در دانلود رمان آب و ماهی رمان عاشقانه جدیدی را به قلم دریا دلنواز در ۳۰۹ صفحه آماده کرده ایم که در مورد …

دانلود رمان آب و ماهی

نام رمان: آب و ماهی

نویسنده : دریا دلنواز

تعداد صفحات:۳۰۹

ژانر:عاشقانه

توجه : کلیه قسمت های غیر اخلاقی رمان ها حذف می گردد.

خلاصه رمان:

دانلود رمان آب و ماهی ⋆

دانلود رمان آب و ماهی

زندگی یه دایره اس در حال چرخیدن
میچرخه و آدمارو میشونه اون جایی که باید
و میبینن اون چیزایی رو که باید
و می شنون اون چیزایی رو که باید
حواست باشه آدمای زندگیتو کجا می شنوی ، چی نشونشون میدی ، چیا بهشون میگی…
یه روزی می رسه که می شینی جای اونی که باید

قسمت های ابتدایی رمان را با هم می خونیم:

لیوان را بلند کرد و آخرین جرئه چای را نوشید…با خوردن چای خستگی بیش از حد امروز را کمتر میکرد ، پا روی پا انداخت و سرش را به پشتی صندلی تکیه داد ، برای چند لحظه ای پلک هایش را روی هم گذاشت که صدای در اتاق باعث شد نفسش را با شدت بیرون بفرستد .
_بفرمایید
یکی از دانشجوهای سال آخری برای ارائه پایان نامه اش وارد اتاق شد ،
_سلام استاد
عینک طبی اش را روی چشم هاش گذاشت ، نگاه کوتاهی انداخت و پاسخ سلامش را داد ،
دانشجو پروژه ی دانشگاهی اش را روی میز قرار داد و روی صندلی نشست
_دکتر کاظمی گفتند نتایج آزمایشگاهی قابل قبول بودند ،
برگه های پروژه را ورق زد ، مدتی گذشت تا گفت
_اگر دکتر کاظمی نتیجه رو قبول کردند پس دیگه مشکلی نیست ،
لبخند رضایت روی لب های دختر نشست ، مقنعه اش را کمی به جلو کشید و تشکر کرد.
_حالا بهت چه نمره ای بدم؟!

دانلود رمان آب و ماهی
خجالت زده خندید و سرش را پایین انداخت
_استاد خیلی اذیتتون کردم ، باعث شدم با دکتر قوامی ام دچار مشکل بشید.شرمنده ام
روی برگه نمره ی بیست نوشت و امضا کرد ،
_مبارک باشه خانوم مهندس ،
دختر با خوشحالی برگه را از دستش گرفت و با دیدن نمره اش برق خوشحالی در چشمانش نمایان شد
_استاد دستتون درد نکنه ، واقعا ارزشش و داشت تا خودم و نه ترمه کنم و با شما پروژه ام و بردارم.خیلی ممنون
عینکش را برداشت توی جعبه اش گذاشت ، به لبخندی کوتاه بسنده کرد و وسایلش را از روی میز جمع کرد ، با رفتن آخرین دانشجو کار امروزش تمام شده بود و حالا میتوانست دقایق باقی مانده را برای استراحت این روز سخت کاری سپری کند.
راننده جلوی در منتظرش بود ،سوار ماشین شد، ترافیک حالش را همیشه بهم میزد ، همیشه از چراغ قرمز متنفر بود و از یه جا ماندن بیشتر ،

دانلود رمان آب و ماهی

تلفن همراهش را از توی کیف بیرون آورد و روشن کرد ، عادت نداشت در زمان کاری از تلفن همراه استفاده کند و برای خلع سلاح کردن خودش هم شده همیشه با تلفن خاموش وارد دانشگاه میشد.
چند پیام بیخود تبلیغاتی را سرسری خواند و حذف کرد ، اما همیشه تلگرام پر از خبرهای تازه بود ، به تازگی عضو گروهی از دوستان هم دوره ای دانشگاهش شده بود ، از دوست های هم دوره ای اش با خبر شده بود از وضع زندگی و کار و کاسبیشان اطلاع پیدا کرده بود و بیشتر وقت های بی کاری اش را به خواندن پیام ها و صحبت های آنان اختصاص میداد.
با اینکه از میان تمام خاطرات شیرین، تلخی ها بیشتر موج میزدن اما راضی بود به تکرار خاطرات ،
برای گروه سلامی فرستاد ، هر کدام از اعضای گروه به سبک خودشان استقبال کردند
“به رفیق جان ، خسته نباشی ” “ُسلام بر مرد روزهای سخت ” سلام عزیز دل” و…
بدون اینکه به اسم های فرستنده نگاه کند ، میتوانست حدس بزند پیام اول از میلاد و پیام دوم از حسین ، آخری هم کار دوستی دیگر است.جواب بقیه اعضای گروه را داد و به خواندن پیغام های صبح تا بحال پرداخت ، گاهی لبخند روی لبش می آمد ، گاهی چشم ریز میکرد ، گاهی با اخم و گاهی هم قهقهه…
قهقهه هایش برای خواندن پیام کسی بود که همیشه خوش رویی و نشاطش را با او قسمت میکرد و غم و اندوهش را برای خود نگه میداشت

دانلود رمان آب و ماهی

ترافیک تمامی نداشت و به جبران آن صحبت های دوستان ، تا رسیدن به منزل سر خودش را مثل همیشه با خواندن پیغام ها سپری کرد.
با توقف ماشین و “به سلامت “گفتن راننده نفسش را با خوشنودی بیرون فرستاد و تشکر کرد.تلفن همراهش را داخل کیف انداخت و با لبخند رضایتمندی پیاده شد…
تمام خستگی هایش…تمام کلافگی هایش با دیدن این خانه و آرامشی که داشت برطرف میشد.کلید انداخت و وارد شد ، کفش های مشکی اش همچنان برق میزد .
وارد آسانسور که شد با دیدن همسایه کناری سلام گفت و رو به در ایستاد ، طبقه ی هفتم ، خانه ی نود متری نوساز، که هربار با وارد شدن به خانه خیالش آسوده میشد.
کت و شلوار طوسی اش را آویزان کرد ، پیرهن مردانه اش را پشت در حمام گذاشت ، دوش یک ربعه ای گرفت…
ار فرط خستگی پاهایش را روی زمین میکشید ، حوله پیچ به سمت یخچال رفت ، با دیدن پنیر و سبزی تازه خیالش راحت شد که امشب گرسنه نمیخوابد.

دانلود رمان آب و ماهی

شام ساده ای خورد و پیش از خواب ازقفسه کتاب هایش کتابی را انتخاب کرد ، اینبار نوبت کتاب بازمانده ی روز بود ، وارد اتاق سراسر تیره اش شد ، پرده های بلند و ضخیم سورمه ای که با چند گل زرد کمی از تیرگی درآماده بود ، رو تختی همانقدر تیره و فرش شیش متری سورمه ای ، با اینکه همیشه لباس های روشن میپوشید اما برای خانه اش رنگ تیره انتخاب کرده بود ، با خودش میگفت فقط زمانی که همه جا تیره و کدر باشد سیاهی و کثیفی به چشم نمی آید ، خاطره ی خوبی از خانه ی قبلیش نداشت اتاق خواب قبلیش سراسر سفید بود ، پر از نور و روشنایی اما یک لکه ی کوچک آنقدر به چشم آمد و بزرگ شد که تمام خانه را پر کرد.
شلوارک بلندی پوشید و حوله روی سینه اش را پشت در آویزان کرد ، با خیال راحت روی تخت دراز کشید ، لحافش را زیر گلو بالا کشید و دست هایش را آزاد کرد ، هنوز صفحه ی اول را کامل نخوانده بود که زنگ در به صدا درآمد ، با خودش فکر کرد چه کسی این موقع شب به او سر زده ؟ جز یک نفر نام دیگری به ذهنش نرسید.
با لبخند به سمت در دویید و در را گشود.
_شبا چقدر خوشتیپ میشی .

دانلود رمان آب و ماهی

با پسرک دستی داد و به سمتش خم شد ،
گونه ی استخوانی اش را با لب های خیسش بوسید ، میتوانست بفهمد خیسی گونه اش آب گوجه سبز و کمی تف ادوین کوچولو ست!
دست به دور کمرش انداخت و از روی زمین بلندش کرد ، صورتش را با محبت بوسید و در خانه را بست .
_با کی دعوات شده باز؟
پسرک کوچولو و بامزه گردنش را بوسید و با ناراحتی گفت
_شهلا ، اینا نمیذارن من کارتون ببینم ، شبکه پویات کار میکنه؟
لبخندش را کنترل میکرد ، در دلش قربان صدقه ی شیرینی پسرک میرفت.
_آره عمو جان ،

دانلود رمان آب و ماهی

به عادت این چند ماه که ادوین شب و نصفه شب به سراغش می آمد ، کاناپه را تا نزدیک تلوزیون جلو کشید ، ادوین خودش را بالا کشید و مردانه روی کاناپه نشست ، با کف دستش به روی کاناپه زد
_شهلا بیا بشین اینجا

دانلود رمان آب و ماهی ⋆

دانلود رمان آب و ماهی

راهنما دانلود:

“فایل فوق به صورت فشرده می باشد”

“برای دریافت رمان کافی است بر روی دکمه بالا کلیک نمایید تا رمان به آسانی دانلود شود(pc)”

“دوستانی که از موبایل برای دانلود استفاده میکنن چنانچه در بخش خارج کردن فایل از حالت فشرده مشکل دارند از نرم افزار

RAR for Android استفاده نمایند و اگر در قسمت باز کردن فایل پی دف مشکل دارند از برنامه های چون

Adobe Reader استفاده نمایید .”

” فایل فوق با فرمت مخصوص گوشی های آندروید تولید و در سایت قرار نگرفت به دلیل آسیب های که به دستگاه کاربران وارد میکنند. “

دانلود رمان عاشقانه آب و ماهی|رمان عاشقانه آب و ماهی| رمان آب و ماهی رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور آب و ماهی| رمان عاشقانه صحنه دار آب و ماهی| رمان عاشقانه ایرانی آب و ماهی| رمان عاشقانه کوتاه آب و ماهی| رمان عاشقانه ۹۸ia آب و ماهی| رمان عاشقانه خارجی آب و ماهی| رمان عاشقانه پلیسی آب و ماهی| رمان عاشقانه دانلود آب و ماهی| آب و ماهی|رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه| رمان| رمان خانه| رمان عاشقانه بدون سانسور| رمان عاشقانه صحنه دار| رمان عاشقانه ایرانی| رمان عاشقانه کوتاه| رمان عاشقانه ۹۸ia| رمان عاشقانه خارجی| رمان عاشقانه پلیسی| رمان عاشقانه دانلود| رمان آب و ماهی|دانلود رمان آب و ماهی  برای موبایل|عکس شخصیت های رمان آب و ماهی|دانلود رمان آب و ماهی apk|دانلود رمان آب و ماهی نگاه دانلود|رمان آب و ماهی قسمت اول|دانلود رمان آب و ماهی نسخه apk|دانلود رمان آب و ماهی apk|رمان آب و ماهی قسمت اخر| رمان|رمان نودهشتیا|رمان های زیبا و خواندنی|رمان معشوقه ۱۶ ساله|رمان اشتباه شیرین|رمان مستانه عشق|سایت باغ رمان|رمان شام مهتاب|دانلود رمان جدید نودهشتیا| رمان های نوشته دریا دلنواز