در دانلود رمان نفسم بودی رمان عاشقانه جدیدی برای شما عزیزان قرار دادیم که در مورد دختری به نام مریم هست و …

دانلود رمان نفسم بودی

نام رمان: نفسم بودی

نویسنده: مریم

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات: ۲۵۷

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

در مورد دختری به نام مریم هست و در دنیای عشق خود …

دانلود رمان نفسم بودی ⋆

دانلود رمان نفسم بودی

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

مرررررریم باتوام د اخه مگه کری دختر؟؟-چیه باز صدات انداختی توسرت؟یجوری که انگار
هزارمتر خونس-خیلی دلتم بخواد بیشتر ترش میکنی بانو-خدابیامرزه پدر اونی که نوشابه رو
اختراع کرد تا در اینجور مواقع برای جلوگیری از ترش کردن خوردش-اون زبونت کوتاه نمیاد
حتی اگه خودت کوتاه بیای نه؟؟-کوری چشم حسودوبخیل-بسه دیگه پاشو لباساتو بپوش بریم-
کجااااونوقت-منزل جناب شجاع-واه که چقدر تو بانمکی داداشی جونم-کوری چشم

دانلود رمان نفسم بودی
حسودوبخیل…بیخیال سروکله زدن با ابراهیم شدم و دوباره سرمو انداختم پایین و مشغول درس
خوندنم شدم..-ای بابا تو که نشستی پاشو دیگه پاهای اون عماده بدبخت مثه چوب خشک شد
اون پایین-خب کجا-خونه عمه حالا بجنب…کلافه از روی تختم پایین اومدم و رفتم سراغ مانتوی
قهوه ای رنگی که عماد از قشم سوغات اورده بودوبا انجام ارایش ملیحی روی صورت بی عیب و
نقصم خودمو به کفشای کتونی سبز ابیم رسوندم..-خب من امدم بریم پایین-
واساواساببینمت؟؟؟-واه مگه تا حالا منو ندیدی؟-نگو با این قیافه میخوای بیای مهمونی-مگه
چمه اخه؟؟-خودتو غرقه کرم و ریملو این چرتاپرتا کردی بعد طلبکارانه میگی چمه؟؟-وای ابی

دانلود رمان نفسم بودی

گیرنده داداشی این که خیلی کمه-حسابت و میزارم برای بعد حالا بیا بریم اون طفلی زیرپاش
علف سبز شد……خودمو روی صندلی هاشبک نقلی عماد جادادم و ازطریق ایینه جلو بهش سلام
دادم-سلام داداشی خسته نباشی-درمونده نباشی خانمی..وای مریم باز با اون اسپری بدبخت
دوش گرفتی؟کم مونده به حرف بیاد بگه غلط کردم که تولیدشدم-عماد هنوز از دست اون یکی
خلاص نشدم باز تو هوس کردی رومخم اسکی بری بیخیال جون مامان دیگه-دستاشو به حالت
بامزه ای بالا بردو ادامه داد-تسلیم بابا الانس ترور شخصیتیم کنی ..همونطور که از حرکتش خندم
گرفته بود گفتم..مسخره…..که یهویی در سمت شاگردبه شدت به هم کوبیده شد…-اه اه اه-ای بابا

دانلود رمان نفسم بودی

هنوز ننشسه تو ماشین داری غر میزنی که.-نمیدونی عماد اخه نگاه چه بویی میاد خداوکیلی تازه
چشماشو ندیدی کم چشاش تو ذوقه موژ هاشو فرمیده که بیشتر تو چشم باشه برگردیم حسابش
با کرام الکاتبینه.-کارش درست نیس ولی خب توهم بیش از اندازه حساسی ها ببخیال…….وسط
حرفاشون جفت پا پریدم و گفتم:یادبگیر یکم مثه عماد منطقی باش گاهی اوقات شک میکنم که
باهم برادرین به خدا-این عماد خره مگه منم مثه این خرم؟؟-بی ادب…عماد که همچنان داشت به
کل کل هاو بحث بین مادوتا میخندید همونطور که خندشو مهار میکرد گفت:منم گاهی اوقات
شک میبرم که شما بزرگ شدین به خداو بعد استارتو زدوراه افتاد***********یه نگاهی

دانلود رمان نفسم بودی

توایینه به خودم انداختم و برای خودم بوسی حواله کردم ..صورت بی عیبی داشتم،لبای قلوه
ای،بینی خوش فرم وکوچیکی که از مادرم به ارث برده بودم و چشمای عسلی رنگ
درشتم…..صدای عماد من و از برانداز کردن خودم تو ایینه قدی بیرون کشید-اومدی؟؟-اومدم
باباعجول….ازاتاقم بیرون اومدم و با گذاشتن یادداشتی برای مادرم از خونه بیرون رفتیم…-حالا
مطمعنی لازمه سوپرایز بشه ارزششو نداره خودمون و اذیت کنیم ها ابی بیجنبس-مریم داری
شورشو درمیاری ها،اونم ازروی دلسوزی و حس غیرتشه که بهت گیر میده تازه اسمش گیر دادن

دانلود رمان نفسم بودی

نیس حرف حقو میزنع!-توچرا ازاون حرف حق ها نمیزنی اخه عماد؟منم دوست دارم مثه هم سن
وسالام لباس بپوشم وبه خودم برسم ،ازاد باشم،ابراهیم داره محدودم میکنه،من موندم بابا
سرومرو گنده ،برادر بزرگترش حی وحاضر چرا اون کاسه داغ تر از اش میشه ؟-حق داره ابجی
جونم اولا بابا درگیری هاش اونقدی هست که فرصت نکنه ببینه توچجوری بیرون میری ثانیا
عقایدواخلاقا باهم فرق داره من دوس ندارم مثه ابی موی دماغ بشم.-ببین توهم قبول داری که
موی دماغ شده-بسه مریم اومدیم خوش بگزرونیم اوقاتو تلخ نکن برامون اجی جونم!!-
باش…….کیک تولده متوسطو زیبایی روکه روش بیستوسه تاشمع چیده شده بود را انتخاب
کردیم.وبعد برای خرید کادو همراه عماد به بوتیک دوستش سروش رفتیم..بعد اتمام خرید
بادستایی پر راهی خونه شدیم تا بساطو برای سوپرایز کردن ابراهیم فراهم
کنیم************-مریم ساکت الان میادها.اها دروباز کرد یک،دو،سه…-

دانلود رمان نفسم بودی

هووووووووووووووووتولدت مبارک ….ابراهیم بااین حرکت ماچهار نفر، دستشو روی قلبش گزاشت
وادامه داد-سکته کردم اخه این چه مدله سوپرایزه؟؟ -بابا-پسر بابا بیستو سه سالش شده
هممون ذوق داریم بابا..وبعد ابراهیم و به اغوش کشید وبرروی سرش بوسه ای گذاشت.-عماد-

تولدت مبارک داداش کوچیکه.وبعد ابراهیمو به آغوشش هدایت کردو بعد نوبت مادرشد..وقتی
باهمه خوش و بش کرد.گیج دوروبرشو از نظر گزروند وگفت…پس اون دختر سرتقه کجاس
؟؟؟؟؟؟منکه تو تمام این مدت پشت سر ابراهیم بودم یه جیغ بنفشی کشیدمو ازپشت بغلش
کردم..-تولدت مبارک احمقه من.یه سوپرایز دیگه خودم.شخصا دارم برات-چی؟؟؟-یه جیع

دانلود رمان نفسم بودی

بلندی کنار گوشش کشیدمو د فرار …..پشت مادرم پناه گرفتم و از همونجا براش زبونی دراز کردم
که حرصی ترش میکرد ……*********صبح خسته از تختم دل کندم تا برای رفتن به دانشگاه
اماده بشم دیشب شب خیلی خوبی رو گذرونده بودم و این خستگی تاوان دلقک بازیای دیشب
بود که تا سه نصفه شب ادامه داشت….-مامان من رفتم بابای-واستا مادرحداقل یه لقمه تو دهنت
بزار-مامان دیرم شده توراه یه چیزی میخورم نگران نباش فدات شم و بعد بوسه ای روی گونش
زدمو و رفتم بیرون..هنوز کفشامو نپوشیده بودم که مادرم دروبازکردو گفت:مادر پیاده نرو عزیزم
شکمتم خالیه برو پایین به عماد بگو برسونتت مادر جون خدا پشت وپناهت مادر برو به سلامت-
چشم خانم دایم النگران برو تو….طبق خواسته ی مادرم به واحد عماد که یه طبقه پایین تر از

دانلود رمان نفسم بودی

مابود رفتم وشروع کردم به در زدن-اومدم بابا -سلام خابالو-سلام صبح بخیر میدونستم خودتی
زلزله نگو اومدی خواهش کنی برسونمت که بدجور خوابم میاد-این خواسته فرماندس !!!-اذیتم
نکن-مگه تو کار نداری ها؟؟؟-امروز دیرتر میرم-خب پس من خودم میرم برو بخواب فعلا-مرسی
خواهری جبران میکنم…………
از خونه تا دانشگاهم راه طولانی نبود برای همین هم اکثر اوقات پیاده مسیرمو طی میکردم
…..خودمو به خونه ی صبا رسوندمو زنگو زدم-کیه؟؟-بیادخملی دیرشد-اومدم اومدم مریم صب
کن….از مقابل ایفون کنار اومدمو بانوک پام مشغول بازی با شن های توی خیابون شدم که صدای

دانلود رمان نفسم بودی

در خونه که نه امارت صباشون منو از کارم واداشت..وصع مالیمون بدنبود اما به موقعیت مالی
خانواده ی صبا نمیرسید ..ماساکن ساختمان پنج طبقه ای توی تجریش بودیم که طبقه اول توسط
عماد اجاره شده بود وطبقه دوم هم که متعلق به ما بود .عماد مجرد بود اما از بچگی علاقه ی
خاصی به استقلال داشت واین علاقه هم شد زمینه ای برای مستقل شدنش در زمان

 

باکس دانلود

 

دانلود رمان عاشقانه نفسم بودی|رمان عاشقانه نفسم بودی| رمان نفسم بودی رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور نفسم بودی| رمان عاشقانه صحنه دار نفسم بودی| رمان عاشقانه ایرانی نفسم بودی| رمان عاشقانه کوتاه نفسم بودی| رمان عاشقانه ۹۸ia نفسم بودی| رمان عاشقانه خارجی نفسم بودی| رمان عاشقانه پلیسی نفسم بودی| رمان عاشقانه دانلود نفسم بودی| نفسم بودی|رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور| رمان عاشقانه صحنه دار| رمان عاشقانه ایرانی| رمان عاشقانه کوتاه| رمان عاشقانه ۹۸ia| رمان عاشقانه خارجی| رمان عاشقانه پلیسی| رمان عاشقانه دانلود| رمان نفسم بودی|دانلود رمان نفسم بودی برای موبایل|عکس شخصیت های رمان نفسم بودی|دانلود رمان نفسم بودی apk|دانلود رمان نفسم بودی نگاه دانلود|رمان نفسم بودی قسمت اول|دانلود رمان نفسم بودی نسخه apk|دانلود رمان نفسم بودی apk|رمان نفسم بودی قسمت اخر| رمان|رمان نودهشتیا|رمان های زیبا و خواندنی|رمان معشوقه ۱۶ ساله|رمان اشتباه شیرین|رمان مستانه عشق|سایت باغ رمان|رمان شام مهتاب|دانلود رمان جدید نودهشتیا| رمان های لاو ۹۸