سایت عکس و بیوگرافی

براي مشاهده مطلب کليک کنيد

داستان عاشقانه گریه برای عشقم ⋆

داستان عاشقانه گریه برای عشقم ⋆


داستان عاشقانه گریه برای عشقم  یک داستان عاشقانه زیبا و غمناک در مورد دل دادن یک پسر به دختری که اصلا بهش علاقه نداره و مدام ….

داستان عاشقانه گریه برای عشقم

داستان عاشقانه گریه برای عشقم ⋆

داستان عاشقانه گریه برای عشقم

یکی بود یکی نبود
یه پسر بود که زندگی ساده و معمولی داشت
اصلا نمیدونست عشق چیه عاشق به کی میگن
تا حالا هم هیچکس رو بیشتر از خودش دوست نداشته بود
و هرکی رو هم که میدید داره به خاطر عشقش گریه میکنه بهش میخندید
هرکی که میومد بهش میگفت من یکی رو دوست دارم بهش میگفت دوست داشتن و عاشقی
مال تو کتاب ها و فیلم هاست….
روز ها گذشت و گذشت تا اینکه یه شب سرد زمستونی

داستان عاشقانه گریه برای عشقم

توی یه خیابون خلوت و تاریک
داشت واسه خودش راه میرفت که
یه دختری اومد و از کنارش رد شد 

پسر قصه ما وقتی که دختره رو دید دلش ریخت و حالش یه جوری شد
انگار که این دختره رو یه عمر میشناخته
حالش خراب شد
اومد بره دنبال دختره ولی نتونست
مونده بود سر دو راهی
تا اینکه دختره ازش دور شد و رفت
اون هم همینجوری واسه خودش با اون حال خراب راه افتاد تو خیابون
اینقدر رفت و رفت و رفت

داستان عاشقانه گریه برای عشقم


تا اینکه به خودش اومد و دید که رو زمین پر از برفه
رفتش تو خونه و اون شب خوابش نبرد
همش به دختره فکر میکرد
بعضی موقع ها هم یه نم اشکی تو چشاش جمع می شد
چند روز از اون ماجرا گذشت و پسره همون جوری بود
تا اینکه باز دوباره دختره رو دید
دوباره دلش یه دفعه ریخت
ولی این دفعه رفت دنبال دختره و شروع کرد باهاش راه رفتن و حرف زدن
توی یه شب سرد همین جور راه میرفتن و پسره فقط حرف میزد
دختره هیچی نمیگفت
تا اینکه رسیدن به یه جایی که دختره باید از پسره جدا میشد
بالاخره دختره حرف زد و خداحافظی کرد
پسره برای اولین توی عمرش به دختره گفت دوست دارم 

داستان عاشقانه گریه برای عشقم


دختره هم یه خنده کوچیک کرد و رفت
پسره نفهمید که معنی اون خنده چی بود
ولی پیش خودش فکر کرد که حتما دختره خوشش اومد
اون شب دیگه حال پسره خراب نبود
چند روز گذشت
تا اینکه دختره به پسر جواب داد
و تقاضای دوستی پسره رو قبول کرد
پسره اون شب از خوشحالیش نمیدونست چیکار کنه
از فردا اون روز بیرون رفتن پسره و دختره با هم شروع شد
اولش هر جفتشون خیلی خوشحال بودن که با هم میرن بیرون

داستان عاشقانه گریه برای عشقم


وقتی که میرفتن بیرون فکر هیچ چیز جز خودشون رو نمی کردن
توی اون یه ساعتی که با هم بیرون بودن اندازه یه عمر بهشون خوش میگذشت
پسره هرکاری میکرد که دختره یه لبخند بزنه
همینجوری چند وقت با هم بودن
پسره اصلا نمی فهمید که روز هاش چه جوری میگذره
اگه یه روز پسره دختره رو نمیدید اون روزش شب نمیشد
اگه یه روز صداش رو نمیشنید اون روز دلش میگرفت و گریه میکرد
یه چند وقتی گذشت
با هم دیگه خیلی خوب و راحت شده بودن
تا این که روز های بد رسید
روزگار نتونست خوشی پسره رو ببینه
به خاطر همین دختره رو یه کم عوض کرد
دختره دیگه مثل قبل نبود
دیگه مثل قبل تا پسره بهش میگفت بریم بیرون نمیومد
و کلی بهونه میاورد

داستان عاشقانه گریه برای عشقم


دیگه هر سری پسره زنگ میزد به دختره
دختره دیگه مثل قبل باهاش خوب و مهربون حرف نمیزد
و همش دوست داشت که تلفن رو قطع کنه
از اونجا شد که پسره فهمید عشق چیه
و از اون روز به بعد کم کم گریه اومد به سراغش
دختره یه روز خوب بود یه روز بد بود با پسره
دیگه اون دختر اولی قصه نبود
پسره نمیدونست که برا چی دختره عوض شده
یه چند وقتی همینجوری گذشت تا اینکه پسره
یه سری زنگ زد به دختره
ولی دختره دیگه تلفن رو جواب نداد
هرچقدر زنگ زد دختره جواب نمیداد
همینجوری چند روز پسره همش زنگ میزد ولی دختره جواب نمیداد
یه سری هم که زنگ زد پسره گوشی رو دختره داد به یه مرده تا جواب بده
پسره وقتی اینکار رو دید دیگه نتونست طاغت بیاره
همونجا وسط خیابون زد زیر گریه
طوری که نگاه همه به طرفش جلب شد
همونجور با چشم گریون اومد خونه
و رفت توی اتاقش و در رو بست

داستان عاشقانه گریه برای عشقم


یه روز تموم تو اتاقش بود و گریه میکرد و در رو روی هیچکس باز نمیکرد
تا اینکه بالاخره اومد بیرون از اتاق
اومد بیرون و یه چند وقتی به دختره دیگه زنگ نزد
تا اینکه بعد از چند روز
توی یه شب سرد
دختره زنگ زد و به پسره گفت که میخوام ببینمت
و قرار فردا رو گذاشتن
پسره اینقدر خوشحال شده بود
فکر میکرد که باز دوباره مثل قبله
فکر میکرد باز وقتی میره تو پارک توی محل قرار همیشگیشون
دختره میاد و با هم دیگه کلی میخندن
و بهشون خوش میگذره
ولی فردا شد
پسره رفت توی همون پارک و توی همون صندلی که قبلا میشستن نشست
تا دختره اومد

داستان عاشقانه گریه برای عشقم


پسره کلی حرف خوب زد
ولی دختره بهش گفت بس کن
میخوام یه چیزی بهت بگم
و دختره شروع کرد به حرف زدن
دختره گفت من دو سال پیش
یه پسره رو میخواستم که اونم خیلی منو میخواست
یک سال تموم شب و روزمون با هم بود
و خیلی هم دوستش دارم
ولی مادرم با ازدواج ما موافق نیست
مادرم تو رو دوست داره
از تو خوشش اومده
ولی من اصلا تو رو دوست ندارم
این چند وقت هم به خاطر خودت با تو بودم
به خاطر اینکه نمیخواستم دلت رو بشکنم
پسره همینطور مثل ابر بهار داشت اشک میریخت
و دختره هم به حرف هاش ادامه میداد
دختره گفت تو رو خدا تو برو پی زندگی خودت
من برات دعا میکنم که خوش بخت بشی

داستان عاشقانه گریه برای عشقم


تو رو خدا من رو ول کن
من کسی دیگه رو دوست دارم
این جمله دختره همینجوری تو گوش پسره میچرخید
و براش تکرار میشد
و پسره هم فقط گریه میکرد و هیچی نمیگفت
دختره گفت من میخوام به مامانم بگم که
تو رفتی خارج از کشور
تا دیگه تو رو فراموش کنه
تو هم دیگه نه به من و نه به خونمون زنگ نزن
فقط دعا کن واسه من تا به عشقم برسم
باز پسره هیچی نگفت و گریه کرد
دختره هم گفت من باید برم
و دوباره تکرار کرد تو رو خدا منو دیگه فراموش کن
و رفت

داستان عاشقانه گریه برای عشقم


پسره همین طور داشت گریه میکرد
و دختره هم دور میشد
تا اینکه پسره رفت و برای اولین بار تو زندگیش سیگار کشید
فکر میکرد که ارومش میکنه
همینطور سیگار میکشید دو ساعت تمام
و گریه میکرد
زیر بارون

داستان عاشقانه گریه برای عشقم


تا اینکه شب شد و هوا سرد شد و پسره هم بلند شد و رفت
رفت و توی خونه همش داشت گریه میکرد
دو روز تموم همینجوری گریه میکرد
زندگیش توی قطره های اشکش خلاصه شده بود
تازه میفهمید که خودش یه روزی به یکی که داشت برای عشقش گریه میکرد
خندیده بود
و به خاطر همون خنده بود که الان خودش داشت گریه میکرد
پسره با خودش فکر کرد که به هیچ وجه نمیتونه دختره رو فراموش کنه
کلی با خودش فکر کرد
تا اینکه یه شب دلش رو زد به دریا
و رفت سمت خونه دختره
میخواست همه چی رو به مادر دختره بگه
اگه قبول نمیکرد میخواست به پای دختره بیافته
میخواست هرکاری بکنه تا عشقش رو ازش نگیرن
وقتی رسید جلوی خونه دختره
سه دفعه رفت زنگ بزنه ولی نتونست
تا اینکه دل رو زد به دریا و زنگ زد
زنگ زد و برارد دختره اومد پایین
و گفت شما

داستان عاشقانه گریه برای عشقم


پسره هم گفت با مادرتون کار دارم
مادر دختره و خود دختره هم اومدن پایین
مادر دختره خوشحال شد و پسره رو دعوت کرد به داخل
ولی دختره خوشحال نشد
وقتی پسره شروع کرد به حرف زدن با مادره
داداش دختره عصبانی شد و پسره رو زد
ولی پسره هیچ دفاعی از خودش نکرد
تا اینکه مادر دختره پسره رو بلند کرد و خون تو صورتش رو پاک کرد
و پسره رو برد اون طرف و با گریه بهش گفت
به خاطر من برو اگه اینجا باشی میکشنت
پسره هم با گریه گفت من دوستش دارم
نمیتونم ازش جدا باشم
باز دوباره برادر دختره اومد و شروع کرد پسره رو زدن
پسره باز دوباره از خودش دفاع نکرد
صورت پسره پر از خون شده بود
و همینطور گریه میکرد

داستان عاشقانه گریه برای عشقم


تا اینکه مادر دختره زورکی پسره رو راهی کرد سمت خونشون
پسره با صورت خونی و چشم های گریون توی خیابون راه افتاد
و فقط گریه میکرد
اون شب رو پسره توی پارک و با چشم های گریون گذروند
مادره پسره اون شب

به همه بیمارستان های اون شهر سر زده بود
به خاطر اینکه پسرش نرفته بود خونه
ولی فرداش پسرش رو زیر بارون با لباس خیس و صورت خونی بی هوش توی پارک پیدا کرد
پسره دیگه از دختره خبری پیدا نکرد
هنوز هم وقتی یاد اون موقع میافته چشم هاش پر از اشک میشه
و گریه میکنه

داستان عاشقانه گریه برای عشقم


هنوز پسره فکر میکنه که دختره یه روزی میاد پیشش
و تا همیشه برای اون میشه
هنوز هم پسره دختره رو بیشتر از خودش دوست داره
الان دیگه پسره وقتی یکی رو میبینه که داره برای عشق گریه میکنه دیگه بهش نمیخنده
بلکه خودش هم میشینه و باهاش گریه میکنه
پسره دیگه از اون موقع به بعد عاشق هیچکس نشده خسته و دل مرده….
این بود تموم قصه زندگی این پسر

داستان عاشقانه

داستان عاشقانه بدون سانسور

داستان عاشقانه خفن

داستان عاشقانه کوتاه و زیبا

داستان عاشقانه شاد

داستان عاشقانه شب اول عروسی

داستان عاشقانه غمگین

داستان عاشقانه زیبا

داستان عاشقانه واقعی



جای سوختگی پوست را چگونه می توان از بین برد؟   یکی از عوارض شایع سوختگی، تغییر رنگ محل سوختگی است که جای آن تا مدت‌ها باقی می‌ماند   گاهی در اثر سوختگی، سلول‌های رنگدانه‌ساز ...
بیماری فتق یا هرنی و عوارض آنها بیماری فتق بیماری فتق در مردان بیماری فتق چیست بیماری فتق در زنان بيماري فتق چيست؟ بیماری فتق بیضه بیماری فتق ناف بیماری فتق معده بیماری فتق اینگوینا...
فیلم های ایرج قادری به عنوان نویسنده نویسنده آکواریوم (۱۳۸۴) سام و نرگس (۱۳۷۹) پنجه در خاک (۱۳۷۶) لیلاج (۱۳۴۵)
استفاده از بالش برای نوزاد، مجاز؟ آیا از این که کودکتان هنوز روی یک سطح صاف بدون استفاده از بالش می خوابد ، نگران هستید؟ به گفته کارشناسان استفاده از بالش برای کودک زیر دو سال توص...
توصیه‌های آلیسا میلانو به تازه مادران! خوب، انتظار دیگری هم از آلیسا میلانو، ستاره هالیوود نمی‌رفت. این بازیگر سرشناس که از مدافعین تغذیه نوزادان با شیر مادر بوده، در مصاحبه‌ای دیگر در...
تغذیه کودکان، هویج برای بچه ها لازمه؟ هویج با داشتن مواد مقوی و ویتامین ها یکی از مهمترین و مفیدترین سبزیجات برای بدن می باشد.ترکیبات شیمیاییهویج دارای ۸۷% آب ، ۱/۵ مواد ازته ، ۰/۰۲ %...
انتخاب شیشه شیر برای نوزاد، چه معیاری مهمه؟  وقتی اسم نوزاد و شیشه‌شیر به میان می‌آید، هیچ فرمولی برای انتخابی موفق وجود ندارد. بعضی نوزادان هر شیشه‌شیری را با یک لبخند می‌پذیرند و برخی دیگر فقط...
داد زدن بچه ها، چیزی خواست بدم بهش؟ سوالبا سلام خدمت خانم دکتر دختری ساله1/5 دارم بعضی وقتی اگر چیزی میخواد فرقی ندار خوردنی یا چیزی دیگه به صورت فریاد یا زدن به سر صورت وزود عصبانی...
کم کاری تیروئید در بارداری، راهکار چیست؟ سوالسلام، من تو هفته 11بارداری هستم، دقیقا 10 هفته و سه روز، تقریبا 10روزه که متوجه کم کاری تیروئیدم شدم، TSHم 4 هست و تحت نظر پزشک تا حالا 7تا ق...
افزایش هوش جنین در بارداری، راهی آسان رژیم غذایی شما باید دارای مواد مغذی و انرژی مورد نیاز برای نوزاد تان داشته باشد تا خود بدن کودک  سالم و قادر به تغییرات مختلف رشد و نمو باشد. هر ...
واکسیناسیون بارداری، بی خطر است؟ همواره ترس از عوارض جنینی باعث می شود که از تجویز بسیاری از داروها و واکسن ها در دوران بارداری جلوگیری شود. این در حالی است که بعضی از این موارد نه ...
چرا باردار نمی شوم، مشکل کجاست؟ سوال:سلام خانم دکتر من 32 سال سن دارم که هفت ماه پیش بدلیل تشکیل نشدن قلب جنین سقط کردم و الان حدود دو ماهه که اقدام میکنم برا بارداری اما باردار...
تبخال تناسلی در زنان، راه انتقال سوال:با سلام من دوماهه ازدواج کردم سری اولی که با همسرم رابطه داشتم دچار درد و سوزش و تب و لرز و ورم غدد لنفاوی کشاله ران شدم طبق درسهایی که توی ...
آزمایش های قبل از بارداری، پره‌ ناتال اگر شما جزو آن گروه از زوج‌هایی هستید که برای باردار شدن‌تان برنامه‌ریزی دارید، به‌طور قطع به اهمیت مشاوره پیش از بارداری و ضرورت چکاپ کامل خود پ...
ازدواج سنتی چیست؟ ازدواج سنتی ازدواج سنتی یا امروزی ازدواج سنتی در ایران ازدواج سنتی چیست ازدواج سنتی در چین ازدواج سنتی نی نی سایت ازدواج سنتی و ازدواج ...

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Copy Protected by Chetan's WP-Copyprotect.