در دانلود رمان سرنوشت سوگند رمان عاشقانه جدیدی را برای دانلود شما عزیزان قرار دادیم که در مورد دختری ۱۶/۱۷ساله هست که توی خانواده ی با وضع مالی متوسط متولد میشه و رویای پولدار شدن داره و طی اتفاقاتی در مسیری می افته که ….

دانلود رمان سرنوشت سوگند

 نویسندهsamira behdad

نام رمان: سرنوشت سوگند
ژانر رمان: اجتماعی عاشقانه

تعداد صفحات:۲۰۸

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان حذف می گردد.
خلاصه رمان:

دانلود رمان سرنوشت سوگند ⋆

دانلود رمان سرنوشت سوگند

داستان در مورد دختری ۱۶/۱۷ساله هست که توی خانواده ی با وضع مالی متوسط متولد میشه و رویای پولدار شدن داره و طی اتفاقاتی در مسیری می افته که ….

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

باز هم چشمم به اون دختره ی مغرور خورد معلوم نیست چی از من بیشتر داره باحرص مشغول کندن پوست لبم بودم کلا از این دختره خوشم نمیومد حس میکردم خیلی خودشو میگیره !
با ضربه ای که زهرا به پهلوم زد چشم ازش برداشتم -به چی نگاه میکنی سوگند؟
-هیچی بابا به این دختره
با سر بهش اشاره کردم روی نیمکت نشسته بود و یکی از پاهاشو گذاشته بود روی اون پاش … زهرا ابروهای بورشو بالا انداخت و گفت
-این که مریمه خیلی دختر خوبیه
صورتمو مچاله کردم و گفتم

دانلود رمان سرنوشت سوگند
-ایشششش کجاش خوبه خیلی مغروره
-اصلا تا حالا باهاش حرف زدی؟
-عمرا اگه یه کلمه باهاش حرف بزنم از خودراضی
خندید و دستمو کشید مثل جوجه اردک ها دنبالش کشیده میشدم نه که ماشالله همچین یه نموره تپل بود زورش بهم میرسید کتفم از سه ناحیه ترک خورد تا رسیدیم سر صف و منتظر شدیم تا ببینیم توی کدوم کلاس میوفتیم ادمی نبودم که سریع با هر کسی دوست بشم برای همین خیلی میترسیدم از دوستام جدا بشم تازه رفته بودم اول دبیرستان .اما همه ی دوستام توی همین مدرسه بودن.با استرس دستامو توی هم گره زده بودم کف دستام عرق کرده بود وقتی استرس داشتم اینجوری میشدم بدنم حسابی داغ بود و توی این مانتوی سورمه ای داشتم خفه میشدم اولین نفر اسم من رو خوند کلی توی سالن گشتم تا کلاس رو پیدا کردم کلاسش نه خیلی بزرگ بود نه خیلی کوچیک روی دیوارهاش پر از دلنوشته بود یه جمله که دقیقا کنار پریز برق نوشته شده بود توجهم رو جلب کرد: لطفا هنگام برق گرفتگی لبخند بزنید…

دانلود رمان سرنوشت سوگند

ناخوداگاه لبخند مهمون لبهام شد. هر چی منتظر شدم خبری از دوستام نشد مدام پاهامو تکون میدادم و این موضوع منو عصبی تر میکرد.هم کلاسی های جدیدی رو میدیدم راستشو بخواین یکم وحشت کرده بودم.میزدوم ردیف وسط نشستم سرم پایین بود و به شانس بدم لعنت میفرستادم که دیدم یه دختر ریزه میزه اومد نشست کنارم تازنگ دوم باهم هیچ حرفی نزدیم.
وسطای زنگ دوم بود که شکوفه اومد توی کلاس و میز جلوی من نشست شکوفه یکی از دانش آموزان زرنگ مدرسه بود قدش تقریبا اندازه ی من بود برای یه خانم خوب بود ابروهای پرپشت و چشمای عسلی و لبهای قلوه ای داشت چهرش به دل می نشست اون منو نمیشناخت اما من میشناختمش بهش سلام کردم که اونم خیلی خشک جواب داد.بخشکی شانس!حوصلم سر رفته بود دختری که کنار شکوفه نشسته بود و هیکل توپری داشت به سمتم برگشت:اسمت چیه؟
-سوگند

دانلود رمان سرنوشت سوگند

سری تکون داد و گفت -منم الهه هستم به کناریم نگاه کرد-اسم تو چیه؟
-فاطمه
نگاهش کردم لبخندی زد که منم متقابلا با لبخند جوابشو دادم.
خیلی مژه های پرپشتی داشت مجذوب مژه هاش شده بودم با این که مژه های خودمم بلند بود اما این چیز دیگه ای بود.
دبیر وارد کلاس شد و بابت تاخیرش عذرخواهی کرد حالا نه که ما خیلی از دستش عصبانی شدیم والا!
خانم خوبی به نظر میومد دبیر دین و زندگی بود بعد از معرفی خودش و معرفی بچه ها شروع کرد به درس دادن…ای بابا بذار برسی بعد شروع کن خدا اخر عاقبتمون رو بخیر کنه.
بلاخره زنگ تفریح خورد و رفتم بیرون نفس عمیقی کشیدم و به بدنم کش و قوسی دادم و عطر دل انگیز هوا رو به ریه هام فرستادم
پاییز!فصل دو نفره ها فرا رسیده بود دو نفره ها کوفتتون بشه…

دانلود رمان سرنوشت سوگند

با بدجنسی لبخندی زدم و رفتم سمت زهرا که مشغول صحبت با مریم بود و همچنان که حرف میزد برگ های درخت رو انقدر میپیچوند تا کنده میشدن انگار مرض داره عادتش بود وقتی حرف میزد حتما باید با یه چیزی بازی میکرد اول گفتم نرم پیشش اصلا تحمل مریم رو نداشتم اما به جز زهرا با کسی در این حد احساس صمیمیت نمیکردم.
به ناچار سمتشون رفتم از سلام کردن بدم میومد اما دلم نمیخواست توی مدرسه یه دختر بی شخصیت جلوه بدم کنارشون رفتم هر چی غرور داشتم توی چشمام ریختم و چشمامو به چشم های به رنگ شبش دوختم و دستمو به سمتش دراز کردم-سلام
با صدای پر از عشوه و نازش گفت:سلام

دانلود رمان سرنوشت سوگند

زهرا نگاهی خبیثانه بهم انداخت و چشمک زد -مریم سوگند،سوگند مریم خوشبختین.
میخواستم بیوفتم دنبالشو تمام مدرسه رو روی سرش خراب کنم اخه من برای چی باید از اشنایی با این سوسول خوشبخت باشم! اما عقلم بر احساسم غلبه کرد و باعث شد خیلی متین بگم:خوشبختم.
زهرا رو که نگو داشت از تعجب میمرد.خودمم از این همه ادبی که توی کلامم به کار برده بودم متعجب شدم!
لبخندی دندون نما زد و سرشو برگردوند و رفت سمت یکی از دوستاش که صداش میزد.به هیکلش نگاه کردم خداییش هیکلش جذاب بود مثل مانکنای توی شبکه ماهواره ای راه می رفت. صبر کن ببینم اصلا برای چی دارم از این دختره تعریف میکنم؟دختره ی مودب پاستوریزه اه اه .با لحن مسخره ای گفتم:سلام

دانلود رمان سرنوشت سوگند

سلام رو بلند گفتم که زهرا خندید:چیکارت کرده خیلی مهربونه که!
-بیخیال به هر حال من ازش خوشم نمیاد.
اهی کشیدم و زدم روی شونش -دیدی بعد از چند سال از هم جدامون کردن؟
-اره خیلی نامردن رفتم دفتر مدیر گفت امکان جا به جایی به هیچ وجه وجود نداره
صدای زنگ کلاس اومد باهم رفتیم داخل سالن.
کلاس هامون تقریبا روبه روی هم بود طبقه ی دوم.من رفتم توی کلاس خودم و زهرا هم رفت کلاس خودش.
زنگ اخر دبیر نداشتیم خانم خیاط پور معاون مدرسه اومد توی کلاسمون و به من اشاره کرد:شما از این به بعد نماینده کلاسی . این جمله رو گفت و از کلاس رفت بیرون!این چه وضعشه اصلا نذاشت من حرف بزنم زیر لب به جد ابادش سلام کردم و

دانلود رمان سرنوشت سوگند

با الهه و شکوفه و فاطمه گرم صحبت شدیم الهه خیلی خونگرم بود همیشه شخصیت های تپل مپل مهربونن!سریع باهام دوست شد تک دختر خانواده بود و بچه ی اخر چهار تا برادر داشت -ماشالله خدا زیادتون کنه
لبخندی زد و اروم زد به بازوم به شکوفه نگاه کردم که شروع کرد به صحبت کردن:ما سه تا بچه ایم یه خواهر و یه برادر دارم.
سرمو تکون دادم به فاطمه که تا الان به صحبت های ما گوش میداد نگاه کردم وقتی نگاه منو دید شروع کرد به حرف زدن با صدایی که فقط ما چهارنفر شنیدیم گفت-من یه برادر دارم.

دانلود رمان سرنوشت سوگند

همین؟؟؟؟ای بابا من هر چی میخوام یخ اینو واکنم نمیشه! همچنان توی ذهنم داشتم نقشه میکشیدم که دیدم نگاه هر سه تاشون به سمت منه… ای بابا اینا چشونه؟
-چیه چرا به من زل زدین؟
الهه:نوبت تو شد

 

آموزش دانلود رمان:

“فایل فوق به صورت فشرده می باشد”

“برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود(pc)”

“دوستانی که از موبایل برای دانلود استفاده میکنن چنانچه در بخش خارج کردن فایل از حالت فشرده مشکل دارند از نرم افزار

RAR for Android استفاده نمایند و اگر در قسمت باز کردن فایل پی دف مشکل دارند از برنامه های چون

Adobe Reader استفاده نمایید .”

” فایل فوق با فرمت مخصوص گوشی های آندروید تولید و در سایت قرار نگرفت به دلیل آسیب های که به دستگاه کاربران وارد میکنند

دانلود رمان عاشقانه سرنوشت سوگند|رمان عاشقانه سرنوشت سوگند| رمان سرنوشت سوگند رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور سرنوشت سوگند| رمان عاشقانه صحنه دار سرنوشت سوگند| رمان عاشقانه ایرانی سرنوشت سوگند| رمان عاشقانه کوتاه سرنوشت سوگند| رمان عاشقانه ۹۸ia سرنوشت سوگند| رمان عاشقانه خارجی سرنوشت سوگند| رمان عاشقانه پلیسی سرنوشت سوگند| رمان عاشقانه دانلود سرنوشت سوگند| سرنوشت سوگند|رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور| رمان عاشقانه صحنه دار| رمان عاشقانه ایرانی| رمان عاشقانه کوتاه| رمان عاشقانه ۹۸ia| رمان عاشقانه خارجی| رمان عاشقانه پلیسی| رمان عاشقانه دانلود| رمان سرنوشت سوگند|دانلود رمان سرنوشت سوگند برای موبایل|عکس شخصیت های رمان سرنوشت سوگند|دانلود رمان سرنوشت سوگند apk|دانلود رمان سرنوشت سوگند لاو ۹۸|رمان سرنوشت سوگند قسمت اول|دانلود رمان سرنوشت سوگند نسخه apk|دانلود رمان سرنوشت سوگند apk|رمان سرنوشت سوگند قسمت اخر| رمان|رمان نودهشتیا|رمان های زیبا و خواندنی|رمان معشوقه ۱۶ ساله|رمان اشتباه شیرین|رمان مستانه عشق|سایت باغ رمان|رمان شام مهتاب|دانلود رمان جدید نودهشتیا| رمان های samira behdad