی از فکر کردن به آن هم فرار می‌کنند اما بعضی از خانم‌ها هستند که سن را تنها یک عدد می‌دانند و هر چین و چروکی را که روی صورت‌شان می‌افتد نشانی برای افزودن تجربیات‌شان بدانند.

نمونه این افراد سحر زکریا است؛ دختری که در گذر از ۴۰ سالگی همچنان احساس زیبایی و جوانی می‌کند و اینگونه افراد معتقدند که به سن فقط باید به چشم یک عدد نگاه کرد. سحر می‌گوید در ۴۲سالگی همان حسی را دارد که در ۲۰ سالگی داشته و هیچ وقت اهل پنهان کردن سن و سالش نبوده. او نگران نیست که در این سن هنوز مجرد مانده، بلکه ازدواج را اتفاقی می‌داند که باید به وقتش رخ دهد. گفت‌وگوی ما با سحر را در مورد ۴۰ سالگی بخوانید.

 

 

وقتی دو سال قبل مصاحبه شما را خواندم که در آن صراحتا اعلام کرده بودید که با آغوش باز به استقبال ۴۰ سالگی می‌روید، حسابی تعجب کردم.

چرا تعجب؟!

 

 

شاید بخشی از آن تعجب به این خاطر بود که خانم‌ها به ویژه اگر مجرد باشند، علاقه چندانی به بیان سن‌شان در آستانه ۴۰ سالگی ندارند؟

به نظرم این موضوع بیشتر جنبه فرهنگی و روانشناختی دارد. خانم‌ها نگران بالا رفتن سن‌شان هستند چون تصورشان بر این است که با بالا رفتن سن، زیبایی‌شان تحت تاثیر قرار می‌گیرد و ممکن است مانند گذشته جذاب نباشند؛ در حالی که اگر شما به این موضوع فکر کنید که با اضافه شدن سن‌تان دارای تجربیات زیادی شده‌اید، این تجربیات باعث می‌شود شما رفتاری پخته‌تر و با وقارتر داشته باشید و از پس مدیریت هر موضوعی بر بیایید. در این شرایط شک نداشته باشید جذابیت شما چندین برابر گذشته خواهد شد.

 

 

 

شاید افرادی به این موضوع هم فکر می‌کنند اما لزومی نمی‌دانند سن‌شان را به همه اعلام کنند.

چرا نباید اعلام کرد. به نظرم سن واقعا یک عدد و رقم است و اعلام آن به اعتماد به نفس افراد باز می‌گردد. به‌طور مثال اگر شما پنج یا ۱۰ سال از سن واقعی‌تان کمتر باشید چه ویژگی به شما اضافه می‌شود البته که هیچ ویژگی… .

 

 

اما برخی از افراد به ویژه بازیگرها فکر می‌کنند که با اعلام سن‌شان ممکن است دیگر نتوانند نقش دختر جوان را بازی کنند.

به هر صورتی این موضوعی است که در کشور ما به یک دغدغه بدل شده است. اکثر فیلم‌ها و سریال‌های ما صرفا به دنبال عروسک هستند نه بازیگر، وگرنه در یک قصه خوب جای کار برای هر سن و شرایطی وجود دارد. وقتی توجه ما صرفا به مسائل ظاهری است طبیعی است که افراد به پنهان‌کاری روی می‌آورند و در ۴۰سالگی هنوز خودشان را یک دختر ۲۰ ساله جا می‌زنند.

 

 

شما نگران نیستید که با بالا رفتن سن‌تان دیگر نتوانید نقش دخترهای جوان را بازی کنید؟

نه؛ من واقعا نگران نیستم؛ نه در زندگی شخصی و نه در زندگی حرفه‌ای دلواپس این نیستم که وارد ۴۲ سالگی شدم. به نظرم کسی که تنها دغدغه‌اش در سن و سالش خلاصه می‌شود، چیز زیادی از زندگی نمی‌داند و از عمرش به اندازه کافی لذت نبرده. فیلم خوب ندیده، کتاب نخوانده و معاشرت‌های مناسب نداشته است و به خودش شادی هدیه نداده. اگر شما این کارها را انجام داده باشید دیگر نگران سن و سال‌تان نیستید و هر سالی را که از عمرتان می‌گذرد برگی زرین می‌دانید و معتقدید که آن را با بهای تجربه به دست آورده‌اید.

 

 

شما در بخشی از صحبت‌های‌تان به این موضوع اشاره کردید که ترس از بالا رفتن سن ریشه فرهنگی دارد؟

بله؛ متاسفانه همین‌طور است. متاسفانه برخی باورهای اشتباه برای خانم‌ها گلدن‌تایم یا همان زمان طلایی را قائل می‌شود و به آنها تلقین می‌کند وقتی به ۴۰سالگی برسند دیگر مانند دوران ۲۰ سالگی‌شان جذاب نیستند. به هر حال نمی‌توان این نکته را نادیده گرفت که جوانی نوعی زیبایی را با خود به همراه دارد. این موضوع شامل زن یا مرد نمی‌شود، منتها نکته‌ای که وجود دارد این است که افراد وقتی دوره جوانی را پشت سر می‌گذارند، نباید نسبت به ظاهرشان بی‌اعتنا شوند و ورزش را رها کنند و به تناسب اندام‌شان اهمیت ندهند. طبیعی است وقتی افراد مرتب ورزش کنند، تغذیه مناسبی داشته باشند و به پوست‌شان رسیدگی کنند می‌توانند پیری ظاهری را حداقل به تعویق بیندازند. به هر حال ما باید یاد بگیریم برای خودمان در هر سن و شرایطی ارزش قائل باشیم.

 

 

 

پس شما راه به تعویق انداختن پیری را توجه به ظاهر و باطنی به شکل همزمان  می‌دانید؟

دقیقا، به نظرم افرادی که نسبت به ظاهرشان بعد از مدتی بی‌اعتنا می‌شوند، به نوعی به خودشان توهین می‌کنند. بعضی از افراد با گذر از ۳۰ سالگی، دور هیجانات را خط می‌کشند و عملا خودشان را از شادی بازنشسته می‌کنند. در حالی که فکر می‌کنم اهمیت دادن به ظاهر افراد را شارژ می‌کند و باعث می‌شود آنها همواره حس جوانی و زیبایی داشته باشند.

 

 

 

تا به حال به این فکر افتاده‌اید برای اینکه خودتان را جوان‌تر نشان دهید به جراحی، تزریق، بوتاکس یا. . . روی بیاورید ؟

نه؛ این موضوعات برای من بیشتر خنده‌دار است. هر چند دوست دارم پیری را به تعویق بیندازم اما اصلا اهل استفاده از آمپول و جراحی نیستم. من به هر خطی که در صورتم وجود دارد با لبخند و احترام نگاه می‌کنم و آنها را یادگاری از یک تجربه شیرین می‌دانم و با خودم می‌گویم وای سحر چقدر روز‌های سخت و شیرین را پشت سر گذاشتی و حالا باید بیش از هر زمان دیگری قدر این تجربیات را بدانی. شاید به همین خاطر است که برای دیدن ۶۰ یا ۸۰ سالگی‌ام بی‌تابم.

 

 

 

ولی نمی‌توان منکر این موضوع شد که اکثر مردم دنیا به دنبال اکسیر جوانی می‌گردند و حفظ آن را مانند یک گنج دست نیافتنی می‌دانند.

بله اما معتقدم که باید ذهن‌ها را فراتر کرد. من معتقدم در ذات جوانی نوعی زیبایی وجود دارد. اگر افراد در دهه ۲۰ و ۳۰ زندگی‌شان زیبا هستند، این زیبایی هنر نیست چون بر گرفته از سن و سال و جوانی‌شان است، مهم این است که شما در دهه ۴۰ و ۵۰ زندگی‌تان همچنان زیبا باشید و این زیبایی تنها در ظاهرتان نباشد بلکه در رفتار و نوع عملکردتان وجود داشته باشد.

 

 

بزرگ‌ترین تغییر که در سحر ۴۰ ساله رخ داده چه چیزی است؟

از ۲۰ سالگی من ۲۲ سال گذشته است و بی‌تردید طی این دو دهه تغییرات زیادی کردم که برخی از آن به موقعیت حرفه‌ای و مالی من باز می‌گردد. در طول این سال‌ها توانستم به آن چیزی که دوست دارم، دست یابم و از این بابت بسیار خوشحالم.

 

 

با این اوصاف شما در مسیر آرزوهای‌تان حرکت کردید؟

همین‌طور است من همواره دوست داشتم بازیگر شوم و خوشبختانه این اتفاق در مورد من رخ داد و به قول خودتان توانستم در مسیر آرزوهایم قدم بردارم. حس کم نظیری است که آدم‌ها به آن چیزی که دوست دارند دست پیدا کنند و از موقعیتی که در آن قرار دارند، لذت ببرند.

 

 

شما در ۴۲ سالگی هنوز مجرد هستید و ازدواج نکردید. بسیاری از خانم‌ها وقتی در این سن هنوز شریک مورد نظرشان را انتخاب نکرده‌اند، احساس عدم اعتماد به نفس می‌کنند؟

به نظرم نباید این‌طور باشد. ازدواج نکردن نباید به معنای نداشتن فرصت یا سرخوردگی باشد. وقتی شما در ۴۰ سالگی  ازدواج نکرده‌اید، نشان می‌دهد که در این موضوع کمی سختگیر بودید و مسائل کاری و تحصیلی‌تان در اولویت قرار داشت یا اینکه فرد مورد نظرتان را نتوانستید پیدا کنید. به همین خاطر نباید به خاطر ترس از تنهایی یا اینکه سایر دوستان‌تان متاهل شدند و شما هنوز مجردید، تن به هر ازدواجی بدهید بلکه باید همچنان در مقام یک انتخابگر باشید. متاسفانه بعضی از خانم‌های ما بر اساس متر و معیارهای اشتباهی پای سفره عقد می‌نشینند.

 

 

چه متر و معیاری؟

آنها نگاه مادی به ازدواج دارند و به این امید خانه بخت می‌روند که طرف مقابل‌شان آنها را به لحاظ مالی مورد حمایت قرار دهد. یک زن باید در درجه اول استقلال داشته باشد. این مستقل بودن در همه موارد حتی مسائل مالی هم باید باشد. وقتی شما دست‌تان در جیب خودتان است، عزت نفس بیشتری دارید و دیگر حاضر نیستید با انگیزه مالی ازدواج کنید. پس ازدواج برای‌تان از سر عشق و علاقه اتفاق می‌افتد.

 

 

در کنار همه این مسائل بعضی از دخترها هستند که دوست دارند خودشان را در لباسعروسی ببینند و به خاطر این رویا تن به ازدواج می‌دهند. شما هیچ‌وقت رویای پوشیدن لباس عروس را نداشتید؟

نه؛ برای من هیچ‌وقت پوشیدن لباس عروس و گرفتن جشن عروسی رویا نبود. همیشه دوست داشتم به جای اینکه خودم را در مقام یک عروس زیبا متصور شوم، در مقام یک زن موفق ببینم. هر چند که هیچ‌گاه مخالف ازدواج و مسائلی از این دست نبودم بلکه همواره از آن هم استقبال می‌کنم اما برگزاری جشن‌های عروسی مفصل همیشه در نظرم یک بریز و بپاش اضافی بود که به راحتی می‌شد از آن صرفنظر کرد. به نظرم این موضوع بیشتر جنبه شخصی دارد.

 

 

شاید به خاطر همین موضوع بود که ازدواج نکردید؟

شاید؛ فکر می‌کنم ازدواج از آن چیزهایی است که ارتباط زیادی با سن، موقعیت یا هر چیز دیگر افراد ندارد و در شرایطش رخ می‌دهد و از این جهت نمی‌توان برنامه‌ریزی منظمی در مورد زمان وقوع آن و شرایطش داشت.

با این اوصاف گاردی نسبت به ازدواج ندارید؟

البته که ندارم؛ منتها سعی می‌کنم در مورد آن عاقلانه رفتار کنم. هیچ‌وقت منتظر ازدواج نبودم چون اگر بودم قطعا سال‌ها پیش این اتفاق در موردم رخ می‌داد. معتقدم کسی که وارد زندگی من در مقام همسر می‌شود باید باعث آرامش و رشد من شود.

مصاحبه با بیژن بیرنگ بیژن بیرنگ را همه می شناسند. او سال هاست که میهمان خانه های تک تک شهروندان ایرانی است. در سال های نه چندان دور که اوقات فراغت آنچنان پیچیده نشده بود و...
مصاحبه با سحر ولدبیگی و نیما فلاح   عمرا بتوانید زوجی انرژیك‌تر از آنها در میان هنرمندان پیدا كنید. زندگی مشترك آنها در این سال‌ها بدون هیچ حاشیه‌ای در بستر آرام خودش در جر...
مصاحبه با سحر قریشی   سحر قریشی را جزو خوش شانس ترین بازیگران زن باید دانست چرا که با همان نقش اولش توانست یک شبه ره صد ساله را طی کند و به یک بازیگر چهره بدل...
میرزا ملکم خان کیست؟ سوم اسفند مقارن با صد و بیست و هشتمین سال انتشار روزنامه «قانون» توسط میرزا ملکم خان ملقب به خان ناظم الدوله بود. درباره میرزا ملکم خان قضاوت ها متفاو...
پسر برزو ارجمند «جانیار» پسر برزو ارجمند «جانیار» جانیار پسر برزو ارجمند بازیگر محبوب، این روزها جای خالی پدر را برای برزو ارجمند کمرنگ می کند. از از تماشای رقیبش در آینه ح...
مصاحبه با پژمان جمشیدی چهار پنج باری زمان انجام مصاحبه تغییر کرد و بالاخره در یک غروب بسیار گرم زمستانی، اواخر بهمن ماه، به منزل آقای جمشیدی واقع در شهرک غرب رفتیم. پژمان...
مصاحبه کامل با زری خوشکام زری خوشکام، که پس از ازدواجش با علی حاتمی، اغلب در محافل سینمایی زهرا حاتمی خطاب شده، پس از سال‌ها دوری از پرده نقره‌ای این‌روزها با ایفای نقش حوای فی...
دختر شاهرخ استخری «پناه» دختر شاهرخ استخری «پناه» پناه دختر بازیگر جوان شاهرخ استخری است. پناه خانم هم پدر جوانی دارد و هم با چارلی چاپلین عکس مشترک دارد! البته این نکته قا...
مصاحبه با شیوا طاهری سریال «گذر از رنج ها» كه این شب‌ها از تلویزیون پخش می‌شود حكایت زندگی دختری روستایی به‌نام دنیاست كه در دوران ارباب و رعیتی در یكی از روستاهای شمال كش...
مصاحبه با مهدی مدرس مجله خانواده سبز - پرستو فولادی نژاد: مدت ها به دنبال فرصتی بودم تا با کسی از جنس موسیقی گفتگو کنم و خوشحالم که مهدی مدرس همان هدف من بود. مهدی مدرس د...
ناصر ملک مطیعی برای مردم قیافه نمی گرفت! ناصرخان نیازی به معرفی ندارد. نسل قدیم از او و نقش آفرینی های ماندگارش آنقدر خاطره دارند که سالیان سال نام این بازیگر محبوب در ذهنشان به نیکی نقش بسته...
مصاحبه نوروزی با محمدرضا گلزار   وودی آلن زمانی گفته بود پشت سر آدم‌های معروف دو چیز راه می‌افتد؛ پول و طلبكارها! اما این مسئله در مورد همه آدم‌های معروف صدق نمی‌كند؛ دست‌...
مصاحبه با استاد ناصر چشم‌آذر از رسیدن ما به منزل استاد در اقدسیه تهران خیلی نمی‌گذرد که همگی مست موسیقی می‌شویم. هماهنگ‌کننده برنامه «حمیدرضا گلشن» است و ما (من، حمید منبتی و امیر...
مصاحبه با بادیگارد ۲AFM و مرتضی پاشایی محافظ آرمین 2afm محافظ ارمین تواف ام محافظ آرمین تو اف ام محافظ ارمین2afm محافظ ارمین بادیگارد آرمین 2afm بادیگارد آرمین محافظ آرمین 2afm محافظ آرم...
مصاحبه با علی پهلوان عکس علی پهلوان و همسرش عکس های علی پهلوان و همسرش عکس علی پهلوان با همسرش عکس علی پهلوان عکس علی پهلوان در استرالیا عکس علی پهلوانی عکس های علی پهلوا...

گفتگویی داغ با عروس و پسر داریوش ارجمند

گفتگویی داغ با عروس و پسر داریوش ارجمند

مصاحبه ای خواندنی و جالب با عروس و پسر داریوش ارجمند بازیگر پیشکسوت ایران

 

 

امیریل ارجمند و یاسمینا باهر این روزها، شرایط بسیار خوبی را تجربه می کنند، در حالی که حدود یک سال از ازدواج شان سپری شده است. در عرصه هنری نیز بسیار فعال و پرکار و البته موفق هستند. امیریل ارجمند که عضوی از خانواده هنرمند و بزرگ ارجمند می باشد، سال هاست در عرصه بازیگری و موسیقی فعالیت دارد و یاسمینا باهر نیز که حدود ۸ سال است وارد وادی هنر شده، حالا با سریال «آقا و خانم سنگی» به یک چهره محبوب تبدیل شده و با ازدواج با امیریل ارجمند، او هم عضوی از خانواده بزرگ ارجمند شده است.

هرچند شاید جالب باشد بدانید که عروس خانم در دانشگاه از شاگردان داریوش ارجمند هم بوده است. زندگی آرام و بدون حاشیه آنها از جمله مهم ترین مسائلی است که درباره این زوج به چشم می آید چرا که آنها زندگی شخصی شان را از زندگی کاری خود جدا کرده اند و به تنها چیزی که در زندگی مشترک شان فکر می کنند، صداقت و آرامش در کنار یکدیگر است.

تفاوت های زندگی مشترک با دنیای مجردی

امیریل: تفاوت های زیادی دارد به خاطر این که وقتی وارد زندگی متاهلی می شوید، مسئولیت ها و تعریف ها تغییر می کنند. دو نفر باید در کنار هم یک مسیر و یک هدف را پیش ببرند. هیچکدام به تنهایی نمی توانند این مسیر را طی کنند. شاید در دنیای مجردی می توانستی یک کار را به تنهایی انجام بدهی ولی در زندگی متاهلی یک دست صدا ندارد. فکر می کنم موقعی یک انسان دارای دو دست می شود که به زوج خود و نیمه گمشده اش برسد و جفت شود.

یاسمینا: البته زندگی متاهلی ما بازیگرها نسبت به آدم های عادی، سختی های خاص خودش را دارد. کمتر همدیگر را می بینیم، کمتر می توانیم برای هم وقت بگذاریم ولی در کنار همه این سختی ها، جذابیت های خودش را دارد که شاید زندگی های آدم های عادی این جذابیت ها را نداشته باشد.

تاثیرات مثبت همکار بودن در زندگی

یاسمینا: گاهی اوقات برخی از دوستانم می گویند «خوش به حالت که شوهرت هنرمند است، ما هم دوست داریم که با فردی ازدواج کنیم که هنرمند باشد» ولی همیشه به آنها می گویم که زندگی با یک هنرمند خیلی سخت است، این که شوهرتان یک آدم معروف باشد و همه شما را بشناسند، جذاب است ولی شاید کسی نتواند تنهایی هایی که من تحمل می کنم را تحمل کند. گاهی امیریل از صبح تا شب سر فیلمبرداری است و شب ها هم برای ضبط آهنگ به استودیو می رود و من اصلا او را نمی بینم. شاید خیلی ها نتوانند این موضوع را درک و تحمل کنند و فقط از دور زندگی ما برایشان جذاب باشد.

امیریل: این درک متقابل از شغل باعث می شود که همدیگر را بهتر و بیشتر درک کنیم و حتی برای پیشرفت یکدیگر نیز تلاش کنیم.

اولین همکاری مشترک و پایه ازدواج

امیریل: چند سال قبل در فیلم «بدون اجازه» حضور داشتیم و در آن زمان اصلا به این فکر نمی کردیم که روزی با هم ازدواج می کنیم. آن فیلم یک کار حرفه ای بود که مانند باقی کارها انجامش دادیم.

یاسمینا: سر آن فیلم فقط یک بار همدیگر را از نزدیک دیدیم. من برای کلاس های بازیگری نزد استاد داریوش ارجمند بودم و رفته رفته پدرم با ایشان آشنا و این آشنایی به رفت و آمد خانوادگی منجر شد.

امیریل: بله، بعد از آشنایی پدرها با هم، پایه این ازدواج گذاشته شد. البته به نظرم برای ازدواج فقط یک آشنایی ساده و یک معاشرت ساده کافی نیست. مهم ترین جایگاه نگاه به خانواده است و این که این شناخت، شناخت خانوادگی باشد تا شناخت فردی، خوشبختانه این شناخت خانوادگی برای ما وجودداشت

هر دو شناخت کافی از خانواده های همدیگر داشتیم. از طرفی یاسمینا در دانشکده شاگرد پدرم بود. همه این موارد مزید بر علت شد و خوشحالم که با یک نگاه و شناخت صحیح وارد زندگی شدیم که فردی نبود. همیشه آدم باید توکلش بر خدا باشد و از خدا بخواهد آنچه که برایش صلاح است اتفاق بیفتد و فکر می کنم که خدا در این لحظات مرا خیلی دوست داشت و به من نگاه کرد که امروز یاسمینا کنار من نشسته است.

 

خصوصیات ویژه امیریل و یاسمینا

یاسمینا: شخصیت ایشان را خیلی دوست داشتم. در کنار آن رفتار، افکار و نگاه ایشان برایم واقعا جذاب بود. بعضی از دوستان فکر می کنند من صرفابه خاطر شهرت امیریل و این که پسر داریوش ارجمند بود با او ازدواج کردم ولی واقعا خود واقعی امیریل بود که واقعا او را دوست داشتم. در آن مدتی هم که به عنوان همکار در کنار هم فعالیت داشتیم و اصلا به این که روزی ما قرار است «زن و شوهر» شویم هم فکر نمی کردیم، یک همکار باوقار و متین بود.

امیریل، واقعا قلب خیلی مهربانی دارد. مدیریت امیریل در هر موضوعی بسیار عالی است. من گاهی خیلی زود عصبانی یا ناراحت می شوم، ولی امیریل تنها با گفتن یک جمله، حال مرا از این رو به آن رو می کند که ناراحتی و عصبانیت من کاملا از بین می رود. به نوعی اخلاق و روحیات مرا به خوبی می شناسد. در کل همه موارد زندگی مان از خانه تا کارهای جزئی مرا با آرامش خاصش به خوبی مدیریت می کند.

امیریل: البته این موضوع دوطرفه است. من همه آرامشم را از خانه ام می گیرم. خیلی وقت ها تا کارم تمام می شود، فقط دوست دارم سریع به خانه برگردم و این حسی است که هرکس به آن برسد می تواند بگوید که به یک نفر تعلق خاطر پیدا کرده است. دوست دارم بعد از کار در محیط خانه، کنار یاسمینا باشم، حتی اگر کمک حالش هم نیستم در خانه حضور داشته باشم. وقتی خوب به این موضوع نگاه می کنم جذاب ترین جایی که دوست دارم و می توانم باشم، کنار یاسمیناست.

البته گاهی در بین زوج ها این اتفاق رخ نمی دهد و به این خاطر است که ابتدا سنگ های شان را با هم وا نکنده اند. هرکس دارای خصوصیات منحصر به خود است. همه ما در کنار نقاط قوت، نقاط ضعفی هم داریم. این که بتوانیم فرد مقابل مان را با تمام نقاط قوت و نقاط ضعفش بپذیریم، بهترین اتفاق زندگی مان رقم می خورد و با همدیگر به آرامش می رسیم و این آرامش به حدی می تواند ریشه دار شود که هیچ جایگزینی برای آن وجود نداشته باشد. این یعنی درک متقابل.

همیشه می گویم اگر می خواهی به تو احترام بگذارند اول خودت به آدم ها احترام بگذار. این یک رفتار متقابل است. اگر خوب رفتار نکنی با تو هم خوب رفتار نمی شود. به نظر من ما همیشه نباید زبان خوبی باشیم بلکه باید گوش خوبی هم باشیم، باید تحمل شنیداری مان را بالا ببریم تا بتوانیم برای خودمان اتفاق های خوب را رقم بزنیم.

در زندگی های ناموفق، آستانه تحمل شنیداری کم می شود، یعنی به همدیگر اجازه نمی دهند تا در آرامش به مشکلات هم گوش بدهند و صداقت را همراهش کنند چون با صداقت است که راه حل ها شکل می گیرد و می توانند مشکلات شان را حل کنند.

 

تفکیک زندگی شخصی و حرفه ای

امیریل: برای من یک کلیت مهم وجود دارد. زندگی خصوصی و زندگی اجتماعی. ما باید زندگی خصوصی مان را از زندگی اجتماعی مان منفک کنیم. وقتی در اجتماع و در کنار مردم زندگی می کنی باید مانند همه آدم ها حریم خصوصی خود را حفظ کنی. وقتی این حرمی خصوصی حفظ شود، در کنارش خانواده حفظ می شود. درست است بعد از یک مصاحبه بر سر زبان ها می افتیم ولی دوباره به خانه خودمان بر می گردیم و زندگی عادی خودمان را داریم.خیلی از مراسم ها بوده که من و یاسمینا نرفته ایم به این دلیل که احساس کردیم رفتن به آن مراسم خیلی موضوع جذابی نیست. در کل خلوت خودمان را دوست داریم و هر دو حفظ این خلوت را به خوبی مدیریت می کنیم.

وقتی در خلوت زندگی خصوصی است آدم موفقی باشی و بتوانی خودت را خوب بسازی، می توانی در اجتماع هم آدم مفیدی باشی. تعاملی که بین زن و شوهر به وجود می آید خیلی به این موضوع کمک می کند. وقتی واقعا دلت گرفته بهترین آدم برای درد دل کردن همسرت است. دو سال و نیم است که مشغول بازی در سریال «معمای شاه» هستم و هنوز دو سال از کار باقیمانده است و کاری سخت است. هر روز سر کار هستم و اگر این آرامشی را که یاسمینا به من در زندگی می دهد، نداشتم، اصلا موفق نبودم. من و یاسمینا با هم به آن تعامل رسیده ایم.

امیریل: به نظر خودم هنرمندترین عضو خانواده ما مادرم هست.

یاسمینا: خانواده ارجمند، خانواده واقعا مهربانی هستند و بسیار به هم وابسته هستند. خانواده ای نیستند که نسبت به هم بی تفاوت باشند. وقتی خواهر امیریل در مالزی مشغول تحصیل بود. برایم جالب بود که امیریل مدام با خواهرش در تماس بود و حتی ریزنمراتش را می پرسید و در مورد درس هایش با هم صحبت می کردند. همینطور برادرش. خانواده هستند که همیشه پشت هم هستند.

امیریل: بالاخره همه داریوش ارجمند را می شناسند… پدر همیشه رک و صریح نظرش را می گوید و هرگز بی جهت از کسی تعریف نمی کنند.

یاسمینا: بالاخره ایشان استاد من هم بودند و مرا به خوبی می شناسند.

 

انتخاب برای آقا و خانم سنگی

یاسمینا: این سریال سومین همکاری من با علی مسعودی، نویسنده این سریال بود. علی مسعودی برای من حکم یک برادر را دارد و حامی بسیار خوبی است. همیشه می گوید یک پروژه کاری برایش مانند یک مهمانی است و دوست دارد در این مهمانی دوستانش حضور داشته باشند. اولین همکاری من با ایشان به ۸ سال پیش بر می گردد که یک تله فیلم بود. بعد از آن یک سریال ۶ قسمتی با ایشان کار کردم و در نهایت کار «آقا و خانم سنگی» رسید که آقای مسعودی و آقای رحیمی مرا به آقای احمدلو معرفی کردند.

ابتدای امر برای یک نقش دیگر برای تست رفته بودم، چندین بار هم تست دادم ولی در چهره آقای احمدلو می دیدم که آنچنان رضایت ندارند، تا این که بعد از چندین بار تست دادن آقای احمدلو گفتند که تو را برای نقش اول کار انتخاب کردم و من واقعا شوکه شدم، چون نقش که قرار بود بازی کنم، جزو نقش های کمرنگ تر و مکمل بود

به آقای احمدلو گفتم مطمئن هستید که من این نقش را بازی کنم؟ ایشان گفتند بله، من تو را حمایتمی کنم و باید این نقش را بازی کنی و مطمئن هستم که از عهده اش بر می آیی… واقعا از آقای احمدلو خیلی ممنونم که این فرصت را به من دادند و به من اعتماد کردند. هفته های اول کار، خیلی اضطراب و استرس داشتم، ولی خدا را شکر، کار به خوبی پیش رفت.

در مورد نقشم با علی مسعودی خیلی مشورت می کردم چون او نقش را نوشته بود و می خواستم بدانم چه خصوصیاتی از این نقش در ذهنش است. نقشی که در ذهن علی مسعودی بود دختری شیطون و کمی شلخته که جاهایی خیلی جدی صحبت و رفتار می کند و برعکس گاهی اوقات بانمک و راحت است

. در مورد تکه کلام ها، شاهد احمدلو راهنمایی می کرد که چه تکه کلاه هایی داشته باشم که در ذهن بماند. شیرینی هایی هم که نقش دارد با توجه به نظر اطرافیان که مرا می شناسند، به من می گویند ما احساس می کنیم که خودت هستی و بازی نمی کنی. خودم که متوجه نمی شوم، شبیه خودم باشد ولی دوستانم به من می گویند این نقش شبیه من است.

امیریل: به نظر من شخصیتی است که به آن رسیده و نمی توانم بگویم که شبیه هم هستند. به هر حال هرکسی هرنقشی را بازی می کند مقداری از رفتارهای خودش را برای جذابیت بیشتر در نقش می گنجاند ولی در کل فکر می کنم شبیه هم نیستند.

 

امیریل بازیگر یا امیریل موزیسین؟

یاسمینا: همیشه به خود امیریل هم گفته ام، امیریل موزیسین را بیشتر می پسندم. در رویاهام امیریل را در یک سالن بزرگ می بینم که کنسرت برگزار می کند. البته منظورم این نیست که در بازیگری موفق نیست، در هر دو رشته واقعا عالی است ولی امیریل همیشه در تصورات من امیریل موزیسین بوده است.

 

اهل سفارش نیستیم

امیریل: همانطور که من هیچ وقت دوست نداشتم از طرف پدر به جایی سفارش شوم، یاسمینا نیز به شدت با قضیه سفارش شدن مخالف بود و از این رفتارش خوشم می آمد. همان طور که تا اینجای کار روی پای خودش ایستاده و با توجه به استعداد و توانایی خودش جلو آمده است. در همین سریال «آقا و خانم سنگی» که من همه جا می گویم «خانم و آقا سنگی»، عکس العمل همکاران و دوستان در مورد بازی یاسمینا واقعا مرا خوشحال می کند.

 

کمک کردن به همسر در همه حال

امیریل: این که یاسمینا بازیگری خوب است برای این نیست که من مجاب شوم که او به بازیگری ادامه دهد. به نظر من نباید علایق طرف مقابلت را سرکوب کنی مگر این که به بیراهه برود. وقتی که انسان یک بار فرصت زندگی دارد و به چیزی علاقه دارد، باید به آن چیزی که دوست دارد، برسد.

 

شاید این که همدیگر را کم می بینیم و خیلی مسائل دیگر، زندگی ما را کمی سخت تر کند، اما وقتی می بینم که یاسمینا از کاری که انجام می دهد لذت می برد واقعا خوشحال می شوم چون دوستش دارم و در همه حال سعی می کنم کمک حال او باشم.

 

مشورت با امیریل در همه حال

یاسمینا: من هر لحظه و هر زمانی که پیش بیاید و امیریل از من بخواهد که کاری را انجام ندهم، قطعا آن کار را انجام نمی دهم چون می دانم که حتما برای این مخالفتش دلیل منطقی دارد و با توجه به شناختی که از امیریل دارم حتی اگر آن زمان قانع هم نشوم حتما قبول می کنم. در کارهایم همیشه با امیریل مشورت می کنم و او خیلی دلسوزانه و با جزئیات مرا راهنمایی می کند.

 

یک کلاس ویژه در معمای شاه

یاسمینا: دوست دارم این را بگویم که امیدوارم تمام تنهایی هایی که من برای بازی امیریل در این سریال تحمل کردم، سختی ها و مشقاتی که خود امیریل کشید، با نتیجه بسیار عالی سریال «معمای شاه» جبران شود. امیریل مدت هاست که مسافرت نرفته و استراحت نداشته است، امیدوارم این سریال بهترین نتیجه را برای او داشته باشد که واقعا خستگی اش در برود.

امیریل: جا دارد که همینجا از محمدرضا ورزی و تمام عوامل این سریال تشکر کنم و به همه آنها خسته نباشید بگویم. محمدرضا ورزی که واقعا در ساخت این نوع سریال ها استاد است، در سریال «معمای شاه» واقعا پخته تر و استادانه تر عمل کرده است.

افتخار این را داشتم که در این سریال در کنار اساتید بزرگی چون استاد جمشید مشایخی، سعید نیکپور، علی دهکردی و… بازی کنم. اساتید و بازیگران زیادی در کار هستند که از همکاری با آنها لذت برده ام که اگر بخواهم اسم ببرم تمام صفحات مجله را در بر می گیرد.

 

یاسمینا: بهتر است بگوییم در این کار چه کسانی بازی نکرده اند…

امیریل: دقیقا… در این سریال چند تن از کارگردانان مطرح تئاتر و تلویزیون نیز بازی دارند. آقای محمدعلی نجفی که سریال «سربداران» را ساخته اند، قطب الدین صادقی یکی از کارگردانان مطرح تئاتر و… سریال «معمای شاه» به نوعی یک کلاس درس بسیار بزرگ است در کنار این اساتید. از دلخوشی ها و لذت های من در این سریال این است که کنار این بزرگان بنشینم و از صحبت ها و تجربه های شان بهره ببرم.

روزی پدرم به من گفت که اگر می خواهی وارد بازیگری شوی باید ۲۰۰ سال سن داشته باشی! من پرسیدم چرا؟ و ایشان گفتند که باید آنقدر تجربه داشته باشی و مطالعه کرده باشی و تلاش کنی که به اندازه این مدت پخته شده باشی و با تجربه وارد بازیگری شوی که چیزی کم نداشته باشی و من هم دقیقا این حس را داشتم و حتی زمانی که کار تئاتر را شروع کردم، تا ۱۰ سال مداوم در تئاتر بودم تا بتوانم تجربه کسب کنم و بعد از آن وارد وادی تصویر شدم.

مصاحبه با کسرا عزیزا کسرا عزیزا با فیلم «تگرگ و آفتاب» به دنیای سینما معرفی شد. او دانش آموخته موسیقی است و قطعا چهره و صدای او برای بسیاری از علاقه مندان به موسیقی آشناست...
مصاحبه کامل با زری خوشکام زری خوشکام، که پس از ازدواجش با علی حاتمی، اغلب در محافل سینمایی زهرا حاتمی خطاب شده، پس از سال‌ها دوری از پرده نقره‌ای این‌روزها با ایفای نقش حوای فی...
مصاحبه با اکبر عبدی با چهره کودکانه و منعطفش سال ها «پسر شيرين سينماي ايران» (تعبيري که زنده ياد علي حاتمي در باره اش به کار برده بود. از همان زمان که نقش هاي کوتاهش در «...
مارسل پروست و بیماری آسم مارسل پروست مارسل پروست کیست مارسل پروست زمان ازدست رفته مارسل پروست دانلود مارسل پروست و نشانه ها مارسل پروست جملات مارسل پروست سوان نامه مارسل پروس...
مصاحبه با بیژن کامکار در مورد کامکار ها بيژن كامكار از بزرگ هنرمندان موسيقي است. در آن سوي رشته كوه‌هاي زاگرس، شهر سنندج زاده شد و موسيقي را نزد پدر آغاز كرد و به سرعت راه پيشرفت پيمود و به ...
مصاحبه با بیژن بیرنگ بیژن بیرنگ را همه می شناسند. او سال هاست که میهمان خانه های تک تک شهروندان ایرانی است. در سال های نه چندان دور که اوقات فراغت آنچنان پیچیده نشده بود و...
مصاحبه با فرزاد فرزین «فرزاد فرزین» یکی از چهره های موفق موسیقی در سال های گذشته است و انتشار آثار پرطرفدار و کنسرت های پرهیجانش باعث شده مخاطبان زیادی را برای خود و آثارش ...
مصاحبه با هادی کاظمی   اگر بخواهیم به چند چهره جوان و تازه‌نفس طنز در سال‌های اخیر اشاره كنیم كه توانسته‌اند بین مردم به محبوبیت برسند، هادی كاظمی یكی از آنهاس...
مصاحبه با مهدی مهدوی کیا عکس مهدی مهدوی کیا عکس مهدی مهدوی کیا و همسرش عکس مهدی مهدوی کیا و دخترش عکس مهدی مهدوی کیا و خانواده اش عکس مهدی مهدوی کیا زیر پیراهن نکونام عکس مهد...
مصاحبه با ویدا جوان «شمعدونی» روزهای پایانی خود را سپری کرد. در این مدت نقد و نظر درباره سریال سروش صحت به شدت متنوع و گاه متضاد بوده. برخی آن را ستودند و این مدل تازه کم...
درباره کار و زندگی متفاوت محسن چاوشی محسن چاوشی درباره محسن چاوشی درباره ی محسن چاوشی نظر داریوش درباره محسن چاوشی همه چیز درباره محسن چاوشی نظر امید درباره محسن چاوشی درب...
مصاحبه با سید حسن خمینی می گوید: «دل و دماغی برای مصاحبه ندارم.» اسفندماه برای «سید حسن خمینی» با خبر مرگ عزیزانش عجین شده، یک روز پدر، یک روز مادربزرگش، همسر امام و حالا درگ...
مصاحبه با حسین پاکدل حسین پاکدل برای تلویزیونی ها یادآور مجری دقیق، خوش بیان، مسلط و خوش تیپ دهه 60 تلویزیون، برای تئاتری ها علاوه بر اجراهای درخشانش، زنده کننده خاطرات دو...
ناصر ملک مطیعی برای مردم قیافه نمی گرفت! ناصرخان نیازی به معرفی ندارد. نسل قدیم از او و نقش آفرینی های ماندگارش آنقدر خاطره دارند که سالیان سال نام این بازیگر محبوب در ذهنشان به نیکی نقش بسته...
مصاحبه با حمید عسگری مجله آهنگ ایده آل - فاطمه صمدی: خواستیم حمید عسگری را ببریم به همان حال و هوای عاشقانه عید. به هوایی که آدم دلش پربکشد برای لحظه تحویل سال، اما نشد که...

نیکی کریمی: عادت ندارم دیگران را قضاوت کنم

 

نیکی کریمی: عادت ندارم دیگران را قضاوت کنم

نیکی کریمی گفت: «شیفت شب» فیلم پیچیده‌ای نیست، در مورد زندگی الان و امروزه افراد جامعه ما است.

جلسه نقد و بررسی فیلم «شیفت شب» به کارگردانی نیکی کریمی شامگاه ۱۵ آذر ماه در سالن آمفی تئاتر فرهنگسرای «ارسباران» برگزار شد.

نیکی کریمی نویسنده، کارگردان، تهیه‌کننده و سهیل رضایی روانشناس در این نشست حضور داشتند و ضمن صحبت درباره فیلم به پرسش‌های حاضران پاسخ دادند.

این هنرمند با اشاره به فیلم «شیفت شب»‌اش گفت: ایده یک خطی این فیلم یک فردی بود که بیماری روانی داشت. در مورد کسانی که گاهی بی‌دلیل فروکش می‌کنند و در خود فرو می‌روند و در همان‌جا می‌مانند. اما از آنجایی که به یک داستان برای ساختن فیلم نیاز داشتم و ماجرای ارتباط بین زن و مرد از ابتدای تاریخ همواره مطرح و مد نظر همه جوامع بوده است، قصه به این سمت و سویی که الان هست، پیش رفت.

او ادامه داد: از سویی دیگر این واقعیت وجود دارد که وقتی در خانواده عضوی دچار مشکل می‌شود کم حرف می‌شود و در خود فرو می‌رود. در تیپ شخصیتی مرد این فیلم هم این موضوع دیده می‌شود. او آدمی است که همه چیز را در خودش می‌ریزد و اصلا از هیچ کس کمک نمی‌خواهد. اتفاق فیلم زمانی می‌افتد که او روزی به سرایدار محل کارش می‌گوید که می‌خواهد، خودکشی کند. او در یک موقعیت استیصال گیر افتاده است.

او یک نمونه از مردان ایرانی است نه نماینده تمامی آنها.فرهاد و ناهید نمونه‌های زیادی در جامعه ما دارند اما نماینده تمام مردان و زنان ایرانی نیستند. آنها آدم‌های معمولی هستند. من با انتخاب شخصیت‌ها به تایید آنها نمی‌پردازم بلکه فقط آنها را نمایش می‌دهم، فرهاد این فیلم در شرایط عصبی قرار گرفته است و این عصبیت را به دیگران نیز منتقل می‌کند.

نیکی کریمی در مورد شخصیت زن فیلم نیز گفت: چند سال قبل از اینکه فیلم‌نامه این فیلم را بنویسم به مطب دکتر عارف می‌رفتم و در آنجا با چند خانم در مورد مشکلاتی که در جامعه و خانواده‌های ایرانی به وجود آمده است با هم حرف می‌زدیم. یکی از علت‌هایی که در آن بحث‌ها مشخص شد که باعث بروز اختلاف در زندگی ایرانی‌ها شده است،سریال‌های ماهواره‌ای بود. سریال‌های ترکیه‌ای نسبتی با فرهنگ جامعه ما ندارند.

من آدم دموکراتی هستم و عادت به قضاوت کردن دیگران ندارم. ولی متاسفانه خانواده‌های ما در اثر مشاهده این سریال‌ها و تاثیرپذیری از آنها خیلی متزلزل شده‌اند. من حتی در بین دوستان خودم کسانی را می‌شناسم که حتی بارها و بارها به مشاهده قسمت‌های تکراری این سریال‌ها می‌پردازند. اینها گویی معتاد شده‌اند و در یک دنیای کوچک خود را گرفتار کرده‌اند. در خانواده‌ها دیگر کسی با دیگری حرف نمی‌زند،در صورتی که همه در دنیای مجازی سرگرم گفتگو هستند.

وی افزود: من می‌خواستم نشان دهم که زن این خانواده اتفاقا اینطوری نیست. با اینکه درس خوانده اما به دلیل مخالفت شوهرش سرکار نمی‌رود اما زندگی‌اش را تحت تاثیر این سریال‌ها قرار نداده است . آنها با عشق و علاقه ازدواج کرده‌اند در نهایت او مرد را به سمتی سوق می‌دهد که لب به سخن گفتن بگشاید و در مورد مشکلاتش با او حرف بزند.

اصلا از همان شب اولی که مرد به خانه می‌آید، زن می‌خواهد که با او حرف بزند اما این مرد است که سکوت می‌کند. ناهید شخصیت زنانه‌ای دارد. آدم متوقعی نیست که بخواهد به فرهاد فشار بیاورد تا همه چیز را بگوید. او خودش همه چیز را می‌داند بنابراین زمانی که فرهاد می‌خواهد حرف بزند مانع این کار می‌شود زیرا می‌داند که فرهاد همین قدر هم که حرف زده فشار زیادی را تحمل کرده است.

کارگردان «سوت پایان» افزود: جامعه ما طوری است که با هم حرف نمی‌زنیم اما در مورد هم به آسانی قضاوت می‌کنیم. در مورد شخصیت برادر شوهر و سکانس‌های پایانی فیلم هم باید بگویم که در نهایت صحبت‌های مرد و زن در ماشین از نقطه دید او دیده می‌شود. او می‌بیند که آنها با هم حرف می‌زنند. او و ما نمی‌شنویم که آنها چه می‌گویند اما می‌توانیم حدس بزنیم که در مورد چه چیزی حرف می‌زنند.

در مورد ماجرای موش کشی هم باید بگویم که می‌خواستم نشان دهم این می‌تواند یکی از شغل‌های متعدد افراد جامعه باشد و ناگفته نماند که استعاره‌ای هم در آن وجود دارد. در مورد شخصیت مرد نزول خور هم بایست بگویم که او آدمی است که در هر موقعیتی به رنگی در می‌آید. این آدم چند وجهی و چند شخصیتی است در اثر ارتباط با کارهای خلاف به یک آدم منفی تبدیل شده است. او به انواع شخصیت‌ها تبدیل می‌شود تا کارش را پیش ببرد. انواع و اقسام این آدم در اجتماع ما به شکل‌های گوناگون مشاهده می‌شود.

وی گفت:باید اضافه کنم که «شیفت شب» فیلم پیچیده‌ای نیست. در مورد زندگی الان و امروزه افراد جامعه ما است. آنها یک زن و مرد معمولی هستند. به نظرم فیلم «گزارش» عباس کیارستمی از این لحاظ یکی از بهترین فیلم‌نامه‌ها را دارد. زندگی واقعی آدم‌های معمولی جامعه نظم و قاعده مشخصی که ندارد. من اعتقاد دارم که با بزرگ‌نمایی ناکامی‌ها و ناهنجاری‌ها و پررنگ نشان دادن شخصیت‌های منفی فیلم‌ها نمی‌توان در جهت این مشکلات جامعه تلاش کرد. بلکه این کار نتیجه عکس دارد. این اتفاقی است که در سریال‌های ترکیه‌ای نیز می‌افتد. با نشان دادن بدی‌ها نمی‌توان خوبی را در جامعه گسترش داد. اما در هر صورت در هنگام نگارش فیلم‌نامه این ناخودآگاه ماست که به میان می‌آید و مسلما هر آنچه که به آن می‌اندیشیم همان را هم می‌نویسم.

نیکی کریمی ادامه داد: یکی از اشاره‌های این فیلم به مساله تحریم‌هاست و اثراتی که این تحریم‌ها بر جامعه گذاشته‌اند. در هر صورت هر فردی که در این جامعه زندگی می کند از صبح که بیدار می‌شود و از خانه بیرون می‌رود با مسائل مشکلات آن جامعه هم مواجه است و از آن تاثیر خواهد پذیرفت.

در ادامه‌ی این نشست، سهیل رضایی روانشناس هم در مورد مبحث عدم گفتگوی افراد اجتماع گفت: مسلما از زوایای متعددی می‌توان به این فیلم نگاه کرد اما یکی از این زوایا مساله عدم گفتگو است. گفتمان یک مساله تازه در جامعه ماست. حرف زدن با گفتمان تفاوت دارد. سالها طول می‌کشد تا جامعه ما بتواند به گفتمان عادت کند. این عدم توانایی حرف زدن و حرف شنیدن تبعات خود را دارد. مرد فیلم خطایی کرده و ترجیح می‌دهد خودش مشکلات را حل کند و اصلا از کسی کمک نمی‌خواهد. این نمونه مردان ایرانی است . او حاضر به حرف زدن نیست.

او ادامه داد: این آموزش از بچگی مردان ایرانی داده می‌شود که مرد نباید گریه کند و اگر مردی درباره مشکلاتش لب به سخن بگشاید گویی اقتدار او زیر سوال رفته است و این کار از سوی خانواده و جامعه پذیرفته نیست. در صورتی که با گفتگو و گفتمان می‌توان بر بسیاری از مشکلات غلبه کرد. از سویی دیگر زن فیلم هم شیوه‌های گفتمان و گفت‌وگو را بلد نیست. او در زمانی که سر صحبت باز می‌شود به جای اینکه راهکارهای درست ارائه کند، پیشنهادهای فانتزی می‌دهد. این عدم گفتمان در محیط‌های کاری ما نیز وجود دارد.

راه پیدا کردن گفتمان به جامعه استاندارد جدیدی را به وجود آورده که چون افراد بلد نیستند از آن استفاده کنند، نمی‌توانند به آن عمل کنند. حرف زدن یکی از پیچیده‌ترین کارهاست و اصلا کار ساده‌ای نیست و جامعه ما حالاحالاها با شیوه‌های درست آن فاصله دارد. شما نگاه کنید ۳۰ سال پیش اصلا کسی بچه‌ها را به رسمیت نمی‌شناخت چه برسد که بخواهد با آنها حرف بزند و نظر آنها در مورد امور مختلف پرسیده شود و این ماجرا چقدر امروزه دچار تحول شده است.

رضایی گفت: نکته دیگر که باید به آن اشاره کنم مساله زندگی مشترک است. همواره از ازدواج به عنوان زندگی مشترک نامبرده می‌شود. اما چیزی که ما شاهد آن هستیم این است که مرد خود را مالک زندگی می‌داند و می‌خواهد خودش یک تنه مشکلات آن را حل کند و اصلا به زن اجازه نمی‌دهد که حتی در مورد مشکلات چیزی بداند و در صورت مخالفت حتی با خشونت با او برخورد می‌کند. باید در نظر داشت که در شراکت همواره سهم شرکا برابر و یکسان نیست. زن این فیلم سعی می‌کند سهم الشراکه خود را از زندگی داشته باشد اما مرد با او مخالفت می‌کند. اما ناگفته نماند با اینکه چلنج‌های زیادی بین زن و مرد دیده می‌شود اما تحت فشار بودن زن بخاطر بد بودن مرد نیست.

وی افزود: برخلاف بسیاری از فیلم‌هایی که توسط کارگردانان زن ساخته می‌شوند،در این فیلم مرد شخصیت منفی و منفور نیست. مرد قهرمان هم نیست. زن هم قهرمان نیست. زن‌ها موجودات کانونی هستند. برای زن‌ها کانون خانواده مهم است . در ازدواج زن‌ها ۵ مورد را وارد زندگی می‌کنند در صورتی که مردها از ۷ مورد رها می‌شوند. زن‌ها با ازدواج وارد زندگی و تعهد می‌شوند در صورتی که مردها از خیلی چیزها رهایی پیدا می‌کنند. زن این فیلم نیز با زنانگی‌اش وارد شراکت زندگی می‌شود.

این روانشناس مطرح کرد: در اینجا می‌توان به شخصیت برادر شوهر نیز اشاره کرد که به کمک آنها می‌آید. او قدرت گفتمان و حرف زدن با رئیس را دارد و یک قهرمان رئال است. او نمونه قهرمانی است جامعه امروز ما به آن نیاز دارد. نمونه این قهرمان امروزه در کارتون باب اسفنجی دیده می‌شود. باب اسفنجی اصلا قدرت‌های ماورایی ندارد. بلکه دائم در حال حرف زدن است .

او با همه حرف می‌زند و به نظرم نسلی که این کارتون را تماشا می‌کند، متوجه می‌شود با قدرت گفتمان می‌شود خیلی کارها کرد و آینده خوبی خواهد داشت. نگاه فیلم ساز به مردها در فیلم شیفت شب هم شفاگر است، سرزنشگر نیست. از نظر یونگ فیلم ساز اصلا نباید با خودآگاهش فیلم بسازد. فیلم ساز با ناخودآگاهش فیلم می‌سازد و منتقد با خودآگاهش آن را نقد می‌کند. از این رو ممکن است تماشاگر نکته‌هایی را از فیلم برداشت کند اصلا مورد نظر کارگردان نبوده است.

این جلسه نقد و بررسی با پرسش و پاسخ بین میهمانان و مخاطبان ادامه یافت و به پایان رسید.

 

مصاحبه کامل با زری خوشکام زری خوشکام، که پس از ازدواجش با علی حاتمی، اغلب در محافل سینمایی زهرا حاتمی خطاب شده، پس از سال‌ها دوری از پرده نقره‌ای این‌روزها با ایفای نقش حوای فی...
مصاحبه با علی پهلوان عکس علی پهلوان و همسرش عکس های علی پهلوان و همسرش عکس علی پهلوان با همسرش عکس علی پهلوان عکس علی پهلوان در استرالیا عکس علی پهلوانی عکس های علی پهلوا...
مصاحبه با نرگس آبیار کارگردان شیار ۱۴۳ نرگس آبیار نرگس آبیار و همسرش نرگس آبیاری نرگس آبیار دانشگاه شاهد نرگس آبیار کارگردان نرگس آبیار ازدواج نرگس آبیار و محمد قاسمی نرگس آبیار فیس بوک نر...
مصاحبه با اکبر عبدی با چهره کودکانه و منعطفش سال ها «پسر شيرين سينماي ايران» (تعبيري که زنده ياد علي حاتمي در باره اش به کار برده بود. از همان زمان که نقش هاي کوتاهش در «...
ایلوش خوشابه و ورزش ایلوش خوشابه در سال 1334 برای بازی در فیلم «امیر ارسلان نامدار» از وجود ایلوش استفاده شد که قهرمان پرورش اندام ایران بود. ایلوش بعدها در فیلم های د...
مصاحبه با سروش صحت «نوروز را خیلی دوست دارم. وقتی کوچک بودم بیشتر هم دوست داشتم. در این سال ها از دو روز مانده به سال تحویل انتظار نوروز را می کشم اما وقتی بچه بودم از...
میرزا ملکم خان کیست؟ سوم اسفند مقارن با صد و بیست و هشتمین سال انتشار روزنامه «قانون» توسط میرزا ملکم خان ملقب به خان ناظم الدوله بود. درباره میرزا ملکم خان قضاوت ها متفاو...
مصاحبه با فرهاد اصلانی   فرهاد اصلانی با وجود بازی درخشانش در فیلم «کوچه بی نام» در سی و سومین جشنواره فیلم فجر نه کاندیدای بازیگر نقش اول مرد شد و نه جایزه ای د...
مصاحبه با علیرضا اکبرپور علیرضا اکبرپور که هنوز با گل خود در یک دربی پرخروش زندگی می کند، وقتی خرمن موهای سپیدش را در آینه می بیند هیزم خیالش کمی سرد می شود و دهانش تهی از روی...
مصاحبه با لیلی گلستان لیلی گلستان در آستانه‌ی سال نو از روزهای که پشت سر گذاشت، گفت. از انتشار نخستین کتاب تألیفی‌اش تا آرزوها، علاقه‌مندی‌ها و احساس رضایتی که از زندگی دار...
مصاحبه با محمدعلی ابطحی   در اسفند ماه به دیدنش رفتیم. از لحظه ای که در را باز کرد تا وقتی دفترش را ترک کردیم، صمیمی و خوش برخورد بود و از جواب دادن به هیچ پرسشی ...
مصاحبه با شهرام لاسمی، «قلقلی» محبوب شهرام لاسمی شهرام لاسمی ویکیپدیا شهرام لاسمی معروف به قلقلی شهرام لاسمی فوت شد شهرام لاسمی درگذشت شهرام لاسمی قلقلی شهرام لاسمی فوت شهرام لاسمی فوت ک...
مصاحبه با حشمت مهاجرانی حشمت مهاجرانی حشمت مهاجرانی ویکی پدیا زندگینامه حشمت مهاجرانی عکس دختر حشمت مهاجرانی امید جوان: سال 2066، شهر نیویورک نورنبرگ آلمان، صرف شام قبل ا...
مصاحبه با رضا یزدانی و اندیشه فولادوند رضا یزدانی و اندیشه فولادوند ازدواج رضا یزدانی و اندیشه فولادوند رضا یزدانی اندیشه فولادوند ماجرای ازدواج رضا یزدانی و اندیشه فولادوند ماجرای ازدواج ...
مصاحبه نوروزی با علیرضا خمسه   علیرضا خمسه بی‌شك یكی از محبوبت‌ترین بازیگران سینمای ایران است؛ هنرمندی خوش‌اخلاق و خوش‌رو كه در بسیاری از آثار معتبر سینمای ایران نقش‌آفر...

بازیگر کیمیا: شیفته شهرت نیستم

سودابه بیضایی با پخش دو سریال «کیمیا» و «آمین» بیش از پیش به مردم معرفی شد.

این بازیگر در قسمت‌های اول سریال «کیمیا» نقش زنی مومن و متدین به نام خانم طاهری را ایفا کرد که شخصیت اول داستان از افکار او الهام می گیرد. وی همچنین در سریال «آمین» ایفاگر کاراکتری به نام نیروانا است که شخصیتی از هر جهت منفی دارد.

یکی از ویژگی های این بازیگر که دستی هم بر قلم دارد نوشتن پیشینه و سابقه برای نقش هایی است که قصد ایفای شان را دارد یعنی او گذشته ای در ذهنش برای کاراکترها رقم می زند تا حال نقش را در خود نهادینه کند.

وی می‌گوید با وجود ۱۳ سال سابقه بازیگری دیده شدن را در اولویت خود قرار نداده است. سودابه بیضایی علاوه بر فعالیت های هنری و ادبی به دلیل علاقه اش به طبیعت دغدغه هایی در این زمینه هم دارد که خواندن شان از زبان خودش خالی از لطف نیست.

 

بازیگر کیمیا: شیفته شهرت نیستم

 

* این روزها از دو نقش مثبت و منفی که روی آنتن دارید زیاد صحبت شد. به نظر شما بازیگر چگونه می تواند کاراکترهای متضاد را باورپذیر ایفا کند؟
– همزمانی پخش دو سریال «کیمیا» و «آمین» خیلی خوب بود چون در یک برهه دو کاراکتری از من روی آنتن رفتند که به شدت با هم متفاوت بودند. شاید اگر هر دو مثبت یا هر دو منفی بودند خیلی راضی نبودم اما حسن تصادف این بود که بتوانم همزمان از بازخورد هر دو نقش آگاه شوم تا ببینم از نظر مردم چقدر موفق شدم دو کاراکتر مثبت و منفی را باورپذیر بازی کنم.

شخصا از انتخاب های تکراری بیزارم و به نظر من تنوع در نقش، توانایی و زحماتی را که بازیگر می کشد بهتر به مردم نشان می دهد. از طرفی من به عنوان یک بازیگر دنبال کشف شخصیت ها و دنیاهای جدید هستم و معتقدم بازیگر قبل از هر چیز باید خودش را بشناسد چون وقتی می تواند نقش را درونش نهادینه کند که بر احساسات و عواطف خودش مسلط باشد و من هم در تلاشم به این مهم برسم.

وقتی بازیگر بتواند فرشته درون و دیو درون خود را کنترل کند کاراکترهایی که از وجود او بیرون می آیند واقعی تر هستند آن موقع بیننده با دیدن نقش منفی از او متنفر می شود اما رگه هایی در همان کاراکتر می بیند که در عین بیزاری احساس می کند دوستش دارد چون توانسته ابعاد شخصیتی آن نقش را واکاوی کند.

* با «آمین» برای دومین بار در یک مجموعه پلیسی بازی کردید. باتوجه به اینکه این ژانر بسیار در تلویزیون تکرار می شود نگران مخاطب‌زدگی نبودید؟
– در سریال «هوش سیاه» نقش پلیس را بازی کردم اما اینجا پلیس ها دنبال من هستند. ژانر پلیسی یا اجتماعی برای من اهمیت ندارد اولویت اصلی من جذابیت نقش است.

هر کار جدید را به چشم چالشی جدید می بینم. متاسفانه باید قبول کنیم فیلمنامه ها ضعیف تر شده اند و کاراکترها اغلب سطحی هستند.

من که خودم ادبیات خواندم متوجه می شوم که رنگ و لعاب کاراکترها مثل سریال های قابل دفاع گذشته نیست به همین خاطر انتخاب نقش کار سختی شده چون معمولا یک نقش در ده ها سریال تکرار می شوند و این جذاب نیست اگرچه بازیگر گاهی برای امرار معاش ممکن است مجبور به قبول این پیشنهادها شود اما به نوبه خود تلاش می کنم این اتفاق ها کمتر بیفتد.

سودابه بیضایی در نمایی از مجموعه های «آمین» و «کیمیا»

بازیگر کیمیا: شیفته شهرت نیستم

 

* شما با حوزه ادبیات هم بیگانه نیستید آیا از این توانایی در بازیگری هم استفاده کرده اید؟
– بله. این اتفاق به نوعی افتاده است مثلا من برای کاراکتر نیروانا زندگینامه جدا نوشتم و از کودکی تا الانش را در ذهن خودم پرورش دادم، برای کودکی اش مشکلاتی ساختم تا علت همه این رفتارهایش اول برای خودم باورپذیر باشد تا بتوانم واقعی تر به بیننده هم انتقال دهم.

* به نسبت سابقه حضورتان در دنیای بازیگری، به ندرت در تلویزیون حضور داشتید. این اتفاق دلیل خاصی دارد؟
– معتقدم انسان به هر چیز که بخواهد می رسد اگر تا الان آنچه برای خودم انتظار داشتم پیش نیامد دلیلش این است که باید پخته تر شوم.

در این ۱۳ سالی که فعالیتم را در عرصه بازیگری آغاز کردم دوست داشتم قدم به قدم و آهسته و پیوسته پیش بروم تا کمتر اشتباه کنم. شهرت و دیده شدن هیچ وقت اولویت من نبود قطعا اگر چنین دغدغه ای داشتم مسیر دیگری انتخاب می کردم که زودتر از این ها معروف شوم اما به کارم بیش از این ها اهمیت می دهم.

* در سینما چطور؟
– آخرین کار سینمایی من «روز روشن» ساخته حسین شهابی بود. در آن فیلم از پانته آ بهرام بسیار آموختم به نظرم این بازیگر به تنهایی یک کلاس بازیگری است.

بعد از این هم اگر فیلمنامه خوبی به دستم برسد استقبال خواهم کرد، اما قبول کار سینمایی این روزها سخت تر است. دلم می خواهد از همه آدم ها یاد بگیرم و برایم مهم است با گروهی کار کنم که در حرفه شان حرفی برای گفتن داشته باشند.

 

بازیگر کیمیا: شیفته شهرت نیستم

 

* از فعالیت های نوشتاری تان چه خبر؟
– اوقات بیکاری ام کلا با نوشتن پُر می شود. اخیرا یک مجموعه داستان کوتاه نوشتم اما قبل از اینکه چاپ کنم برای همشهری داستان ارسال کردم تا بازخوردها را ببینم .

علاوه بر آن تا به حال دو فیلمنامه سینمایی نوشتم و درصددم شرایط اجرایی شدنشان را به وجود آورم. همچنین چندی پیش مجموعه ای در ژانر کودک به نام «یاسین» نوشتم که در شبکه استان مرکزی تولید و پخش شد. این سریال این روزها از شبکه «شما» هم روی آنتن می رود.

* مخاطبان تان دوست دارند برای شناخت بیشتر شما از فعالیت های جالب توجه غیر هنری و محل زندگی تان بدانند.
– من خارج از تهران و در یک محیط نزدیک با طبیعت زندگی می کنم. علاوه بر کار هنر، چند ماهی است به یادگیری طب گیاهی روی آوردم و معتقدم انسان عصر حاضر به خصوص در کشور ما و کسانی که در شهرهای بزرگ مثل تهران زندگی می کنند از طبیعت غافل مانده اند درحالی که واقعا بدون ارتباط با طبیعت نمی توان زندگی کرد.

بسیاری از بیماری هایی که امروز سراغ آدم ها می آید به خاطر دوری از طبیعت و تغذیه های غیرطبیعی است. معتقدم اگر بدن انسان سالم باشد ذهن خلاق تری هم دارد.

* و حرف آخر؟
– تشکر می کنم از زامیاد سعدوندیان نویسنده «آمین» که با انگیزه کنار گروه حضور داشت.

گفت و گو با امیر کاظمی بازیگر او همان شهروزِ بچه پررو، يك‌دنده و به‌نظر خودش عقل كل سريال اين شب‌هاي تلويزيون «وضعيت سفيد» است. علاوه بر اين‌كه امير كاظمي با «وضعيت سفيد» روي آنت...
پسر احسان کرمی «نیک مهر» پسر احسان کرمی «نیک مهر» متولد مهر 93 وقتی مهر و محبت از اسم و فامیل پدرش لبریز است، پسر هم این صفحات را ارث می برد. نیک مهر 5 ماهه نیز از الان تصم...
مصاحبه با لیلی گلستان لیلی گلستان در آستانه‌ی سال نو از روزهای که پشت سر گذاشت، گفت. از انتشار نخستین کتاب تألیفی‌اش تا آرزوها، علاقه‌مندی‌ها و احساس رضایتی که از زندگی دار...
مصاحبه با مریم حیدرزاده بیوگرافی مریم حیدرزاده (+تصاویر) زادروز : ۲۹ آبان ۱۳۵۶ پیشه : شاعر ، ترانه‌سرا ٬ نویسنده ، نقاش مریم حیدرزاده متولد ۲۹ آبان ۱۳۵۶ نقاش ٬ نویسنده...
راز هایی از زندگی عطاران که نمی‌دانستید! رضا عطاران همان پسرك جوان است كه با موهای ژل زده در « ساعت خوش‌» از مردم دلبری می‌كرد و آنها را می‌خنداند و سر ذوق می‌آورد. حالا هم كه حسابی موهایش ری...
مصاحبه با شهرام لاسمی، «قلقلی» محبوب شهرام لاسمی شهرام لاسمی ویکیپدیا شهرام لاسمی معروف به قلقلی شهرام لاسمی فوت شد شهرام لاسمی درگذشت شهرام لاسمی قلقلی شهرام لاسمی فوت شهرام لاسمی فوت ک...
مصاحبه با فرامرز آصف همه چیز از یک گفتگوی ساده نوروزی آغاز شد. از حرف های دلی بهرام افشارزاده درباره خاطرات سال های دورش زد. فرامرز آصف، قهرمان اسبق دوومیدانی ایران؛ نام ا...
مصاحبه با ناصر ملک مطیعی   واقعا بعید است كسی ملك‌مطیعی را نشناسد؛ حتی اگر از كنار سالن سینما هم رد نشده باشید یا حركات چشم و ابروی او را در كلوزآپ‌های به یاد ماند...
وقتی یک آگهی زندگی عباس غزالی را تغییر داد عباس غزالی بازیگر عباس غزالی بازیگر سریال مادرانه عباس غزالی بازیگر سریال وضعیت سفید عکس عباس غزالی بازیگر عکس بازیگر عباس غزالی و همسرش مجله خانو...
مصاحبه با بیژن بیرنگ بیژن بیرنگ را همه می شناسند. او سال هاست که میهمان خانه های تک تک شهروندان ایرانی است. در سال های نه چندان دور که اوقات فراغت آنچنان پیچیده نشده بود و...
ناصر ملک مطیعی برای مردم قیافه نمی گرفت! ناصرخان نیازی به معرفی ندارد. نسل قدیم از او و نقش آفرینی های ماندگارش آنقدر خاطره دارند که سالیان سال نام این بازیگر محبوب در ذهنشان به نیکی نقش بسته...
نظر مهناز افشار درباره همسرش مهناز افشار بازیگر زن ایرانی که اخیرا به واسطه ازدواجش با فرزند محمدعلی رامین از مدیران دوران ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد حاشیه ساز شده بود به زودی ...
دختر ترانه علیدوستی «حنا» دختر ترانه علیدوستی «حنا» همه بازیگرهای بزرگ بالاخره از یک جایی شروع کردند و برخی هم مانند حنا خانم از کودکی این راه را آغاز می کنند! حنا خانم در ح...
مصاحبه با بیژن کامکار در مورد کامکار ها بيژن كامكار از بزرگ هنرمندان موسيقي است. در آن سوي رشته كوه‌هاي زاگرس، شهر سنندج زاده شد و موسيقي را نزد پدر آغاز كرد و به سرعت راه پيشرفت پيمود و به ...
مصاحبه با محمد بحرانی ، صداپیشه جناب خان صداي «محمد بحراني» را بيشتر مخاطبان با شخصيت عروسكي «ببعي» در مجموعه كلاه‌قرمزي مي‌شناسند؛ گوسفند به‌روزي كه انگليسي صحبت مي‌كند و گاهي آوازخواندن‌هاي...

مصاحبه با لاله صدیق قهرمان اتومبیلرانی

 

خیلی وقت است که لاله صدیق مصاحبه مفصلی انجام نداده و درباره لاله هم خیلی کوتاه صحبت کرده. در این گفتگوی مفصل وی برای اولین بار حرف هایی درباره پروژه ای زد که گفته می شد قرار است داستان زندگی لاله صدیق باشد.

*و سرانجام پس از مدتها در مسابقات رالی حضور پیدا کردید…

درست است. چندسالی از رالی دور بودم و بیشتر تمرکزم بر روی سرعت و دریفت بود. امسال با شرکت میتسوبیشی قراردادی امضا کردم و در مسابقه رالی خاورمیانه شرکت کردم. تبریز، پرند، اهواز و رالی برف و یخ در همدان برنامه امسال من برای مسابقات است. تیم رالی ما «یوتاپ میتسوبیشی» نام دارد که یک راننده دیگر هم عضو آن است و به صورت تیمی در مسابقات حضور پیدا می کنیم.

*یوتاپ؟ این اسم به چه معناست؟

انتخاب اسم تیم هم داستانی داشت. روزی خواهر من در دفتر حضور داشت و تصمیم گرفتیم نام تیم را انتخاب کنیم. به من گفت یک ساعت زمان بده تا یک نام خوب برای تیم پیدا کنم. پس از نیم ساعت گفت یک نام خوب پیدا کردم. پرسیدم چه نامی و او هم گفت «یوتاپ». من هم مانند شما این اسم را نشنیده بودم و از وی پرسیدم به چه معناست؟! گفت یوتاپ یک سردار زن ایرانی و خواهر آریوبرزن بوده که در جریان نبرد برابر اسکندرمقدونی کشته شده.

*شنیده ایم برای مسابقات دریفت، خودرویی ویژه وارد کرده اید.

درست است. زمان آقای مهرعلی و با قول مساعدش یک خودروی مسابقه دریفت وارد ایران کردم و قرار شد با درصد خیلی پایینی گمرکی این خودرو وارد شود و همانند موتورسنگین، اجازه تردد داخل شهری پیدا نکند و تنها در روز مسابقات از آن استفاده کنیم. چند روزی در دوبی به دنبال یک ماشین خوب بودم و پس از چند ماه توانستم آن را وارد ایران کنم. ماشین را وارد پیست پرند کردیم و نزدیک یک سال است ماشین در آنجا قرار دارد. با تمام هزینه هایی که داشتم و علاقه داشتم در مسابقات قهرمانی کشور حضور داشته باشم، این اتفاق هنوز نیفتاده است.

*برای این ماشین چقدر هزینه کرده اید؟!

هزینه خودرو حدود صد و چند میلیون تومان بود و همین حدود هم هزینه تجهیزش شد.

*در مسابقات رالی، نقشه خوان چقدر در موفقیت راننده موثر است؟!

تاثیر بسیار زیادی دارد. در مسابقات امسال رالی خاورمیانه یکی از شاگردان خود من به عنوان نقشه خوان حضور داشت.  وی تجربه فراوانی در مسابقات رالی نداشت و دومین مسابقه ای بود که در آن حضور داشت. وی باید تمرینات فراوانی داشته باشد تا حرفه ای شود چراکه در سرعت های بالا، خاکی، جامپ زدن و حرکت در خاکی ممکن است ترسی در نقشه خوان به وجود آید. این موضوع باعث می شود تمرکز نقشه خوان از بین برود و در انتخاب مسیر دچار مشکل شود. در رالی خاورمیانه همین اتفاق برای ما افتاد و چندباری گم شدیم! مسوولین برگزاری به ما می گفتند چرا اینقدر گم می شدید؟! بیشتر از این هم توقع از نقشه خوانم نداشتم.

*پس خانم ها هم می توانند مسیریابی کنند؟!

(باخنده) بعضی هایشان می توانند! خانم مخزنی به عنوان نقشه خوان با من کار می کرد و خیلی شجاع و باهوش بود. چند سال پیش که در مسابقات شرکت می کردیم، همیشه روی سکو می رفتیم. زمانی که در مسابقه می خواستم احتیاط کنم، وی به من تذکر می داد که چرا سرعت رو کم می کنی؟! ترس نقشه خوان کم نیست چرا که وقتی کنار راننده می نشینی به دلیل اینکه عکس العمل راننده را نمی دانی چیست، کمی ترس در نقشه خوان به وجود می آید.

مصاحبه با  لاله صدیق قهرمان اتومبیلرانی

*و کمی از حواشی مسابقات خاورمیانه صحبت کنیم. به نظر می رسد این حواشی قرار نیست از زندگی ورزشی شما خارج شود. این مسابقات را هم که به پایان نرساندید…

متاسفانه حرف شما درست است. در مسابقات به تیم ما اعتراض کردند که در هنگام برگزاری مسابقه اقدام به سوخت گیری داشته ایم، در صورتی که سوخت گیری روز قبل انجام شده بود. روز قبل از مسابقه برای سوخت گیری به جایگاهی مراجعه کرده بودیم و یکی از شرکت کنندگان رقیب با موبایلش از ما فیلم گرفته بود. وی اعتراض کتبی به ناظر مسابقه داده و ناظرین هم بدون استناد به مدارک موجود، تیم ما را محکوم کردند.

*منظور شما از مستندات چیست؟!

جی پی اس و دوربین نصب شده بر روی ماشین و دوربین درون جایگاه. ناظران مسابقه بدون اینکه این مستندات را چک کنند و تنها با اتکا به همان موبایل ما را محکوم کردند. این اعتراض برای ما بسیار جای تعجب داشت. ساعت یازده شب به ما گفتند که تیم ما محکوم شده و تا صبح فکر کرده و ما نیز صبح اعتراض خود را به این تصمیم به صورت کتبی اعلام کردیم. آنها هم خیلی راحت گفتند می توانید در مسابقات شرکت نکنید! از لحاظ تیمی، ما در جایگاه اول قرار داشتیم.

ماشین آقای اکبر نژاد در رده بندی اول بود و من هم در جایگاه سوم قرار داشتم. آنها تیم ما را جریمه زمانی کردند و به این صورت جایگاه ما در جدول بسیار نزول می کرد. ناظران به اعتراض ما رسیدگی نکردند و ما هم از ادامه مسابقه انصراف دادیم. اگر مسابقه را ادامه می دادیم، می توانستیم عنوان خوبی به دست آوریم و از لحاظ تیمی اول شویم.

*قرارداد شما با تیم میتسوبیشی چگونه بود؟! آنها ماشین را به رایگان در اختیار شما قرار دادند؟!

دقیقا این طور است. اواخر اسفند سال گذشته ماشین را به ما تحویل دادند. این ماشین برای مسابقه تجهیز نشده بود و به این ترتیب من کار واردات قطعات مختلف برای تجهیز آن را برعهده گرفتم. هم تیمی من هم مدیریت کارگاه را برعهده داشت. سه هفته طول کشید تا ماشین برای مسابقه آماده شود. البته به نظر می رسید از ابتدا برخی دوست نداشتند ما در مسابقات حضور داشته باشیم.

*به چه دلیل این حرف را می زنید؟!

روز دوم تمرین بود. ساعت شش به پارکینگ مراجعه کردم تا خودروی خود را برای تمرین آماده کنم که متوجه شدم چرخ ماشین را پنچر کرده اند. هم تیمی من به کمک آمد و زاپاس را درآوردیم و متوجه شدیم آن را هم پنچر کرده اند! جالب آنکه هیچکدام از دوربین های هتل هم تصویری از این اتفاق نداشتند. می گفتند ماشین جایی پارک شده که دوربین آن نقطه را تحت پوشش ندارد و ما هم متوجه نشدیم چه فردی این کار را انجام داده است!

نکته جالب برای ما زمان اعتراض بود. اینکه چرا همان صبح مسابقه و یا حین برگزاری اعتراض نکردند؟! زمانی اعتراض به تیم ما شد که نتایج توسط تیم برگزاری مشخص شد و دوستان متوجه شدند با چه اختلافی از ما عقب هستند! جالب ترین قسمت این بود که ما صبح برگزاری مسابقه در جایگاه سوخت گیری مخصوص مسابقه، چهل لیتر بنزین زدیم. اگر ما به صورت غیرقانونی سوخت گیری کرده بودیم، پس چگونه باک ماشین هایمان خالی بود؟!

مصاحبه با  لاله صدیق قهرمان اتومبیلرانی

*قرار بود شما در مسابقه بخش بین المللی رالی خاورمیانه شرکت کنید. چرا این اتفاق نیفتاد؟!

به دلیل اینکه این خودرو تا به حال در مسابقات قهرمانی جهان حضور نداشت و کد فدراسیون جهانی را نداشت. به همین دلیل نتوانستیم در بخش بین المللی حضور داشته باشیم.

*شما این قضیه را نمی دانستید؟!

متاسفانه نه تنها ما، بلکه در فدراسیون هم هیچ فردی از این قضیه باخبر نبود. این اشتباه از مسوول رالی های بین المللی رخ داد. زمانی که میتسوبیشی می خواست این ماشین را در اختیار ما قرار دهد، او هیچ حرفی درباره کد فدراسیون جهانی نزد و تنها از ما خواست لوازم مورد نیاز ماشین را در کلاس بین المللی جهانی بگیریم. ما هم فکر می کردیم همین که ماشینمان استاندارد جهانی است، برای حضور در مسابقات کافی است و نمی دانستیم که باید پیش از برگزاری مسابقه، در سایت جهانی، ماشین را ثبت کنیم.

در روز معاینه فنی مسابقات متوجه شدیم که نمی توانیم در مسابقات حضور داشته باشیم و واقعا شوک شدیم. از لحاظ استانداردهای جهانی خودروی ما قبول شد، با اینکه چند خودرو از کویت و بحرین نتوانستند مجوز ورود در مسابقات را بگیرند و تنها یک اشتباه باعث شد در مسابقه بین المللی حضور نیابیم. اگر می دانستیم قرار نیست در مسابقات بین المللی شرکت کنیم، قطعات را از خارج وارد نمی کردیم و در همین ایران کار را انجام داده و هزینه مان بسیار کمتر می شد.

*پس از آنکه از مسابقه انصراف دادید، اعتراضی به آن رای نکردید؟!

اعتراض شدیدی داشتیم و تا وزارت ورزش هم پیش رفتیم. سرپرست فدراسیون هم قول داد که در این زمینه جلسه ای برگزار شود و به پرونده ما رسیدگی کنند که هنوز این اتفاق نیفتاده است.

*لاله صدیق به بازنشستگی فکر نمی کند؟! به سن بازنشستگی نزدیک شده اید…

(باخنده) مگر چند ساله ام؟! در مسابقات ما تا حدی سن مطرح است و روحیه ریسک پذیری که ده سال پیش داشتم، امروز ندارم. امروز درگیری های کاری ام باعث شده که کمتر در مسابقات ریسک کنم اما به دلیل علاقه بیش از حدم به این ورزش نمی توانم آنرا رها کنم. دلیل دیگر این که دوست دارم چند خانم دیگر وارد این رشته شده و اسمشان مطرح شود و من هم در جایگاه مربی به آنها کمک کنم. دلایل اصلی عدم بازنشستگی من، این موضوعات است.

مصاحبه با  لاله صدیق قهرمان اتومبیلرانی

*جاه طلبی ده سال پیش را هم ندارید؟!

خیر، به دلیل اینکه به هر عنوانی که خواستم، دست یافته ام و از لحاظ شهرت نیز، مشهور هستم. تنها علاقه من به هیجان مسابقات باعث شده که آنرا کنار نگذارم. زمانی که بیش از یک دهه به یک کار حرفه ای می پردازید، عضوی از وجود شما می باشد و نمی توانید آنرا به یک باره کنار بگذرید. در این میان خواهر من هم پیشنهاد داده که پس از بازنشستگی از مسابقات اتومبیلرانی، به رشته اولیه ام یعنی سوارکاری بازگردم!

*قرار نیست مسابقه از زندگی شما خارج شود؟!

از لحاظ روحی و روانی نمی توانم ورزش را رها کنم و از سوی دیگر بدن من به ترشح آدرنالین عادت کرده و نمی توانم از این هیجان دور شوم.

*خارج از فضای مسابقه این آدرنالین را کنترل می کنید؟!

تا حد زیادی کنترل شده است. در شهر که حوصله تصادف ندارم. در گذشته چرا اما امروز خیر. ترجیح می دهم این هیجان را با فرود از یک آبشار یا بانجی جامپینگ امتحان کنم. هیجان جدیدی هم هست و کنجکاو به انجامش هستم.

*همانند هنرپیشه ها که دیده شدن همیشه در زندگی شان هست، در زندگی شما هیجان باید همیشه حضور داشته باشد. فکر می کنید تا چه زمان قرار است این قدر هیجان در زندگی داشته باشید؟

این روزها بسیار کمتر از قبل شده اما خواهرزاده ام مثال جالبی می زند. می گوید تصور می کنم که هشتاد ساله هستی و پشت یک ماشین کروک نشسته ای، بعد پسری به تو می گوید که بیا مسابقه بدهیم. نگاهی به تو می اندازد و می گوید همانی نبودی که با پدربزرگم مسابقه می دادی؟! من هم کم و بیش چنین تصوری از آینده ام دارم!

*لاله صدیق به نسبت قبل کمتر در رسانه هاست…

دلیل اصلی اش این است که در این چند سال تعداد مسابقات ما بسیار کم شد و سطح کیفی مسابقات نیز پایین آمد. الان ماه مرداد هست و هنوز تقویم مسابقات ما مشخص نیست. این قضیه باعث شده که رسانه ها کمتر به این ورزش بپردازند و به همین دلیل من هم کمتر از قبل در رسانه ها حضور دارم. از سوی دیگر حاشیه سازی که برای فیلم لاله اتفاق افتاد باعث شد که من خودخواسته کمتر در رسانه ها باشم. (باخنده) البته کاملا مشخص هست که هدف اصلی شما از این گفتگو، فیلم لاله هست و تا الان همه حرف ها حواشی بوده!

مصاحبه با  لاله صدیق قهرمان اتومبیلرانی

*در مصاحبه ای از شما خواندم که نزدیک به ۲۸۰ کیلومتر سرعت را تجربه کرده اید. این اتفاق در کجا افتاده است؟

در مسابقات فرمول بحرین این اتفاق افتاد. این سرعت با ماشین فرمول بسیار متفاوت از ماشین های معمولی است. انگار در حال پرواز هستید. برای ماشین شهری هم تا آن حدود تجربه کرده ام، البته سالیان بسیار دور.

*با این حساب آخرین بار که جریمه شدید، کی بود؟!

اعتراف می کنم که خیلی سال است جریمه سرعت غیر مجاز نداشتم و تنها به خاطر طرح ترافیک جریمه می شوم. گفتم که نسبت به ده سال قبل احتیاط بیشتری به خرج می دهم.

*شرکت شما در چه زمینه ای فعالیت دارد؟

ما در دو بخش مختلف فعالیت داریم. یکی ساخت قطعات خودروهای داخل و دیگری ساخت شیرآلات گاز می باشد. پدر از سال ۶۵ وارد این کار شد و در حال حاضر ما چهار خواهر و برادر، به تناسب رشته تحصیلی و تخصصمان، هرکدام بخشی از کار شرکت را برعهده داریم. مدیریت قسمت خرید با من می باشد.

*در این چندسال تحریم، شرکت شما هم دچار مشکل شد؟

با توجه به اینکه ما اولین تولیدکننده نوعی از شیرآلات گاز در ایران بودیم، بسیاری از قطعات را در ایران تولید کرده و در بحث رقابتی در ایران رقیبی نداریم. تمام مواد اولیه ای که برای تولید قطعات نیاز هست در ایران وجود دارد، فشارهایی حس کردیم اما سیستم کاری ما دچار مشکل نشد. در تولید قطعات خودرو هم مشکلی برایمان به وجود نیامد اما برای تهیه برخی از قطعات دچار مشکل شدیم. بیشترین مشکل برای واردات و نوسانات ارزی بود که آنها را پشت سر گذاشته ایم و امیدواریم همه چیز به شرایط خوب قبلی بازگردد.

*سراغ بحث اصلی برویم که به قول خودتان همه حرف هایمان مقدمه چینی برای این سوال بود. در چند سال اخیر نام لاله صدیق با پروژه فیلم سینمایی لاله گره خورد. پروژه ای پرسروصدا.

نزدیک به هشت سال پیش آقای نیک نژاد در خارج از ایران به من پیشنهاد داد که داستان زندگی ام را برایش تعریف کنم و سوژه ای برای فیلمنامه اش باشم. من هم این قضیه را قبول کرده و چندین و چند ساعت داستان زندگی ام را برایش تعریف کردم. آنها هم با یک تیم شروع به نگارش فیلمنامه کردند و این کار چند سالی زمان برد. سپس وزارت ارشاد فیلمنامه را تایید کرد و بعدازآن قرار شد که هنرپیشه هایی از خارج برای این پروژه انتخاب شوند که مخالفت هایی شد و این اتفاق نیفتاد. به همین دلیل سراغ هنرپیشه هایی رفتند که به زبان انگلیسی مسلط باشند چراکه زبان فیلم به زبان انگلیسی بود و چند هنرپیشه هم از کشور ترکیه به گروه اضافه شدند.

هشتاد درصد پروژه هم فیلمبرداری شد و همه چیز به خوبی پیش می رفت تا اینکه دولت عوض شد. دولت جدید برای بررسی هزینه های انجام شده، جلوی پروژه را گرفت. بودجه میلیاردی هم بود و دولت بسیار حساس شد. سپس برسر مالکیت مشکلاتی پیش آمد. مدتی بین کارگردان و وزرات ارشاد برسر این قضیه دچار مشکل شدند. آخرین خبر هم اینکه مشکلات مالکیت از بین رفته و دولت مالکیت درصد بیشتری از فیلم را داشته و مابقی به آقای نیک نژاد می رسد.

*چگونه برسرمالکیت دچار مشکل شدند؟

بودجه فیلم را دولت تامین کرده اما در قراردادی که با کارگردان بسته شده بود، هیچ حرفی از مالکیت به میان نیامده بود و در قرارداد به آن اشاره نشده بود! کارگردان از آمریکا به ایران بازگشته و در حال فراهم کردن مقدمات فیلمبرداری مجدد است.

مصاحبه با  لاله صدیق قهرمان اتومبیلرانی

*یکی از بزرگترین حواشی فیلم لاله، حضور اسی نیک نژاد به عنوان کارگردان بود. به دلیل اینکه وی فعالیت هایی در هالیوود داشته که با معیارهای ما نمی خواند…

آقای نیک نژاد سال های سال در ایران فیلم ساخته و سریال پاییز صحرا او در ایران بسیار موفق بود. وی در هالیوود طبق ضوابط آن کشور فیلم ساخته. همانطور که در ایران نیز طبق ضوابط ایران کار کرده. قصد دفاع از آقای نیک نژاد و این پروژه را ندارم چراکه در این پروژه ذی نفع نیستم. به هرحال آقای نیک نژاد سابقه فراوانی در ایران و آمریکا داشته و تخصص خوبی هم در این زمینه دارد. من به خارج از ایران و فعالیت هایش کاری ندارم. به نظرم این حرف ها حاشیه است چراکه او امروز در ایران طبق ضوابط وزارت ارشاد کار می کند، پس چرا این قدر برایش حرف زده می شود؟! موضوع کار او در هالیوود هیچ ارتباطی به کارش در ایران نداشته و ندارد.

خیلی از هنرپیشه های قدیمی هم به ایران برگشته و طبق ضوابط کار می کنند، پس چه اشکالی دارد که آقای نیک نژاد به کار بپردازد؟! آقای کارگردان تصمیم گرفته زندگی یک زن را در ایران برای بسیاری از جوانان الگو قرار دهد تا بسیاری از جوانها و خانمها بفهمند که با تمام کمبودهایشان می توانند موفق شود. اینکه جلوی کار گرفته شده و هزینه هایی که انجام شده بازنگردد، اشتباهی است که این چند سال اتفاق افتاده. اجازه دهند این کار به پایان برسد و سپس قضیه را نقد کنند.

*خیلی می گویند مگر لاله صدیق برای جوانان الگو هست که قرار است از وی فیلم ساخته شود؟! حرفشان هم تقلب و … هست.

من بی نهایت حکم و عنوان قهرمانی دارم اما هیچکدام را در اینجا مشاهده نمی کنید چراکه اهل نمایش دادن خودم نیستم. همین که در مسابقات آقایان حضور داشتم برایم کافی بود و به دنبال نشان دادن خودم نبودم. شهرت و مقام خیلی وقت است که برای من اتفاق افتاده و دیگر دنبالش نیستم. درباره الگو بودن هم بهتر است بگویم که من هیچ ادعایی ندارم. من ورزشکار زنی بودم که با آقایان به رقابت پرداخت و توانست موفق شود.

فردی بودم که چند تصادف شدید و تجربه های بدی داشتم اما باز از اول کارم را شروع کرده و به قهرمانی رسیدم. خواهرم هیچ وقت این خاطره را فراموش نمی کند. پس از کسب چند عنوان در رقابت با آقایان، برای مسابقه بعد چند نفر از رانندگان جلوی در ورودی پیست را بسته بودند که من در مسابقه حضور نداشته باشم. من هم از در دیگر وارد پیست شدم و ماشین را وسط پیست گذاشتم و گفتم هرکس می تواند در این پیست مسابقه دهد، یا من باید باشم و یا مسابقه ندهید! من با چنین اتفاقاتی لاله صدیق شدم! آن روزها برای من خیلی سخت گذشت و از لحاظ روحی و روانی تحت فشار بودم اما سعی کردم خودم را بالا بکشم. اینکه من الگوی جوانان هستم یا خیر را نمی دانم، این قضیه را کارگردان فیلم تشخیص داده که ساخت فیلمی از زندگی من شاید برای بسیاری از جوانان انگیزه بخش باشد.

*چند درصد فیلم لاله داستان زندگی شماست؟!

من فیلمنامه را نخوانده ام و دقیقا نمی دانم چند درصد شبیه زندگی من است. اساس داستان، زندگی من است اما قرار نیست همه زندگی من فیلم شود. بین ده تا سی درصد این فیلم داستان زندگی من است. یعنی در اصل داستان زندگی من فیلم نشده، از لاله صدیق الگوبرداری شده تا فیلمی ساخته شود.

*هنگام فیلمبرداری به کار سرزدید؟!

یکبار که در کارتینگ پیست آزادی فیلمبرداری بود، سر لوکیشن رفتم. در همین حد کنار فیلم حضور داشتم.

*و چرا یک چهره ناشناخته نقش شما را بازی کرد؟!

دلیل اول اینکه تسلط کامل به زبان انگلیسی داشت و نکته بعد اینکه کارگردان تصمیم گرفت از چهره مطرح استفاده نکند تا توجهات سمت شخصیت لاله برود، نه بازیگر آن! البته در همان ابتدا به من گفتند که نقش لاله را خودم بازی کنم اما قبول نکردم!

*چرا؟! این روزها همه دوست دارند بازیگر شوند و شما برعکس عمل کردید؟!

نمی توانم هنرپیشه باشم چراکه دوست دارم دستور بدهم نه به عنوان هنرپیشه دستور بگیرم. کارگردانی را بیشتر دوست دارم. از سوی دیگر کار هنرپیشگی خیلی سخت است و دشوار اما مردم آن را ساده می بینند. امروزه هم برخی از ورزشکاران که عمر ورزشی شان به پایان رسیده برای دیده شدن و البته دستمزد خوب بازیگری، سراغ هنرپیشگی رفتند.

*من اگر جای شما بودم، بازیگر نقش اول فیلم زندگی خودم می شدم.

من اصلا اعصابش را نداشتم. از سوی دیگر نمی توانستم برای گروه فیلمبرداری وقت بگذارم، هم کارهای شرکت بود و هم تمرینهای خودم. هیچ علاقه ای برای حضور در دنیای سینما نداشتم. پیش از این هم پیشنهاد بازیگری زیاد داشتم و همه را رد کردم. دنیای بازیگری برای من وسوسه برانگیز نبوده و نخواهد بود!

*و چند درصد فروش فیلم به شما می رسد؟!

(باخنده) هیچ درصد! ما قراردادی برای این قضیه نداشتیم و به همین دلیل در جنگ و جدلهای فیلم مداخله نداشتم. چراکه فیلم هیچ سودی برای من ندارد که بخواهم خودم را بیش از حد درگیرش کنم.

مصاحبه با محمدرضا شریفی‌ نیا چندسالی است محمدرضا شریفی‌نیامرد همه فن حریف ایران نیست تا همین چندسال قبل90 درصد فیلم‌های ایران ردی از او و بازیگران انتخابی‌اش داشتند اما دیگر خبری ...
بیوگرافی و مصاحبه با فرهاد ظریف هنگامی که با قد 166 سانتیمتر وارد عرصه والیبال شد، کسی باور نمی کرد که بتواند کار خاصی انجام دهد اما او خود با بازی های درخشانی که ارائه داد، به همه ث...
گفتگو با سحر زکریا و مجرد ماندن در ۴۰ سالگی گفتگویی خواندنی و جالب با سحر زکریا و دلیل ازدواج نکردن او در سن 40 سالگی     40سالگی سن عجیب و غریبی است. از آن سن‌هایی كه ب...
مصاحبه با محمد نوری كاپیتان سرخ‌پوشان پایتخت یك چهره دوست‌داشتنی، محبوب و بدون حاشیه است كه در سال‌های اخیر همواره سعی كرده مهره‌ای تاثیرگذار برای تیم محبوبش باشد، ولی در...
مارسل پروست و بیماری آسم مارسل پروست مارسل پروست کیست مارسل پروست زمان ازدست رفته مارسل پروست دانلود مارسل پروست و نشانه ها مارسل پروست جملات مارسل پروست سوان نامه مارسل پروس...
مصاحبه با سروش صحت «نوروز را خیلی دوست دارم. وقتی کوچک بودم بیشتر هم دوست داشتم. در این سال ها از دو روز مانده به سال تحویل انتظار نوروز را می کشم اما وقتی بچه بودم از...
گفت و گو با امیر کاظمی بازیگر او همان شهروزِ بچه پررو، يك‌دنده و به‌نظر خودش عقل كل سريال اين شب‌هاي تلويزيون «وضعيت سفيد» است. علاوه بر اين‌كه امير كاظمي با «وضعيت سفيد» روي آنت...
مصاحبه با بیتا فرهی ایسنا - ندا آل‌طیب: بیش از بیست و پنج سال از آن روزهایی می‌گذرد که زن جوان به طور اتفاقی وارد سینما شد تا مهشید «هامون» شود. او حالا مادربزرگ یک دختر ...
مصاحبه با هاروکی موراکامی هاروکی موراکامی نویسنده برجسته ژاپنی و از معروف ترین نویسندگان امروز ادبیات دنیاست. او تنها نویسنده معاصر و در قید حیات ژاپن است که در سطح بین المللی ...
مصاحبه با لیلا بلوکات   لیلا بلوکات رابطه‌ام با عید و نوروز بد نیست اما یك زمانی كه كوچك‌تر بودم عید حال و هوای دیگری برایم داشت و خیلی دوست‌داشتنی بود. آن‌م...
ناصر ملک مطیعی برای مردم قیافه نمی گرفت! ناصرخان نیازی به معرفی ندارد. نسل قدیم از او و نقش آفرینی های ماندگارش آنقدر خاطره دارند که سالیان سال نام این بازیگر محبوب در ذهنشان به نیکی نقش بسته...
مصاحبه با نصرالله وحدت اصفهان نه‌تنها به صنعتگران و جاذبه‌های گردشگری‌اش معروف است بلكه ستاره‌های فراموش‌نشدنی بسیاری را هم به جامعه هنری معرفی كرده است. زوج نصرت‌ا... وحدت ...
مصاحبه با حسین پاکدل حسین پاکدل برای تلویزیونی ها یادآور مجری دقیق، خوش بیان، مسلط و خوش تیپ دهه 60 تلویزیون، برای تئاتری ها علاوه بر اجراهای درخشانش، زنده کننده خاطرات دو...
مصاحبه با محسن افشانی محسن افشانی با وجود سن و سال کمش توانسته جای خود را در عرصه ی هنر باز کند. او متولد دهه ی 60 است و با اجرای متفاوتش در نیم رخ و مجموعه فیلم های شاید ب...
گفتگویی داغ با عروس و پسر داریوش ارجمند مصاحبه ای خواندنی و جالب با عروس و پسر داریوش ارجمند بازیگر پیشکسوت ایران     امیریل ارجمند و یاسمینا باهر این روزها، شرایط ب...