به سایت عکس و بیوگرافی خوش آمدید

بیوگرافی گئومات مغ

بیوگرافی گئومات مغ

بیوگرافی کامل گئومات مغ |مقاله در مورد گئومات مغ | گئومات مغ |بیوگرافی گئومات مغ |زندگی نامه گئومات مغ |لقب و القاب گئومات مغ |همسر و فرزندان گئومات مغ |تحقیق درباره گئومات مغ |نام اصلی گئومات مغ

بیوگرافی گئومات مغ

کتیبه ی بیستون، پس از پیروزی داریوش بزرگ بر گئومات مغ

 

گئومات مغ
دوران ۵۲۲ تا ۵۲۱ پیش از میلاد
مرگ ۵۲۱ پیش از میلاد
پیش از داریوش بزرگ
پس از کمبوجیه دوم

 

گئومات یا گئوماتا ، نام مغی بود که به نوشته کتیبه بیستون وانمود کرد که پسر کوروش بزرگ، بردیا (اسمردیس) است و تخت پادشاهی را از آن خود کرد. هیچ رویدادی به اندازه تحول جانشینی داریوش اول بر کمبوجیه دوم، به طور مفصل در تاریخ مکتوب هخامنشیان نیامده و در موردش بحث نشده است.

در سال ۵۲۱ پیش از میلاد کمبوجیه در راه بازگشت از مصر می‌میرد. گئومات مغ (بردیای دروغین) با فریبکاری و زورستانی با طرح معرفی خود با نام بردیا فرزند کوروش بزرگ تخت پادشاهی را مالک می‌شود. بعد از آن داریوش یکم از خویشاوندان کوروش با یاری جمعی از نجیب‌زادگان پارسی، گئومات را کشت و به پادشاهی رسید.

داستان بردیای دروغین از زبان داریوش

بنا به روایتی که در کتیبه بیستون آمده‌است، کمبوجیه پیش از رفتن به مصر برادر خود، بردیا، را کشته بود لیکن مردم از این موضوع خبر نداشتند. از این رو گئومات توانست خود را در نزد عامه، بردیا جا زند و بعد از نشستن بر تخت (در پارس) به کشتن نزدیکان که از این راز اطلاع داشتند پرداخت. کمبوجیه پیش از آنکه بتواند این بردیای دروغین را به زیر کشد، درگذشت. سرانجام داریوش بزرگ به کمک دیگر نجبای پارسی در طی کودتایی گئومات را کشت و خود بر تخت نشست.

این واقعه را داریوش بزرگ در کتیبه بیستون خود بیان کرده، کتیبهٔ مزبور به سه زبان نوشته‌شده، زبان پارسی قدیم، عیلامی و زبان بابلی و خیلی مفصل است. عین بیان او که به زبان‌های اروپائی ترجمه شده، به فارسی کنونی ترجمه و در ذیل درج گردیده‌است.”داریوش شاه می‌گوید،

این است آنچه من کردم، پس از آن که شاه شدم، کمبوجیه پسر کوروش از دودمان ما پیش از این شاه بود. از این کمبوجیه برادری بود، بردی نام، از یک مادر و یک پدر با کمبوجیه، بعد کمبوجیه بردی را کشت، با اینکه کمبوجیه بردی را کشت، مردم نمی‌دانستند او کشته شده، پس از آن، کمبوجیه به مصر رفت، بعد از اینکه کمبوجیه به مصر رفت، مردم بد دل شدند، اخبار دروغی در پارس و ماد و سایر ممالک با شدت منتشر شد. پس از آن گئومات مغ برخاست و مردم را فریب داد که من بردی، پسر کوروش، برادر کمبوجیه، هستم. پس از آن تمام مردم بر کمبوجیه، شوریدند، او تخت را تصرف کرد. پس از آن کمبوجیهٔ مرد، به دست خود، کشته شد. این اریکهٔ سلطنت که گئوماتای مغ از کمبوجیه انتزاع کرد، از زمان قدیم، در خانوادهٔ ما بود بنابراین گئوماتای مغ، پارس و ماد و ممالک دیگر را از کمبوجیه گرفت و به خود، اختصاص داد. او شاه شد.

کسی از پارس و ماد و یا از خانوادهٔ ما پیدا نشد که این سلطنت را از گئوماتای مغ باز ستاند. مردم از او می‌ترسیدند، چه عدهٔ زیادی را از اشخاصی که بردیا را می‌شناختند، می‌کشت. از این جهت می‌کشت که خیال می‌کرد، کسی مرا نشناسد و نداند، من پسر کوروش نیستم. هیچکس جرئت نمی‌کرد چیزی دربارهٔ گئوماتای مغ بگوید تا اینکه من آمدم از اهورامزدا یاری طلبیدم، اهورامزدا مرا یاری کرد. من با کمی از مردم، این گئوماتای مغ را با کسانی که سر دستهٔ همراهان او بودند، کشتم. در ماد قلعه‌ای هست که اسمش سی ک ی هواتیش (سیکایاووش) آنجا من او را کشتم. پادشاهی را از او باز ستادم به فضل اهورامزدا شاه شدم، اهورامزدا شاهی را به من اهدا کرد. سلطنتی را که از دودمان ما بیرون رفته بود، برقرار کردم، آنرا بجایی که پیش از این بود، باز نهادم، بعد اینطور کردم، معابدی را که گئوماتای مغ خراب کرده بود، برای مردم مرمت کردم، بازار و حشم و مساکنی را که گئوماتای مغ از طوائف گرفته بود، به آنها رد کردم، مردم پارس و ماد و سایر ممالک را بحال پیش برگرداندم. بدین نحوه آنچه را که از جایش به در رفته بود، به احوال پیش عودت دادم. به فضل اهورامزدا اینکارها را کردم. آنقدر رنج بردم تا طائفهٔ خود را به مقامی که پیش داشت، رسانیدم.”

روایت هرودوت

روایت هرودوت در مورد گئوماتای مغ و کشته شدن وی چنین است:” گئومات یا بردیای دروغین پس از دستیابی به تاج و تخت، تمام زنان کمبوجیه را به همسری گرفت. یکی از این زنان فیدمیا(در یک منبع دیگر،”ردیمه” آمده و در یک مرجع دیگر هم،”فدیمه” نوشته شده است ،Phaedima) دختر اتانس (هوتن،هوتنه) یکی از تواناترین نجبای ایران بود.

اولین کسی که پس از هفت ماه فرمانروایی به گئومات ظنین شد که او فرزند کوروش نیست بلکه مرد شیادی است، اتانس بود. او از دختر خود پرس‌وجو کرد و دخترش نتیجهٔ تحقیق را به پدر اطلاع داد،به این ترتیب که چون مغ مزبور هیچ گاه از قصر شوش بیرون نمی رفت و هیچ کدام از بزرگان پارس را به خود راه نمی داد،اتانس پسر “فرنس پس”،Pharnaspes از او ظنین شد و درصدد برآمد تحقیقاتی کند و به سهولت وسیله ی آن را یافت. وی توسط شخص ثالثی از دخترش پرسید که آیا واقعاً شوهرش پسر کوروش است؟دختر جواب داد که چون شوهر خود را قبل از فوت کبوجیه ندیده،نمی‌تواند چیزی بگوید.اتانس مجدداً به او پیغام فرستاد که این مطلب را از آتوسا دختر کوروش که نیز در اندرون است،تحقیق کن؛چه او البته برادر خود را می شناسد.دختر اتانس جواب داد از وقتی که این شخص بر تخت نشسته،زنان حرم را از یکدیگر جدا کرده و کسی نمی‌تواند با دیگری صحبت کند یا مراوده داشته باشد.

از شنیدن این وضع اندرون،سوءظن اتانس شدت یافت و به دختر خود گفت:تو از خانواده ی نجیبی هستی و اگر موقع اقتضا کند،باید حیات خود را به خطر اندازی.سعی کن در اول دفعه ای که شاه به اتاق تو می آید،بفهمی گوش های او را بریده اند یا که سالم است،اگر گوش های او را بریده اند،پس پسر کوروش نیست و در این صورت نه شایان سلطنت است،نه لایق آن که تو در رختخواب او بخوابی و به علاوه باید در ازای چنین جسارتی مجازات شود.اتانس می دانست که گوش های برادر پاتی زی تس را وقتی به امر کوروش پسر کبوجیه (یعنی کوروش بزرگ) بریده اند. فیدمیا امر پدر را به جا آورده دانست که گوش های شاه را بریده اند،این خبر را در طلیعه ی صبح به پدر خود رسانید و اتانس آن را به چند تن دیگر از رؤسا مانند آسپاتینس،گبریاس،اینتافرن،مگابیز،هیدارن و بالاخره به داریوش پسر ویشتاسپ،والی پارس که تازه از پارس به شوش آمده بود،گفت و این هفت نفر در جایی جمع شده با هم عهد و پیمان کردند و بعد به شور پرداختند،…”

خلاصه ی گفته ی هرودوت این است که هم قسم ها تصمیم گرفتند رأی داریوش را پیروی کنند و به قصد مغ روانه شوند.

روایت هرودوت را دنبال می کنیم:”مقارن این احوال،مغ و برادرش مشورت کرده مصمم شدند بر این که پرک ساس پس را به طرف خود جلب کنند،چه پسر او را کبوجیه کشته بود و دیگر چون خود او مأمور کشتن اسمردیس،پسر کوروش بود(هرودوت در اثرش بردیا را چنین می نامد) ،میدانست که اسمردیس دیگر زنده نیست و بالاخره پرک ساس پس در میان پارسی ها مقام محترمی داشت و مغ ها می خواستند او را در دست داشته باشند. در نتیجه ی این تصمیم،پرک ساس پس را دعوت کردند و حقیقت قضیه را به او گفتند و به قید قسم از او قول گرفتند که این راز را بروز ندهد که مردم فریب خورده اند و این شخص که بر تخت نشسته اسمردیس مغ است،نه پسر کوروش.در ازای نگه داشتن سر وعده های زیاد به او دادند و پس از اینکه پرکساسپس تکلیف آنها را قبول کرد،گفتند حالا یک کار دیگر هم باید بکنی،ما پارسی ها را به قصر دعوت می کنیم و تو باید بالای برج روی و به مردم بگویی که کسی که بر ما حکومت می کند،سمردیس پسر کوروش است و لاغیر.

 

این تکلیف را از آن جهت کردند که پرک ساس پس مورد اعتماد پارسی ها بود و مکرر از او شنیده بودند که اسمردیس پسر کوروش زنده است… پرکساسپس بالای برج رفته در حال عوض شد،گویی که وعده ی خود را فراموش کرد،چرا که شروع کرد از ذکر نسب کوروش و کارهای خوبی را که کوروش برای مردم کرده بود،به خاطرها آورد و گفت:… قضیه ی کشته شدن سمردیس پسر کوروش را به دست خود و به حکم کمبوجیه بیان کرد و گفت:… کسانی که بر شما حکم می رانند،مغانند،شما را فریب داده اند و بر شماست که حکومت را از آنان بازستانید،والا باید منتظر بلیاتی بزرگ باشید.این بگفت و خود را از برج به زیر انداخت…در این بین هفت هم قسم در راه قصر مغ بودند که از ماجرا اطلاع پیدا کردند و لازم دانستند که دوباره با هم مشورت کنند….”

خلاصه ی گفته ی هرودوت این است که آنها تصمیم می گیرند نقشه ی خود را در همان زمان به اجرا درآورند،هنگامی که می خواهند به حضور مغ برسند،خواجه سرایان مانع می شوند و درگیری اتفاق می افتد و در این نزاع در نهایت مغ و برادرش کشته می شوند. هرودوت سخنان خود را ادامه می دهد:”بعد سر هر دو مغ را بریدند… و مردم را جمع کرده از قضیه آگاه داشتند،بعد هر مغی را که سر راه خود می دیدند می کشتند.وقتی که پارسی ها از کار هفت نفر مذکور آگاه شده دانستند که مغ ها آنها را فریب داده بودند،شمشیرهای خود را برهنه کرده هر مغی را که می یافتند،میکشتند.اگر شب در نرسیده بود،پارسی ها تمام مغ ها را کشته بودند.این روز بزرگترین عید دولتی پارسی هاست،چه گویند در آن روز دولت آنها از دست مغ ها نجات یافت.”

هرودوت این روز را ماگوفونی نامیده Magophonie که به معنی مغ کشی است و گوید که در این روز مغ ها از منازل خودشان بیرون نمی‌آیند.

نویسنده ی مزبور،این قیام علیه دو مغ را قیام هفت یار (قیام هفت هم قسم) نام نهاده‌است.

روایت سوم، گئومات مغ همان بردیای واقعی است

طبق این نظریه داریوش با ترور بردیا که ادعا شد غاصب است، با همکاری شش خانواده اشرافی ایرانی دیگر، بر تخت نشست و صبح روز بعد تاجگذاری کرد. برخی از دانشمندان مدرن برای نمونه آلبرت اومستد اعتقاد دارند مردی که بر کمبوجیه شورید برادر واقعی و وارث حقیقی سلطنت بود که داریوش او را کشت، آنگاه او را گوماتا (گئومات) نامید و داستان بردیای دروغین را اختراع کرد تا غصب سلطنت را موجه جلوه دهد. بردیا یک دختر بنام پارمیس از خود بجا گذاشت که داریوش وقتی شاه شد با او ازدواج کرد تا جایگاه خود را وجههٔ قانونی ببخشد.

عبدالحسین زرین کوب می‌نویسد، با وجود بعضی مسایل که شاید این استنباط را موجه جلوه دهد، در حال حاضر روی هم رفته کشته شدن بردیای واقعی به دست داریوش سوءظنی بیش نیست. اصل هر دو خبر راجع به قتل بردیای واقعی به دست کمبوجیه و طغیان یک بردیای دروغین بدون کمترین مظنهٔ بدگمانی و با وجود اختلاف در جزئیات، توسط مورخان یونانی نیز نقل شده‌است. در واقع چون احتمال تبانی بین تمام روایات موجود در آنچه به اصل خبر مربوط است، منتفی است، اصل خبر را می‌توان به عنوان خبری شایع پذیرفت نهایت آنکه در قبول جزئیات آن البته باید آنچه را جعل و کذب و مبالغه به نظر می‌آید، کنار گذاشت.

اقدامات گئومات

گئومات بعد از رسیدن به پادشاهی فرامینی صادر نمود که برخی از این فرامین به سقوط خود او منجر گردید. اینک به شرح اقدامات گئومات در طول ۸ ماه الی یکسال و نیم دوران پادشاهی او می‌پردازیم.

  • بخشیدن سه سال مالیات مردم و لغو خدمت نظام عمومی
  • ویران کردن معابد: گئومات دستور داد تا تمام معابد ملل تابعه را ویران نمایند. این اقدام نشان می‌دهد که او یک مغ متعصب و از سیاست بی‌خبر بوده‌است زیرا یکی از دلایل سقوط پادشاهی او را می‌توان همین اقدام وی حساب نمود. داریوش در کتیبه خود می‌گوید:«گئومات معابد را ویران کرد و من دوباره آن‌ها را آباد کردم.»
  • دوری گزیدن از مردم و درباریان: از جمله دستورهای عجیب گئومات که منجر به قتل وی گردید، دوری گزیدن از مردم و درباریان بود. در آغاز این دستور وی چندان عجیب نمی‌نمود زیرا پادشاه به علت تشریفات خاص سلطنتی، در بسیاری از موارد از مردم و درباریان دور بود. لیکن مشکل از زمانی آغاز گردید که گئومات دستور داد که نجبای هفتگانه هخامنشی نیز با وی دیدار ننمایند.
  • مصادرهٔ اموال و مراتع.

داریوش در سال ۵۲۲ پیش از میلاد گئومات (بردیای دروغین) را به قتل رساند. بدین منوال تخت و تاج پادشاهی ایران به داریوش رسید.

 

بیوگرافی اسماعیل سامانی تندیس اسماعیل سامانی در شهر دوشنبه تاجیکستان   مجسمه اسماعیل سامانی |  اسماعیل سامانی |  مقاله درباره اسماعیل سامانی |  آیا اسماعیل سامانی ازدواج ...
بیوگرافی کوروش کبیر آرامگاه  کوروش کبیر   کجاست؟| کوروش کبیر   |مقاله درباره  کوروش کبیر   |دین و مذهب  کوروش کبیر   |  کوروش کبیر   در چه قرنی می زیست؟|  کوروش کبیر   کی...
بیوگرافی ارد سوم اشکانی   اُرُد سوم یا ورُد سوم (اشک شانزدهم) شانزدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی است. وی از سال ۴ تا ۷ میلادی سلطنت کرد. اُرد سوم شاهزاده‌ای اشکانی ...
بیوگرافی کمبوجیه پسر کوروش  تحقیق در مورد کمبوجیه پسر کوروش |مقاله درباره کمبوجیه پسر کوروش |دین و مذهب کمبوجیه پسر کوروش |تحقیق درباره کمبوجیه پسر کوروش |زندگی نامه کمبوجیه پسر...
بیوگرافی سهراب دوم باوندی   سهراب دوم فرمانروای سلسله باوندیان دوران ۷۵۲-۷۷۱ (میلادی) مرگ پیش از شروین یکم باوندی پس از مهرمردان باوند...
بیوگرافی فرخان دوم   فرخان کوچک اسپهبدِ اسپهبدان دوران ۷۴۰ میلادی تا ۷۴۸ (۱۳ سال) لقب(ها) کربالی پیش از خورشید پس از دادمهر ...
بیوگرافی آرتاوازد آخرین شاه اشکانی   آرتاوازد یا آرتاباز پسر اردوان پنجم آخرین شاه اشکانی بود. پس از مرگ پدر، آرتاوازد یکسال از ۲۲۶ تا ۲۲۷ میلادی با بلاش پنجم که هنگام پادشاهی ا...
بیوگرافی اردوان دوم (اشک هشتم) اردوان دوم اهل کجا بود؟|زندگی نامه اردوان دوم |مرگ اردوان دوم | اردوان دوم کی بود؟|عکس اردوان دوم |مقاله در مورد اردوان دوم |تحقیق درباره اردوان دوم |...
بیوگرافی پیروز دوم ساسانی   پیروز دوم شاهنشاه ساسانی دوران (حدوداً در سال ۶۳۰ میلادی) نام کامل گشتاسب لقب(ها) پیروز دوم زادگاه میشان ...
بیوگرافی جیمز کوک   جیمز کوک (به انگلیسی: James Cook)، دریانورد و پوینده‌ای بریتانیایی بود. او سه سفر اکتشافی مهم را فرماندهی کرد که در طی آنها، بسیاری از ج...
بیوگرافی اردشیر سوم هخامنشی آرامگاه اردشیر سوم در تخت جمشید   لقب و القاب اردشیر سوم |دین و مذهب اردشیر سوم |تحقیق درباره اردشیر سوم |زندگی نامه کامل اردشیر سوم | ارد...
بیوگرافی یزدگرد دوم ساسانی   یزدگرد دوم شاهنشاه ساسانی دوران ۴۳۸ میلادی - ۴۵۷ میلادی مرگ ۴۵۷ میلادی پیش از هرمز سوم پس از بهرام پنجم ...
بیوگرافی اردشیر سوم ساسانی   اردشیر سوم (ساسانی) شاهنشاه ساسانی پیش از شهربراز پس از شیرویه (قباد دوم) پدر شیرویه (قباد دوم) مادر اَنزوئ...
بیوگرافی وردان اشکانی   وَردان یا بردان (اشک نوزدهم) نوزدهمین شاه ایران از خاندان اشکانی بود. او پسر اردوان سوم بود و پس از مرگ او بین وردان و برادرش اردوان (احتمال...
بیوگرافی عمادالدین احمد   بیوگرافی و زندگینامه عمادالدین احمد مظفر از پادشاهان سلسله آل مظفر   عمادالدین احمد مظفر «۷۹۵ ۷۸۶ ق/ ۱۳۹۳ ۱۳۸۴م» و در زمان شاه شجا...