در دانلود رمان روزهای بدون تو رمان عاشقانه جدیدی را برای شما قرار گرفته است که در مورد  هوتن کیانمهر بعد از بیست سال، تو یه اتفاق غیر منتظره عمه اش رو پیدا می‌کنه؛در حالی که با مرگ دست به گریبانه!و دختر عمه ای که تنهای تنهاست و حاضر به کمک گرفتن از فامیل تازه پیدا شده نیست ولی هوتن که یه فرد غیرمعمولی، با توانایی ماوراالطبیعه است، کارها جبران ناپذیری رو برای بدست آوردن اعتماد دختر عمش انجام می‌ده و…

دانلود رمان روزهای بدون تو

نام رمان : روزهای بدون تو
نام کاربری نویسنده: SAmirA
ژانر رمان: تخیلی | عاشقانه
ویراستار: shaparak20
رمان نیمه حرفه ای

تعداد صفحات:۲۲۰

توجه: کلیه قسمت ها غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.
 خلاصه رمان:

دانلود رمان روزهای بدون تو ⋆

دانلود رمان روزهای بدون تو

هوتن کیانمهر بعد از بیست سال، تو یه اتفاق غیر منتظره عمه اش رو پیدا می‌کنه؛در حالی که با مرگ دست به گریبانه!
و دختر عمه ای که تنهای تنهاست و حاضر به کمک گرفتن از فامیل تازه پیدا شده نیست؛
ولی هوتن که یه فرد غیرمعمولی، با توانایی ماوراالطبیعه است، کارها جبران ناپذیری رو برای بدست آوردن اعتماد دختر عمش انجام می‌ده و…

قسمت های از رمان را با هم می خونیم:

انداختم.
– نازگل من رو می‌ شناسی؟
ولی هیچ عکس العملی نشون نداد.
کامران:«هوتن با این دختر چی‌کار کردند؟»
حرفی برای گفتن بهش نداشتم، فقط با ناراحتی سرم رو تکون دادم.

دانلود رمان روزهای بدون تو
مستقیم به عمق چشم های نازگل نگاه کردم، باید تحت تاثیرش می‌ذاشتم.
– نازگل جان… ما الان می‌ریم خونه، دیگه کسی اذیتت نمی‌کنه، به من اعتماد کن.
حرف خاصی نگفت، ولی از آرامش چشماش فهمیدم که بهم اعتماد کرده.
بازوش رو به آرومی‌ گرفتم و از زمین خیس بلندش کردم، زانوهاش بشدت می‌لرزید و نمی‌تونست روی پاهاش بایسته.
کامرانی با کمی‌ عصبانیت گفت:
– نمی‌خوای که با این حال وادارش کنی راه بیاد… بغلش کن دیگه!
چشم غره ای بهم رفت و جلوتر از ما راه افتاد.

دانلود رمان روزهای بدون تو

تو اون وضعیت خندم گرفته بود، این کامران هیچ وقت آدم نمی‌شد.
به زور چشماش رو باز نگه داشته بود و چهره اش هم بشدت سفید و بی رنگ بود.
راه حل کامران بهتر به نظر می‌رسید، دخترک توان راه رفتن نداشت.
کامران:«مرد حسابی چرا استخاره می‌کنی، این هوا برای ما که این‌همه پوشیدیم سرده…چه برسه به این دختر که هیچی تنش نیست.»
دستم رو آروم زیر زانوش بردم و بلندش کردم، به طرف ماشین حرکت کردیم.
نزدیک ماشین کامرن سویچ رو از جیبم برداشت، منم همراه نازگل پشت نشستم…

دانلود رمان روزهای بدون تو

توی اتاق خودم خوابوندمش و بیرون اومدم.
بچه ها بیدار شده بودند و از کامران علت حضورش رو می‌ پرسیدند.
با دیدن من به طرفم اومدند.
هومن:«چی شده؟…کامران می‌گه نازگل این‌جاست.»
– آره دیشب برای مزون حادثه ای پیش اومده، این‌جا آوردمش.
نمی‌ خواستم کسی از اتفاقاتی که افتاده خبر دار بشه.
هدا:«چه اتفاقی…حال نازی خوبه؟»
– متاسفانه ساختمون مزون آتش گرفته.

دانلود رمان روزهای بدون تو

هر دوشون هم‌زمان گفتند.
– چی؟…..حال نازی خوبه؟ اتفاقی که براش نیوفتاده؟
– نه خیالتون راحت، فقط یکم ترسیده و شوک بهش وارد شده… چند ساعت دیگه بهتر می‌شه.
هدا:«می‌رم به مامان و بابا بگم.»
اون دوتا که رفتند، به طرف اتاق شیدا رفتم ولی کسی اون‌جا نبود.
شمارش رو گرفتم… ولی در دسترس نبود.

دانلود رمان روزهای بدون تو

باید از یه چیزهایی مطمئن می‌ شدم، ولی خیلی خسته و فرسوده بودم، نیاز به استراحت داشتم تا بتونم درست فکر کنم.
-کامران من خوابم میاد، فردا نمی‌تونم به بیمارستان برم… مطب رو هم تعطیل می‌کنم. باید بعدش شیدا رو پیدا کنم،
الان اون دوقلوها مادر و پدر رو این‌جا می‌کشونند، بهشون یه چیزهایی سربسته بگو… ولی اشاره ای به اتفاقات نکن.
کامران:«باشه،خیالت راحت خودم همه چی رو سرو سامون می‌دم… فقط هوتن بازم تهدیدی برای نازگل یا اعضای خانواده ات هست؟»
-راستش نمی‌دونم اول باید شیدا و عامل اصلی این جریانات رو پیدا کنم.
کامران:«باشه،کاری داشتی زنگ بزن.»

دانلود رمان روزهای بدون تو

– ممنون ازت رفیق… راستی نازگل به این زودی‌ها ازخواب بلند نمی‌شه، بهشون بگو که مزاحمش نشن.
کامران:«یه سوال دیگه؟ می‌ خوای حافظش رو پاک کنی؟!»
با استیصال بهش نگاه کردم، این اولین باری بود که نمی‌دونستم باید چه تصمیمی‌ بگیرم.
– واقعا نمی‌دونم.
دستی روی شونم زد و گفت:
– مطمئنم… بهترین تصمیم رو می‌ گیری.

دانلود رمان روزهای بدون تو

به طرف اتاق رفتم تا حواسم بهش باشه… روی کاناپه بالشی گذاشتم و خوابیدم.

با صداهایی که از حیاط به گوشم می‌رسید از خواب بلند شدم؛ به ساعت نگاه کردم تازه نیم ساعت بود…که خوابیده بودم.
با خستگی دستی توی موهام کشیدم، شاید حال پدر بد شده بود.
به طرف حیاط رفتم، پدر رو روی برانکادر به امبولانس منتقل می‌کردند، با نگرانی نزدیکش شدم ماسک اکسیژن رو از صورتش برداشت.
با سرفه و صدای ضعیفی صدام کرد.

 

دانلود رمان روزهای بدون تو ⋆

دانلود رمان روزهای بدون تو

راهنما دانلود:

“فایل فوق به صورت فشرده می باشد”

“برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود(pc)”

“دوستانی که از موبایل برای دانلود استفاده میکنن چنانچه در بخش خارج کردن فایل از حالت فشرده مشکل دارند از نرم افزار

RAR for Android استفاده نمایند و اگر در قسمت باز کردن فایل پی دف مشکل دارند از برنامه های چون

Adobe Reader استفاده نمایید .”

” فایل فوق با فرمت مخصوص گوشی های آندروید تولید و در سایت قرار نگرفت به دلیل آسیب های که به دستگاه کاربران وارد میکنند.

دانلود رمان عاشقانه روزهای بدون تو|رمان عاشقانه روزهای بدون تو| رمان روزهای بدون تو  رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور روزهای بدون تو| رمان عاشقانه صحنه دار روزهای بدون تو| رمان عاشقانه ایرانی روزهای بدون تو| رمان عاشقانه کوتاه روزهای بدون تو| رمان عاشقانه ۹۸ia روزهای بدون تو| رمان عاشقانه خارجی روزهای بدون تو| رمان عاشقانه پلیسی روزهای بدون تو| رمان عاشقانه دانلود روزهای بدون تو| روزهای بدون تو|رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور| رمان عاشقانه صحنه دار| رمان عاشقانه ایرانی| رمان عاشقانه کوتاه| رمان عاشقانه ۹۸ia| رمان عاشقانه خارجی| رمان عاشقانه پلیسی| رمان عاشقانه دانلود| رمان روزهای بدون تو|دانلود رمان روزهای بدون تو برای موبایل|عکس شخصیت های رمان روزهای بدون تو|دانلود رمان روزهای بدون تو apk|دانلود رمان روزهای بدون تو لاو ۹۸|رمان روزهای بدون تو قسمت اول|دانلود رمان روزهای بدون تو نسخه apk|دانلود رمان روزهای بدون تو apk|رمان روزهای بدون تو قسمت اخر| رمان|رمان نودهشتیا|رمان های زیبا و خواندنی|رمان معشوقه ۱۶ ساله|رمان اشتباه شیرین|رمان مستانه عشق|سایت باغ رمان|رمان شام مهتاب|دانلود رمان جدید نودهشتیا| رمان هایsamira