در عکس نوشته های عاشقانه منطق ندارم مجموعه ای زیبا و عاشقانه از عکس های متن دار عاشقانه را قرار دادیم که در مورد …

عکس نوشته های عاشقانه منطق ندارم

عکس نوشته های عاشقانه منطق ندارم ⋆

عکس نوشته های عاشقانه منطق ندارم

فقط نگاه کن و بعد هیچ چیز نپرس

به خواب رفتمت از بسته های خالی قرص

به دوست داشتنم بین ِ دوستش داری!
به خواب رفتمت از گریه های تکراری

تماس های کسی ناشناس از خطّ ِ …
به استخوان ِ سرم زیر حرکت ِ مته

که می شود به رگ و پوست، از تو تیغ کشید
که می شود به تو چسبید و بعد جیغ کشید

که می شود وسط ِ وان، دچار فلسفه شد
که زیر آب فرو رفت… واقعا خفه شد!

عکس نوشته های عاشقانه منطق ندارم ⋆

عکس نوشته های عاشقانه منطق ندارم

از شیشه ی مشروب خالی توی یخچالم
از من که دارد می رود از حال ِ تو، حالم!

از کوه استفراغ!! روی دفتری کاهی
از زنگ های بی جوابی که نمی خواهی

از زندگی که در نگاهم مردگی دارد
معشوقه ی بدبخت تو افسردگی دارد!

از قرص ها که خودکشی را یاد می گیرند
از سوسک ها که از تنم ایراد می گیرند!

عکس نوشته های عاشقانه منطق ندارم ⋆

این شهر
شهر قصه های مادر بزرگ نیست
که زیبا و آرام باشد
آسمانش را
هرگز آبی ندیده ام
من از اینجا خواهم رفت
و فرقی هم نمی کند
که فانوسی داشته باشم یا نه
کسی که می گریزد
از گم شدن نمی ترسد

عکس نوشته های عاشقانه منطق ندارم ⋆

چمدانم را برداشتم و
آمدم
اما این فقط یک شوخی ست
و یا لااقل تو باور نکن!
جدایی
بریدن درخت از ریشه است
و اره کردن زندگی
که مرگ را رقم می زند
اما من زنده ام
و این یعنی من آنجایم
کنار تو
کنار تو و درخت توت و اسب.

عکس نوشته های عاشقانه منطق ندارم ⋆

دریا را نمی شد
تانکر تانکر به شهر آورد
همین طور شهر را نمی شد
کامیون کامیون به ساحل برد
عمر مردی که
دریا و شهر را
یکسان دوست داشت
در جاده گذشت .

عکس نوشته های عاشقانه منطق ندارم ⋆

مرگ در نمی زند
کلید می اندازد
مرگ اگر در بزند
که مرگ نیست
حتمن مامور مالیات است
و یا پستچی و یا مهمان…
او چهره ای محو دارد
و در گلویش…
مردگان سرفه می کنند

عکس نوشته های عاشقانه منطق ندارم ⋆

آدم ها می گذرند
آدم ها از چشم هایم می گذرند
و سایه ی یکایکشان
بر اعماق قلبم می افتد
مگر می شود
از این همه آدم
یکی تو نباشی
لابد من نمی شناسمت
وگرنه بعضی از این چشم ها
این گونه که می درخشند
می توانند چشم های تو باشند…

عکس نوشته های عاشقانه منطق ندارم ⋆

باید خودم
باد را متقاعد کنم
که نوزد
باید خودم حرمت کلبه ام را
به دریا گوشزد کنم
زمین
جای خطرناکی است
و کسی که
باید بیاید
همیشه دیر می آید .

برای دیدن سایر عکس نوشته های جدید سایت اینجا کلیک کنید