Notice: تابع register_sidebar به‌صورت نادرست فراخوانی شد. No id was set in the arguments array for the "ستون کناری 1" sidebar. Defaulting to "sidebar-1". Manually set the id to "sidebar-1" to silence this notice and keep existing sidebar content. لطفاً برای اطلاعات بیشتر، اشکال زدایی در وردپرس را مشاهده کنید. (این پیام در نگارش 4.2.0 اضافه شده است) in /home/photobio/public_html/wp-includes/functions.php on line 3943

بزرگترین گالری عکس و تصویر در ایران

بیوگرافی کامل قابوس بن وشمگیر

بیوگرافی کامل قابوس بن وشمگیر

بیوگرافی کامل قابوس بن وشمگیر

 

ابوالحسن قابوس بن وشمگیر بن زیار دیلمی ملقب به شمس المعالی، از امیران سلسلسهٔ زیاری، شاعر و خوشنویس بود. وی صاحب گرگان و طبرستان و فرزند امیر وشمگیر بن زیار بود.

اولین پادشاه دیلم لیلی بن نعمان بود که در ایام نصر بن احمد سامانی بر نیشابور مستولی گردید. پس از او اسفار بن شیرویه به حکومت رسید.

زندگی

در ۳۶۷ ه. ق. پس از برادرش بیستون در شهر جرجان (شهری در مکان فعلی گنبد کاووس امروز) به تخت نشست. در همین سال رکن‌الدوله فرمانروای آل‌بویه نیز درگذشت و سرزمین‌های تحت حکومت او میان سه پسرش عضدالدوله و مویدالدوله و فخرالدوله تقسیم شد. عضدالدوله و مویدالدوله با فخرالدوله اختلاف پیدا کردند و بین آن‌ها جنگ درگرفت. فخرالدوله به طبرستان گریخت و به قابوس که شوهرخالهٔ او بود پناه برد. عضدالدوله و مویدالدوله به قابوس پیغام فرستادند که فخرالدوله را به ایشان تحویل دهد. قابوس نپذیرفت و عضدالدوله به طبرستان و گرگان لشکرکشی کرد اما قابوس تاب مقاومت نداشت و در جنگی کوتاه‌مدت در نزدیکی استرآباد شکست خورد و در ۳۷۱ ه. ق. پس از چهار سال حکمرانی از حکومت معزول و با فخرالدوله به خراسان گریختند. قابوس نزدیک به ۱۸ سال (۳۷۱ – ۳۸۸) از حکومت محروم بود و در خراسان در پناه سامانیان زندگی می‌کرد. در تحولات بعدی و با مرگ عضدالدوله و سپس فخرالدوله و ضعیف شدن حکومت آل بویه او با کمک یاران دیلمی و طبری خود به گرگان حمله کرد و توانست گرگان را از آل‌بویه پس بگیرد و در ۳۸۸ ه. ق. دوباره به تخت نشیند. او تا سال ۴۰۳ ه. ق. حکومت کرد و دامنه متصرفات خود را از سوی مغرب گسترش داد.

در سال ۴۰۳ ه. ق. قابوس پرده‌دار مخصوص خود را که مردی بی‌آزار و محبوب لشکر بود کشت. لشکریان به خاطر این کار او شورش کرده او را به زندان انداختند و کشتند.

هنر و منش

قابوس وشمگیر از سویی ادیب و خوش‌نویس بود و در نظم و نثر به عربی و فارسی سرآمد روزگار خود بود اما از سوی دیگر بسیار خشن و سنگدل بود. لغت‌نامه دهخدا درباره او نوشته‌است: «قابوس مردی درشت‌خو و بی‌رحم و با خشم و غضب بود و به آسانی حکم به کشتن می‌داد و به اندک سوءظنی دست به قتل هر بی‌گناهی می‌زد و به همین علت جمعی بسیار به دست او کشته شدند و کینهٔ او در سینهٔ غالب سران لشکری جا گرفت.» و در چند سطر پایین‌تر می‌نویسد: «قابوس مشهورترین افراد خاندان زیاری است چه او مردی فاضل و ادیب و فضل‌دوست و خوش‌خط بود. گویند صاحب بن عباد هرگاه خط او را دیدی گفتی اهذا خط قابوس او جناح طاوس. در انشاء نثر عربی با بهترین بلغای این زمان دم برابری می‌زد و در شعر فارسی و تازی هر دو ماهر بود.» »

در هر حال او از دانشمندان و ادبای عصر خود حمایت می‌کرد و ابوریحان بیرونی چند سال را در دربار او گذراند و کتاب معروف خود آثارالباقیه عن القرون الخالیه را در سال ۳۹۰ ه. ق. در گرگان (جرجان) نوشت و به قابوس تقدیم کرد.

آثار

از او اشعار زیادی به جا نمانده‌است ولی نامه‌های او را ابوالحسن علی بن محمد یزدادی در کتابی به نام کمال البلاغه گردآوری کرده‌است و قسمت‌هایی از آن را محمدبن اسفندیار در تاریخ طبرستان نقل کرده‌است.

  • کار جهان
کار جهان سراسر آز است یا نیاز من پیش دل نیارم آز و نیاز را
من هشت چیز را ز جهان برگزیده‌ام تا هم بدان گذارم عمر دراز را
شعر و سرود و رود و می‌خوشگوار را شطرنج و نَرد و صیدگه و یوز و باز را
میدان و گوی و بارگه و رزم و بزم را اسب و سلاح و خُود و دعا و نماز را .
  • نصیب دل
شش چیز در آن زلف تو دارد مسکن پیچ و گره و بند و خم و تاب و شکن
شش چیز دگر از آن نصیب دل من عشق و غم و درد و رنج و تیمار و محن.

مقدمات و اسباب درگذشت

ابو سعد آبی در تاریخ خود گوید که در ماه ربیع الآخر سال ۴۰۳ بر سر زبان‌ها افتاد که قابوس مرده‌است و بعد از آن خبر رسید که نمرده بلکه از پادشاهی افتاده‌است. سبب آن بود که در کشتن زیاده‌روی می‌کرد و در تأدیب و اقامه سیاست مرزی نمی‌شناخت جز گردن زدن و کشتن. فرقی هم نمی‌کرد حتی اگر خویشاوند نزدیک بود یا از خواص دولت. هیچ‌کس از افراد مردم از سران لشکرش شکایتی نمی‌کرد مگر اینکه آن سردار را می‌کشت بی‌آنکه تحقیق کند که آیا آنچه می‌گویند راست است یا دروغ. لشکر و حاشیه از کردارهای او به جان آمدند و بر جان خود بیمناک شدند. پس با یکدیگر در نهان رأی زدند و سوگند خوردند که او را به ناگاه فروگیرند. قابوس قلعه‌ای ساخته بود بس استوار به نام شمر آباد و در آن می‌زیست و دست یافتن بدان دشوار بود. شبی به قلعه هجوم بردند ولی نتوانستند کاری کنند اما می‌دانستند که فردا این راز گشوده خواهد شد و همه طعمه تیغ خواهند گشت.

پس شایع کردند که قابوس مرده‌است. با این خبر همه اسب‌ها و قاطرهایش به غارت رفت و او نتوانست از آنجا که بود بگریزد. ابو العباس غانمی را به همدستی با توطئه گران متهم نمود و فوری کشت. سران لشکر فرزندش منوچهر را که در طبرستان بود، فراخواندند و گفتند اگر دیر بیاید دیگری را پادشاه می‌کنند. منوچهر فوری آمد. این خبر به قابوس رسید و به ناچار با چند تن از آنان که به او وفادار مانده بودند رهسپار بسطام شد ولی او را گرفتند و به یکی از قلعه‌ها بردند. اکنون منوچهر پادشاه بود و او را فلک المعالی لقب دادند. پدرش شمس المعالی بود.

درگذشت

پس ازاین واقعه در ماه جمادی‌الثانی خبر وفات او رسید و مجالس ختم بر پا شد. مرگ او در دژ جناشک واقع شد. جنازه او را به جرجان بردند و در مقبره عظیمی که برای خود ساخته و اموال بسیار صرف آن کرده بود به خاک سپردند.

مشروح واقعه از این قرار است که چون قابوس مردی تندخو بود، لشکریانش از او دل‌آزرده شدند و با او دگرگون گشتند. قتل او را در چشم پسرش منوچهر بیاراستند و گفتند که او را در بند کن، اگر چنین نکنی او را خواهیم کشت و اگر ما او را بکشیم بر جان خود از تو در امان نخواهیم بود و به ناچار تو را هم به او ملحق خواهیم کرد. منوچهر بر پدر حمله کرد و او را گرفت و بدون هیچ پوششی که بتواند خود را از شدت سرما در امان دارد در قلعه حبس کرد. قابوس فریاد می‌زد: چیزی به من دهید هر چند جل اسبی باشد و همین‌طور فریاد می‌زد تا مرد. او در احکام نجوم، سرنوشت خود را دیده بود که به دست فرزندش کشته می‌شود. نخست پسر را در جایی دور از خود جای داد و چون آثار فرمان‌برداری را در او یافت او را به خود نزدیک ساخت و این سبب مرگش شد.

سپس منوچهر کسانی را که به قتل پدرش توطئه کرده بودند اسیر کرد، شش نفر بودند، پنج نفر را کشت و ششمی به خراسان گریخت. محمود بن سبکتکین او را گرفت و نزد منوچهر فرستاد. علت این کار را از او پرسیدند. گفت: نمی‌خواهم مردم در کشتن پادشاهان دلیر شوند. پس او نیز کشته شد.

منوچهر در سال ۴۲۳ درگذشت. پسرش انوشیروان بن منوچهر جای او را گرفت. انوشیروان در سال ۴۳۵ بدرود حیات گفت و پسرش جستان بن انوشیروان به جای او قرار گرفت.

تبارنامه

وردان
زیار
مرداویج زیاری
فرمانروایی ۳۰۷ تا ۳۱۳ خورشیدی
وشمگیر
فرمانروایی ۳۱۳ تا ۳۴۶ خورشیدی
فرهاد
بیستون پسر وشمگیر
فرمانروایی ۳۴۶ تا ۳۵۵ خورشیدی
قابوس پسر وشمگیر
فرمانروایی ۳۵۵ تا ۳۹۱ خورشیدی
منوچهر پسر قابوس
فرمانروایی ۳۹۱ تا ۴۱۰ خورشیدی
دارا
اسکندر
انوشیروان پسر منوچهر
فرمانروایی ۴۱۰ تا ۴۲۲ خورشیدی
کیکاووس پسر اسکندر
جستان
گیلانشاه

 

بیوگرافی کامل حمید سبزواری   حمید سبزواری نام اصلی حسین آقاممتحنی زمینهٔ کاری شاعری زادروز ۱۳۰۴ سبزوار پدر و مادر عبدالوهاب: پدر ملا مح...
بیوگرافی محمد باقر سیدی محمد باقر سیدی زمینه فعالیت سینما و تلویزیون تولد ۱ فروردین ۱۳۴۲ تنکابن ملیت  ایران پیشه بازیگر سال‌های فعالیت در ...
بیوگرافی محسن زهتاب + عکس   محسن زهتاب زمینه فعالیت تئاتر، سینما و تلویزیون تولد ۱ فروردین ۱۳۱۴ تهران ملیت ایرانی پیشه بازیگر سال‌ه...
بیوگرافی قاسم زارع + عکس   قاسم زارع نام اصلی قاسم زارع زاغه زمینه فعالیت بازیگر تولد ۱ فروردین ۱۳۳۶ همدان ملیت  ایران سال‌های فعا...
بیوگرافی کامل سید محمد حسین شهریار   سید محمد حسین شهریار نام اصلی محمدحسین بهجت تبریزی زادروز ۱۲۸۵ خورشیدی تبریز پدر و مادر حاج میرآقا خشگنابی ...
بیوگرافی کامل آصف قهفرخی علی محمد، معروف به کربلایی میرزا و متخلص به آصف قهفرخی (زاده ۱۲۷۳ ه. ق در قهفرخ (فرخ شهر کنونی) در استان چهارمحال و بختیاری - ۱۳۳۸ ه. ق، در مح...
بیوگرافی حسن رضیانی + عکس   حسن رضیانی نام اصلی سید حسن رضیانی زمینه فعالیت سینما و تئاتر تولد ۱۳۱۰  مشهد مرگ ۶ شهريور ۱۳۹۳ تهران م...
بیوگرافی کامل مهدی اخوان ثالث   مهدی اخوان ثالث زمینهٔ کاری ادبیات ،موسیقی زادروز اسفند ۱۳۰۷ مشهد پدر و مادر علی و مریم مرگ ۴ شهریور ۱۳۶۹ ته...
بیوگرافی کامل پرتو اصفهانی میرزا علی‌رضا اصفهانی فرزند محمدعلی، متخلص به پرتو و مشهور به میرزا آقاجان (یا آقاجان)، شاعر و خوشنویس (به ویژه نسخ‌نویس) سدهٔ سیزدهم هجری قمری (سدهٔ ...
بیوگرافی کامل حکیم سنایی   حکیم سنایی زادروز ۴۷۳ هجری غزنه درگذشت ۵۴۵ هجری غزنه آرامگاه غزنه ملیت ایران بزرگ باستان، افغانستان ...
بیوگرافی کامل عبدالجبار کاکایی   عبدالجبار کاکایی زمینهٔ کاری شاعر ، نویسنده ، زبان شناس و منتقد ادبی زادروز 15 شهریور 1342 ایلام، ایران. ملیت ایرا...
بیوگرافی کامل ابوالعلای شوشتری   ابوالعلاء شوشتری یا بوالعلاء شُشتری شاعر ایرانی پارسیگوی (بی‌دیوان) سده ۴ هجری است. او در زمان سامانیان می‌زیست. زندگی او در سده...
بیوگرافی عباس شادروان + عکس   عباس شادروان زمینه فعالیت سینما و تلویزیون تولد ۱۳۳۵ تهران ملیت  ایران پیشه بازیگر سال‌های فعالیت ١٣۵۴...
بیوگرافی کامل جامی عبدالرحمن جامی زادروز ۲۴ آبان ۷۹۳ خرگرد، شهرستان خواف ایران درگذشت ۲۷ آبان ۸۷۱ (۸۱سالگی) هرات آرامگاه تخت مزار، هر...
بیوگرافی کامل وحشی بافقی   وحشی بافقی نام اصلی کمال‌الدّین (شمس‌الدّین) محمّد زمینهٔ کاری ادبیات فارسی، شعر زادروز ۹۱۱ خورشیدی ۹۳۹ قمر...