در من دیگر بیخیال شدم سری جدید از دلنوشته ای دلشکسته عاشقانه را قرار دادیم که در مورد شکست خوردن در هدف دست نیافتنی عشق و …

من دیگر بیخیال شدم

می ری جلو می گی این یکی عالیه🙀
می رم باهاش و تو رو فراموش می کنم😉
بعد که یکم حرف می زنین🤔
می گی یعنی اگه تو باشی اونو بهت ترجیح می دم؟؟؟

بعد می گی اقا ببخشید ما بدرد هم نمی خوریم

من دیگر بیخیال شدم ⋆

من دیگر بیخیال شدم

ﺍﻭ ﮐﻪ ﻗﻠﺒـﻢ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺩﺭﺩ ﺁﻭﺭﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺩﺭﺩ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﺴﺘﻪ ﺍﻡ، ﻫﻤﺪﺭﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺑـﺮ ﻟـﺐ ﺍﯾـﻦ ﺳـﺎﺣـﻞ ﺧـﺸـﮑـﯿــﺪﻩ ﺗﻨـﻬـﺎ ﻣـﺎﻧــﺪﻩ ﺍﻡ
ﺩﺳﺖ ﮔﺮﻣﯽ ﺩﺭﻫﻮﺍﯾﯽ ﺳﺮﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﺷـﺐ ﮐـﻪ ﻣـﯽ ﺁﯾــﺪ ﺑــﺮﺍﯼ ﻫـﻤـﻨﺸـﯿـﻨـﯽ ﺑﺎ ﺧــﻮﺩﻡ
ﻋﺎﺷﻘﯽ ﺳﺮﺧﻮﺭﺩﻩ ﻭ ﺷﺒﮕﺮﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﻧﯿست
ﯾـﮏ ﻟـﺐ ﭘـﺮ ﺁﺗـﺶ ﺧـﻮﻧﺮﻧﮓ ﻭﭼﺸﻤﯽ ﭘﺮ ﻋﻄـﺶ
ﺩﺭ ﺧﻮﺭ ﺍﯾﻦ ﮔﻮﻧﻪ ﻫﺎﯼ ﺯﺭﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫﻢ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ
ﻣـﻦ ﮐـﻪ ﺑـﺎﻭﺭ ﮐـﺮﺩﻩ ﺍﻡ ﻗـﻮﻝ ﻭ ﻗـﺮﺍﺭﯼ ﺳــﺎﺩﻩ ﺭﺍ
ﺍﻭ ﮐـﻪ ﮐـﻠﯽ ﺍﺩﻋـﺎ ﻣﯽ ﮐـﺮﺩ ﻣﯽ ﺧﻮﺍﻫـﻢ ﮐﻪ ﻧﯿست..

من دیگر بیخیال شدم ⋆

من دیگر بیخیال شدم

خسته ام اما بخواهی تکیه گاهت می شوم
بین تنهایی ِ آدم ها پناهت می شوم

یک شب از دنیا به عشقت دست ِ خود را می کشم
در هوای خانه ای تاریک ماهت می شوم

تا نگاهم می کنی از شوق می ریزد دلم
خیره در آئینه ی چشم سیاهت می شوم

با تو دنیا تیره و تاریک هم باشد خوش است
تو فقط عاشق بمان … فانوس راهت می شوم

گاه ابرم … گاه باران … گاه شیرین … گاه تلخ …
همدم حال و هوای گاه گاهت می شوم

بی تو مردن آخرین درد من از این لحظه هاست
در کنار تو شبی از مرگ راحت می شوم…

من دیگر بیخیال شدم ⋆

من دیگر بیخیال شدم

دل به او دادم بگفتا دست و دلبازی مکن
گفتم ای جانا قبولش کرده طنازی مکن

گفت این قلب ترک خورده نمی آید به کار
مال خود ، بردار و پیشم قصه پردازی مکن

گفتمش تو اولین و آخرین دلدارمی
خواهشا در راه عشقم سنگ اندازی مکن

گفت این دل پیش از این صد دست را چرخیده است
درس ” مَلَّق بازیت ” را پیش هر قاضی مکن…