در دانلود رمان روزگار بی وفا رمان عاشقانه جدیدی را برای دانلود آماده کردیم که در مورد دختری به نام مهدیس هست که در دروازه ورود به زندگی مشترک به یک دوراهی و بلاتکلیفی در عشق روبرو میشه که برای نجات از این بلاتکلیفی پاش به ماجراهای غیر قابل باوری دیگه ای باز میشه و …

دانلود رمان روزگار بی وفا

نام رمان:روزگار بی وفا

نویسنده:زهرا رزازپور

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات: ۷۶۸

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

دانلود رمان روزگار بی وفا ⋆

دانلود رمان روزگار بی وفا

در مورد دختری به نام مهدیس هست که در دروازه ورود به زندگی مشترک به یک دوراهی و بلاتکلیفی در عشق روبرو میشه که برای نجات از این بلاتکلیفی پاش به ماجراهای غیر قابل باوری دیگه ای باز میشه و

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

آیفون زنگ خورد از روی مبل بلند شدم ، اینم از شریک دزد و رفیق قافله ، دکمه بازکن رو فشار
دادم ، روی مبل نشستم چند لحظه گذشت تا امد داخل ، بهش نگاه کردم انگاری نگران بود ،
کنارم نشست
پویان : حالت چطوره
: حال کسی رو دارم که بهش خیانت شده
پویان : نگاه موضوع اونی نیست که تو فکر میکنی
از روی مبل بلند شدم و با عصبانیت گفتم
: من با چشم خودم دیدم با گوشای خودم شنیدم ، بد تو میگی موضوع اونی نیست که فکر میکنم
پویان : ببین مهدیس جوون ، ندا و ارمان عاشق هم بودن اما بخاطر تو از هم دست کشیدن اما
نشد که بشه
عصبی بودم عصبی تر شدم

دانلود رمان روزگار بی وفا

: دیگهههه بدترر پویان مگه قلب من بازیچه ی ، اگه عاشقم نبود به جهنم که نبود پس چرا کاری
کرد که فکر کنم عاشقمه ، اگه ندا عاشقش بود چرااا همون اول نگفتتت چرا گذاشت برای خودم
رویا ببافم ، اونا نه نتهااا بهم خیانت کردن بلکه منو هم بازی دادن ، عشقو مسخره کردن وایییییی
پویان : ندا میخواست درحقت دوستی کنه واسه همین این بازی رو ترتیب داد
: خفههه شوو پویان اون دوتا یه بازی مسخره و بی رحمانه ترتیب دادن تا منو بشکنن ، من با
ارمان کلی رویا بافتم پویاان دوساله داره با قلب من بازی میشه ، ندا میخواست رفاقت کنه همون
روز که بهش گفتم دارم عاشق ارمان میشم میگفت که عاشقه ارمانه بخداااا میکشیدم کنار و برای
خوشبختیشون دعوا میکردم ، اما اوناا با من بازی کردننن قلب منو شکستن

دانلود رمان روزگار بی وفا

پویان : اره تو حق داری
: پ ن پ ندارممم بازم خدااروشکر حقیقت رو فهمیدم ، واییی اگه با ارمان ازدواج میکردم تمام
مدت باید شاهد خیانت ندا و ارمان میموندم ، بازم خوب حقیقت اشکار شد
پویان : مهدیس برو با ندا و ارمان حرف بزن
: دیگه نمیخواممم ریختشونو ببینم
پویان : اما اگه باهام حرف بزنید میتونید این موضوع رو حل کنید
: چیزی قرار نیست حل بشه آرمان و ندا واسه من مردن درست با قلبم بازی شد قلبم شکست
درست نابود شدم اما من محکمم و فراموش میکنم
پویان : مهدیس تو الان ناراحتی عصبی هستی اروم بشی شاید درکشون کنی

دانلود رمان روزگار بی وفا

: تو از اول خبر داشتی و شریک بودی توی این بازی کثیف
پویان : بخدا من دیشب ماجرا رو فهمیدم البته شک کرده بودم
: اگه شک کردی چراا به من نگفتی چرااا

پویان : چون مطمئن نبودم نمیخواستم رابطه ات باهاش خراب بشه
: واییی خدا دارم دیووونه میشم
پویان : مهدیس اروم باش و کمی فکر کن
: پویااان برووو بیرون توهم طرف اونایی ، بروو فکر کن بین کی حق داری ، یه نفر که دوسته بهش
اعتماد داری ، یه نفر دیگه کسی که عاشقی ، بد این دوتا یه بازی ترتیب میدن که مثلا تو
خوشبخت بشی اما این بازی میشه بازی خیانت ، دوستت با عشقت میریزه رو هم چرا چون عاشق

دانلود رمان روزگار بی وفا

هم هستن، تو این وسط چی ؟! هیچی یه بازیچه هستی یه نفر که مثلا در حقش خوبی شده
پویان : باشه فکر میکنم تو هم اروم باش
: من اروممم حالا برولطفا
پویان : باشه مراقب خودت باش
: بای
پویان رفت منم روی میل نشستم نگاهم به میز افتاد این پاکت چیه از کجا امده ، اهان یادم امد
این دست پویان بود یعنیی چی داخلشه ، برش داشتم روش نوشته بود ) واسه مهدیس جاهدی (.
بازش کردم ، یه پاکت نامه با دوتا دفترچه خاطرات داخلش بود. اول نامه رو باز کردم
” سلام خوبی مهدیس جان لطفا تو این مدت که خانواده ات نیستن این دفترچه هاا رو بخون تا با
من و راز زندگیت آشنا بشی مهدیس جان لطفا تا وقتی که این دفتر ها نخوندی و بامن ملاقات

دانلود رمان روزگار بی وفا

نکردی به خانواده ات چیزی نگوو ، بدون هرچی که داخل این دفتر هاا نوشته شده حقیقته ،
حقیقی که تو باید بخونی و بدونی ، البته این داستان فقط از زبونه منه پس راجب کسی قضاوت
نکن ، هر کسی توی این دنیا داستانی داری ،همیشه درقلبم خواهی بود.
وا یعنییی چی ؟؟! فقط همین معما این وسط کم بود ، البته شایدم بهتر این طوری کم تر به ندا و
ارمان فکر میکنم و سرم گرم میشه ، فقط این طرف از کجا میدونست کسی خونه ی ما نیست ،

گرسنه بودم اول رفتم یه کم غذا گرم کردم و خوردم و بد اتاقمو جارو کشیدم ، با دفتر هاا روی
تخت نشستم ، دفتری رو که شماره ی یک روش حک شده بود رو برداشتم.
راستی باید بگم من حافظمو از دستت دادم و تازه به دستش اوردم و تصمیم گرفتم این خاطرات
رو برای تو بنویسم.

دانلود رمان روزگار بی وفا

خوب از کجا شروع کنم بزار یه سر بریم تولد    سالگیم ، که میشه گفت استارت این داستان از
چند روز قبل از تولدم زده شد
: آیداا کجایی
آیدا : همین جاا
: دو ساعت داریم صدات میکنم ، جسمت اینجاست اما روحت کجاست
آیدا : ای بابا کارتو بگو
: بداخلاق ، اصلا یادم رفت

دانلود رمان روزگار بی وفا

آیدا : یادت امد بگو
این آیدا هم جدیدا زیاد تو عالم هپروت غرق میشه ، مشکوک میزنه بدجور ، نیما طبق معمول

 

باکس دانلود

دانلود رمان عاشقانه روزگار بی وفا|رمان عاشقانه روزگار بی وفا| رمان روزگار بی وفا رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور روزگار بی وفا| رمان عاشقانه صحنه دار روزگار بی وفا| رمان عاشقانه ایرانی روزگار بی وفا| رمان عاشقانه کوتاه روزگار بی وفا| رمان عاشقانه ۹۸ia روزگار بی وفا| رمان عاشقانه خارجی روزگار بی وفا| رمان عاشقانه پلیسی روزگار بی وفا| رمان عاشقانه دانلود روزگار بی وفا| روزگار بی وفا|رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور| رمان عاشقانه صحنه دار| رمان عاشقانه ایرانی| رمان عاشقانه کوتاه| رمان عاشقانه ۹۸ia| رمان عاشقانه خارجی| رمان عاشقانه پلیسی| رمان عاشقانه دانلود| رمان روزگار بی وفا|دانلود رمان روزگار بی وفا برای موبایل|عکس شخصیت های رمان روزگار بی وفا|دانلود رمان روزگار بی وفا apk|دانلود رمان روزگار بی وفا نگاه دانلود|رمان روزگار بی وفا قسمت اول|دانلود رمان روزگار بی وفا نسخه apk|دانلود رمان روزگار بی وفا apk|رمان روزگار بی وفا قسمت اخر| رمان|رمان نودهشتیا|رمان های زیبا و خواندنی|رمان معشوقه ۱۶ ساله|رمان اشتباه شیرین|رمان مستانه عشق|سایت باغ رمان|رمان شام مهتاب|دانلود رمان جدید نودهشتیا| رمان های لاو ۹۸