Notice: تابع register_sidebar به‌صورت نادرست فراخوانی شد. No id was set in the arguments array for the "ستون کناری 1" sidebar. Defaulting to "sidebar-1". Manually set the id to "sidebar-1" to silence this notice and keep existing sidebar content. لطفاً برای اطلاعات بیشتر، اشکال زدایی در وردپرس را مشاهده کنید. (این پیام در نگارش 4.2.0 اضافه شده است) in /home/photobio/public_html/wp-includes/functions.php on line 3943

بزرگترین گالری عکس و تصویر در ایران

دانلود رمان گذشت زمان ⋆

دانلود رمان گذشت زمان ⋆

در دانلود رمان گذشت زمان رمان عاشقانه جدیدی برای شما عزیزان قرار دادیم که روزی روزگاری در زمان های قدیم،یه شاهزاده مغرور و خود رای بود که بی توجه به مردم کشورش،قصد تصاحب سلطنت پدرش رو داشت…اما غافل از اینکه این کار باعث میشه که…! پایان خوش…

دانلود رمان گذشت زمان

نام رمان: گذشت زمان

نویسنده: شیرین سعادتی

ژانر: عاشقانه و تخیلی

تعداد صفحات:۲۰۷

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه رمان:

روزی روزگاری در زمان های قدیم،یه شاهزاده مغرور و خود رای بود که بی توجه به مردم کشورش،قصد تصاحب سلطنت پدرش رو داشت…اما غافل از اینکه این کار باعث میشه که…! پایان خوش.

دانلود رمان گذشت زمان ⋆

دانلود رمان گذشت زمان

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

دوره ای بود…
خدا بود…
خوبی بود…
بدی بود…
جادو بود…
آدم بود…
ظلم بود…
بخشش بود…
فقط عشق نبود…
که آن هم در راه بود…
غرق در افکارش روی یک تنه ی درخت نشسسسته بود و با چا ویی که همیشسه
همراهش بود،بدنه ی اسب چوبی را خراش میداد.
تمام د ت و ظرافتش را به کار گرفته بود تا این ا سباب بازی کوچک فرم ا صلی
خودش را بگیرد.

دانلود رمان گذشت زمان
با زحمت به اینجا رسانده بودش….هدیه بود.
هدیه ای برای برادر کوچکش که تنها کسی بود که در این دنیا داشت…
برادر عجیبش…سه هفته ای بود که او را ندیده بود…!
با وجود سن کم برادرش،جدا زندگی میکردند…
اما خودش…
رزالین…!
در دل جنگل زندگی میکرد…
کلبه ی کوچکی داشت…
هرچند که زیاد درونش نمی ماند…
معمولا دنبال شکار بود…چیزی برای خوردن…!
یا به دنبال ماجراجویی های خاصش…
بهر حال بهتر از زندگی کردن در شسسهر بود با آن وانین و سسسختگیری های
پادشاهشان…

دانلود رمان گذشت زمان

در جنگل آزاد بود…
با وجود حیوانات و شبهایی که از نظر خیلی ها ترسناک بودند،او شاد بود…
می چرخید و میخندید…
بعد از از دست دادن خانواده اش این انتخابش بود…
البته از اوضاع بیرون جنگل هم با خبر بود…
هرچند و ت یک بار به شهر میرفت و خبرها را میگرفت…
بدون آنکه کسی بشناسدش و یا در موردش کنجکاوی کند…
مردم شهر زیاد هم فضول نبودند…
هرکسی سرش به کار خودش بود و دنبال سیر کردن شکمش..
درست مثل خودش…
با اینکه دختر جوانی بود اما از پس همه ی چیز بر می آمد…
زرنگ بود و زبل…چابک بود و جذاب…!
زبانش را به دندانش چسباند و چشمانش را ریز تا گوش اسب چوبی را تیز کند
که…

دانلود رمان گذشت زمان

صدای خش خشی را از پشت سرش شنید…!
دستش بی حرکت شد…
در همان حالت ماند تا مطمئن شود اشتباه نکرده…
صدایی به گوشش نرسید…
شانه ای بالا انداخت و چشمانش را دور داد…
هاااه!…به لطف صسسداهای متفاوتی که در جنگل میشسسنید توهمی هم شسسده
بود…!
به کارش ادامه داد که اینبار صسسدای خش خش در کنار نفس نفس زدن های
یک شخص بیشتر شد…

دانلود رمان گذشت زمان

صبر را جایز ندانست و با یک جهش از جایش برخاست و به عقب برگشت که
همزمان آن شخصی که پشت سرش ایستاده بود،سریع رویش را گرفت…
رزالین با تعجب به آن مرد جوان شنل پوش نگاه کرد…
او دیگر کیست!؟…وسط جنگل…تنها…نفس نفس زنان!؟
با فکری که به ذهنش خطور کرد،سریع گارد گرفت..!
چا و را بالا برد و با اخم گفت:تو کی هستی!؟
مرد جوان جوابی نداد…حتی به عقب هم برنگشت…
رزالین خشسسن شسسسد و محکم تر گ فت:گفتم کی هسسستی!؟…اینجا چی کار
میکردی!؟

دانلود رمان گذشت زمان

دست مشت شده ی آن مرد جوان توجه اش را جلب کرد…
صدای بمش در جنگل اکو شد:من…من هیچی…آروم…
رزالین اجازه نداد ادامه دهد…
با لحن دستوری که میشد لرزش را هم درونش خواند گفت:برگرد!
سر مرد جوان به عقب کج شد:من…نمیتونم…
رزالین بلند گفت:بهت گفتم برگرد عقب…
مرد جوان کلافه گفت:باشه باشه…اما به صورتم نگاه نکن.
رزالین اخمی کرد:چی!؟
مرد جوان آروم آروم به عقب برگشسسست و رزالین محافظه کارانه عقب عقب
رفت…

دانلود رمان گذشت زمان

سر مرد کاملا پایین بود…
رزالین:به من نگاه کن…پشت سرم چیکار میکردی؟
مرد جوان:هیچکاری نمیکردم…من الان اومدم و باید برم!
رزالین:سرتو بیار بالا.
مرد جوان:نمیشه…برای خودت بد میشه.
رزالین با بد اخلا ی گفت:چرا مزخرف میگی!؟…گفتم سرتو بیار بالا.
مرد جوان با عجله گفت:من هم گفتم نمیشه…و الان هم باید برم.
بدون ن گاه به رزالین دمی برداشسسست که رزالین فورا م قابلش پر ید:وووه
وووه!!…کجا؟…تو پاتو تو منطقه ی من گذاشتی پس حق نداری بدون توضیح
بری.

دانلود رمان گذشت زمان

مرد جوان تند با اخم سسسرش را بالا داد ولی سسسریع چشسسمانش را بسسست و
گفت:چی!؟…مگه اینجا رو خریدی؟
پوزخندی زد:نکنه ملکه ای و اینجا جز لمروته!
رزالین لبخند مغروری زد:شاید…یه همچین چیزی…بهرحال…
سرتق سرش را جلو برد:حرف بزن!…تو کی هستی و اینجا چی میخواستی؟
نگاهی به سر تا پای او انداخت و ناگهان گفت:هی صبر کن…تو یه دزدی!؟
مرد از عصسس بان یت گ گر گر فت و غر ید:چی گفتی!؟…موا ظب حر فات
باش…میتونم به خاطر این حرفت مجازاتت کنم!
رزالین با بیخیالی گفت:خب!…تو چیزی نمیگی،از لباس هایی که تنته هم
معلومه مال یه شوالیه هستن…پس!؟

دانلود رمان گذشت زمان

مرد:ببین…من تو رو جدی نمیبینم که بخوام برات توضسسیحی بدم پس بهتره
راهتو بکشی بری و بذاری منم برمسس…
با صدای پای چند اسب حرفش نیمه ماند و نگاهی به پشت سرش انداخت…
دوباره برگ شت و درحالی که به زمین نگاه میکرد گفت:من میرم…اگه به ک سی
بگی منو دیدی میکشمت!
دمی برداشت که رزالین دوباره با طلبکاری مقابلش رار گرفت…!
و تی از پلنگ و گرگ های درنده نمیترسید،تهدید یک انسان که چیزی نبود…!
نترس بود و به عبارتی وحشی…!
برای حفظ شدن باید درنده بود..

دانلود رمان گذشت زمان

این شعارش بود…شعار زندگی در جنگل… انون عقلش بود…
اما برعکس مردم شهر خودش دختر کنجکاوی بود و تا سر از کار این جوانک
گستاخه سر به زیر! در نمی آورد بیخیال نمیشد…
مرد جوان کلافه نفسش را بیرون داد…

 

آموزش دانلود رمان:

“فایل فوق به صورت فشرده می باشد”

“برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود(pc)”

“دوستانی که از موبایل برای دانلود استفاده میکنن چنانچه در بخش خارج کردن فایل از حالت فشرده مشکل دارند از نرم افزار

RAR for Android استفاده نمایند و اگر در قسمت باز کردن فایل پی دف مشکل دارند از برنامه های چون

Adobe Reader استفاده نمایید .”

” فایل فوق با فرمت مخصوص گوشی های آندروید تولید و در سایت قرار نگرفت به دلیل آسیب های که به دستگاه کاربران وارد میکنند

دانلود رمان عاشقانه گذشت زمان|رمان عاشقانه گذشت زمان| رمان گذشت زمان رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور گذشت زمان| رمان عاشقانه صحنه دار گذشت زمان| رمان عاشقانه ایرانی گذشت زمان| رمان عاشقانه کوتاه گذشت زمان| رمان عاشقانه ۹۸ia گذشت زمان| رمان عاشقانه خارجی گذشت زمان| رمان عاشقانه پلیسی گذشت زمان| رمان عاشقانه دانلود گذشت زمان| گذشت زمان|رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور| رمان عاشقانه صحنه دار| رمان عاشقانه ایرانی| رمان عاشقانه کوتاه| رمان عاشقانه ۹۸ia| رمان عاشقانه خارجی| رمان عاشقانه پلیسی| رمان عاشقانه دانلود| رمان گذشت زمان|دانلود رمان گذشت زمان برای موبایل|عکس شخصیت های رمان گذشت زمان|دانلود رمان گذشت زمان apk|دانلود رمان گذشت زمان لاو ۹۸|رمان گذشت زمان قسمت اول|دانلود رمان گذشت زمان نسخه apk|دانلود رمان گذشت زمان apk|رمان گذشت زمان قسمت اخر| رمان|رمان نودهشتیا|رمان های زیبا و خواندنی|رمان معشوقه ۱۶ ساله|رمان اشتباه شیرین|رمان مستانه عشق|سایت باغ رمان|رمان شام مهتاب|دانلود رمان جدید نودهشتیا| رمان های سایت عاشقانه لاو ۹۸

 

علت عقب افتادن پریود، مریض شدم؟ ۴ روزه که از پریودیم میگذره درداشو دارم ولی نشدم، میخواستم بدونم به قرص ربطی داره؟
علت اختلالات قاعدگی، ریخته به هم! 3 ماه عادت ماهانم عقب افتاده و الانم که عادت شدم لکه بینی دارم همراه با عفونت.
هشدارهای تشدید استرس در بدن برخی نشانه ها در بدن خبر از ابتلای ما به استرس میدهند بهتر است با علائم و نشانه های وجود استرس در بدنتان آشنا شوید برخی پیشنهادات مفید در این زمینه بر...
دلیل شل و سفت شدن شکم در بارداری سوال مخاطب نی‌نی‌بان: من هفته ۱۵ بارداری هستم. ولی از هفته ۱۴ تا الان هر صبح شکمم سفت می شه و بعد از رفتن به توالت و خوردن صبحانه شل می شه....
مدفوع آبکی نوزاد، علتش چیه؟ سوالباسلام. پسرم سه ماهشه.شیرخودمو میخوره دوسه روزه شکمش خیلى ورم داره مدفوعش آبه کاملا.قطره کولیک دادم خوب نشد.نبات داغ دادم نشدموقع دفع مدفوع خ...
سرطان پستان در زنان، راه های پیشگیری/ کلیپ از سن بیست سالگی باید تمامی زنان پستان های خود را معاینه کنند و تا سن 25 سالگی به طور مرتب به پزشک مراجعه و توسط جراح چکاپ شوند و از 25 سالگی تا ...
خطرات واریس در بارداری، امان از پادرد! برخی زنان در دوران بارداری ممکن است دچار واریس شوند. گشاد شدن و تورم سیاهرگ‌ها واریس نامیده می‌شود. سیاهرگ‌های واریسی، آبی یا بنفش است و اغلب در ...
من دیگر بیخیال شدم ⋆ سه شنبه ۱۵ فروردین ۱۳۹۶ 1 بازدید در من دیگر بیخیال شدم سری جدید از دلنوشته ای دلشکسته عاشقانه را قرار دادیم که در مورد شکست خوردن...
عکس ملیکا شریفی نیا در نقش دالی!! گویا عذابی که ملیکا شریفی نیا سال های متمادی متوجه روح و اندام شاعران ایران زمین کرده است او را ارضا نکرده و حالا تصمیم دارد از خجالت نقاش های بزرگ دن...
همه چیز در مورد آب منی منی که از ترکیب اسپرم، ترشحات غددی - پروستات و ... - تولید می شود حاوی پروتئازها، آنزیم ها، مواد قندی، آب و ... است که زمینه حرکت اسپرم ها را فراهم می...
تبریک هانیه توسلی به پانته آ پناهی هانیه توسلی بازیگر معروف ایرانی با منتشر کردن عکس و تریک به پانته آ پناهی صفحه شخصی خود را بروز کرد. وی درباره وجود تغییرات در شکل اجرای نما...
علائم نزدیک بودن زمان زایمان، ذوق و شوق مادر در ماه نهم بارداری، بچه به نهایت رشد خود رسیده و هر لحظه آماده تولد است. در ماه نهم، سر کودک به سمت پایین، در انتهای رحم قرار می‌گیرد. این حالت کودک ر...
علت کمردرد در ماه ششم بارداری هم اکنون ماه آخر سه ماهه دوم بارداری  را پشت سر می گذارید و وارد سه ماهه آخر می شوید. در ادامه تغییرات به وجود آمده در این ماه را مطالعه کنید: عل...
راه پسر دار شدن جنین، آی یو آی کنم؟ سوال:سلام 6 سال از ازدواجم میگذرد و دختری 5 ساله دارم، همسرم واریس بیضه دارد و نمونه اسپرمش نیز ضعیف است، تمایلی به عمل نیز ندارد.با این اوصاف می...
تاثیر ورزش در بارداری، احوال جنین رعایت اعتدال در ورزش، نه تنها در دوران بارداری، بلکه در هر شرایطی لازم است اما رعایت این مسئله در زمان بارداری، برای جلوگیری از خستگی و حفظ سلامت...