در دانلود رمان انتقام زیبا رو رمان عاشقانه جدیدی برای دانلود شما رمان دوستان قرار دادیم که در مورد یه دختر مغرور که به خاطر انتقام وارد دانشکده نظامی شد و حالا در به در دنبال قاتل پدر مادرش میگرده پدر مادری که هشت سال قبل به دست یک باند بزرگ کشته شدن(…آنجل) یه پسر که به خاطر یه اعتماد و یه حس بچگانه ضربه بدی خورد و حالا نمیتونه به کسی اعتماد کنه چون براش بدجور گرون تموم شده و به خاطر همین اعتماد ترک خورده از اون محیط دانشگاه  و رشته اصلیش که باعث عذابش بود خداحافظی کرده و شده یه پلیس موفق(…آرنولد) حالا این دونفر تو یه ماموریتی که برای هر دوتاشون خیلی مهمه باهم همکار میشن و یه اتفاقاتی میوفته که خوندنش خالی از لطف نیست…

دانلود رمان انتقام زیبا رو

نام رمان: انتقام زیبا  رو

نویسنده: پریسا حکمت

ژانر: عاشقانه و اجتماعی

تعداد صفحات: ۲۲۱

توجه: کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد

خلاصه رمان:

دانلود رمان انتقام زیبا رو ⋆

دانلود رمان انتقام زیبا رو

در مورد یه دختر مغرور که به خاطر انتقام وارد دانشکده نظامی شد و حالا در به در دنبال قاتل پدر مادرش میگرده پدر مادری که هشت سال قبل به دست یک باند بزرگ کشته شدن(…آنجل) یه پسر که به خاطر یه اعتماد و یه حس بچگانه ضربه بدی خورد و حالا نمیتونه به کسی اعتماد کنه چون براش بدجور گرون تموم شده و به خاطر همین اعتماد ترک خورده از اون محیط دانشگاه  و رشته اصلیش که باعث عذابش بود خداحافظی کرده و شده یه پلیس موفق(…آرنولد) حالا این دونفر تو یه ماموریتی که برای هر دوتاشون خیلی مهمه باهم همکار میشن و یه اتفاقاتی میوفته که خوندنش خالی از لطف نیست…

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

صدای شلیک گلوله بود که همه جارو پر کرده بود. اگه اون دختره ی احمق خوب کارشو انجام
میداد الان لو نرفته بودیم. اه اه گند زد به ماموریت. سردیه اسلحه رو پشت کمرم احساس
کردم.خیلی آروم بدون اینکه عکس العمل شدیدی نشون بدم یا بترسم سر جام وایسادم. سرشو
بغل گوشم آورد و با صدای آرومی گفت: هه فک نمیکردی بفهمیم مگه نه خانوم پلیسه?فک

دانلود رمان انتقام زیبا رو
کردی میتونی سر منو کلاه بزاری?! حتی اگه همکارات دستشون بهم برسه قبلش باید انتقامم رو
از تو بگیرم جوجه! اه این یارو چقدر ور ور میکنه! بسه دیگه بزار تمرکز کنم چجوری باید از شرّت
خلاص بشم. اهاااان فهمیدم. خیلی اروم رفتم عقب جوری که چسبیدم بهش. هه لال شد.چه
عجب! خیلی اروم سرمو برگردوندم و تو چشماش خیره شدم و با تمام مظلومیت گفتم: تو انقدر
بی رحم نیستی که منو بکشی مگه نه?! اینارو با بغض ساختگی میگفتم که دیدم دستش داره شل
میشه. آهااااا ایول خوب شد . حالا یک دو سه چون پاهاشو اندازه ی عرض شونش باز کرده بود
خیلی راحت پامو بردم عقب و دوووووف یه دونه زدم به جای حساس و نه تنها اسلحه از دستش
افتاد بلکه خودشم پخش زمین شد.

دانلود رمان انتقام زیبا رو

سریع اسلحه رو برداشتم و سمتش گرفتم و با سرعت به نیرو ها خبر دادم تا بیان اینو از جلو
چشمم گم و گور کنن. تا نیرو ها برسن فقط داشت ناله میکرد و فحش میداد بی ادب! خلاصه نیرو
اومدو این یارو رو جمع کرد. منم لباسام که درب و داغون شده بود. دوستان همکار لطف کردنو
برام یه دست لباس تمیز اوردن اونم عوض کردمو مستقیم حرکت کردیم سمت اداره. تو راه انقدر
خسته بودم که چشمامو بستم بلکه خستگیم در بره. ماشین توی سکوت بود که کارولین ) همون
دختره که گند زد به ماموریت( با صدای مظلومی به سرگرد گفت: سرگرد من معذرت میخوام. من
نمیخواستم اینطور بشه میدونم که نقشه های بیشتری برای اونا داشتید و میخواستید مدرک
بیشتری جمع کنید اما من با بی دقتیم همه نقشه هارو خراب کردم.واقعا متاسفم. بعد روشو
برگردوند سمت من و ادامه داد: من باید بیشترین عذر خواهی رو از شما بکنم سروان. میدونم که

دانلود رمان انتقام زیبا رو

چقدر برای این پرونده زحمت کشیده بودید و میخواستید به نتیجه ی مطلوبی برسید و من تمام
زحمات شمارو به هدر دادم. وسط حرفش پریدم و با لحنی خشک و سرد گفتم: الان تاسفتون
برای من فایده ای نداره پس بهتره ادامه ندید و از این به بعد سعی کنید که توی ماموریت هایی به
این مهمی دقتتون رو بیشتر کنید. خواست حرفی بزنه که دستمو به علامت سکوت بالا اوردم و
گفتم: گفتم که دیگه نمیخوام چیزی در این باره بشنوم. ماشین دوباره توی سکوت غرق شد و
اینبار سرگرد سکوت رو شکست و منو مخاطبش قرار داد: سروان سیلیا بهتون تبریک میگم اگه
هوش و ذکاوت شما نبود با اشتباهی که رخ داد ممکن بود این پرونده نصفه بمونه. واقعا کار شما
جای تحسین داره و باعث خوشحالیمه که با شما توی حل این پرونده همکار بودم. سرمو بلند

دانلود رمان انتقام زیبا رو

کردمو با غرور نگاهش کردم و در جواب اون همه تحسین خیلی سرد گفتم: متشکرم سرگرد.
انگار منتظر بود چیز دیگه ای بگم یا منم از همکاری با اون ابراز خوشحالی بکنم اخه همینجوری
زل زده بود به من و منتظر بود. بدون توجه به نگاهش سرمو چرخوندمو چشمامو بستم. خب فک
کنم الان باید خودمو معرفی کنم من آنجل سیلیا هستم دختر مارتین سیلیا و رزالین فرناندز دو تا
مامور پلیس که همیشه باعث افتخارن و هنوز که هنوزه یادشون فراموش نشده. پدر مادر من جزو
بهترین نیروهای پلیس بودن و جالبیش اینجاست که اونا توی اداره با هم اشنا شدن و کم کم
عاشق هم شدن و این عشق تا مرگ هم دنبالشون بود جوری که اونا باهم رفتن و منو دختر یکی
یدونشونو تنها گذاشتن. اگه اون باند لعنتی نبود الان مامان بابای من اینجا بودن قسم خوردم که

دانلود رمان انتقام زیبا رو

انتقام پدر مادرمو از اون باند بگیرم. هی! بیخیال میگفتم من    سالمه و از    سالگی وارد
نیروهای جنایی پلیس شدمو تونستم تو این مدت کم خیلی پیشرفت کنم و به مقام سرگردی
برسم گرچه به این کار خیلی علاقه ندارم تنها دلیلم برای انتخاب اینکار فقط و فقط انتقام بوده و
هست! الان هم با عموم زندگی میکنم که اون هم جزو مقام های بالای پلیس هست کلا من توی یه
خانواده پلیسی بزرگ شدم. با ترمز محکم ماشین چشمامو باز کردمو دستمو سمت اسلحم بردم.
خیلی خشک پرسیدم: چه اتفاقی افتاده?! سرگرد با تعجب گفت: نمیدونم…
چرا اینجوری به بیرون زل زده مگه اون بیرون چیه? نتونستم طاقت بیارم و پیاده شدم.
خدای من چی میدیدم یه دختر که از فرق سر تا کف پاش خونی بود و افتاده بود روی زمین.
یعنی ما زدیم بهش? نه این امکان نداره چون روی بدنش و صورتش جای یه چیزی مثل شلاقه

دانلود رمان انتقام زیبا رو

خدای من این دختر چجوری تونسته این دردو تحمل کنه!!! با یه صدای جیغ سرمو برگردوندم و
دیدم کارولین به پشت یه بوته خیره شده و دستش روی دهنشه! سریع رفتم سمتش و وقتی به
پشت بوته رسیدم جنازه ی یه دخترو دیدم که به طرز وحشیانه ای تکه تکه شده بود. کارولین
واقعا ترسیده بود دستشو گرفتم و بردم نشوندمش تو ماشین و یه لیوان اب دادم دستش. و
برگشتم بیرون. سرگرد داشت سعی میکرد با اون دختر حرف بزنه. هه واقعا چه کار احمقانه ای!
اون دختر داره میمیره. سریع زنگ زدم به اورژانس. و بعد رفتم سمت اونا با یه صدای جدی به

دانلود رمان انتقام زیبا رو

سرگرد گفتم: سرگرد فکر نمیکنم الان شرایط مناسبی برای به حرف کشیدن اون دختر باشه
بهتره بعد از اینکه حالش بهتر شد باهاش صحبت کنید. سرگرد سری تکون داد و حرفمو تایید
کرد.و پرسید کارولین چرا جیغ زد. گفتم: میخواستم همینو به اطلاعتون برسونم لطفا تشریف
بیارید. سرگرد دنبالم راه افتاد و وقتی به پشت بوته رسیدیم برای چند لحظه چشمامو بست و بعد

 

 

دانلود رمان عاشقانه انتقام زیبا رو|رمان عاشقانه انتقام زیبا رو| رمان انتقام زیبا رو رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور انتقام زیبا رو| رمان عاشقانه صحنه دار انتقام زیبا رو| رمان عاشقانه ایرانی انتقام زیبا رو| رمان عاشقانه کوتاه انتقام زیبا رو| رمان عاشقانه ۹۸ia انتقام زیبا رو| رمان عاشقانه خارجی انتقام زیبا رو| رمان عاشقانه پلیسی انتقام زیبا رو| رمان عاشقانه دانلود انتقام زیبا رو| انتقام زیبا رو|رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور| رمان عاشقانه صحنه دار| رمان عاشقانه ایرانی| رمان عاشقانه کوتاه| رمان عاشقانه ۹۸ia| رمان عاشقانه خارجی| رمان عاشقانه پلیسی| رمان عاشقانه دانلود| رمان انتقام زیبا رو|دانلود رمان انتقام زیبا رو برای موبایل|عکس شخصیت های رمان انتقام زیبا رو|دانلود رمان انتقام زیبا رو apk|دانلود رمان انتقام زیبا رو نگاه دانلود|رمان انتقام زیبا رو قسمت اول|دانلود رمان انتقام زیبا رو نسخه apk|دانلود رمان انتقام زیبا رو apk|رمان انتقام زیبا رو قسمت اخر| رمان|رمان نودهشتیا|رمان های زیبا و خواندنی|رمان معشوقه ۱۶ ساله|رمان اشتباه شیرین|رمان مستانه عشق|سایت باغ رمان|رمان شام مهتاب|دانلود رمان جدید نودهشتیا| رمان های لاو ۹۸