در دانلود رمان به دلم نشستی رمان عاشقانه جدید و متفاوتی را برای دانلود آماده کردیم که در مورد دختری به اسم سارا که بزرگترین فرزند خانواده است و همراه پدر و مادر و دوتا برادرهاش زندگی میکنه و یه دوست خیلی خوب هم دانشگاهی  به اسم مهسا داره و زندگی این سارا خانم قصه ی ما پر از اتفاقات جورواجوره.سارا عاشق یه پسریه به اسم دانیال البته با هم دیگه دوستن و قراره با هم ازدواج کنن  اما قلم تلخ این روزگار چیز دیگه ای رو براشون نوشته …

دانلود رمان به دلم نشستی

نام رمان:به دلم نشستی

نویسنده:زهرا حشم فیروز

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات: ۲۵۸

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه دانلود رمان:

 دختری به اسم سارا که بزرگترین فرزند خانواده است و همراه پدر و مادر و دوتا برادرهاش زندگی میکنه و یه دوست خیلی خوب هم دانشگاهی  به اسم مهسا داره و زندگی این سارا خانم قصه ی ماا پر از اتفاقات جورواجوره.سارا عاشق یه پسریه به اسم دانیال البته با هم دیگه دوستن و قراره با هم ازدواج کنن  اما قلم تلخ این روزگار چیز دیگه ای رو براشون نوشته …

دانلود رمان به دلم نشستی ⋆

دانلود رمان به دلم نشستی

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

سلام سارا معینی هستم فرزند اول خانواده و عاشق مامانم همه میگن قیافه ام کپی برابر اصل
مامانمه اما قدم به بابام رفته.نمیگم خیلی خوشگلم اما جذابم مثل خیلی از دخترها منم چشم و
ابرو مشکیم وفرم دماغم به صورتم میاد و لب بالایم یه خرده از یه خط صاف بیشتره اما لب پایینم
قلوه ای قدم هم متوسط رو به بالاست و هیکلم هم پره نه چاقم نه لاغر.گاهی وقتا تنها دلیل برای
ادامه ی زندگیم مامانمه.که قیافه اش یه خرده بیشتر از سنش نشون میده اخه یه خرده زیادی
سختی کشیده که حالا خودش سرفرصت مناسب براتون تعریف میکنه.اوووم راستی یادم رفت که
بگم دانشجوی سال اخر وکالت هستم.میدونم الان پیش خودتون میگید ای بابا اینم که از این بچه
زرنگاست اما باید بگم که با اجازتون اصلا هم اینجوری که شما میگید نیست البته واسه درس

دانلود رمان به دلم نشستی

مدرسه اگه حالش بود میخوندم که خراب کاری نکنم اصلا شما یه دختر پیدا کن که بگه واسه
امتحانات مخش رو نترکونده باشه اصلا مگه داریم؟
البته من و رفیق جینگم که اسمش نگینه یه سال به خاطر سهل انگاری خودمون پشت کنکور
موندیم چون هیچ کدوممون حتی یه خط نخونده بودیم و یه دونه تست هم نزده بودیم)قبل از
کنکور(
از روز کنکور بگم که از خوش شانسی با هم افتادیم با این تفاوت که من سالن پایین بودم و نگین
سالن بالا.نگین رو نمیدونم که چه جوری تست زده بود اما من اولش چند تا سوال رو خوندم دیدم
کردن و پر کردن خونه های خالی پاسخنامه اما بعد از /  /  / خیلی سخته شروع کردم به
یه مدت درست وقتی رسیده بودم به سوال سوم زبان انگیلسی یکی از پشت میکروفون اعلام

دانلود رمان به دلم نشستی

کرد که وقت عمومی ها تمومه و باید بخش عمومی ها رو تحویل بدیم منم که زبانم توپ بود
حسابی حرص خوردم باور کنید اگر میذاشتن حالا     % نه اما    %درصد که میزدم.به خاطر همین
چون نمیدونستم وقت محدوده برای عمومی ها)در این حد تو کف درس نبودم(یه سری خودم رو
با الفاظ قشنگ رنگ کاری کردم و بعد هم از خجالت همون صدایی که اعلام کرده بود وقت تمومه
در اومدم.بعد از جمع کردن بخش عمومی ها.بخش تخصصی ها رو پخش کردن منم نمیدونم با
خودم سرلج بودم یا اصلا اگر نبودم نخونده میخواستم بیستون رو جابه جا کنم؟همین شد که
بدون باز کردن بخش تخصصی ها مارپله ای شروع کردم به پرکردن برگه ی پاسخ نامه و بعد از یه
مدت همون صدا قشنگه اعلام کرد که هرکی مایله میتونه پاسخ نامه اش رو تحویل بده و بره.منم
از خدا خواسته سریع پیچیدم بیرون.

دانلود رمان به دلم نشستی

وقتی اومدم بیرون انچنان با غرور به اطراف نگاه میکردم و سرم رو با افتخار بالا گرفته بودم که هر
کی اونجا منتظر بچه اش بود به یقین میگم که با خودش فکر کرده بود که رتبه یک کنکور اومده
بیرون البته اشتباه هم فکر نمیکردن رتبه یک کنکور از اون ور بوم.
همونطور با غرور به اطراف نگاه میکردم که دیدم بابام یه گوشه ی پارک نشسته و داره با گوشیش
حرف میزنه.اروم اروم رفتم پشتش و انچنان پخی کردم که بابام   متر پرید هوا اما بعد از چند
ثانیه لبخندی شیرین زد و گفت اومدی پدر سوخته؟

قهقه ای زدم و گفتم باباجون چرا زورت فقط به خودت میرسه این همه حرف بوق دار.چرا خودت
رو هدف میگیری؟

دانلود رمان به دلم نشستی

بابام که انگار تازه یادش اومده بود داشته با گوشی حرف میزده سریع دوباره گوشیش رو چسبوند
به گوشش و گفت ببخشید داداش این سارای ورجک از سر جلسه اومده بود حواسم پرت شد.با
خودم گفتم وای مامانی کجایی که به دادم برسی.الان که بدبخت شم اخه عموم حسابی تحویلم
میگرفت و میگفت تو باید یه کاره ای بشی تو این مملکت.حالا هر کی ندونه شما که میدونید من با
کنکورم چه کردم
این عموم از بابام بزرگتره و حسابی واسه خودش برو بیای داره و خیلی ها روش حساب میکنن یه
جورایی گنده ی مملکته البته به اصرار یه سری از مسئولین اینجا مونده اخه زن و بچه هاش خارج
از کشورن مامانم همیشه نسبت به عمو بزرگم یه ارادت خاصی داره اخه میگه که خیلی به ما
کمک کرده.بابام یه برادر کوچیکتر از خودش و یه خواهر کوچیکتر از عمو کوچیکم هم داره.تو
حال و هوای تجزیه و تحلیل خاندان بابام بودم که با صدای تقریبا داد مانند بابام به خودم اومدم
بابام-سارا معلوم هست کجایی؟بگیر عموت کارت داره

دانلود رمان به دلم نشستی

اب دهنم رو قورت دادم و گوشی رو از بابام گرفتم و خیلی اروم سلام کردم
عموم- به به سلام. خانم وکیل خودمون چطوره؟
نفس صداری کشیدم و گفتم ممنون عموم من خوبم اما هنوز وکیل نیستما من تازه امروز کنکور
دادم.کو تا جا جوابش بیاد
عموم خنده ای صدا دار کرد و گفت من به تو اعتماد دارم میدونم وقتی بخوای یه کاری رو انجام
بدی تا تهش میری و موفقم میشی
راستم میگفت نیت کرده بودم گند بزنم که شکر خدا خوب از پسش بر اومدم و کاملا موفق شدم
تک سرفه ای کردم و گفتم شما لطف داری عمو جون.اها راستی زن عمو اینا خوبن؟
عموم-ای ناقلا خوب بلدی بحث رو عوض کنیا.اره اونا هم خوبن

دانلود رمان به دلم نشستی

خب خداروشکر
عموم-سارا لحظه شماری میکنم واسه جواب کنکورت تا خودت رو به همه ثابت کنی

 

باکس دانلود

 

دانلود رمان عاشقانه به دلم نشستی|رمان عاشقانه به دلم نشستی| رمان به دلم نشستی رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور به دلم نشستی| رمان عاشقانه صحنه دار به دلم نشستی| رمان عاشقانه ایرانی به دلم نشستی| رمان عاشقانه کوتاه به دلم نشستی| رمان عاشقانه ۹۸ia به دلم نشستی| رمان عاشقانه خارجی به دلم نشستی| رمان عاشقانه پلیسی به دلم نشستی| رمان عاشقانه دانلود به دلم نشستی| به دلم نشستی|رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور| رمان عاشقانه صحنه دار| رمان عاشقانه ایرانی| رمان عاشقانه کوتاه| رمان عاشقانه ۹۸ia| رمان عاشقانه خارجی| رمان عاشقانه پلیسی| رمان عاشقانه دانلود| رمان به دلم نشستی|دانلود رمان به دلم نشستی برای موبایل|عکس شخصیت های رمان به دلم نشستی|دانلود رمان به دلم نشستی apk|دانلود رمان به دلم نشستی نگاه دانلود|رمان به دلم نشستی قسمت اول|دانلود رمان به دلم نشستی نسخه apk|دانلود رمان به دلم نشستی apk|رمان به دلم نشستی قسمت اخر| رمان|رمان نودهشتیا|رمان های زیبا و خواندنی|رمان معشوقه ۱۶ ساله|رمان اشتباه شیرین|رمان مستانه عشق|سایت باغ رمان|رمان شام مهتاب|دانلود رمان جدید نودهشتیا| رمان های لاو ۹۸