در دانلود رمان نگران تنهایی رمان عاشقانه جدیدی برای دانلود شما رمان دوستان عزیز قرار رفته است که در مورد پسری خلاف کار هست که برای رسیدن به اهداف خود سعی می کند به دختر نزدیک شود و پدر دختر که از این موضوع آگاه می شود  سعی می کند به دخترش آگاهی دهد اما …

دانلود رمان نگران تنهایی

نام رمان: نگران تنهایی

نویسنده: مریم دهقانی

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات: ۴۳۳

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

در مورد پسری خلاف کار هست که برای رسیدن به اهداف خود سعی می کند به دختر نزدیک شود و پدر دختر که از این موضوع آگاه می شود  سعی می کند به دخترش آگاهی دهد اما …

دانلود رمان نگران تنهایی ⋆

دانلود رمان نگران تنهایی

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

اوففففففففف من خوابم میاد چرا دانشگاه به وجود اومد؟چرا اختراع شد؟ چرا من از دانشگاه بدم
میاد؟ چرا آسمون آبیه؟ خاک بر سرم دیوانه شدم رفت. آلارام گوشی رو خاموش کردم و به زور از
رخت خواب گرم ونرمم دل می کنم وبا حسرت به تخت نگاه می کنم چی میشد فقط یک ساعت
دیگه بخوابم ای خدا من بدبختم،بیچارهام، با اکراه نگاهمو از تخت گرفتم و پریدم تو دستشویی
کارهای مربوطه که اصلا به شما مربوط نیست چی کار رو انجام دادم واز دستشویی اومدم بیرون
رفتم سر کمد لباس ها حالا چی بپوشم مانتو سبز لجنی که جلوش بانخ طلایی دوتا لوزی گلدوزی
شده شلوار دمپا مشکی مغنعه مشکی و کفش عروسکی مشکی کلا شد مشکی چون امروز
چهارشنبه هستش وتا ساعت    ظهر کلاس دارم می خوام بادوستام برم بیرون پس یه شال پسته
ای برداشتم وگذاشتم تو کیفم چون میونه خوبی با مغنعه ندارم. رفتم طرف آینه آرایش که هیچ
وللش فقط یه ضد آفتاب همین هم زیاده والاااا نگاهی به چهره خودم تو آینه کردم خوب خودم رو
معرفی کنم بنده…

دانلود رمان نگران تنهایی

من رها احمدی    ساله تک فرزند احسان احمدی بهترین پدر دنیا من وقتی    سالم بود بابا
ورشکسته شد و تموم دارو ندارشو فروخت تا پول طلبکارهارو بده آقای تهرانی دوست صمیمی
بابا خیلی بهش اصرار کرد تا پول بهش بده تا کارخونه رو سرپا کنه حتی به عنوان قرض ولی بابا
قبول نکرد همون موقع پسر دوست بابا یک معاون برای یکی از شرکتاش می خواست که مورد
اعتماد باشه وبابا الان معاون یکی از شرکتای این آقا پسره. کلا آقای تهرانی وپسرش خیلی پول
دارن یعنی از اون پول داراهاااا بابا تنها چیزی از داراییمون رو نفروخت ماشین من بود وخونه
ویلایی آقا جون خدابیامرز که بهش ارث رسیده بود تا چند ماه پیش توی خونه ی آپارتمانی
زندگی می کردیم ولی حالا تو خونه ویلایی که به به بابا ارث رسیده غمناک ترین داستان گذشته
من مرگ مامانم بود توی    سالگی مامانم تموم دنیام بود سمیرا جون )همسر آقای تهرانی(خیلی
مهربونه منو یاد مامان می ندازه عمو مازیار )آقای تهرانی(که گله خیلی دوستش دارم فقط من
پسر اینا رو ندیدم بابا بس که ازش تعریف میکنه منو کشته چپ میره راست میره همش از این
تعریف میکنه اسمشم درست یادم نیست فقط میدونم اولش یه”آ”داره
وجی جون)همون وجدان خودمون(:به پا غرق نشی
-نمیشم تاچشات دراد من خودم رو هنوز آنالیز نکردم شما هم خفه لطفا
وجی-بی ادب من رفتم

دانلود رمان نگران تنهایی

خوب بنده صورتی گرد وسفید دارم با موهای مشکی تا زیر باسن چشمایی خاکستری مژه های
مشکی پر ابرو های مشکی و بینی قلمی که به صورتم میاد ولبای قرمز غنچه ای که نیاز به رژ لب
نداره همه از قیافم تعریف میکنن ومیگن زیباییم قابل تحسینه البته خودم هم میدونم زیباییم
چشم گیره خخخخخخخ ا”عتماد به لوستر” قدی دارم که متوسطه یعنی کوتوله نیستم و نردبوم
هم نیستم. اندامم که عالیه حسابی رو فرمم. ای وای من دانشگاه دیر شد سریع سوئیچ رو بر
داشتم ودویدم تو حیاط سوار     سفیدم شدم وپیش به سوی دانشگاه

دانلود رمان نگران تنهایی

*****

ماشین رو توی پارکینگ پارک کردم و رفتم داخل محوطهی دانشگاه با چشم دنبال لیلا و سوگل
میگشتم که دیدم رو نیمکت زیر درخت نشستن خدایا الان اسفند اردیبهشت این دانشگاه تموم
میشه من راحت میشم رفتم طرف این خل چلا روبه روشون وایستادم -درود بر شما خل وچل
های عزیز
سوگل:سلام بر تو دیوانه
لیلا:سلام بر تو خرفت
-دیگ به دیگ پایه میگه روت سیاه اگه من دیوونه وخرفتم شما چی هستین؟هر دوتاشون
دستشون رو زدن زیر چونه هاشون و به مسخره حالت متفکر به خوشون گرفتن
لیلا لباش رو کج و کوله کرد و گفت:نمیدونم والا
سوگل بایه ذوق خاصی گفت:گودزیلا

دانلود رمان نگران تنهایی

بعد دستشو کوبوند رو دهنش لیلا یه پس گردنی زدش وگفت:خاک تو سرت علاوه بر این که به
خودت توهین کردی به منم توهین میکنی؟؟؟؟؟
سوگل:توبه درک خودم رو بچسب
-بس کنید شما هم،بچهها یعنی کی میشه دانشگاه تموم شه من دیگه تحمل ندارم همه دختر ها
باهام لجن انگار ارث باباشونو گرفتم آخه چرا؟؟؟؟
لیلا:چشم همهی پسرای دانشگاه گرفتت
سوگل:لیلا راست میگه زدی شوهریابی دخترا رو مختل کردی میخوای باهات لج نباشن؟
-خیله خوب اعتماد به نفسم بالا رفت بریم کلاس راستی من نقشه کشی می خونم لیلا و سوگل
هم همینطور، هر دوشون دوستای خیلی خوبی هستن عالییییییی، پوست هر دوشون سفیده
چشمای لیلا قهوه ای روشنه وچشمای سوگل قهوه ای تیره بینی ولبها و بینیشون هم به
صورتشون میاد هیکلشون هم عالیه خیلی خوشکلا کثافتا.

دانلود رمان نگران تنهایی

رفتیم داخل کلاس ردیف سوم نشستیم داشتیم حرف می زدیم که استاد اومد
استاد:سلام خسته نباشید
وا!ما که کاری نکردیم خسته باشیم استاد هم قات زده امروز.استاد چند قدم راه رفت بعد به
چهرهی تکتکمون نگاه کرد و گفت: خوب کی درس امروز رو کنفرانس میده؟ واااااا کی گفت باید
کنفرانس بدیم!؟ چند تا از بچه ها حرف منو زدن که استاد گفت :می خوام ببینم درس رو که این
جلسه می خوام بدم نگاهی انداختین یا نه؟ یکدفعه یکی از دختر های لوس کلاس گفت :استاد
فکر کنم خانم احمدی بتونن استاد نگاهی به من کرد وگفت :خانم احمدی بفرمایید منم جوابی
نداشتم بدم مثل همیشه سرد رفتم وایستادم سوگل و لیلا با چشمای نگران نگام میکردن این
درس رو دیشب خونده بودم آخه ازش خوشم اومده بود گلوم رو صاف کردم وشروع کردم توضیح
دادن به جرات می تونم بگم دهن همه وا موند کلاس با توضیح دادن من تموم شد
استاد رو به من گفت:عالی بود خسته نباشید

دانلود رمان نگران تنهایی

فقط سرم رو تکون دادم همه اومدن بیرون سوگی و لیلا با ذوق پریدن طرفم
سوگل :عالی بود دختر
لیلا:چه کردی ایول
-ما اینیم دیگه. خوب بریم رستوران
لیلا:بریم به حساب تو

دانلود رمان نگران تنهایی

-سگ خورا باشه. رفتیم توی پارکینگ سوار ماشین شدیم هیچکس تو پارکینگ نبود سریع
مغنعه رو در آوردم و شالم رو سریع سر کردم
-خوب بریم
*****
وااااای بچه ها بابا گوشیش خاموشه

 

باکس دانلود

 

دانلود رمان عاشقانه نگران تنهایی|رمان عاشقانه نگران تنهایی| رمان نگران تنهایی رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور نگران تنهایی| رمان عاشقانه صحنه دار نگران تنهایی| رمان عاشقانه ایرانی نگران تنهایی| رمان عاشقانه کوتاه نگران تنهایی| رمان عاشقانه ۹۸ia نگران تنهایی| رمان عاشقانه خارجی نگران تنهایی| رمان عاشقانه پلیسی نگران تنهایی| رمان عاشقانه دانلود نگران تنهایی| نگران تنهایی|رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور| رمان عاشقانه صحنه دار| رمان عاشقانه ایرانی| رمان عاشقانه کوتاه| رمان عاشقانه ۹۸ia| رمان عاشقانه خارجی| رمان عاشقانه پلیسی| رمان عاشقانه دانلود| رمان نگران تنهایی|دانلود رمان نگران تنهایی برای موبایل|عکس شخصیت های رمان نگران تنهایی|دانلود رمان نگران تنهایی apk|دانلود رمان نگران تنهایی نگاه دانلود|رمان نگران تنهایی قسمت اول|دانلود رمان نگران تنهایی نسخه apk|دانلود رمان نگران تنهایی apk|رمان نگران تنهایی قسمت اخر| رمان|رمان نودهشتیا|رمان های زیبا و خواندنی|رمان معشوقه ۱۶ ساله|رمان اشتباه شیرین|رمان مستانه عشق|سایت باغ رمان|رمان شام مهتاب|دانلود رمان جدید نودهشتیا| رمان های لاو ۹۸