در دانلود رمان مثل کوه رمان عاشقانه جدیدی را برای دانلود شما عزیزان قرار دادیم که در مورد مینا و وحید بعد از اینکه سومین بچشون رو از دست دادن تصمیم گرفتن که کودکی رو به فرزندی بگیرن و راهی یتیم خونه می شن و اونجاها …

دانلود رمان مثل کوه

نام رمانمثل کوه
نام نویسنده : فاطمه موسوی
ژانر : ترسناک ، معمایی

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه رمان:
مینا و وحید بعد از اینکه سومین بچشون رو از دست دادن تصمیم گرفتن که کودکی رو به فرزندی بگیرن و راهی یتیم خونه می شن و اونجاها …

دانلود رمان مثل کوه ⋆

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

دردش هر لحظه بیشتر میشد . سعی می کرد با کشیدن نفس عمیق دردش رو تسکین بده . خیابون ها از شانسش شلوغ بودن . وحید با سرعت به سمت بیمارستان می روند . سرعت ماشین حالش رو بدتر می کرد . با درد ناگهانی که توی دلش پیچید جیغی بلند زد و مانتوش رو توی دست هاش فشرد . بالاخره ماشین جلوی بیمارستان توقف کرد . وحید پیاده شدو چند دقیقه بعد با یه ویلچر برگشت . یه پرستار سن و سال دار به مینا کمک کرد که از ماشین پیاده بشه و روی ویلچر بشینه . یه مانتو سبز با یه شال همرنگش و یه شلوار ورزشی مشکی تنش بود . اگر وقت دیگه ای بود حتما به خاطر اینکه با این تیپ توی بیمارستان حاضر شده از خجالت آب می شد . اما اون لحظه فقط دلش می خواست از شر اون درد خلاص بشه . وحید جلوی اطلاعات ایستاد و رو به پرستاری با چشمای ریز که بهش می خورد مشهدی باشه گفت :

دانلود رمان مثل کوه
_ با دکتر حمیدی کاردارم .
+ خانمتون موقع وضع حملشه ؟
_ بله .
+ لطفا این فرم رو پر کنید .
پرستار به بغــل دستیش اشاره کرد و تلفن رو برداشت و با دکتر حمیدی تماس گرفت . دختر که موهای فندقیش رو از مقنعش بیرون گذاشته بود دسته ویلچر رو گرفت و شروع به حرکت کرد . وحید طوری که مینا بشنوه گفت :
_ نگران نباش عزیزم .
درد هر لحظه بیشتر میشد . دسته ویلچر رو محکم با انگشتش فشرد . پرستار با صدای مهربونی گفت:
_ بچه اولته ؟
+نه ، نه ، سومی .

دانلود رمان مثل کوه

پرستار خندید و چیزی نگفت . لحظه ای که میخواستن در پیچ راه رو گم بشن صدای پرستار اولی رو شنید که رو به وحید گفت
_ آقا لطفا اینجا رو امضا کنید .
توی راهرو بعدی پیچیدن و دیگه نفهمید وحید چی گفت و چیکار کرد . با لبخند ادامه داد:
+ میخوایم اسمش رو بزاریم تارا…
دوباره همون درد طاقت فرسا توی دلش پیچید . پرستار خیلی آروم ویلچر رو هل میداد تا صدمه ای به مینا و بچش وارد نشه .

دانلود رمان مثل کوه

توی راهرو خلوت بود . حتی یک نفر هم توی راهرو نبود . خیلی عجیب بود اما اون لحظه فقط خلاص شدن از شر اون درد برای مینا مهم بود . نفسی عمیق کشید و دستش رو بالا آورد تا موهاش رو که از زیر شالش بیرون زده بودن رو کنار بزنه که با دیدن خون های قرمز رنگ روی دستش متوقف شد . مانتوی سبز رنگش خونی شده بود . دستش همونطور مونده بود . متوجه صدای ریزش چیزی مثل آب شد . خون مسیری رو که با ویلچر طی کرده بودن رو پر کرده بود . پرستار بی توجه به موقعیت با چهره ای سردو خشک ویلچر رو همچنان هل میداد . دری سبز رنگ و بزرگ رو به روشون باز شدو وارد اتاق عمل شدن . مینا با هزار آه و ناله روی تخــت دراز کشید . نگاهی به دکترا و پرستار ها انداخت . مشغول آماده کردم وسائل عمل بودن . خیلی آروم و بدون عجله این کار رو می کردن . یکی از دکتر ها رو به بقیه گفت :
_ اعضای اصلی بدنش نرمال هستن .
مینا درحالی که صورتش غرق در دونه های عرق بود گفت :​

دانلود رمان مثل کوه

+ وحید کجاست ؟
دکترا بدون توجه به سوالش به کارشون ادامه دادن . با صدای بلند تری گفت :
_ شوهرم کجاست ؟
یکی از دکترا درحالی که دستکش مخصوص رو دستش می کرد گفت :
+ آروم باش . همه چیز روبه راه میشه .
طاقت مینا طاق شده بود . گوشه های تخــت رو گرفت و دادی از درد زد . نفس زنون رو بهدکتر ها گفت :
_ چی شده ؟ چیکار دارین می کنید ؟
یکی از پرستار ها که ماسک نزده بود با صورتی کشیده گفت :
+ متاسفم که از دستش دادی .
_ چی ؟
+ بچه تو مرده .
مینا که روی آرنجش بلند شده بود دوباره روی تخــت افتادو با داد گفت :
_ نه . اون نمرده زندس . چی داری میگی ؟ اون حرکت می کنه .

 

دانلود رمان مثل کوه ⋆

دانلود رمان مثل کوه

راهنما دانلود:

“فایل فوق به صورت فشرده می باشد”

“برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود(pc)”

“دوستانی که از موبایل برای دانلود استفاده میکنن چنانچه در بخش خارج کردن فایل از حالت فشرده مشکل دارند از نرم افزار

RAR for Android استفاده نمایند و اگر در قسمت باز کردن فایل پی دف مشکل دارند از برنامه های چون

Adobe Reader استفاده نمایید .”

” فایل فوق با فرمت مخصوص گوشی های آندروید تولید و در سایت قرار نگرفت به دلیل آسیب های که به دستگاه کاربران وارد میکنند

دانلود رمان عاشقانه مثل کوه|رمان عاشقانه مثل کوه| رمان مثل کوه رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور مثل کوه| رمان عاشقانه صحنه دار مثل کوه| رمان عاشقانه ایرانی مثل کوه| رمان عاشقانه کوتاه مثل کوه| رمان عاشقانه ۹۸ia مثل کوه| رمان عاشقانه خارجی مثل کوه| رمان عاشقانه پلیسی مثل کوه| رمان عاشقانه دانلود مثل کوه| مثل کوه|رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور| رمان عاشقانه صحنه دار| رمان عاشقانه ایرانی| رمان عاشقانه کوتاه| رمان عاشقانه ۹۸ia| رمان عاشقانه خارجی| رمان عاشقانه پلیسی| رمان عاشقانه دانلود| رمان مثل کوه|دانلود رمان سورنا برای موبایل|عکس شخصیت های رمان مثل کوه|دانلود رمان مثل کوه apk|دانلود رمان مثل کوه لاو ۹۸|رمان مثل کوه قسمت اول|دانلود رمان مثل کوه نسخه apk|دانلود رمان مثل کوه apk|رمان مثل کوه قسمت اخر| رمان|رمان نودهشتیا|رمان های زیبا و خواندنی|رمان معشوقه ۱۶ ساله|رمان اشتباه شیرین|رمان مستانه عشق|سایت باغ رمان|رمان شام مهتاب|دانلود رمان جدید نودهشتیا| رمان های فاطمه موسوی