در شعر عاشقانه قلبم را بد شکست مجموعه ای از شعر های عاشقانه را مشاهده خواهید کرد که در بسیاری از این شعر ها به گلایه کردن نسبت به شکستن قلب که خالصانه تقدیم …

شعر عاشقانه قلبم را بد شکست

شعر عاشقانه قلبم را بد شکست ⋆

شعر عاشقانه قلبم را بد شکست

همه فعل هایم ماضی اند …   ماضی خیلی خیلی بعید …!!!


دلم برای یک “حال ساده” تنگ شده است …!!

***

“عمر”

دیروز، امروز، فردا
عمر
حکایت همین سه روز است
دیروز
آمد و رفت
فردا
همواره مجهول است
با این حساب
عمر
فقط یک روز است
و آن هم
همین امروز است

***

باران کـه میبـارد دلـم بـرایت تنـگ تـر می شـود

راه می افـتم بـدون ِ چـتـر…

من بـغض می کنـم، آسمـان گـریـه

***

زخم از زبان تلخ تو خوردن روا نبود

تقدیر ما به تلخی این ماجرا نبود

هرگز نشد که خانه ی باران بنا کنیم

سنگ بنای عشق که هم سنگ ما نبود

بانو! نگو که طالع ما را خدا نخواست

آجیل بوسه های تو مشکل گشا نبود!

یک عمر پا به پای غمت اشک ریختم

در هیأتت همیشه غذا بود،جا نبود!

غیر از من و نگاه در آیینه هیچکس

در سوگ چشم های تو صاحب عزا نبود

از من گذشت دختر باران! ولی بدان

این رسم عشق بازی پروانه ها نبود

با آخرین قطار از این شعر دل برید

مردی که هیچ وقت برایت “خدا نبود

***

دلم کسی را میخواهد…………

کسی ک از جنس خودم باشد.

دلش شیشه ای……….

گونه هایش بارانی……

دستانش کمی سرد…

نگاهش ستاره باران باشد……………

دلم یک ساده دل میخواهد…………….

***

من خسته ام از اینکه هر روز فقط باشم

از اینکه عده ای سیب های یک درخت را به تاراج ببرند ولی من هنوز سیب سرخ بالای درخت را حتی بو هم نکره ام

باور نمیکنید دستانم را بو کنید

بوی سیب نمیدهد

بوی نم دارد

نم باران دیروز است

شکر خدا به قول «مرحوم حسین پناهی»

پنجره را باز کن و از این هوای مطبوع بارانی لذت ببر؛
خوشبختانه باران ارث پدر هیچکس نیست …!

حسین جان

میترسم آنرا هم کم کم ازم بگیرند

مثل رویاهایم

رویایم دیگر عتیقه اند

بس که چشمانم به راه آمدنت

خاک خورده اند…

وقتی بودنم برای کسی مهم نبود همان بهتر که رفتم

ولی رفتنم را هم نامردی خواندند

باشد من که گفتم

آره من نامردم

بدم

تلخم

تلخی
این روزهایم را ببخشید !
دیگرقندی در
دلم آب نمیشود!