در کاریکلماتور عاشقانه جدید سری جدید از کاریماتورهای عاشقانه را قرار دادیم که شامل ۱۷ متن زیبا و احساسی می باشد و …

کاریکلماتور عاشقانه جدید

 

کاریکلماتور عاشقانه جدید ⋆

کاریکلماتور عاشقانه جدید

از خودت راضی باش، اما از خود راضی نباش.

*

*

لعنت بر دیواری که پنجره ندارد.

*

*

شاید دنج ترین جای دنیا، گوشه ی ابروی یار باشد.

*

*

آبروی تاجر ورشکسته، زیر فی بازار رقم می خورد.

*

*

رو سفیدترین همکلاسی، تخته سیاه بود.

*

*

خیلی ها جوانی را صرف پیرشدن می کنند.

«کاریکلماتورهای علیرضا جمشیدی»

سری که توی سرها نیست، همیشه بی کلاه می ماند.

*

*

اختلال در تماشای واقعیت زندگی، لطفاً به گیرنده های خود دست بزنید.

*

*

چشمان بی حیا، خود را جلوی همه خیس می کند.

*

*

گنجشک ها، آدم ترند.

*

*

قصه عشق تمام شد، پایین رفتیم دوغ بود.

*

*

اشک هم از چشم همه افتاد، دیگر کسی گریه اش نمی گیرد.

سر جلسه امتحان ، مدادم تنها کسی است که از مغزش استفاده میکند !
.
.
فقرا از اینکه به دنیا اومدن غصه میخورن و ثروتمندان از اینکه باید از این دنیا برن !
.
.
سر خورشید همیشه گرم است !
.
.
بهترین جا برای سر و گوش آب دادن حمام است !
.
.
گیرم که بزرگ شده باشیم ولی هنوز هم کوچک شما هستیم !
.
.
آینه هم از من کارت شناسایی می خواهد !
.
.
در نمایشگاه سنگ های قیمتی ، جای دلت خالی بود !
.
.
شب را در داروخانه دیدم که داشت قرصِ خواب آور میخرید !

.

تا کلاه ایمنی بر سر نمی گذاشت ، صفحه حوادث روزنامه را نمی خواند !
.
.
به محض این که میله های قفس خمیازه کشیدند ، پرنده از قفس فرار کرد !
.
.
آنقدر ناز طرف را کشید که جوهر خودکارش تمام شد !
.
.
بی کلسیم نگاهت ، شعر هایم پوکی استخوان گرفته اند !
.
.
زمان اگر “شهروند” خوبی بود ، پشت خط عابر پیاده ، توقف میکرد !
.
.
سبیلش را برای “تاب” دادن ، جمعه ها به پارک می برد !
.
.
گفتند چرا آبغوره میگیری ؟ گفت لیمو گیرم نیومد !
.
.
همه خرها خر نیستند همانطور که همه آدم ها آدم نیستند !
.
.
زیر بغل “اتفاق” را می گیرم که نیفتد !
.
.
توی جنگل که حیوانات برای هم لطیفه تعریف میکنن ، گاو یه ساعت بعد میخنده !
.
.
دو خط موازی ، در ایام نوروز همدیگر را در آغوش گرفتند !
.
.
هیچکس به اندازه ی قطره چکان اشک نریخت !
.
.
زن دلش “شور” میزند ، دل مرد “چهارگاه” می خواند !
.
.
عکسبرداری نشان داد که دست تقدیر ، چند جایش شکسته است !
.
.
جراح باند را در شکم بیمار جا گذاشت ، نه ماه بعد جیمز باند متولد شد !
.
.
نگاه آدم سحرخیز سرشار از طلوع خورشید است !
.
.
یکی می گفت : چون از این بدتر هم هست ، بگو از این بهتر نمیشه !
.
.
یک روز دو چشمش با هم قهر کردند و از آنروز به بعد لوچ شد !
.
.
می گفت برای اینکه آدم خوش بینی شوم ، احتیاج دارم بینی ام را عمل کنم !
.
.
کاشکی کفش بودم ؛ آنوقت پایت را می زدم نه دلت را !
.
.
باور کن تا آخر “خط” می رفتم اگر سر راهم “نقطه” نمی گذاشتی !
.
.
نقاشی بهانه بود ، عاشق قلم “مویت” شدم !